گنجور

حاشیه‌ها

احمد آذرکمان ۰۴۹۰۳۰۰۶۶۹.a@gmail.com در ‫۷ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۱۲ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۲۳:۴۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲۰:

این چنین با همه درساخته‌ای یعنی چه
『حافظ』
من آن تیله ی سه پَر را باختم . من آن تیله ی سه پَرِ سرخ را باختم . وقتی که برف قطع شد و نور زرد کهنه ی آفتاب بیرون زد ، من آن تیله ی سه پَرِ سرخ را باختم . فقط آن تیله سه پَرِ سرخ می دانست که من پیش از تو عشق را می شناختم .
احمد آذرکمان ـ 12 آبان 96

احمد در ‫۷ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۱۲ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۲۳:۲۰ دربارهٔ سعدی » مواعظ » قطعات » شمارهٔ ۷۶:

خیط یعنی چی؟؟

ٱرمان شعبانپور در ‫۷ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۱۲ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۲۲:۵۴ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۳۶:

دی کز ... تصحیح

ٱرمان شعبانپور در ‫۷ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۱۲ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۲۲:۵۱ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۳۶:

این رباعی در نسخه های دیگر به این شکل نیز ٱمده است: وی کز تو گذشت هیچ از ٱن یاد مکن٭فردا که نیامداست فریاد مکن--- بر رفته و ناٱمده بنیاد منه ٭حالی دریاب و عمر برباد مکن

ٱرمان شعبانپور در ‫۷ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۱۲ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۲۲:۴۴ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۶۳۲:

بیت دوم در نسخ دیگر به این شکل ٱمده است: گفتی که به یک قول شهادت رستم * فردات کند خمار کامشب مستی

ٱرمان شعبانپور در ‫۷ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۱۲ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۲۲:۴۴ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۶۳۲:

بیت دوم در نسخ دیگر به این شکل ٱمده است: گفتی که به یک قول شهادت رستم * فرداست کند خمار کامشب مستی

احمد آذرکمان ۰۴۹۰۳۰۰۶۶۹.a@gmail.com در ‫۷ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۱۲ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۲۲:۲۱ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۵:

برف پیری می‌نشیند بر سرم
همچنان طبعم جوانی می‌کند
ماجرای دل نمی‌گفتم به خلق
آب چشمم ترجمانی می‌کند
『سعدی』
چرا هویج مرا یاد دماغِ آدم برفی ها می اندازد نه یک سوپ گرم ؟ ▓ احمد آذرکمان . 12 آبان 97

نادر.. در ‫۷ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۱۲ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۲۲:۱۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۳۲:

طلعت خورشید تو اگر ننماید،
یمن نیاید ز سایه های همایی..

احمد آذرکمان ۰۴۹۰۳۰۰۶۶۹.a@gmail.com در ‫۷ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۱۲ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۲۱:۵۷ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۱۲۲ - گرگ و شبان:

ز آغل گلّه را تا دشت بردی
به چنگ حیلهٔ گرگش سپردی . 『پروین اعتصامی』
من دوست دارم به گوسفند ، گوسپند بگویم ، و فقط نمازهای مغربم را در آغل گوسپندان بخوانم .
احمد آذرکمان ـ 12 آبان 97

احمد آذرکمان ۰۴۹۰۳۰۰۶۶۹.a@gmail.com در ‫۷ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۱۲ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۲۱:۴۳ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۶۰:

قطره ایم اما ندارد هیچ دریا ظرف ما . 『صائب』
انارها ترک خوردند . مورچه های خانگی خانگی تر شدند . برف پاک کن ماشین ها به کار افتادند . دسته ی مگس کُش شکست . اما کسی ظرف های نَشُسته را کفی نکرد .

فضلی در ‫۷ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۱۲ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۲۱:۰۰ دربارهٔ اوحدی مراغه‌ای » جام جم » بخش ۷۱ - در راستی:

سلام ،ممنون از زحماتتون لطفا در مورد اینکه چطور از (راستی کن) به فعلاتن دست پیدا کردید توضیح بدید
ممنون

رضا صناعی در ‫۷ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۱۲ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۲۰:۳۷ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۷۰:

با پوزش از اشتباه تایپی
در حاشیه قبلی خودم
"میرسد"

رضا صناعی در ‫۷ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۱۲ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۲۰:۲۸ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۷۰:

با احترام به تمامی دوستان و اساتید
به نظر میرصد " بی تقاضای " درست باشد.

