گنجور

حاشیه‌ها

 

آهنگ زیبایی رو که دوستمون گفت رو از دست ندید، با این آهنگ آدم تا عرش اعلا میره!باور کنید

عاطفه در تاریخ ۱۴ بهمن ۱۳۹۰ ساعت ۱:۴۰ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۵۱۸


سلام لازم دونستم یکی دو مورد رو متذکر بشم که طبق لغت نامه دهخدا جلد ۱۴ بجای تیغ ، کارد و بجای ستمگاران ، ستمکاران . و نبیذ درسته نه نبید و حیران درسته نه حبران و فک کنم تا باز کجا کشته شود آنکه تو را کشت صحیحتر باشه

سعید در تاریخ ۱۴ بهمن ۱۳۹۰ ساعت ۰:۳۰ دربارهٔ قصیدهٔ شمارهٔ ۴۸


کاسه سر نه کاسه زر من فکر کنم

Kamali Farhad در تاریخ ۱۳ بهمن ۱۳۹۰ ساعت ۲۳:۵۷ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۲۶۴


من هم با پاسخ “علی بی ستاره” عزیز به “ف-ش” موافقم
‏”ف-ش” گرامی
شما توی خیلی از حاشیه نوشت هایی که داشتین اعتقاد به یک مفهوم عالیتر برای شراب دارین در صورتی که شخصی که می خواد همین لحظه رو خوش باشه و از فکر گذشته و آینده رهایی پیدا کنه ، هیچ شرابی واسش عزیزتر و عالی تر از شراب فیزیکی نیست!

امید در تاریخ ۱۳ بهمن ۱۳۹۰ ساعت ۲۳:۳۴ دربارهٔ رباعی شمارهٔ ۴


صدف عزیز
همه ی ما خواسته یا ناخواسته قرآن رو خوندیم،اونم نه فقط یک آیه بلکه حداقل چندین کتاب درسی.
همه ی ما خوشبختانه یا بدبختانه مسلمون زاده ایم پس حرف کلی اسلام و قرآن رو میدونیم
اما آیا شما که حق رو به قرآن و اسلام دادین حتی یه بار لب به مشروب زدین؟ اگه نه پس چطور می تونین بحث در مورد اون رو کودکانه و احمقانه بدونین؟
هر کسی که فقط چند تا رباعی خیام رو خونده باشه می دونه که خیام یه فرد کاملا عقل گرا و متکی به فلسفه و حواس پنج گانه ست،اگه نه یه مثال نقض بیارید
درست یا غلط بودن نظر خیام اینجا مطرح نیست اما بدون شک خیام در این شعر نوشیدن شراب رو به خوندن قرآن ترجیح داده
حالا دیگه کسایی که میخوان معنی درست شعر رو بگن، فاقد دانش ادبی هستن؟!

امید در تاریخ ۱۳ بهمن ۱۳۹۰ ساعت ۲۳:۱۳ دربارهٔ رباعی شمارهٔ ۳


حالا چی درسته من که نفهمیدم

ناشناس در تاریخ ۱۳ بهمن ۱۳۹۰ ساعت ۲۳:۰۳ دربارهٔ رباعی شمارهٔ ۱۱۱


به نظرم فیض داشته دنبال اون عشق خداوندی میگشته که یکبار درونشو منقلب کرده بوده و حالا هر کاری میکرده که دوباره به اون حس برسه واسه همین توی میخونه و صومعه و هرجایی به دنبالش بوده

ناشناس در تاریخ ۱۳ بهمن ۱۳۹۰ ساعت ۲۲:۵۵ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۶۰۱


بیت ۴: نگردد هیچکس با

لطفی در تاریخ ۱۳ بهمن ۱۳۹۰ ساعت ۱۳:۵۳ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۳۸۹


بیت ۴: نگردد هیچ کس را

لطفی در تاریخ ۱۳ بهمن ۱۳۹۰ ساعت ۱۳:۵۱ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۳۸۹


به دو پیوست ناگه سروی آزاد

که خوش باشد به یکجا سرو و شمشاد

به نظرم اگر در مصرع اول ، دو حرف « به » و

« دو » را چسبیده به هم بنویسیم ، بهتر است .

زیرا در صورت گسسته بودن ، حرف « دو »

معنای عدد « ۲ » را میرساند .

اگر « بدو » نوشته شود ، به احتمال زیاد ، بار

معنایی آن در بیت بشتر و بهتر خواهد بود .

ممنون و متشکرم .

ارغنون در تاریخ ۱۳ بهمن ۱۳۹۰ ساعت ۱۳:۲۰ دربارهٔ بخش ۴۰ - افسانه‌سرائی ده دختر


و زان سو آفتاب بت‌پرستان

نشسته گرد او ده نار پستان

فرنگیس و سهیل سرو بالا

عجب نوش و فلکناز و همیلا

همایون و سمن ترک و پریزاد

ختن خاتون و گوهر ملک و دلشاد

با عرض ادب و احترام ،

محضر ادب دوستان ایران زمین :

همانطور که در سه بیت بالا ملاحظه میفرمائید

خصوصاً در بیت اول ، نظامی از ده نفر یاد میکند

« نشسته گرد او ده نار پستان »

و در دو بیت بعدی ، اسامی آن « ده » نفر را

یک به یک نام میبرد . با این حساب حرف « و »

در بیت آخر ، حرفی اضافه بوده و به نظر بنده

می بایست حذف شود . چون ایجاد شبهه میکند

و با بودن حرف « و » ، تعداد نفرات حاضر را به

یازده نفر می رساند و چنان به نظر میرسد که :

« دلشاد » نیز ، یکی از آن نفرات میباشد .

در صورتی که در معنای شعر ، « دلشاد »

صفتی است که به « گوهر ملک » داده شده .

در هر حال بنده مطیع نظرات استادان و اهل فن

میباشم و آنچه به نظرم میآمد درست است ،

بیان کردم . ممنون و متشکر .

ارغنون در تاریخ ۱۳ بهمن ۱۳۹۰ ساعت ۱۱:۳۴ دربارهٔ بخش ۳۹ - افسانه گفتن خسرو و شیرین و شاپور و دختران


گرچه درک عرفای بزرگی همچون حضرت خواجودرحدمن نیست امابه تصورم اگراززهدوتقوی دروغین که مطهردوروئی وریاست دورشویم دراوکه نفس صداقت وراستی است وهستی است نمایان میشویم.

ناشناس در تاریخ ۱۳ بهمن ۱۳۹۰ ساعت ۱۰:۵۴ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۹۲۱


شهرام ناظری، اجرای زیبایی از این شعر در آلبوم صدای سخن عشق دارد.

سید علی در تاریخ ۱۳ بهمن ۱۳۹۰ ساعت ۹:۳۸ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۲۲۶


وزن شعر به شکل مفعول فاعلات مفاعیلن فاعلن تقطیع شده است. وزن بیت ۷ هم از آن پیروی می‌کند.
ده رژ د / ها ی مر د / م خا رس ت و / فر ر خا نک/
اگر مردم را به مرد تبدیل کنید یک هجای کوتاه کم می آورد و بیت از وزن خارج می‌شود.

رسته در تاریخ ۱۳ بهمن ۱۳۹۰ ساعت ۸:۵۷ دربارهٔ شمارهٔ ۴۰ - قصیده


درود مجدد
متاسفانه بدلیل تاریکی محیط علطهای تایپی زیاد شد.
واژه به جای وازه
سکته به جای سمته
سپاس به جای شپاس

پوزش از بروز خطا

رضا حمیدی زاده در تاریخ ۱۳ بهمن ۱۳۹۰ ساعت ۲:۵۴ دربارهٔ شمارهٔ ۴۰ - قصیده


با درود
در مصرع اول بیت هفتم:
دهر اژدهای مردم خوار است و فرخ آنک

به نظر میرسد وازه “مرد” به جای “مردم” هم وزن مصرع را با وزن کلی شعر هماهنگتر کند و هم از سمته در خواندن جلوگیری نماید.
با شپاس از خدمت ادیبانه

رضا حمیدی زاده در تاریخ ۱۳ بهمن ۱۳۹۰ ساعت ۲:۵۰ دربارهٔ شمارهٔ ۴۰ - قصیده


بسیار زیبا است

رضا در تاریخ ۱۲ بهمن ۱۳۹۰ ساعت ۲۱:۴۴ دربارهٔ رباعی شمارهٔ ۷۷


اسلام که به مو و سر و ریش نیست
هرکه علی گفت که درویش نیست

گر ریش بود نشان اسلام
بزغاله بود حجة الاسلام

مرتضی (سروده هایی در مورد ریش ) در تاریخ ۱۲ بهمن ۱۳۹۰ ساعت ۱۶:۲۵ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۶۳


باسلام
مصرع دوم بیت ماقبل آخر بنظر صحیح نمیآید.
باتشکر

یاسر در تاریخ ۱۲ بهمن ۱۳۹۰ ساعت ۱۳:۵۴ دربارهٔ نامه هفتم اندرگریستن به جدایى و نالیدن به تنهایى


تا مست خودی تو تا ابد تیره رسی

نازیلا در تاریخ ۱۲ بهمن ۱۳۹۰ ساعت ۱:۳۸ دربارهٔ رباعی شمارهٔ ۱۹۳۲


[صفحهٔ اول] … [۲۸۸۹] [۲۸۹۰] [۲۸۹۱] [۲۸۹۲] [۲۸۹۳] … [صفحهٔ آخر]