رشید در ۷ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲۹ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۲۲:۴۰ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۱۲۳ - گره گشای:
در بیت زیر، مصرع دوم، جای دو کلمه باید عوض شود تا وزن و قافیه رعایت گردد:
گندمم را ریختی تا زر دهی
رشته ام بردی،تا که گوهر دهی
باید باشد:
رشته ام بردی که تا گوهر دهی
محسن.۲ در ۷ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲۹ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۲۱:۳۷ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » جمشید » بخش ۳ - داستان رویش مار بر شانههای ضحاک:
زرده ی خایه= زرده ی تخم مرغ
خاگینه نیز اس همین لغت خایه گرفته شده
محسن.۲ در ۷ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲۹ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۲۱:۲۹ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » جمشید » بخش ۳ - داستان رویش مار بر شانههای ضحاک:
زرده ی خایه = زرده ی تخم مرغ
خایه به مانای تخم مرغ است و لغت خاگینه { خایه گینه } که امروز بکار می بریم از همین لغتِ خایه گرفته شده.
محسن.۲ در ۷ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲۹ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۲۱:۱۵ دربارهٔ سعدی » گلستان » دیباچه:
شمس خراسانی
شما در عالمی غرقی و سِیر می کنی که از عالم این بنده حقیر کم سواد بسیار دور است، از آنچه نگاشتید هیچ دستگیرم نشد .
در شهود و عرفان و تصوف و با الله و هو ی خود خوش باشید.
محسن.۲ در ۷ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲۹ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۲۰:۵۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۴۶:
کلهت =کُلَهَت= کلاه ات یا کلاهِ تو
به مانای : سرت را کلاه گذاشت
حمید در ۷ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲۹ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۲۰:۳۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵:
فارغ از اینکه در نسخه قزوینی چه آمده و یا در تصحیحات جناب قاسم غنی و دیگران چه آورده اند بار دراماتیک و تصویر سازی که با خوانش کشتی شکستگان ایجاد میشود و احساس و غنایی که این واژه به بیت میدهد قابل قیاس با کشتی شکستگان نیست.در خصوص آن تلخ وش که صوفی و الخ.... حافظ را با ارجاعات حافظانه یک رند آزاد اندیش بخوانید نه ارجاعات بیرون متنی به فلان حدیث که لذت شعر را میگیرد و دعاوی فقهی می آورد که خواجه خود از این بیزار بود.
اگر ارجاعی به حدیث و آیه ای هست جهت فهم بیشتر متن و بیشتر کردن التذاذ از آن جناب باشد.
رضا ساقی در ۷ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲۹ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۲۰:۰۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۹۴:
ای روی ماه مَنظر تو نوبهار حُسن
خال وخط تو مرکز حُسن و مدار حُسن
منظر: تماشاگه، منظره،جای نگریستن و نظر انداختن. آنچه در برابر چشم واقع شود
ماه منظر: ماه رخ
مدار: مسیردورزدن وگردش
حُسن: زیبایی، جمال،نیکویی
نوبهارحسن: حسن به نوبهار تشبیه شده است.
"نوبهار" آغازفصل بهاراست ظاهراً معشوق حافظ درایّام آغازجوانیست وگل جمال وزیبایی اوتازه شکوفاشده است.
معنی بیت: خطاب به معشوق، ای که رخسارزیبای تو تماشاگه تابش ماه است وزیبایی وشور وحال آغازبهاردارد گلشن جمال وزیبایی تو درحال شکوفندگیست و خال و خطِ دلکش تو مرکز و مدار دایره ی زیباییهاست.
برخاست بوی گل ز در آشتی درآی
ای نوبهار ما رخ فرخنده فال تو
در چشم پرخُمار تو پنهان فسون سحر
در زلف بیقرار تو پیدا قرار حُسن
چشم پرخمار: چشمی که شراب زده،کسل ونیمه باز باشد.