احمد آذرکمان ۰۴۹۰۳۰۰۶۶۹.a@gmail.com در ‫۷ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۱۲ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۱۹:۵۸ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۴۶:

افتاد در غروب و فروشد خجل زده
تا نوبتِ طلوع بدان دلستان دهد . «عطار»
『قسمت اول』
‌ غروب کم کم داشت خفه می شد . کوچه را پیدا کردم . کوچه یِ در هم پیچیده ای بود . روی پِشکِل هایِ تازه جلو رفتم . زنی داشت بچه اش را شیر می داد ، بی آن که سینه اش را خوب پوشانده باشد . مگس هایِ سِمِج به صورتم می خوردند . صدایِ شستن ظرف می آمد .
در چوبیِ رنگ و رو رفته را هُل دادم . وسطِ حیاط ایستاده بود . کثیفیِ حیاط توی چشم می زد ؛ یک جفت چکمه ی گِلی که از هم جدا افتاده بودند ، چندتا مرغِ پروبالْ کثیف که مدام سر و صدا می کردند ، دیگِ سیاه و قُری که درونش ربُ جوش می زد و شلنگِ جمع نشده ای که مارپیچ یک گوشه افتاده بود .
صدایش کردم ، نشنید . جلو رفتم . دستم را روی شانه اش گذاشتم . چه قدر شبیه پیرمرد خنزرپنزری بود . داشت به کمربندش سوراخ جدید اضافه می کرد . مرا که دید لبخند زد . لبخندش به نظرم مثل کِرم هایی بود که از خاک باغچه ها بیرون می زنند .
ساعتم را نگاه کردم . عقربه هایش از کار افتاده بودند . دوباره به پیرمرد نگاه کردم . سه چهار مرتبه گفت زمان هولناک است . با سَر تأییدش کردم .
بلند شد . بلند شدم . به سمتِ اتاقش رفت . پی اش رفتم . اتاقش دو طاقچه داشت . دو طاقچه یِ پُر از تارِ عنکبوت . هفت هشت گور کوچک هم در کف اتاقش به چشم می آمد . معلوم بود که نوشته هایِ روی گور با انگشت نوشته شده است . نوشته هایی بدخط و کج و کوله . به صورتش نگاه کردم . به صورتم نگاه کرد . سه چهار مرتبه گفت زمان هولناک است . با سَر تأییدش کردم .
آفتابه یِ سفیدِ کنار اتاقش را برداشت کمی آب روی قبرها پاشید . دوست نداشتم نوشته ی گورها را بخوانم .
احمد آذرکمان . 12 آبان 97

عاشق در ‫۷ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۱۲ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۱۹:۵۵ دربارهٔ شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۰۲:

این شعر زیبا از مولانا معظم شاه نعمت الله ولی با صدای جناب آقای حامدی بسیار شنیدنیه
میتونید از کانال @monajatبا جست و جوی اولین بیت دانلود کنید

سوزان در ‫۷ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۱۲ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۱۹:۳۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۸۷:

گمنام 1 شما خوش خوان باش و برای رساندن مفهوم کلام از املای درست کلمات استفاده ککن لطفا: اسطوره

داریوش ابونصری در ‫۷ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۱۲ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۱۹:۳۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۵:

