گنجور

حاشیه‌ها

 

خدای من…مصراع اول این شعر رو میپرستم….

سعید در تاریخ ۱۱ آبان ۱۳۸۹ ساعت ۱:۵۶ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۷۳ - غنای غم


کاملاً شرح حال من بود…. بی معرفت شهریارم فقط بلده اشک مارو در بیاره…

سعید در تاریخ ۱۱ آبان ۱۳۸۹ ساعت ۱:۵۲ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۶۱ - بازار شوق


خیلی قشنگ بود…

سعید در تاریخ ۱۱ آبان ۱۳۸۹ ساعت ۱:۴۲ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۸ - خودپرستی خداپرستی


من قبلاً هم با این شعر گریه کردم…چه برسه به الان که تو شرایط شهریار هم هستم…فقط یه فرقی میکنه…واسه برگشتن عشق من هنوز خیلی دیر نشده…واسم دعا کنین دوستان…آخه شنیدم آدمایی که شعرا رو از ته دل میخونن قلبشون پاکه و دعاشون زود برآورده میشه…واسم دعا کنین…

سعید در تاریخ ۱۰ آبان ۱۳۸۹ ساعت ۲۰:۴۸ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۹ - حالا چرا


من فکر میکنم غزل شماره ۹۴ (غزل و غزال)علافه بر اشتباهات در اشعار نوشته شده ،تعدادی از ابیات نیز از قلم افتاده است که از آن جمله می توان بیت زیر را ذکر کرد:

نیمی از رخ بنمود و خمی از ابروئی
وسط ماه تماشای هلالی (حلالی) کردیم.
و بیت زیر نیز به اشتباه آورده شده است:
شهریار غزلم خواند غزالی وحشی
بد نشد با غزلی صید غزالی کردیم

شعر دوست در تاریخ ۱۰ آبان ۱۳۸۹ ساعت ۱۴:۲۹ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۹۴ - غزال و غزل


چو زن یار کسان شد مار زو به = از او به

فریب مار و دوراندیشی از مور = فریب از مار

سبکروحی ز مرغان بهاری = ???

با تشکر از تلاش شما که واقا قابل ستایش است . چند سالی است که از وطن دورم و دیوان رهی در دسترسم نیست ولی این شعر را به خاطر دارم فکر میکنم این دو بیت اشتباه شده است
در ضمن فکر میکنم در بیت سبکروحی ز مرغان بهاری
کلمه سبکروحی کلان یک کلمه دیگر بود که به خاطر ندارم در دیوان چه کلمه ای نوشته شده
به هر حال تلاش شما واقا قابل ستایش است

شریف بهرامی ۲۴ ساله از فنلاند-هلسینکی

شریف در تاریخ ۹ آبان ۱۳۸۹ ساعت ۲۳:۲۵ دربارهٔ خلقت زن


بیت اول قطعه :
شخصم به چشم عالمیان خوب منظر است/ وز خبث باطنم سر خجلت فتاده پیش

وحید کرمی در تاریخ ۹ آبان ۱۳۸۹ ساعت ۱۸:۴۲ دربارهٔ حکایت شمارهٔ ۸


این شعر را این شاعر توانا بدون دیدن ان داغگاه سروده. فرخی این شاعر توانا در توصیف طبیعت به دربار امیر چغانی می‌رود تا از فرط تنگدستی به ان دربار پناه ببرد. امیر در داغگاه است و در دربار حضور ندارد.فرخی قصیده معروف: با کاروان حله برفتم به سیستان…. را به وزیر تقدیم می‌کند. وزیر که باور ندارد این شعر از خود فرخی باشد به او دستور می‌دهد یک شبه قصیده ای مدحی در وصف داغگاه بسرایید که حاصل تراوش طبع وی این قصیده بی نظیر است.

سپیده در تاریخ ۹ آبان ۱۳۸۹ ساعت ۱۶:۰۴ دربارهٔ قصیدهٔ شمارهٔ ۳۲ - در صفت داغگاه امیر ابوالمظفر فخرالدوله احمدبن‌محمدوالی‌چغانیان


این شعر را این شاعر توانا بدون دیدن ان داغگاه سروده. فرخی این شاعر توانا در توصیف طبیعت به دربار امیر چغانی می‌رود تا از فرط تنگدستی به ان دربار پناه ببرد. امیر در داغگاه است و در دربار حضور ندارد.فرخی قصیده معروف: با کاروان حله برفتم به سیستان…. را به وزیر تقدیم می‌کند. وزیر که باور ندارد این شعر از خود فرخی باشد به او دستور می‌دهد یک شبه قصیده ای مدحی در وصف داغگاه بسرایید که حاصل تراوش طبع وی این قصیده بی نظیر است.

سپیده در تاریخ ۹ آبان ۱۳۸۹ ساعت ۱۶:۰۱ دربارهٔ قصیدهٔ شمارهٔ ۳۲ - در صفت داغگاه امیر ابوالمظفر فخرالدوله احمدبن‌محمدوالی‌چغانیان


خواهشمند است بیت دوم، چهارم و دهم را به صورت زیر تصحیح فرمایید:
نادرست:
گرشکست رنگ ما دیدی ز حال مپرس
نامهٔ مجنون ندارد غیر عنوان زیر پوست
تا نگردد قاتل ما جز به‌گلچینی سمر
همچوگل خون‌بحل‌گردیم سامانزیر پوست
همچو نارم عقده‌ای ازکار دل تا واشود
سرخ‌کردم هم به خو سعی دندان زیر پوست
درست:
گر شکست رنگ ما دیدی ز حال ما مپرس
نامهٔ مجنون ندارد غیر عنوان زیر پوست
تا نگردد قاتل ما جز به ‌گلچینی سمر
همچو گل خون ‌بحل ‌گردیم سامان زیر پوست
همچو نارم عقده‌ای از کار دل تا واشود
سرخ ‌کردم هم به خون سعی دندان زیر پوست

منصور محمدزاده در تاریخ ۹ آبان ۱۳۸۹ ساعت ۸:۰۴ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۶۸۵


خواهشمند است بیت دوم را به صورت زیر تصحیح فرمایید:
نادرست:
سجده ریزی دانه را آرایش نشو ونماست
درطریق سرکشها خاک‌گشتن هم فنست
درست:
سجده ریزی دانه را آرایش نشو و نماست
در طریق سرکشی ها خاک‌گشتن هم فنست

منصور محمدزاده در تاریخ ۹ آبان ۱۳۸۹ ساعت ۷:۲۱ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۶۶۶


خواهشمند است بیت دوم، چهارم، ششم، هشتم و دهم را به صورت زیر تصحیح فرمایید:
نادرست:
د‌ر نظر آهنگ حسرت در نفس شور ظلب
ساز بزم زندگانی را همین زیر و بمست
سایهٔ خود درس وحشت داده مجنون تو را
چشم اهو را سواد خویش سرمشق رمست
گرچه پیرم فارغ از انداز شوخی نیستم
قامت خم‌ گشته‌ ام هم چشم ابروی خمست
با فروغ جعواه‌ات نظارگی را تاب‌کو
رنگ گل چون آتش افروزد سپندش شبنمست
تا نفس باقی‌ست‌، ظالم نیست‌، بی‌فکر فساد
گوشه ‌گیر فتنه می‌باشد کمان را تا دمست

درست:
د‌ر نظر آهنگ حسرت در نفس شور طلب
ساز بزم زندگانی را همین زیر و بمست
سایهٔ خود درس وحشت داده مجنون تو را
چشم آهو را سواد خویش سرمشق رمست
گرچه پیرم فارغ از اندازه شوخی نیستم
قامت خم‌ گشته‌ ام هم چشم ابروی خمست
با فروغ جلوه‌ات نظارگی را تاب ‌کو
رنگ گل چون آتش افروزد سپندش شبنمست
تا نفس باقی‌ست‌، ظالم نیست‌ بی‌فکر فساد
گوشه ‌گیر فتنه می‌باشد کمان را تا دمست

منصور محمدزاده در تاریخ ۹ آبان ۱۳۸۹ ساعت ۷:۱۱ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۶۶۵


خواهشمند است بیت دوم را به صورت زیر تصحیح فرمایید:
نادرست:
آن رنگ‌که می‌داشت درب‌بغ ز ورق گل
از دورکف دست تو بوسید و به پا بست
درست:
آن رنگ‌ که می‌داشت دریغ از ورق گل
از دور کف دست تو بوسید و به پا بست

پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.

منصور محمدزاده در تاریخ ۹ آبان ۱۳۸۹ ساعت ۶:۴۹ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۶۲۴


خواهشمند است بیت پانزدهم را به صورت زیر تصحیح فرمایید:
نادرست:
ناخدا لنگب تدبر به توفان افکن
کشتی خو‌یش قلندر به ‌کمر بر زده است
درست:
ناخدا لنگر تدبیر به توفان افکن
کشتی خو‌یش قلندر به ‌کمر بر زده است

منصور محمدزاده در تاریخ ۹ آبان ۱۳۸۹ ساعت ۲:۱۳ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۵۹۱


خواهشمند است بیت سوم و هشتم را به صورت زیر تصحیح فرمایید:
نادرست:
عجز رنگم به فلک ناز همایی‌ دارد
کهکسان سایهٔ اقبال پرکاه من است
محو نسیانکده عالم گمگشتگی ام
هرکه ازخود به تغافاا زند آگاه من است
درست:
عجز رنگم به فلک ناز همایی‌ دارد
کهکشان سایهٔ اقبال پرکاه من است
محو نسیانکده عالم گمگشتگی ام
هر که از خود به تغافل زند آگاه من است

پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.

منصور محمدزاده در تاریخ ۸ آبان ۱۳۸۹ ساعت ۲۳:۰۸ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۵۵۳


خواهشمند است بیت نهم را به صورت زیر تصحیح فرمایید:
نادرست:
عمرها شد بر خط پرگار جولان کنیم
رفتن ما آمدنها، آمدنها، رفتن است
درست:
عمرها شد بر خط پرگار جولان می کنیم
رفتن ما آمدنها، آمدنها رفتن است

پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.

منصور محمدزاده در تاریخ ۸ آبان ۱۳۸۹ ساعت ۲۲:۵۹ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۵۳۹


استاد این غزل را در اوج زیبایی در البوم رسوای دل هم خوانده است. توصیه به دوستان که این اجرا را نیز از دست ندهند.

علی در تاریخ ۸ آبان ۱۳۸۹ ساعت ۲۲:۴۲ دربارهٔ غزل ۳۴۷


نظر به اینکه میتوان برای اشک حافظ در پیشگاه حضرت عشق ارزش دریا را قائل شد . با توجه به بسیاری اشگ عشاق حضرت عشق که بیشتر از هفت دریا خواهند بود . آب هفت دریا نزد بسیاری اشگ عشاق میتواند به انداز ه شبنم سنجیده شود. لذا دریا هم صحیح است .

جعفر رجبی در تاریخ ۸ آبان ۱۳۸۹ ساعت ۱۲:۳۳ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۴۷۰


بیت ۶ : طی این مرحله بی همرهی خضر مکن

پاسخ: نقل تصحیح قزوینی «قطع» است.

ستاره سادات . پیغمبری در تاریخ ۸ آبان ۱۳۸۹ ساعت ۱۱:۲۷ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۴۸۸


اگر تفسیر و نقد این شعر همراهش باشد بهتر است

حسنا در تاریخ ۸ آبان ۱۳۸۹ ساعت ۹:۴۸ دربارهٔ شمارهٔ ۱۵ - در ستایش ابوالمظفر جلال الدین شروان شاه


[صفحهٔ اول] … [۲۸۸۹] [۲۸۹۰] [۲۸۹۱] [۲۸۹۲] [۲۸۹۳] … [صفحهٔ آخر]