گنجور

حاشیه‌ها

مبینا در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۸ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۰۶:۳۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۷:

با سلام خدمت دوستان هنرمندم
در خصوص واژه "لست ترانی" آنچه به ذهن بنده خطور کرد اشاره به کلام خداوند در قرآن کریم خطاب به موسی کلیم الله(ع) است: واژه " لن ترانی" به معنای آنکه هرگز مرا نخواهی دید. اینجا مولوی میفرماید با دیدن تو از این مرحله که" هرگز مرا نخواهی دید" هم گذر کردم.

بی نام در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۸ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۰۴:۰۷ دربارهٔ سنایی » دیوان اشعار » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۲۰۶:

سر تعظیم فرود می آوریم به پیشگاه جناب شاهرخ احسنت به تو بزرگوار
درود و صد درود بر شما غیر از حق نگفتید استاد

پرویز در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۸ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۰۲:۴۵ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۸:

خیام به آئین خرد گرای کهن ما زرتشت
و یزدان باور داشت(نه به آیئن ابراهیمی) و به زبان کهن زندیک بود
زندیک همان عارف است و به چم یا معنی‌ دانا است
چنانچه میسراید:
گر بر فلکم دست بودی چون یزدان
برداشتمی من این فلک را ز میان
از نو فلکی دگر چنان ساختمی
کازاده به کام دل رسیدی آسان
پرویز

پرویز در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۸ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۰۲:۴۴ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۸:

خیام به آئین خرد گرای کهن ما زرتشت
و یزدان باور داشت(نه به آیئن ابراهیمی) و به زبان کهن زندیک بود
زندیک همان عارف است و به چم یا معنی‌ دانا است
چنانچه میسراید:
گر بر فلکم دست بودی چون یزدان
برداشتمی من این فلک را ز میان
از نو فلکی دگر چنان ساختمی
کازاده به کام دل رسیدی آسان

nabavar در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۸ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۰۰:۲۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۳۸:

چو پروانه جانباز بسایید بر این شمع
با جناب امین کیخا موافقم در مورد کلمه ی جانباز،
ما شهید را به کسی نسبت می دهیم که در راه خدا کشته شود ، بدون دفاع ، بدون مقابله ی به مثل ، فقط و فقط در راه خدا
ولی جانباز نه در راه خدا که در ره عشق ، جان فدا می کند، {چو پروانه } می بازد هستی خویش را بدون چشم داشت.
با احترام به نظر دوستان گنجوری

Sli Safari در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۸ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۰۰:۲۵ دربارهٔ اوحدی مراغه‌ای » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳:

گرچه نام تو،بوبکر نباشد پس چرا در قم ،به تو نان نفروشند

Sli Safari در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۸ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۰۰:۰۹ دربارهٔ اوحدی مراغه‌ای » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳:

احسنت

احمد آذرکمان ۰۴۹۰۳۰۰۶۶۹.a@gmail.com در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۲۷ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۲۳:۲۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » ترجیعات » بیست و ششم:

از مردم هشیار بجو قصه و تاریخ

nabavar در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۲۷ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۲۱:۵۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۷۸:

نبیند روی من زردی به اقبال لب لعلش
بمیرد پیش من رستم چو از دستان من باشد.
گمانم بر این است که دستان را به عنوان لقب زال نریمان آورده . ولی به کسی نسبت داده که در همه ی ابیات از او یاد کرده ، چون : سلطان من ، جان من ، درمان من ، خاقان من ، و ..... می گوید : جان جانان من ، چون زال { دستان} من است ، که رستم را در مقابل او به هیچ می انگارم .

برگ بی برگی در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۲۷ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۲۱:۲۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۳۸:

به هر حال من با این تعبیر جانباز به معنای امروزی آقای امین کیخای عزیز در اینجا مشگل دارم چرا که از دید عرفا پروانه آنقدر گرد شمع میگردد تا فنا شود که در آن صورت واژه شهید برازنده تر مینماید برای پروانه و دیگر این جانباز با مفهوم شعر در تقابل خواهد بود ولی هرچه استاد بفرمایند همان است و تسلیمم.

سینا در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۲۷ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۲۱:۱۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۴۰:

تا بی نهایت میشه برای مخاطب و معشوق قصه سر هم کرد اما نمی دونم چه اشکالی داره قبول کنیم خیلی ساده مخاطب شاعر کسی بوده که خیلی دوستش داشته، این یعنی خود عشق...
حتما باید مخاطب نفس و روح و در و دیوار باشه!

برگ بی برگی در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۲۷ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۲۰:۵۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۳۸:

البته که با همین نگارش چو پروانه جانباز .... هم تقریباً همین معنا را میرساند و شاید هم صحیح تر باشد .

برگ بی برگی در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۲۷ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۲۰:۳۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۳۸:

چو پروانه جانباز بسایید بر این شمع
چه موقوف رفیقید چه وابسته بندید
بنظر میرسد میتوان ه پروانه را ساکن خواند و جان را از باز مجزا
چو پروانه جان باز بسایید بر این شمع
بدین معنا که دوباره جان را بر این شمع بسایید و بار اول زمان تولد انسان است که جان بر این شمع زندگی که نور و فضای زندگی این جهان است ساییدیم و از بند رها شدیم و میفرماید چرا وابسته و موقوف هم هویت شدگی و بند ها هستید و باز هم ولی این بار برای رهایی از هم هویت شدگی ها و بندهای این جهان و رسیدن به نور و فضای یکتایی آن جهان جان را به آن شمع بسایید .
از این شمع بسوزید دل و جان بفروزید
تن تازه بپوشید چو این کهنه فکندید

ابوالحسن مسنی در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۲۷ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۹:۵۳ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۲۳:

به به آقای دکتر پازوکی چه عجب دوباره اینجا مشرف شدین! زمان بسیاری از آخرین گفت و گوی مان میگذرد! بس دلتنگ نظراتتون تو انجمن شدم!
این شعر همانطور که گفتین یه جناس تام عالی دارد و شیخ استفاده ی حداعلی را از آن کرده! دلبر در مقابل دل، بر و بر(به معنای کنار)!!!

Seraj Hosseini در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۲۷ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۹:۳۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۵:

مصرع دوم حافظ به سعی سایه :
جان به غمهایش سپردم نیست آرامم هنوز ...

Seraj Hosseini در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۲۷ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۹:۳۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۵:

در حافظ به سعی سایه هم آمده،
ای که گفتی جان بده، تا باشَدَت آرامِ دل...

برگ بی برگی در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۲۷ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۸:۵۱ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۱۵ - فروختن صوفیان بهیمهٔ مسافر را جهت سماع:

از آنجا که کلیه آثار مولانا کاربردی بوده و پیام یا پیامهای مشخصی برای ما دارند بنظر میرسد خر که مرکب انسان برای سفر میباشد و بدون آن سفر انسان ممکن نبوده است در اینجا نمادی است از دستاورد ها ی معنوی که انسان برای سفر مهم خود و رسیدن به جایگاه واقعی خود ، که شدیداً بدان نیازمند است و من های ذهنی انسان با فریب و غلبه بر من و عقل اصلی انسان این مرکب را در این مسیر دشوار از انسان می ربایند و در اینجا صوفیان نمادی از من های ذهنی انسان هستند که البته مولانا صوفیان واقعی را که بسیار اندک میباشند از آنها استثناء کرده است. و آن صوفیان بسیار سیری ناپذیر هستند ؛
دیر یابد صوفی آز از روزگار / زین سبب هست صوفی بسیار خوار
و این من های ذهنی هر چه بخورند سیر نمی شوند که پس از سیری انسان را رها کنند و علاوه بر آن تعداد آنها نیز کم نیستند . به هر روی ما انسانها روی من اصلی خود حساب میکنیم و مرکب خود که دارایی ارزشمندی میباشد را به او میسپاریم و در این داستان درویش با اعتراض به نگهبان یه من هشیاری خود معترض شده که چرا آگاهم نکردی که چه بر سر مرکبم آمده است ؛
تو نیایی و نگویی مر مرا / که خرت را می برند ای بینوا
و در اینجا من اصلی و هشیاری انسان که در اصل نگهبانی است برای دارایی های معنوی و مرکب انسان پاسخ میدهد که بارها سعی کرده است که وی را آگاه کند ولی می دیده که درویش خود با ذوق و شادمانی با من های ذهنی خود هم آهنگ و هم نوا شده است ؛
گفت والله آمدم من بارها / تا کنم واقف تو را زین کارها
تو همی گفتی که خر رفت ای پسر / از همه گویندگان با ذوق تر
و چه بسیار مواقعی که من ذهنی ما ( حرص و طمع ما ، خشم ما ، کینه توزی و انتقام ما حسادت های ما و له کردن رقبا و ... ) مرکب ما را ربود و ما غافلانه بسیار ذوق زده شده و شادمانی می کردیم . امید که از این نکات ظریف استاد معنا مولانا درس بگیریم .

علی در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۲۷ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۷:۵۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۳۶:

با سلام.این شعر یعنی خروج از عالم ماده و ورود به عالمی فوق تصور که شمه ای از آن را انسان در خواب درک میکند.قدرت عجیب و فوق العاده حرکت انسان در خواب.یا حرکت سریع انسان در عالم فکر در بیداری و رفتن به زمانها و مکانهای مختلف
یعنی گذشتن از عالم محدود ماده و ورود به عالمی بی نظیر.کدام مکتب انسان را از این مسیر عبور می دهد و به سلامت به مقصد می رساند؟

برگ بی برگی در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۲۷ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۷:۵۲ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۱۵ - فروختن صوفیان بهیمهٔ مسافر را جهت سماع:

بنظر می آید مصرع" بحث با توجیه کن حجت میار " صحیح تر است که بخوانیم " بحث با توجیه مکن حجت بیار " به معنی اینکه سهل انگاری خود را توجیه نکن و با دلیل حرف بزن .
با سپاس از گنجور

ایرانی در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۲۷ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۷:۲۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۹۷:

لطفا وزن شعرو اصلاح کنید. شعر اولش با هجای بلند شروع میشه نه با هجای کوتاه. پس بنابر این وزن صحیح شعر : فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن میباشد.
با تشکر.

۱
۳۱۰۵
۳۱۰۶
۳۱۰۷
۳۱۰۸
۳۱۰۹
۵۷۱۶