گنجور

حاشیه‌ها

امیرارسلان ملاح در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۲۶ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۹:۲۴ دربارهٔ سعدی » مواعظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۳:

افتقار: فقر، تهیدستی.
مصطبه: سکو، تخت، جایگاه گدایان، میخانه، میکده.
(لغت‌نامه دهخدا)

۷ در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۲۶ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۸:۲۳ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب هفتم در عالم تربیت » بخش ۲۹ - حکایت:

شاید بتوان گفت که اگر هم دندان پیش داشت باز هم در بیان سختی داشت و تو این همه هنر را نمیبینی و از روی حسد و یا نادانی دو چیز بی ربط را بهم ربط داده ای تا آنچه را ازو میخواهی ببینی و نشان بدهی ولی نادانی خود را نمی بینی.

احمد آذرکمان ۰۴۹۰۳۰۰۶۶۹.a@gmail.com در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۲۶ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۸:۲۱ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۴۹:

برخورد کوتاه

لیلا همایون پور در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۲۶ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۸:۱۸ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱۶ - متابعت نصاری وزیر را:

صد هزاران دام و دانه است ای خدا
ما چو مرغان حریص بینوا
دم به دم پابسته دام نویم
هر یکی گر باز و سیمرغی شویم
میرهانی هر دمی ما را و باز
سوی دامی میرویم ای بی نیاز
گر هزاران دام باشد در قدم
چون تو با مایی نباشد هیچ غم
هیچ کنجی بی دد و بی دام نیست
جز به خلوتگاه حق آرام نیست
شب شد و هنگام خلوتگاه شد
قبله عشّاق روی ماه شد
مه پرستان ماه خندیدن گرفت
شبروان خیزید وقت راه شد
شمس تبریزی چو آمد در میان
اهل معنی را سخن کوتاه شد
این هشت بیت از این شعر در وب سایت آوای جاوید توسط حمیدرضا فرهنگ خوانده شده است،آدرس صفحه:
پیوند به وبگاه بیرونی

لیلا همایون پور در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۲۶ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۸:۱۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۹:

دلی که غیب نمایست و جام جم دارد
ز خاتمی که دمی گم شود چه غم دارد
به خطّ و خال گدایان مده خزینه دل
بدست شاهوشی ده که محترم دارد
مراد دل که ز که پرسم که نیست دلداری
که جلوه نظر و شیوه کرم دارد
ز جیب خرقه حافظ چه طرف بتوان بست
که ما صمد طلبیدیم و او صنم دارد
این چهار بیت از این شعر در وبسایت آوای جاوید توسط حمیدرضا فرهنگ خوانده شده است.آدرس صفحه:http://www.avayejavid.com/SazoAvaz/AvayeJavid_72.html

۷ در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۲۶ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۸:۰۲ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب هفتم در عالم تربیت » بخش ۲۹ - حکایت:

قوی در بلاغات و در نحو چست
ولی حرف ابجد نگفتی درست
این بیت و به ویژه بخش نخست آن با زبان سعدی جور نیست.
قوی در لغت بود و در نحو چست
ولی حرف سین را نگفتی درست
یعنی:
در معنی و دستور زبان استاد و در بیان ناتوان بود.
طبع تو را تا هوس نحو شد
عشق شکار از دل ما محو شد.
تا تو بخواهی نحو یاد بگیری عشق شکار از دل ما محو میشود.
یعنی اینقدر سخت و زمانبر است و سعدی هم در بیت همین را در نظر داشته است.این آدم اینهمه در معنی سختی کشیده و در بیان آن هم سختی میکشد و تو نادانسته او را با آن زبان دراز بد میگویی

شاهرخ در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۲۶ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۷:۳۸ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۱۴ - مناظرهٔ مرغ با صیاد در ترهب و در معنی ترهبی کی مصطفی علیه‌السلام نهی کرد از آن امت خود را کی لا رهبانیة فی الاسلام:

توجه کنیم که ، نقش مرغ بیشتر گزاف گویی است، هرچند به ظاهر پیامهای درستی هم از زبان او شنیده میشود.
اما در نظر مولانا ، جنگ و جهاد اکبر ، جنگ با نفس است.
پس ساده انگاری است که ، پیام عارف را محدود به دنیای بیرون و محدوده زمان و مکان نمود.
و همچنین توجه کنیم که دین هم ، از نظرگاه مولانا « دیدن روی » اوست.

جادوگر در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۲۶ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۷:۲۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳:

درود ، خربنده یعنی مهتر غلامان ، یعنی آن نوکر یا بنده که از نظر ارباب از دیگر غلامان چاکری بیشتری از خود نشان میدهد ،
در صورت اشتباه این حقیر تصحیح کنند اهل ادب

رضا در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۲۶ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۶:۴۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۲:

هر آن که جانب اهل خدا نگه دارد
خداش در همه حال از بلا نگه دارد
دربعضی نسخه ها به جای اهل خدا "اهل وفا" آمده وترتیب ابیات نیزتغییرکرده است. درهرحال لطف کلام حافظانه همچنان درتمام ابیات جاریست واین تفاوتها وتغییرات تاثیرچندانی درمعنا ایجادنمی کند.
معنی بیت:هرکسی که مردمان عاشق، رند وخراباتیان پاک باطن راموردِ حمایت قرارداده وازحقوق آنها دفاع کند بی تردید خداوندنیز اوراازبلایا ومصیبتها محفوظ نگاه می دارد.
"اهل خدا" درنظرگاه هرکسی معنای متفاوتی دارد. دربینش حافظانه اهل خدا همان عاشقان، رندان پاکباخته وخراباتیان هستند و زاهدان ریاکار وعابدان طمّاع راشامل نمی شود.
نشان اهل خدا عاشقیست باخود دار
که درمشایخ شهر این نشان نمی بینم
حدیث دوست نگویم مگر به حضرت دوست
که آشنا سخن آشنا نگه دارد
حدیث : رخداد، داستان، مطلب،ماجرا، حکایت
حضرت:محضر،درگاه، پیشگاه.
معنی بیت: ماجراهایی راکه دررابطه بادوست رُخ می دهد به هیچ وجه به کسی بازگونمی کنم جز درپیشگاه دوست وبه شخص حضرت دوست، به حُکم آنکه آشنا سخنان آشنا راهمانندِ راز دردل خودنگاه می دارد وجزبه صاحب سخن که همانا خودِآشنا(دوست)هست درنزد غیر وبیگانه برمَلا نمی سازد.
تانگردی آشنا زین پرده رمزی نشنوی
گوش نامحرم نباشد جای پیغام سروش
دلا معاش چنان کن که گر بلغزد پای
فرشته‌ات به دو دست دعا نگه دارد
معاش : معیشت، زندگانی
معنی بیت: ای دل چنان زندگانی کن وباپیرامونت سازگاری داشته باش که اگر روزی خطایی مرتکب شدی وتعادل خودراازدست دادی فرشتگان آسمانی دست به دعا برداشته وازتوحمایت کنند.
گوش کن پندای پسروزبهردنیاغم مخور
گفتمت چون دُرحدیثی گرتوانی داشت گوش
گرت هواست که معشوق نگسلد پیمان
نگاه دار سرِ رشته تا نگه دارد
گرت هواست : اگر آرزوداری.
پیمان نگسلد : بی وفایی نکند،پاره نکند،پیمان زیرپانگذارد
معنی بیت: اگرآرزوداری که معشوق توبی وفایی نکند وعهد و پیمان زیرپانگذارد می بایست توخود ابتدا به عهد وپیمان وفادارباشی وآن رامحترم بشماری تا اونیزمتقابلاً چنین عمل کند.
وفا وعهد نکوباشداَربیاموزی
وگرنه هرکه توبینی ستمگری داند.
صبا بر آن سر زلف اَر دل مرا بینی
ز روی لطف بگویش که جا نگه دارد
معنی بیت: ای نسیم سحرگاهان اگرگذرت برپیچ وخم گیسوی معشوق افتاد ودل عاشق مرا درآن حلقه های زلف دیدی، به او ازروی لطف ومهربانی ازطرف من بگو که ازسرجایش تکان نخورد وجایش راحفظ کند ویا جایی برای جان نیزنگاهدارد.
گفتی که حافظا دل سرگشته ات کجاست
درحلقه های آن خم گیسونهاده ایم
چو گفتمش که دلم را نگاه دار چه گفت
ز دست بنده چه خیزد خدا نگه دارد
معنی بیت: زمانی که به معشوق گفتم ازدلم که پیش توست به مهربانی مراقبت کن ببینید چگونه بی اعتنای کرد وچه پاسخی داد؟ گفت: ازدست من کاری برنمی آید ازخداوند طلب کن تا اونگاهدارد!
دیدم وآن چشم دل سیه که توداری
جانبِ هیچ آشنا نگاه ندارد.
سر و زَر و دل و جانم فدای آن یاری
که حقّ صحبت مهرو وفا نگه دارد
سر وثروت ودل وجان وهرآنچه دارم فدای آن نازنینی که جانبِ مهرومحبّت وحقّ دوستی نگاه می دارد وعهد وپیمان نمی گسلد.
گفتم زمهرورزان رسم وفا بیاموز
گفتازخوبرویان اینکارکمترآید
غبار راهگذارت کجاست تا حافظ
به یادگار نسیم صبا نگه دارد
راه گذار: گذرگاه ، معبر.
معنی بیت: ای معشوق چنان رفتی که برگرد وغبارراهت نیزنرسیدیم! غبار راهی که بر آن می گذری کجاست تا حافظ آن را به عنوان یادگاری ،ازنسیم صبادریافت و نگهداری کند.
گویی ازصحبت مانیک به تنگ آمده بود
باربربست وبه گردش نرسیدیم وبرفت

