گنجور

حاشیه‌ها

آریا ایرانی در ‫۸ سال قبل، جمعه ۱۳ بهمن ۱۳۹۶، ساعت ۲۳:۱۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۲۱:

مولوی در دیوان شمس، غزلی دارد که با این بیت آغاز می‌شود:
آب حیات عشق را در رگ ما روانه کن
آینۀ صبوح را ترجمۀ شبانه کن
استاد محمدرضا شفیعی کدکنی در زیر مصرع دوم این بیت، شرحی نوشته است که گمان نمی‌کنم در ادبیات فارسی، چنین شرحی سابقه داشته باشد. می‌نویسد:
«آینۀ صبوح را ترجمۀ شبانه کن» یعنی آینۀ «صبوح را ترجمۀ شبانه کن»! هر نوع تغبیر نحوی و واژگانی در این گونه عبارات، به معنای کُشتن هنر و مبتذل کردن دستاوردهای نبوغ بشری است. معنی این‌گونه عبارات، به شمار لحظه‌های عمر کسانی که می‌توانند این عبارات را از ذهن خود عبور دهند، تعدد و تنوع و بی‌کرانگی دارد و هر کسی از ظن خود، در هر لحظه‌ای، یار «یکی از آن معانی» است و در لحظۀ بعد، یار «معنی دیگری»، تا قیامت. این چند کلمه را به آن دلیل نوشتم که در طول سال‌ها، افرادی از من می‌پرسیدند چرا این مصرع را معنا نکرده‌ای؟
(غزلیات شمس تبریزی، با مقدمه و گزینش و تفسیر محمدرضا شفیعی کدکنی، انتشارات سخن، ج2، ص677)

رضا در ‫۸ سال قبل، جمعه ۱۳ بهمن ۱۳۹۶، ساعت ۲۲:۴۲ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۱۳۹ - گفتن خویشاوندان مجنون را کی حسن لیلی باندازه‌ایست چندان نیست ازو نغزتر در شهر ما بسیارست یکی و دو و ده بر تو عرضه کنیم اختیار کن ما را و خود را وا رهان و جواب گفتن مجنون ایشان را:

درود بر شما و سایتتون عالیه
در بیت ششم "کوزه می‌بینی ولیکن آب شراب"
آب نیست،"آن" هست
بازم سپاس از سایتتون

بهزاد در ‫۸ سال قبل، جمعه ۱۳ بهمن ۱۳۹۶، ساعت ۲۱:۳۷ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱ - سرآغاز:

درود بر روان پاک مولانا
هرچندیکه در همه مثنوی ها و تفاسیر آنها نوشته اند که : گر بریزی بحر را در کوزه‌ای
چند گنجد قسمت یک روزه‌ای
ولی به نظرم: چند گنجد قسمت یک کوزه ای معنای خوبتر و واضع تر دارد. بطور مثال اگر بحر را در پیاله بریزی به اندازه یک پیاله آب میگیرد، به همین ترتیب اگر بحر را کوزه بریزی به اندازه یک کوزه آب میگیرد. کی میداند که مقدار یک روزه آب چه مقدار یا چند لیتر است؟ برای هرکس و هر چیز تفاوت دارد. آب یکروزه گوسفند با گاو، شتر با فیل و آدم با پرنده فرق دارد. هر کدام به اندازه های متفات به آب نیاز دارند.

محمدی در ‫۸ سال قبل، جمعه ۱۳ بهمن ۱۳۹۶، ساعت ۲۱:۰۷ دربارهٔ رهی معیری » غزلها - جلد اول » رسوای دل:

سلام.
این شعر زیبا با صدای حسام الدین سراج شنیدن دارد.

همیرضا در ‫۸ سال قبل، جمعه ۱۳ بهمن ۱۳۹۶، ساعت ۱۹:۰۲ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۳۲:

در نسخه چاپی تصحیح فروغی جلوی مصرع دوم بیت ششم در پرانتز علامت سؤال گذاشته شده:
خائفم گر دست غوغا می‌روی (؟)
که به این معناست که مصرع را بی‌معنی یا مغلوط دانسته (عبارت دست غوغا رفتن احتمالا).

نادر.. در ‫۸ سال قبل، جمعه ۱۳ بهمن ۱۳۹۶، ساعت ۱۸:۳۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۵۵:

مست ز خود می‌شوی! کیست دگر در جهان....

ahmadi در ‫۸ سال قبل، جمعه ۱۳ بهمن ۱۳۹۶، ساعت ۱۸:۱۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزلِ شمارهٔ ۱۱۸:

با سلام
مصرع " گر دلی داری به دلبندی بده "
را شادروان عبدالعلی وزیری یصورت زیر با آواز اجرا کرده اند :
گر دلی داری به دلداری سپار

علی احمدی در ‫۸ سال قبل، جمعه ۱۳ بهمن ۱۳۹۶، ساعت ۱۸:۰۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۲۵۰:

فکر کنم ترکیب از دام رهاندن و از دام جهیدن داشته باشیم اما ترکیب از دام جهاندن به نظر نامانوس میاد

نادر.. در ‫۸ سال قبل، جمعه ۱۳ بهمن ۱۳۹۶، ساعت ۱۶:۵۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۹۲:

فاعلن فاعلاتن..
این قدح می شتابد تا شما را بیابد
در دل و جان بتابد از ره بی‌دهانی...

جاوید مدرس اول رافض در ‫۸ سال قبل، جمعه ۱۳ بهمن ۱۳۹۶، ساعت ۱۶:۱۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۸:

دوش از این غصه نخفتم که حکیمی می‌گفت
حافظ ار مست بود جای شکایت باشد
نسخه‌ها و شارحان در این بیت دچار اختلاف و مشکل‌اند. اعم اغلب نسخ “حکیمی” دارند و اقل نسخ، شاید به این دلیل که با ضبط حکیمی مشکل داشته‌اند، آن را به “فقیهی” و “رفیقی” و…تبدیل کرده‌اند.
بی‌شک حافظ که طبق ابیات همین غزل اهل انکار شراب نیست و تکلیف خودش را با زاهد معلوم کرده عجب و نماز را به او اختصاص داده و مستی و نیاز را برای خودش برداشته هرگز از سخن یک فقیه بدخواب نمی‌شود چه رسد به اینکه بی‌خواب شود!
رفیق هم که لابد هم‌پیاله حافظ است هرگز او را به دلیل مستی شماتت نمی‌کند و بکند هم آن‌چنان بر حافظ گران نمی‌اید که خواب از چشم او برباید!
بدیهی است که با توجه به آنچه گذشت و نیز قدمت و کثرت نسخه‌بدل حکیمی نوبت به فقیهی نمی‌رسد چه رسد به رفیقی و حسودی و رقیبی و عزیزی که ضبط‌های کمیابی هستند.
برخی شارحان برای رفع ابهام بیت مصراع دوم را سوالی خوانده‌اند: “حافظ ار مست بود جای شکایت باشد؟! ” که باز هم رفع مشکلی نمی‌کند، چون دلیلی برای رنجش حافظ از یک استفهام ساده که شاید انکاری هم باشد وجود ندارد. ضمن اینکه انشایی خواندن عبارات، مثلا پرسشی خواندن آن‌ها به دلیل بلاغی نیاز دارد و خبری خواندن عبارت بر انشایی خواندن، علی‌القاعده، مرجح است.
بعضی از شارحان نیز در توضیح بیت توقف کرده و در برابر مفهوم آن سپر افکنده‌اند.
به نظر می‌رسد که باید در مورد کلمه “حکیم” دقت و درنگ بیش‌تری کرد. حافظ حکیم را در دیوان خود در چند معنی به‌کار برده است. یکی از این معانی خدای حکیم است:
گفتم این جام جهان‌بین به تو کِی داد حکیم؟
گفت آن روز که این گنبد مینا می‌کرد
قطعا این معنی در بیت مورد نظر نیست. معنی دیگر کلمه حکیم در دیوان حافظ اهل حکمت و شخص داناست، اما این معنی هم نباید مورد نظر باشد، چون حافظ نه تنها از پند حکیم نمی‌رنجد بلکه از آن استقبال هم می‌کند:
پند حکیم عین صواب است و محض خیر
فرخنده بخت آن‌که به سمع رضا شنید
او حتی در برابر عیب‌جویی حکیم نیز بی‌طاقت نمی‌شود و با احترام به او پاسخ می‌دهد:
عیبم مکن به رندی و بدنامی ای حکیم
کاین بود سرنوشت ز دیوان قسمتم
اما سومین معنی حکیم در شعر حافظ که، به نظر می‌رسد همین معنی در این‌جا مدنظر است، طبیب است، چنان‌که در این دوبیت نیز به همین معنی است:
فکر بهبود خود ای دل ز دری دیگر کن
درد عاشق نشود بِهْ به مداوای حکیم
مزاج دهر تبه شد در این بلا حافظ
کجاست فکر حکیمیّ و رای برهَمَنی
در بیت مورد بحث کلمه “شکایت” نیز که یادآور شکایت بیمار از درد است همین معنی را تقویت می‌کند. اگر این معنی را برای کلمه حکیم بپذیریم، بیت این‌گونه قابل تفسیر است:
دیشب از این غصه پریشان و دچار بی‌خوابی شدم که طبیبی (به تکرار) می‌گفت اگر حافظ باده بنوشد برای سلامت او زیان دارد و باعث بیماری و شکایت او از درد خواهد شد، یا جای آن خواهد بود که طبیب به خاطر ناپرهیزی از او گله کند.
بر این اساس علت ناراحتی و بی‌خوابی حافظ سخن طبیب است که او را از باده پرهیز داده است و البته معلوم است که چنین پرهیزی برای حافظ به هیچ وجه خوشایند نیست و خواب را از دیده او می‌رباید!

فرید در ‫۸ سال قبل، جمعه ۱۳ بهمن ۱۳۹۶، ساعت ۱۶:۰۶ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۳۲۰:

بیت 3 مصرع 2 فکر کنم به جایه BE باید نوشت MOO

شمس۲ در ‫۸ سال قبل، جمعه ۱۳ بهمن ۱۳۹۶، ساعت ۱۵:۵۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۴۲۶:

درمصراع سوم به خای خرابم زردم هست.اشتباه شده اس.

همیرضا در ‫۸ سال قبل، جمعه ۱۳ بهمن ۱۳۹۶، ساعت ۱۴:۳۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۳۱:

در مورد عبارت «بازی فراخ» در مصرع آخر در لغتنامه دهخدا اینطور آمده:
«بازی فراخ . [ ف َ ] (ص مرکب ) بمجاز، در برابر تنگخوی . در شعر سعدی بدین سان آمده است :
سعدیا عاشق نشاید بودن اندر خانقاه
شاهد بازی فراخ و زاهدان تنگخوی .
که بمعنی مَزّاح و فراخ خوی در برابر تنگخوی است ، اما همین بیت در نسخ متأخر بدین صورت در آمده است :
سعدیا مستی و مستوری بهم نایند راست
شاهدان بازی مزاج و صوفیان بس تنگخوی .
و مصراع دوم بدینسان نیز در نسخ آمده است :
شاهدان بازی فراخ و...»

همیرضا در ‫۸ سال قبل، جمعه ۱۳ بهمن ۱۳۹۶، ساعت ۱۴:۲۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۲۹:

مصرع دوم در نسخه چاپی تصحیح فروغی به این شکل آمده:
«شب است آن یا شبه یا مشک یا بوی»

مامیترا در ‫۸ سال قبل، جمعه ۱۳ بهمن ۱۳۹۶، ساعت ۱۴:۰۹ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۱۶۶ - این قطعه را برای سنگ مزار خودم سروده‌ام:

ببخشید اصلاح می کنم
بس برفتند چو ما پیش از
این همان رهگذر پیشین است

مامیترا در ‫۸ سال قبل، جمعه ۱۳ بهمن ۱۳۹۶، ساعت ۱۴:۰۷ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۱۶۶ - این قطعه را برای سنگ مزار خودم سروده‌ام:

با سلام به دوستان عزیز
دو بیت از این شعری که خانم پروین اعتصامی برای سنگ قبر خود سروده، توی این شعر نیامده.
همه را سوی عدم خواهد برد
تا که بر توسن گیتی زین است
بس برفتند چو ما پیش از ما
تا که بر توسن گیتی زین است
در کتاب های شعر پروین اعتصامی هم این دو بیت شعر نیست. فقط روی سنگ قبر ایشون اومده. حالا این که منبع مورد نظر در زمانی که این شعر روی سنگ قبر حکاکی شده چه منبعی بوده معلوم نیست. از دوستان اگر کسی منبعی دارن یا دیدن که این دو بیت هم توش باشه به ما معرفی کنن. یه دست نوشته ای هم از این شعر هست که گفته شده منسوب به پروین اعنصامی هست. اونجا هم این دو بیت نیست. پس یا باید شک کرد که اون دست نوشته از خانم اعتصامی نباشه یا این که این دو بیت اضافه شده

۷ در ‫۸ سال قبل، جمعه ۱۳ بهمن ۱۳۹۶، ساعت ۱۳:۳۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۳۰:

دو جور میشود خواند و برداشت کرد:
1-مرده باشم وگر نه باز آیی
2-مرده باشم چه بیایی چه نیایی

امیررضا فرید در ‫۸ سال قبل، جمعه ۱۳ بهمن ۱۳۹۶، ساعت ۱۳:۱۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۳:

صلاح الدین زرکوب و حسام الدین چلبی از نزدیکترین شاگردان مولانا بودند...
معمولا هم لفظ ضیاء الحق برای حسام الدین چلبی به کار رفته مثلا مولانا در دفتر دوم مثنوی می فرماید:
مدتی این مثنوی تاخیر شد
مهلتی بایست تا خون شیر شد
تا نزاید بخت نو فرزند نو،
خون نگردد شیر شیرین خوش شنو
چون ضیاء الحق «حسام الدین عنان»
بازگردانید ز اوج آسمان
چون به معراج حقایق رفته بود،
بی بهارش غنچه ها نشکفته بود...
گریزی به نبودن حسام الدین چلبی به علت فوت همسرش...

علی در ‫۸ سال قبل، جمعه ۱۳ بهمن ۱۳۹۶، ساعت ۱۳:۱۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۱:

این حافظ ناقلا عبارت پایاب شکیبایی رو از سعدی برداشته ها. جالبه

همیرضا در ‫۸ سال قبل، جمعه ۱۳ بهمن ۱۳۹۶، ساعت ۱۲:۵۶ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۳۰:

@7:
متشکر، از سر در گمی نجاتم دادید.

۱
۳۱۹۱
۳۱۹۲
۳۱۹۳
۳۱۹۴
۳۱۹۵
۵۷۱۰