محسن در ۷ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۱۲ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۰۰:۲۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۰:
غزلی زیبا در همین وزن
اشک دل
گردون ز باده ساغر ما لا له گون نکرد
تا اشک دل به دیده ی تر موج خون نکرد
هرگز به آرزو نرسیدم به باغ عیش تا قصر صد امیدِ دلم واژگون نکرد
یک قطره عشق در رگ ما رایگان نر یخت تا عقل استوار دچار جنون نکرد
دل تا شنید بوی سر زلف یار را در جان پر تلاطم ما کم فسون نکرد
گر تار گیسوی سیه او به باد داد یک دم نشد که چهره ی ما نیلگون نکرد
شیرین نشد به کام چو فرهاد گر که او عمر عزیز خود به سر بیستون نکرد
مجنون به یک نگاه دل از کف فتاده دید لیلای خود به خنده ی لب آزمون نکرد
قدر هزار نافه ی تاتار و مشک ناب بشکست و نوش خاطرش ازسر برون نکرد
دیوانگی کنید که این چرخ بی شکیب عاقل ندیده ام که به سر سرنگون نکرد
بر پای خلق سلسله بسیار بسته او آنرا که بسته دست چه خوار و زبون نکرد
تا باز غم به دل نزند چنگ پر شتاب ساقی بریخت باده ، دگر چند و چون نکرد
آن خلسه ای که جان ” نیا “ را فرا گرفت
صد نا ی چنگ و تار و دف و ارغنون نکرد
شهلا در ۷ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۱۲ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۰۰:۱۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۴۱:
منظور اینکه خالی از افکار و ساده باش، درعین حال مثل سرنا با نُه چشم هشیارانه مراقب نشانه ها باش، تا زندگی لب بر لبت گذارد و بهترین ساز زندگی را از طریق تو بنوازد
شهلا در ۷ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۱۲ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۰۰:۰۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۴۱:
منظور نُه سوراخ سرناست
همایون در ۷ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۱۲ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۰۰:۰۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳:
سپاس از استاد قنبریان عزیز، وقتی جان تلخ و تقصیرها و گناهها و خطاها و خلافها در یک طرف و بخششها و عطاها و وفاها در طرف دیگر و مجزا از هم بدون رابطه که همان عشق است، باشد، انسان چون کشتی سرگردان در دنیا رها است و یا در هم میشکند و یا به سلامت میگذرد و تنها راه، دعا و گرییدن به درگاه خدا است تا بلکه نالهای به درگاه او که پشت هفت آسمان پنهان است برسد و پاسخی باز گردد.
عرفان پیش از جلال دین، دیدن خدا را بجای رفتن به بهشت آرزو میکرده است و بندگی محض خدا را میکرده است که البته نسبت به زهد ریایی آخوند ها، قدمی به پیش است
اما جلال دین پس از شمس به دنبال شکار معنی هاست تا هر بار سخنی تازه بگوید او معنیهای نو خلق میکند از شب از خنده از شمع از ٔگل از باغ از دزدی از گنج از پاسبان از نهنگ و از هر چیزی معنی نو میآفریند و معنیها را هر بار نو میسازد، و سخن را به اوج خود میرساند کاری که بعدها کانت و هگل و دیگران میکنند
پس از شمس است که دیگر جلال دین از جان تلخ هرگز سخن نمی گوید و از جان بزرگترین معنیها را میسازد همان کاری که هگل بعد از او میکند و تقدیر تاریخی و جان آزاد و هماهنگ و جان اسیر مالکیت را به میان میآورد
جان مکانیکی و ارگانیک که از نظر کانت با اخلاق میتواند آزاد گردد و از نظر شللینگ با هنر و از نظر هگل با جنگ و از نظر مارکس با مبارزه، از نظر جلال دین با معنی، پویا و خود جوش و شیرین میشود و به برترین خود که جانان است میرسد
کاری که از بسیاری مقلدان امروزه جلال دین بر نمی آید و اکثرا سعی در مکتب سازی و خلاصه سازی و مدرسه سازی از کار او میکنند تا برای خود آوازه و کاسبی درست کنند و یا روان شناسی خود را آب و رنگی بزنند
محسن در ۷ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۱۱ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۲۳:۳۳ دربارهٔ نظامی » خمسه » هفت پیکر » بخش ۲۵ - صفت بزم بهرام در زمستان و ساختن هفت گنبد:
نیما
گشته شنگرف سوده سیمایش
همان سیمایش درست است
به مانای : چهره اش مانند شنگرف سائیده سرخ و گلگون شده
امیر حسین در ۷ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۱۱ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۲۳:۲۶ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳:
معنای بیت پنجم چیست؟ بت و بت پرست هر دو اشاره به معشوق است یا بت به معشوق و بت پرست به من عاشق اشاره دارد؟
مهدی ابراهیمی در ۷ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۱۱ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۲۲:۴۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۹:
من این مرقّعِ رنگین چو گل بخواهم سوخت
که پیرِ باده فروشش به جرعه ای نخرید
مهدی ابراهیمی در ۷ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۱۱ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۲۲:۴۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۹:
من این مرقّعِ رنگین چو گل بخواهم سوخت
که پیرِ باده فروشش به جرعه ای نخرید
کمال داودوند در ۷ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۱۱ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۲۱:۵۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۴۲:
6505
عبدالله شاکر در ۷ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۱۱ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۱۹:۵۵ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتیها » دوبیتی شمارهٔ ۳۱۳:
عبدالله شاکر نوشته:
بسمه رب الشهداء و صدیقین
شاعران دو دسته اند: طبق سوره الشعراء ( آیات 224 و 227 ):
شاعران کسانی هستند که گمراهان از آنان پیروی میکنند . مگر کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام میدهند و خدا را بسیار یاد می کنند، و به هنگامی که مورد ستم واقع میشوند به دفاع از خویشتن (و مؤمنان) برمیخیزند (و از شعر در این راه کمک میگیرند)؛ آنها که ستم کردند به زودی میدانند که بازگشتشان به کجاست.
دسته اول : شاعرانی که مردم را گمراه میکنند
دسته دوم : شاعرانی که به دفاع از خویشتن (و مؤمنان) برمیخیزند (و از شعر در این راه کمک میگیرند) . به عبارت دیگر پیرو خدا و نبی اکرم و قرآن کریم اند و با شعر جهاد میکنند و مردم را هدایت میکنند.
بابا طاهر انشالله که جزو دسته دوم است چون همین چهار بیتش گویا است که مومن و عبد خداست.
اما شعری که جناب (مهناز ، س نوشته ) فرستاده به وضوح از روی شعر بابا طاهر کپی شده وبه دو دلیل رد و منفور است :
مهناز ، س نوشته:
خوشا آنانکه مستی کارشان بی
خم و ساقی و می دمسازشان بی
خوشا آنانکه دایم مست و مدهوش
بهشت جاودان بازارشان بی
از ” نیا ”
1. مفهوم شعر شیطانی و پلید است چون تبلیغ خم و می و مستی است. شاعر از اصحاب آتش است.
2. چون ضالمانه شعر ربانی و هدایت کننده بابا طاهر را کپی و در جهت فساد و گمراهی تغییره داده است
وای بر شما که که عبارت:
الله یارشان بی را با : ( مستی کارشان بی )
بحمد و قل هو الله کارشان بی را با : (خم و ساقی و می دمسازشان بی)
و خوشا آنانکه دایم در نمازند را با : ( خوشا آنانکه دایم مست و مدهوش )
عوض کردید. وای بر شما ! لا اله الا الله ! پناه بر خد !
مدیر سایت لطفا این ابیات شرم آور شیطانی را از سایت تان پاک کنید که فردا مسول نباشید. نویسنده بروید و توبه کنید از بیان این ابیات .
ما روی انجام وظیفه و خدمت به شما هم وطنان مان گفتیم.
فرشته های چپ و راست هم نوشتند
دیگر خود دانید.
خیر پیش.
ستار سبحانی در ۷ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۱۱ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۱۹:۳۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۰۷:
گمان میکنم بخش بزرگی از جهانبینی مولانا در این غزل ترسیم شده و چون ستیز دوستان در خصوص ابیات نخست بی پایان مینماید، کمتر به ابیات بسیار مهم انتهایی توجه گشته. نکات زیر فهم بنده است در این زمان و ممکنست الزاما درست و دقیق نباشد:
استیون هاوکینگ فیزیکدان نامی معاصر در توجیه پیدایش هستی (گیتی) میگوید این جهان یکی از جهانهای محتمل است و چون حبابیست بر روی رودخانه (پیوستار) فضا زمان که هنوز نترکیده.
این نظریه را مقاسیه کنید با:
"در آن بحرید کاین عالم کف اوست...." و یا
" کف دریاست صورتهای عالم...." در این شعر. و همچنین "چشم دریا دیگرست و کف دگر...." و "جنبش کفها ز دربا روز و شب، کف همی بینی و دریا نه عجب" از دفتر سوم مثنوی.
گمان نمیکنم استیون هاوکینگ از این تشبیه مولانا آگاهی داشته ولی تعبیر مولانا در خصوص این گیتی بسیار دقیق مینماید.
نیما در ۷ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۱۱ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۱۸:۳۹ دربارهٔ نظامی » خمسه » هفت پیکر » بخش ۲۵ - صفت بزم بهرام در زمستان و ساختن هفت گنبد:
در بیت 25 ، کلمه 《سیمایش》باید به صورت 《سیمابش》نوشته شود به معنی جیوه .
هادی جهانی در ۷ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۱۱ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۱۷:۴۵ دربارهٔ امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۴۸۷:
مصرع های دوم ابیات 5 و 6 جابجا نوشته شده اند. باید بدین ترتیب باشند:
فردای قیامت که به انصاف رسد خلق / بس دست تظلم که به دامان تو یابند
گر خاک وجودم، ز پس مرگ ببیزند / زنگار گرفته همه پیکان تو یابند
از نظر معنایی هم قطعا این ترتیب صحیح است.
sna۱۲۱ در ۷ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۱۱ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۱۷:۰۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷۶:
باسلام برهمه این شعرازشاعری درقرن پیش است بنام ملاعلیِ اصفهانی
رضا در ۷ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۱۱ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۱۶:۵۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۷:
در مورد بیت آخر تا جایی که من تفسیرهای مختلف رو دیدم از ترکیب "آب لطف" و ربطش به "میچکد" گذشتن و فقط اشاره به خوب بودن شعر حافظ کردن که یعنی انقدر خوبه که حسود نمیتونه نکته ای ازش بگیره. یک از طنزهای حافظ در این بیت هست که جالبه و درک نشده. در قدیم مفسرین در کنار و حاشیه ی کتابها ایرادها و نکته ها رو مینوشتن. اینجا حافظ میگه شعر من از آب لطف خیس شده و داره چکه میکنه و حاسد اگه هم بخواد نمیتونه نکته ای بگیره و در حاشیه بنویسه چون قلمش روی کاغذ خیس نمینویسه! حالا آب لطف میتونه اشاره به همون آب خضر یا آب حیات یا آب زندگی داشته باشه که عمر جاودان میده. اگه دقت کنید دوبار در این غزل به آخرزمان و آخر جهان اشاره میکنه که معمولا با خضر و آب حیات میاد. حافظ به طور تلویحی میگه شعر من همون آب حیاته و به خواننده عمر جاودان میده.
یاسر در ۷ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۱۱ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۱۶:۲۵ دربارهٔ جامی » هفت اورنگ » سلسلةالذهب » دفتر اول » بخش ۱۰۱ - قصه کلنگی که او را چون باز شکار کردن کبوتر هوس کرد و به واسطه این هوس از گرفتن کرم های آبی باز ماند و به شکار کبوتر نرسید بلکه خود شکاری دیگری شد:
با سلام در بیت چهارم مصرع دوم "نوک کردی دراز و..."احتمالا صحیح تر است.
علی در ۷ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۱۱ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۱۵:۲۱ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۱۷:
نه به وصل میرسانی، نه به قتل میرهانی ...
HS در ۷ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۱۱ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۴۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲۳:
دکتر سروش در سخنرانی "جامعه حافظی" این شعر را به زیبایی خوانده و درباره آن صحبت میکند.
حسین در ۷ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۱۱ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۱۱:۵۳ دربارهٔ سنایی » دیوان اشعار » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۲۰۶:
“نتوان شبه تو جستن” صحیح میباشد.
تو رحیمی در ابتدا صحیح است.
شیرازی در ۷ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۱۲ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۰۰:۲۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۲: