گنجور

حاشیه‌ها

نادر.. در ‫۸ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۱۰ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۲۲ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۶۹:

درود دوست عزیز
به راستی غزل نغزی است!
ای کاش سعادت حضوری بود و من هم بیت پسین را می خواندم..

بابک در ‫۸ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۱۰ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۰۲ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۶۹:

تاریخ دیدار را اشتباها 8 خرداد 96 نوشتم که بدین‌وسیله اصلاح می‌شود: 9 خرداد 97

بابک در ‫۸ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۱۰ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۳:۵۹ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۶۹:

در دیدار روز هشتم خردادماه 96 شاعران با رهبر ایران، ایشان ضمن اشاره به این که در زندگی روزمره ما شعر خیلی رایج است و در یکی از فواتح یک بیت از این شعر را نوشته بودند و مردم ما حتی برای اعلام فاتحه هم از شعرهای زیبا استفاده می‌کنند و سپس بیت زیر را خواندند:
به صد دام آرمیدم دامن از چندین قفس چیدم
ندیدم جز به بال نیستی پرواز آزادی

عباس الاشعری در ‫۸ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۱۰ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۱:۴۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۹۹:

در مورد بیت بالا یعنی بوحنیفه و شافعی که از ائمه ی فقهی اهل سنت هستند و در دین به درجه ی اجتهاد رسیده اند آنها نتوانستند در مورد عشق درسی بگویند و هرچه گفتند از عقل و نقل بود درحالی که عشق حالی است و قابل بیان نیست و اگر آنان با این همه ذکاوت روایتی در عشق ندارند و درسی نگفته اند پس هیچکس نمی تواند درس عشق را تقریر کند.به قول حافظ
بشوی اوراق اگر هم درس مایی
که علم عشق در دفتر نگنجد

abbas raee در ‫۸ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۱۰ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۱:۳۹ دربارهٔ نظامی » خمسه » لیلی و مجنون » بخش ۱۰ - یاد کردن بعضی از گذشتگان خویش:

ظاهرا در بیت سی و نهم عنکوبت به جای عنکبوت آمده و اشتباه تایپی است. ممنون

سعید اسکندری در ‫۸ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۱۰ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۰:۵۳ دربارهٔ ازرقی هروی » قصاید » شمارهٔ ۴۶:

پوست بفکند

محسن سعیدزاده در ‫۸ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۱۰ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۹:۴۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۰:

ابر آذاری برآمد باد نوروزی وزید
وجه می می‌خواهم ,و مطرب؛که می‌گوید رسید?
شاهدان در جلوه, و من شرمسار کیسه‌ام
بار عشق و مفلسی صعب است؛ می‌باید کشید
قحط جود است؛ آبروی خود نمی‌باید فروخت
باده و گل از بهای خرقه ,می‌باید خرید
گوییا خواهد گشود از دولتم کاری ؛که دوش
من همی‌کردم دعا ,و صبح صادق می‌دمید
با لبی و صد هزاران خنده آمد گل به باغ
از کریمی گوییا در گوشه‌ای بویی شنید
دامنی گر چاک شد در عالم رندی چه باک
جامه‌ای در نیک نامی نیز می‌باید درید
این لطایف کز لب لعل تو من گفتم ؛که گفت؟
وین تطاول کز سر زلف تو من دیدم؛ که دید؟
عدل سلطان, گر نپرسد حال مظلومان عشق
گوشه گیران را ,ز آسایش طمع باید برید
تیر عاشق کش, ندانم بر دل حافظ که زد؟
این قدر دانم که, از شعر ترش خون می‌چکید
بیت اول – نشانه ها,حکایت ازآن دارد که : وقت میگساری وطرب رسیده است ومن دست خالی ام؛ چه کسی میتواند بگوید که وجه آن «رسید»
کنایه ازآنکه کسی برای وجه می ومطرب چیزی نمیدهد!
بیت دوم – بهار فرارسیده وشاهد ها درجلوه وخروش اند؛من اما تهی کیسه ام وقادر به پرداخت وجه نیستم.باراین مفلسی را کشیدن وعاشق بودن,صعب است اما من باید بکشم وچاره ای ندارم.
بیت سوم – درمیان این مردم این دوستان,قحطی جود وبخشش پیدا شده است ؛باید به کسی روزد وآبروی خودرا گرو گذاشت اما ازآنسو آبروهم نباید فروخته شود! چرا که باید آنرا به بهای خرقه بخرم ونمی ارزد که رقه بدهم وباده وشاهد ومطرب بستانم !
بیت چهارم – تنها راکار من, به انتظار اجابت دعا نشستن است.ازاین طریق گشایشی درکارم واهد افتاد.ازنیمه شب تا صبح صادق دعا کرده ام.
بیت پنجم – درنهایت به آرزوی ود رسیدم؛گل به باغ آمد بالبی شیرین وپرازخنده؛گویا شخص کریم وبخشنده ای به او چیزی گفته بود.
بیت ششم – گرچه من رند ام چاک دامن,و اما از طرف دیگر نیکنامانی هستند که گوشه جود آنان دامن مرا میگیرد.
بیت هفتم –به شعر خودش امتیاز میدهد ومیگوید نکته های لطیف گفتم؛چه کسی به این لطافت گفته بود؟
البته ناگفته نماند که :تطاولی که ازسر زلف تو دیده ام,نیز کسی ندیده است. وهمین دستمایه شعر من شده است .
بیت هشتم – سلطان این قلمرو,هرچند حالی از گوشه نشینان نمی پرسد؛ این درست اما, گوشه نشین نیز نباید طمع آسایش داشته باشد.
بیت نهم – نمیدانم ازکجا تیر خورده ,دل من؛ اما میدانم که ازشعر من ون میچکد!
چکیده دریافت من از این غزل :
جانهارا مثل اجسام,بهاری است ومیلی به گل وبلبل ومطرب ومی و...اما اینها همه ماهیّتا با بهار اجسام فرق میکند.برای تهیّه اسباب عیش جسم ,به می ومطرب وشاهد روی می آورند اما برای طرب جان به کناره گیری ازاینها باید پرداخت.هیچ کس نمیتواند برای رند عالم سوز وجهی جهت خرید اسباب عیش جان تدارک ببیند. در این جا قحطی جود هست ,وجارچی نمیگوید«رسید».
وجه پرداختی برای عیش جان دعای نیم شبی است؛ نقد رایج نیست.

یونس در ‫۸ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۱۰ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۸:۱۰ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ اشعار ترکی » سهندیم:

نظریمه هوشنگ جعفری آغ آتیم شعرین استاد شهریارین بو گوزل شعریننن ایلهام آلیب

کمال داودوند در ‫۸ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۱۰ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۵:۱۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۸۷:

در این جا در مصرع دوم راغ به معنی مرغزار است
تولد امام حسن مجتبی علیه السلام بر گنجور یان مبارک باد
جمع این رباعی از 9669

عرفان در ‫۸ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۱۰ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۳:۵۳ دربارهٔ عطار » پندنامه » بخش ۴ - در مناجات:

بسیار زیبا . درود خداوند بر شیخ عطار بزرگ و عزیز

حسین در ‫۸ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۱۰ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۲:۴۵ دربارهٔ سعدی » بوستان » در نیایش خداوند » بخش ۱ - سرآغاز:

سلام کسی معنی ادیم زمین رومیدونه

رامش در ‫۸ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۱۰ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۱:۵۷ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۵۶:

درود و رحمت الهی بر صائب تبریزی.
عجب شعری.
کمتر شعری بیش از چند بیت اعلا و عجیب دارد و این شعر از آن معدود شعرهاست.
هر که از ذکر به مذکور نمی پردازد ...
ندهد فرصت گفتا به محتاج، کریم ...
کسی از غنچه تصویر، صدا نشنیده است..

محراب در ‫۸ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۱۰ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۱:۵۲ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۶:

مصرع سوم، اینگونه صحیح تر به نظر می رسد:
"آزاد کنم ز دست این بی دستان" که آزاد کنم به معنای مرا آزاد کن به کار رفته است.

بابک در ‫۸ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۱۰ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۱:۰۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۴:

درود دوستان
معنای دو کلمه سر در بیت زیر چیست؟
زان روز ما و یاران در راه عهد کردیم
پنهان کنیم سر را پیش افکنیم سر را

بیگانه در ‫۸ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۱۰ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۰:۵۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۸:

گشت بیمار که چون چشم تو گردد نرگس
شیوه تو نشدش حاصل و بیمار بماند...!
فوق العاده!...
...

رحیم غلامی در ‫۸ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۱۰ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۰:۴۱ دربارهٔ حکیم نزاری » غزلیات » شمارهٔ ۱۰۵۴:

با سلام حافظ به پیروی از این حکیم سروده است:
گلبن عیش می‌دمد ساقی گلعذار کو
باد بهار می‌وزد باده خوشگوار کو

یاسین در ‫۸ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۱۰ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۰:۱۴ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۰۸:

از دوستان بزرگوار خواهش دارم
اگر میشه بیت اول و سوم رو معنی کنید

دیوانه تر از من چه کسی بود بگو در ‫۸ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۹ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۲۲:۴۶ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۳ - کاش یارب:

با سلام در بیت اول به جای او باید از کلمه آن استفاده شود زیرا او تنها برای شخص است و آن نیز برای غیر انسان به کار می رود و در نسخه اصلی دیوان شهریار نیز از کلمه آن استفاده شده است :
در دیاری که در آن نیست کسی یار کسی
کاش یا رب که نیفتد به کسی کار کسی

احمد در ‫۸ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۹ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۹:۳۸ دربارهٔ عطار » تذکرة الأولیاء » بخش ۷۵ - ذکر ابونصر سراج رحمةالله علیه:

سلام حیف شد تو گنجور تا این قسمت خوندم و اشتباه تیپی و ... زیاد دیدم کاش زودتر متوجه میشدم اصلاحیه میذاشتم

محمدرضا روشنی در ‫۸ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۹ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۹:۳۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲۳:

بس است هرچه تا حالا در توهم بودید و برای خوش اومدن و یا ژست حافظ شناسی و عرفانی نمودن برخی مطالب حافظ هر چرندیاتی را به خورد همگان میدهید . 1- حافظ یک انسان ساده با تخصص در خصوص تغزل وبرخی مضامین عرفانی که با تکلف فوق تصور بیان می نموده ، او را بشناسید 2- در این که حافظ تغرل را به حد اعلا رساند بحثی نیست ، در حالی که هر چه فردوسی در این سال سی زحمت کشید، ایشان زحمات فردوسی را کن فی یکون کرد . 3- مگه بچه بازی و همجنس گرایی شاخ و دم می خواهد که مغبچه زردشتی با سرزنش حافظ، او را برای اینکه خرقه تردامن (عمل خلاف شرع کرده و جنوب شده و با انزال ریخته به قسمت پایین خرقه) بوده منع می کند ، چیز دیگری می تواند باشد ، آخه در یک مصرع برای چی از دوبار آلوده شدن به سراب ' خرقه و سجاده که با هم تناسبی ندارد اشاره داشته باشد ' 4- برای چه یک شاعر یا یک فیلسوف و هر هنرمند دیگری برای به تصویر کشیدن و تشبیه خالق خود از هر اراجیفی برای رازآلود شدن آثار خود استفاده کند. احمقانه است والا 5- آیا شما می دانید گوهر مذاب آلوده در این غزل یعنی چه ؟!؟!؟! بنده فکر کردم تا کنون ایرانی ها دنبال دانش و علم بودند ، نگو آب در هاون کوبیدن بوده است . مخاطبین محترم بخدا اون چیزی که فکر می کنید نیست حافظ یک شخصیت عادی با تمام امیال انسانی بوده ، اگه الآن همجنسبازی هست آن زمان هم بوده یا بیشتر یا کم تر و با اشکال مختلف . آنقدر غزل بالا تابلو و هویدا است که نیازی به تفسیر و ترجمه و تحلیل ن د ا ر دددد . کمی بیشتر و بدون قضاوت های دگماتیسم اعلام نظر فرمایید .r46.roshani30@yaoo.com

۱
…
۳۱۵۰
۳۱۵۱
۳۱۵۲
۳۱۵۳
۳۱۵۴
…
۵۸۱۴