۷ در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۲۶ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۶:۲۴ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب هفتم در عالم تربیت » بخش ۲۸ - گفتار اندر سلامت گوشه‌نشینی و صبر بر ایذاء خلق:

اگر بر پری چون ملک ز آسمان
به دامن در آویزدت بد گمان
به نظرم "آسمان" باید جایش را به "آستان" بدهد. چون معنی را ندانسته اند و پریدن همیشه آسمان را در ذهن می آورد در این بیت دست برده اند.
اگر بر پری چون ملک ز آستان
به دامن در آویزدت بد گمان
اگر مانند پری آستان از جایی به جای دیگر سفر کنی بدگمان باز هم کار خودش را خواهد کرد

Hamid در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۲۶ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۵:۳۰ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۵۷ - مناظرهٔ خسرو با فرهاد:

به خود می‌بالم که پارسی زبانم . وبرای تمام پارسی زبانان موفقیت روز افزون و تندرستی بیشتر را از درگاه حق خواستارم

حمید در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۲۶ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۵:۲۹ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۵۷ - مناظرهٔ خسرو با فرهاد:

به خود می‌بالم که پارسی زبانم، و برای همه پارسی زبانان آرزوی سلامتی و تندرستی دارم

جادوگر در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۲۶ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۱۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۲:

پر واضح است که جناب مولانای جان در حالت سرمستی و عرفان و دف و کف این اشعار را سروده اند

سید علی افضلی در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۲۶ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۳:۲۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۲:

سلام به همگی..
عذر میخام من حافظ رو کاملا زمینی میبینم و اشعارش رو هن در همین قالب فهم میکنم. به نظر من اگه یه هاله ایی از عرفان دور حناب حافظ بکشیم در واقع اونو از خودمون دور کردیم. و دست نیافتنی.. اگه بخوایم باهاش بشینیم و لذت ببربم بایستی اونو زمینی بفهمیم. ممنون

علی در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۲۶ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۳:۰۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷۰:

البته نه. حرفمو پس میگیرم. با "بس" هم وزن اشکال نداره.

علی در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۲۶ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۳:۰۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷۰:

در بیت پنجم واژه ی "بس" احیانا نباید "بسی" بشه؟چون اینطوری وزن مشکل داره.

Ben Omar در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۲۶ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۱:۴۹ دربارهٔ عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۵۲:

به نظر من هم شقایق درست میگوید
از بس که غبار غم از سینه نشد - درست است
اگر غبار غم از سینه رفته بشه که دیگر دردی نیست و نقلی ندارد
زمانی که غبار غم رفته نمیشود - گرد غم تا زانوی دل بالا میاد.

احمد در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۲۶ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۱:۱۷ دربارهٔ عطار » تذکرة الأولیاء » بخش ۳۸ - ذکر حمدون قصار قدس الله روحه العزیز:

جزع نکند در مصیبت مگر کسی که خدای را متهم داشته بود
عکس قضیه خدا ستکار بربنده نیست و مصیبت چون دزد بود جزع
نکوهیده نباشد.

مجید در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۲۶ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۱:۱۶ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶:

سلام دوستان
این شعر زیبا رو میتونید با صدای زیبا حسین علیشاپور در لینک زیر گوش بدید
من که ازت بردم شما هم ببرید
پیوند به وبگاه بیرونی
تار از محمد آدینه‌ در مایه دشتی

برگ بی برگی در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۲۶ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۰:۵۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۷۱:

سوخت یکی جهان به غم ، آتش غم پدید؟ نی
صورت این طلسم را ، هیچ کسی بدید؟ نی
می کشدم به هر طرف ، قدرت کهربای وی
ای عجبا بدید کس ، آنک مرا کشید ؟ نی
در دو بیت آعازین معانی بدرستی قابل دریافت میباشد مضافا اینکه استاد معنا همه چیز را در این جهان معنا میداند و جهان معنا البته که قابل رویت نیست و پس از آن دلایل فلسفی آنرا بیان میکند ؛
هست سماع چنگ ؟ نی ، هست شراب رنگ ؟ نی
صد قدح است بر قدح ، آنک چشید قدح ؟ نی
آیا میشه گفت سماع همون چنگیه که نواخته میشود و شخص را به رقص میآورد ؟ مسلماً نه چرا که اون احساس پس از شنیدن موسیقی ست که انسان را بوجد می آورد و موجب سماع میگردد و آیا میشه شراب را بر اساس رنگ توصیف کرد ؟ قطعاً شراب را بایستی نوشید تا توانست در مورد اثر و معنای اون قضاوت کرد و صرفا با نگاه به ظاهر و رنگ شراب قادر به درک شراب نخواهیم بود و اگر صدها قدح شراب بر روی هم قرار داشته باشه کسی قدح خالی از شراب را نخواهد چشید که باز اشاره میکند که انسان بایستی بدنبال معنا و محتوی باشد و نه ظرف خالی .
عشق قرابه باز و من در کف او چو شیشه ای
شیشه شکست زیر پا پای کسی خلیده ؟ نی
خداوند ظرف های شراب را در دست دارد و من ذهنی من بواسطه شرابی که حضرت دوست به من داد نابود شد و شکست ولی آیا شیشه های شکسته من من در پای روندگان که به راه و باور خود میروند فرو رفت که آنها را از رفتن به باطل باز دارد ؟ و از این تجربه خوب من بیاموزند و خودشون را اصلاح کنند ؟ و پاسخ اینه که نه
در قدم روندگان شیخ و مرید بی عدد
در نفس یگانگی شیخ و مرید نه
و عدم توجه و توقف این روندگان به این دلیله که در راهی که اونها میروند هم شیخ و هم مریدان این راه باطل فراوانند اما در بحث یگانگی یا همون لا اله الا الله که هیچ اله و جذابیتی برای انسان نیست بجز او ، نه شیخ و راهنمایی وجود داره و نه هوادارانی که واقعا به این یگانگی باور قلبی داشته باشند.
آنکه میان مردمان شهره شد و حدیث شد
سایه بایزید شد مایه بایزید نه
و این را دقیقا نمی توان گفت منظور مولانا شخص خاصی بوده و یا هر کسی می توانسته است که باشد همانگونه که در مورد شخص مولانا پیش از ملاقاتش با شمس نیز صدق میکند و آن شیخ مورد نظر مولانا سایه و ظاهری از بایزید که مردی وارسته و عارف بوده است میتوانسته داشته باشد با مریدانی در اطرافش ولی قطعاً بایزید کجا و صورتی از بایزید کجا ؟
مژده دهید عاشقان عید وصال میرسد
زانک ندید هیچ کس خود رمضان و عید نی
و ای عاشقان وصل به جانان که همان اصل خدایی و رسیدن به فضای یکتایی میباشد مژه به شما که عید وصال شما خواهد رسید اگر که شما تنها این رمضان و عید ظاهر را نبینید و این بصیرت را داشته باشید که طلب معنا کنید و رنگ شراب و قدح خالی برای شما اهمیتی نداشته باشد .
موفق و در پناه دوست باشید

۱
۳۱۰۷
۳۱۰۸
۳۱۰۹
۳۱۱۰
۳۱۱۱
۵۷۱۶