از دوستان آشنا با گیاهان یویژه در شیراز کسی همت بکند و این گیاه گل نسرین را که از خانواده گل سرخ است اما گلهای کوچک صد برگ و سفید و خوشبو دارد را در لب جویبار های شیراز شناسایی کرده و در باره اش در اینترنت مطالبی بنویسد و عکس آنرا بگذارد تا ایرانیان این گل را که در ادبیات مورد گفتگوی شاعران است را بشناسند . برخی میگویند گل نسرین همان نسترن است که درست نیست و این گل یکی از اقسام گل رز هنذیست که در بیشتر جا های خاور میانه میروید و گل مشکین یکی از اقسام آنست اما بدلایلی دیگر در میان ایرانیان شناخته نیست . باید بدوستان یادآوری بکنم که پیش ازهر گونه قضاوت و نظر دهی در باره نسرین به لغتنامه دهخدا رجوع کنند و با توجه به سخنان مرحوم دهخدا در باره این گل پژوهش بکنند تا تصورات خود را بجای واقعیات در باره این گل فراموش شده گسترش ندهند تا این گل دوباره شناخته و توسط ایرانیان کشت آن رونق بگیرد. بلندی این گل حدود هفتاد و پنج سانتی متر است و دهها گل سفید و یا بگفته حافظ "صد گل آرد بار " دارد. اگر این گل را شناختید لطف کرده و مرا هم از آن مطلع بکنید . حافظ شناسان بویژه در شیراز و دوستدار طبیعت میتوانند این گل را پیدا بکنند. با سپاس از کوشش دوستانی که در این باره پژوهش خواهند کرد . این گل نباید اندازه اش بزرگتر از یک تا یک اینچ و نیم باشد و باید حتما سفید و خوشبو باشد وگرنه آن گل نسرین نیست. برای اطلاع من با من در فیس بوک با نام Dariush Aboonasry تماس بگیرید

داریوش ابونصری در ‫۷ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۱۲ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۱۹:۲۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۶:

از دوستان آشنا با گیاهان یویژه در شیراز کسی همت بکند و این گیاه گل نسرین را که از خانواده گل سرخ است اما گلهای کوچک صد برگ و سفید و خوشبو دارد را در لب جویبار های شیراز شناسایی کرده و در باره اش در اینترنت مطالبی بنویسد و عکس آنرا بگذارد تا ایرانیان این گل را که در ادبیات مورد گفتگوی شاهران است را بشناسند . برخی میگویند گل نسرین همان نسترن است که درست نیست و این گل یکی از اقسام گل رز هنذیست که در بیشتر جا های خاور میانه میروید و گل مشکین یکی از اقسام آنست اما بدلایلی دیگر در میان ایرانیان شناخته نیست . باید بدوستان یادآوری بکنم که پیش از هر گونه قضاوت و نظر دهی در باره نسرین به لغتنامه دهخدا رجوع کنند و با توجه به سخنان مرحوم دهخدا در باره این گل پژوهش بکنند تا تصورات خود را بجای واقعیات در باره این گل فراموش شده گسترش ندهند تا این گل دوباره شناخته و توسط ایرانیان کشت آن دوباره رونق بگیرد. بلندی این گل حدود هفتاد و پنج سانتی متر است و دهها گل سفید و یا بگغته حافظ "صد گل آرد بار " دارد. اگر این گل را شناختید لطف کرده و مرا هم از آن مطلع بکنید . حافظ شناسان بویژه در شیراز و دوستدار طبیعت میتوانند این گل را پیدا بکنند. با سپاس از کوشش دوستانی که در این باره پژوهش خواهند کرد . این گل نباید اندازه اش بزرگتر از یک تا یک اینچ و نیم باشد و باید حتما سفید و خوشبو باشد وگرنه آن گل نسرین نیست.

احسان در ‫۷ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۱۲ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۱۸:۴۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۹:

حافظ از فرقه و مذهب خاصی حرف نمی‌زند، چنان‌که مولانا و تمام شاعران ماندگار ایران. دغدغه بشری دارد و به هیچ گروه و قبیله اقلیتی منحصر نمی‌شود. حافظ را کلی بخوانیم، انسانی بخوانیم. به دور از تعصب‌های مذهبی و فرقه‌ای. سخن حافظ خطاب به روح انسانی است، معنویت در کمال و به شیرین‌ترین کلام ممکن. پس از انتساب و تفسیرهای حق‌به‌جانب خودداری کنیم و معنویتی گسترده و جهان‌شمول را در شعرش ببینیم.

جمال در ‫۷ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۱۲ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۱۸:۳۹ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۴۹:

سلام ، هر کدام از بزرگواران که معنای این بیت رو می دونستند ، بفرمایند ، خوشحال می شم:
هست در این بادیه جمله جانها چو ابر
قطره باران او درد و دریغای عشق

۱
۲۸۸۶
۲۸۸۷
۲۸۸۸
۲۸۸۹
۲۸۹۰
۵۷۲۲