فسون: افسونگری
معنی بیت: ای که درچشمان شراب زده ی تو افسونِ سحروجادونهفته و عاشقان را گرفتار می کند و درمیان چین وشکن گیسوان تو اصل زیبایی آرام گرفته وخودجاذبه جای گرفته است.
من و باد صبا مسکین دو سرگردان بیحاصل
من از افسون چشمت مست و او از بوی گیسویت
ماهی نتافت همچو تو از بُرج نیکویی
سروی نخاست چون قدت از جویبار حُسن
ماهی نتافت: ماهی نتابید
بُرج: جای بلندی که برای نگهبانی عمارت و قلعه درست کنند. 2 - قلعه ، د ژ. 3 - هر یک از دوازده برج منطقة البروج که خورشید هر ماه در یکی از آن ها قرار می گیرد: 1 - حمل (فروردین ). 2 - ثور(اردیبهشت ). 3 - جوزا (خرداد). 4 - سرطان (تیر). 5 - اسد (مرداد). 6 - سنبله (شهریور). 7 - میزان (مهر). 8 - عقرب (آبان ). 9 - قوس (آذر). 10 - جدی (دی ). 11 - دلو (بهمن ). 12 - حوت (اسفند). دراینجا ضمن مدّنظربودن همه ی معانی کنایه ازآسمان نیزمی تواند بوده باشد.
بُرج نیکویی: نیکویی به برج تشبیه شده است.
نخاست: بلندنشد نروئید
معنی بیت: تاکنون ازآسمان زیبایی وملاحت، ماه دلکشی مثل توطلوع نکرده است همچنین درجویبارحسن وزیبایی سروی به بلندای قامت رعنای تونروئیده است.
به سرکشی خود ای سرو جویبار مناز
که گر بدو رسی از شرم سر فروداری
خرّم شد از ملاحت تو عهد دلبری
فرّخ شد از لطافت تو روزگار حُسن
ملاحت: زیبایی ونمکین بودن وجاذبه داشتن
عهد: زمانه، دوران
فرّخ: فرخنده، خجستگی، مبارک
معنی بیت: دوران دلبری ودلسِتانی ، ازجاذبه ی جمال تو پر رونق وشاداب ترشده است. ازلطافت وصفای رخسارتو روزگارحسن خجسته ومیمون است.
حُسنت به اتّفاق ملاحت جهان گرفت
آری به اتّفاق جهان میتوان گرفت
از دام زلف و دانه ی خال تو در جهان
یک مرغ دل نماند نگشته شکار حُسن
معنی بیت: حلقه های زلف تو دام وخال سیاه تو دانه ی ایست که با ظرافت ودلفریبی درمیان دام نهاده شده است آنقدرجاذبه وکشش دارد که هیچ مرغ دلی نمانده که به وسوسه ی این دانه دردام زلف تونیفتاده وشکار زیبایی تونشده باشد.
به لطف خال وخط ازعارفان ربودی دل
لطیفه های عجب زیردام ودانه ی توست
دایم به لطف دایه ی طبع از میان جان
میپرورد به ناز تو را در کنار حُسن
دایه: پرستاری که فرزند دیگری را پرورش می دهد
طبع: خوی، سرشت،استعداد شعر سرودن،ذوق،هریک از عناصر چهارگانه (آب، باد، خاک، و هوا). دراینجا مجموع عناصر چهارگانه (طبیعت)
دایه ی طبع: طبعیت به دایه تشبیه شده که همچون مادر مخلوقات خویش راپرورش می دهد.
درکنارحُسن: درآغوش حُسن دربستر زیبایی
معنی بیت: ای معشوق، طبیعت، همواره تورا همچون دایه ای مهربان،از صمیم جان، با ناز وملاطفت ومهربانی درآغوش وبستر زیبایی می پرورد.
چند به نازپرورم مِهربُتان سنگدل
یاد پدرنمی کنند این پسران سنگدل
گِرد لبت بنفشه از آن تازه و تر است
کآب حیات میخورد از جویبار حُسن
"بنفشه": گل بنفشه، کنایه ازموهای لطیف گِرداگِرد لب یار.
جویبارحُسن:دهان یاربه جویبارحسن تشبیه شده است.
معنی بیت: گِرداگردِ دهانت گلهای بنفشه بدان سبب همیشه باطراوات وشاداب هستند که ازجویبارحُسن (ازدهان تو)آب می نوشند.
زروی ساق مَهوش گلی بچین امروز
که گِردِعارض بُستان خط بنفشه دمید
حافظ طمع بُرید که بیند نظیر تو
دَیارنیست جز رخت اندر دیار حُسن
دَیارنیست: هیچکس نیست
دیارحُسن: شهر،مملکت حُسن. حسن به شهرتشبیه شده است.
معنی بیت: حافظ ازاینکه کسی شبیه توراببیند قطع امید کرده واطمینان دارد که همانندِ تو در مملکت حُسن وجوندارد.
عذری بنه ای دل که تو درویشی و اورا
درمملکت حُسن سرتاجوری بود.
۷ در ۷ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲۹ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۹:۴۴ دربارهٔ حافظ » اشعار منتسب » شمارهٔ ۱۶:
این غزل منسوب به حافظ که هموزن غزل:
حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۸
که آن هم هم استقبال است از غزل 74 سعدی
ترکیبی است از این حکایت گلستان:
سعدی » گلستان » باب هشتم در آداب صحبت » حکمت شمارهٔ ۷۰
دو کس را حسرت از دل نرود و پای تغابن از گل بر نیاید تاجر کشتی شکسته و وارث با قلندران نشسته.
یا مرو با یار ازرق پیرهن
یا بکش بر خان و مان انگشت نیل
دوستی با پیلبانان یا مکن
یا طلب کن خانه ای درخورد پیل
و غزل 74 سعدی:
سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل ۷۴
شراب از دست خوبان سلسبیلست
و گر خود خون میخواران سبیلست
سخن بیرون مگوی از عشق سعدی
سخن عشقست و دیگر قال و قیلست
حمید در ۷ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲۹ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۸:۵۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۵:
نقدها را بود آیا که عیاری گیرند
تا همه صومعه داران پی کاری گیرند
آیا میشود برای آنچه نقد است انسانها ارزش قائل شوند
تا همه دکانداران دینی که آخرت را که نقد نیست نتوانند بفروشند وشغل دیگری بگیرند.( دست از دین فروشی بردارند)
دریا در ۷ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲۹ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۷:۱۴ دربارهٔ رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۳۲ - در رثای ابوالحسن مرادی:
منظور از جان دوم چیست؟
در بیت قبل گفته که قالب خاکی سوی خاکی فگند که احتمالا منظور جسم بوده و بعد گفته جان و خرد سوی سماوات برد که برداشت من اینه که منظور روح بوده پس جان دوم را که ندانند خلق چی میتونه باشه؟
مهدی قناعت پیشه در ۷ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲۹ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۶:۴۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۹۵:
سر قدم کردیم و..اینجا معنی سر یا بالا وخداست وجای دیگر سر مادی وجایی هم هردوست
قهرمان فخرائی در ۷ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲۹ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۲۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۴۶:
در مورد کلمه ( کلهت ) در فرهنگ لغت معنی یافت نشد ، ولی کلمه ای با دیکته ( کلحت ) در لغت نامه دهخدا با معنی ( دهان و گرداگرد آن ) مشاهده شد
نادر.. در ۷ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲۹ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۳:۳۷ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۸۵:
جمله ی اهل دیده را از تو زبان ز کار شد...
سعید در ۷ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲۹ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۱:۰۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۹۱:
آقامسعود بزرگوار استفاده از محضر اساتید وبزرگان گنجور فرصت بسیار مغتنمی است برای بنده جهت آشنایی با ساحت با عظمت ادب فارسی و خوب می دانم استفاده حضوری یا نشستن سر کلاس هریک از این اساتید به این سهولت برای بسیاری از خوانندگان گنجور مقدور نخواهد بود .پس این فرصت را ارج نهاده و سعی بلیغ در استفاده از آن مینمایم .این خطایی هم که از بنده سر زد و شما به جا گوشزد نمودید از بی هنری حقیر است که نظر به عیب می کنم وگرنه قصد جسارت به ایشان ونه هیچ یک از بزرگواران در مخیله ام راه ندارد چه از ایشان و دیگر بزرگواران استفاده ها کرده ام .از استاد بزرگوار ساقی هم پوزش می خواهم امید که بر ما ببخشند .
فرزاد شهزاد در ۷ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲۹ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۰۹:۵۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۳۱:
که ز فضل قدحت فایدهی فایده ایم
H در ۷ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲۹ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۰۹:۲۰ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۴۰ - اعتماد کردن بر تملق و وفای خرس:
این چه یاری میکنی یبکارگیش_گوید از بهر غم و بیچارگیش
دراین بیت واژه یبکارگیش به گمانم نادرست است و واژه ی درست یک بارگیش است.
حدیث در ۷ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲۹ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۰۷:۵۹ دربارهٔ کسایی » دیوان اشعار » سوگنامه:
لطفا معنی سلیس و ساده این ابیات کسایی را برام ارسال کنین
باد صبا درآمد فردوس گشت صحرا .....تا آخرین بیتش...ممنونم
Ha_Af در ۷ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲۹ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۰۶:۲۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۵:
ندیدم خوشتر از شعر تو حافظ
به قرآنی که اندر سینه داری
خاک عالم به سرتان باد!!!!
هیچ ملتی رو ندیدم که اینجور تیشه به ریشه فرهنگ و تمدن خودش بزنه!
حتی شاعر بزرگی و معروفی به نام گوته که از جنس فرهنگ ما نیست اینگونه از حافظ به بزرگی یاد میکنه اما شما ها...
قرار نیست هر به اصطلاح دکتری که اصلا معلوم نیست از کجا مدرک گرفته با کتاب های ممنوعه اش به خودش جرات بده این گونه از حضرت حافظ یک متهم بسازه و عده ای عقده ای تر از خودش رو تحت تاثیر قرار بده!!!
کافر همه را بکیش خود پندارد... لطفا اول خودتون و زندگیتون رو اصلاح کنید ای موجودات پلشت عقده ای.... بعد بیاید کامنت بذارید....
حافظا در کنج فقر و خلوت شب های تار
تابود ذکرت دعا و درس قرآن غم مخور
در مورد کلمه شاهد بازی میشه این طور گفت که مسیحیان اروپایی برای نشان دادن معصوم بودن فرشته ها اون هارو شبیه پسر بچه ها ی معصوم ترسیم میکردند و نگاره های اماکن مذهبی و مقدسشون پر بوده از این چیزا و کاملا رایج بوده و احتمالا از اونجا وارد فرهنگ ما شده تا جایی که نه تنها نگاره های ما مثل نقاشی های کاخ گلستان رو تحت تاثیر قرار داد بلکه به عنوان نمادی در ادبیات ما نیز وارد شده البته این توجیه منه و ممکنه عزیزان توجیه دیگری بیاورند با تشکر.
۸ در ۷ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲۹ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۰۴:۰۷ دربارهٔ سعدی » گلستان » دیباچه:
شمس خراسانی
هردم ازین باغ بری میرسد !! آمیدوارم که حال مبارک خوب باشد پس از شیخ شیراز حکیم را نیز به اهل فرار از واقعیت افزوده اید؟. اعتقاد به انسان کامل ؟
حکایت شیخ است که با چراغ می گردید گرد شهر
بسینده باد خجسته و خرم باد جملگی را مغز و پوست .
هو۱۲۱ در ۷ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۳۰ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۰۰:۰۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲: