گنجور

حاشیه‌ها

موسی در ‫۷ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۰۶:۳۸ دربارهٔ نظامی » خمسه » هفت پیکر » بخش ۱۵ - لشگر کشیدن بهرام به ایران:

«ما به می خوردنیم و او خفتنست» به گمان‌ام ناصحیح است. در هفت‌پیکر، تصحیح جناب دستگردی، انتشارات قطره، صفحهٰ 83، چنین آمده:
«ما به می خوردنیم و او خفته‌ست»

هادی در ‫۷ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۰۴:۴۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۳۳:

از انجایی که اکثر حاشیه ها مرتبط بود با یک سریال، لازم دونستم این نکته رو ذکر کنم که قبل از دیدن این سریال حتما یه تحقیق مختصر بکنید چون ممکنه محتوای اون مناسب نباشه (به عنوان مثال همجنسگرایی در این سریال) علاوه بر این واقع سریال خوب و خوش ساختی محسوب نمیشه.

محمد از اهواز در ‫۷ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۰۴:۳۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۳۱:

نظرات دوستان خیلی جالب بود.برخی نظرها رو که میخونی واقعا سوپرایز میشی که چطور میشه به همچین نگاهی رسید
اما هر کسی میتونه نظرش رو بگه و نظرش محترم هست و ایرادی نداره اما دوستانی هم بودن که با نگاه از بالا و فخر فروختن با بکگراندی از فروتنی و تواضعی که خود نشان خودشیفتگی و خودخواهی هست نظر دادن که اتفاقا چندان هم نظر درستی ندادن و از بحث و موضوع اصلی تفره رفتن و چیز دیگه ایی رو توضیح دادن و فرمودن که خیلی راحته سینه ها و شاهدان و.... بعد نظرپراکنی کردن فرع کردن و در مورد سینه ها حرفی نزدن( محمد اردیبهشت 95) دوست عزیز اگر پزشکی تون مثل ادبیاتتون هست که وای به حال بیماران تون.
اما منظور از سینه‌ها :
در ایام قدیم آینه ها از چه ساخته میشدن؟
از شیشه؟ از بلور؟ ساخت کارخانه ی شیشه ی قزوین بودن؟ با کیفیت Aو B یا همون فلوت A
خیر آینه ها از جنس فلز بودن اهن پرکاربردتر از سایر فلزهایی بود که میشد صیقل داده بشه
شاید در فیلم های تاریخی و یا موزه ها این چنین آینه ها رو دیده باشید و یا شاید در خنزر پنزری های پدرو مادربزرگ ها.
در قدیم طبق یک فرایند خیلی طولانی و زمان بر و سخت صفحه ی فلزی که معمولا از آهن بود پرداخت شده و چیزی شبیه به آینه های امروزی میشد و صد البته هر چه کار بیشتر و صیقل بیشتر آینه ایی شفاف تر و صاف تر. از کل مراحل پرداخت کار و ترتیب کار کم اطلاع و حتی بی اطلاع هستم اما فی المثل در مرحله ایی آهن رو با ماسه و آب سمباده میزدن در مرحله ایی گل مال میشد و....
آن فلزّینۀ صیقلی که مولوی می‌خواسته تا مخاطبانش سینۀ خود را چونان آن بشویند و جلا دهند چیزی چون «آینه» بوده
دَر گذشته، «آینه» را غالبا از آهنِ مَص۟قول و پرداخت کرده یا فلزی دیگر که صیقل و پرداخت پذیرد، می‌ساخته‌اند، و یاد این معنیٰ، بارها و بارها در أَدَبِ قُدَما بازتافته است.
نمونه را، فِردوسی در شاهنامه، در داستان آزمودن اِسکَندَر فیلسوف هند را، بدین مَعنی إِشارَت فَرموده و سُروده است:
فِرِستاده آن آهَنِ تیره‌رَنگ
یَکی آیِنه ساخت روشَن ز زَنگ
و:
سکَندَر نِهاد آیِنه زیرِ نَم
هَمی داشت تا شُد سیاه و دُژَم
مولَوی خود دَر غَزَلی گویَد:
آهَن خَرَد آیینه‌گَر، بَر وی نِهَد زَخمِ شَرَر،
ما را نَمی‌خواهَد مَگَر، خواهَم شُما را بی شُما
خواجۀ شیراز نیز فرمود:
رویِ جانان طَلَبی، آیِنه را قابِل ساز
زانکه هَرگز گُل و نَسرین نَدَمَد زآهَن و روی
و پایِ «آهَن و روی» را که "آینه‌هایِ آن روزگار" از این جِنسها بوده است، به میان می‌آوَر۟د.
یعنی خودت و انقدر درست کن که لایق و قابل فلان مقام بشی
پی نوشت (آنکه طاووس خواهد خودمونه

دکتر محمد ادیب نیا در ‫۷ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۰۲:۳۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴:

من همان دم که وضو ساختم از چشمه عشق
چار تکبیر زدم یک سره بر هر چه که هست
قابل ذکراست که متوجه باشیم نماز میت هیچ نیازی به وضو ساختن ندارد و لذا اینکه وضو می سازد تا چهار تکبیر بگوید، در دین مبین اسلام کنایه از همان گفتن اذان در اقامه نماز های واجب است که حافظ شیرین سخن در درجه اول حافظ صلوات(نمازهای) خود است و پر واضح است که هر نمازی نیاز به دل کندن از دنیا و مافیها دارد. بنابراین برای هر نمازی باید بر سر عهد و پیمان ازلی خود بود و باید وضوی واقعی از چشمه عشق ساخت و لذا بر سر هرچه که هست باید گذشت و خدا را از آن برتر و بزرگتر شمرد؛
شیخ سعدی رحمه الله می گوید:
ای برتر از خیال و قیاس و گمان و وهم
از آنچه گفته ایم و دیده ایم و شنیده ایم

عباسی-فسا @abbasi۲۱۵۳ در ‫۷ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۰۱:۵۱ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۸۷:

سلام
در مصرع دوم:
نه احتمال نشستن نه پای رفتارم
رفتار به معنی شیوه و عملکرد نیست
رفتار در اینجا به معنی رفتن است
مانند گفتار = گفتن
نوشتار = نوشتن

یکی از زیباترین کاربردهاست و خداوند روح سعدی را در گلستانی چون گلستان زیبای خودش قرار دهد که اگر سعدی نبود بسیاری از واژه ها از بین می رفتند یا فراموش می شدند.
ضمنا دوستان عزیز بر اساس میل و سلیقه شخصی واژه ای را پیشنهاد نکنید. ما داریم سخن سعدی را می خوانیم که معیار زبان فارسی است

محسن ، ۲ در ‫۷ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۲۳:۴۹ دربارهٔ نظامی » خمسه » مخزن الاسرار » بخش ۱۲ - در مقام و مرتبت این نامه:

Alireza جان
همان
عاریتِ کس نپذیرفته ام صحیح است ، وزن هم همینطور
و به همان ماناست که شما آوردید

فریدون در ‫۷ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۲۳:۱۷ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۵۴:

خیام شاعر و فیلسوف و ریاضی دان بر جسته ایست که آثار و‌علیالخصوص رباعیات اش نظیر ندارد. اگر واقع بینانه به جهان و پیشرفتهایی که صورت گرفته نگاه کنیم خیلی پیشرفتها از زمان خیام تا امروز صورت گرفته ‌خیلی چیز ها برای نوع بشر روشن شده است. و قطعا روزی فرا می‌رسد که عالمان و دنشمندان تمام چیز هایی که برای بشر امروزی مبهم است، دست پیدا می‌کنند.

Alireza Taheri در ‫۷ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۲۱:۲۰ دربارهٔ نظامی » خمسه » مخزن الاسرار » بخش ۱۲ - در مقام و مرتبت این نامه:

در بیت سوم واژه "از" افتاده، وزن مغشوش شده:
عاریت از کس نپذیرفته ام
نه عاریت کس نپذیرفته ام.

برگ بی برگی در ‫۷ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۲۱:۰۹ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۳۷ - آتش کردن پادشاه جهود و بت نهادن پهلوی آتش کی هر که این بت را سجود کند از آتش برست:

در خدای موسی و موسی گریز
آب ایمان را ز فرعونی مریز
بنظر میرسد در خدای موسی و موسی گریز معنی درستی از آن استنباط نشود و شاید اینطور بوده است که ؛
در قفای موسی و موسی گریز
آب ایمان را ز فرعونی مریز
الله اعلم

غلامحسین مرادی قره قانی در ‫۷ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۲۰:۴۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۲:

با سلام علاقه به فرهنگ وموسیقی ایرانی وشعر موزون حضرت حافظ من بی سرو پا را به جمع گنجوریهاوبارگاه خواجه شیراز میکشاند باید عرض کنم استاد حسین خواجه امیری این غزل زیبا را در یکی از برنامه های گلها با ان صدای قدرتمند وافسانه ایش به زیبایی تمام اجرا کرده که.متاسفانه نام وشماره برنامه را پیدا نکردم

سینا رجب پور در ‫۷ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۱۹:۵۶ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۲۲:

با سلام
قاقیه مصرع اول " گردانیم" هست.
یعنی به صورت:
این چرخ فلک که ما در او گردانیم
فانوس خیال از او مثالی دانیم:
خورشید چراغ دان و عالم فانوس
ما چون صوریم کاندر او حیرانیم
منبع:
کتاب مجموعه آثار صادق هدایت درباره خیام
صفحه 72
بخش مربوط به کتاب "رباعیات عمر خیام"(منتشر شده در سال سال 1303)
البته اینکه دوبار، از قاقیه "حیرانیم" استفاده شده هم، مدرکی دال بر صحت مورد استناد شده هست

میثم حسین خانی در ‫۷ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۱۸:۰۸ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۱۹:

در آتشکده ی آذر در بخشی که مربوط به شاهانِ شاعر بود، این دو بیت را به نام شاهی از شاهان صفوی دیدم که نامش در خاطرم نیست.
از خرابی می گذشتم خانه ام آمد به یاد
دست و پا گم کرده ای دیدم دلم آمد به یاد
سر به هم آورده دیدم برگهای غنچه را
اجتماع دوستان یکدلم آمد به یاد
جالب اینجاست که حبیب خواننده این دو بیت را خوانده است منتها به جای اجتماع کلمه ی " محفل" را آورده است که غلط است.

م نظرزاده در ‫۷ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۱۴:۵۹ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » منوچهر » بخش ۲:

در بیت سوم «مر» به «سام» چسبیده که درست نیست مانند بیت دوم باید از هم جدا باشند.

پ.الف.مسیحا در ‫۷ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۱۴:۲۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۹:

سلام؛
در یکی از برنامه‌های ضبط شده‌ی قبل از انقلاب ، بانو فخری نیکزاد بیت زیر را نیز در ادامه‌ی این غزل دکلمه می‌کنند:
این گدایان چون به خوان هستی ما غالبند
خون مردم می‌خوردند و خلق را خر می‌کنند

پری در ‫۷ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۱۰:۴۷ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۵۲:

بله استاد شجریان در شاهکاری از مشکاتیان خونده ای جان من مولای تو . به نظر میاد چون بنده و دوستدار مترادف با کلمه ی مولاست در معنی این درسته ، وزنشم درست از آب درمیاد . ولی خب بازم اسرار مولانا را نه تو دانی و نه من .

محمد مهدی رحیمی در ‫۷ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۰۷:۱۰ دربارهٔ خیام » ترانه‌های خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » درد زندگی [۲۵-۱۶] » رباعی ۱۹:

اشعار خیام حرف و حدیث زیادی دارند و حول و حوش رباعیات زیبایی که منتسب به ایشان است بحث های زیادی شده است. همه ما دوست داریم که به خود بقبولانیم که اشعار گفته خود خیام است در حالی که در اصل فرق نمی‌کند که این اشعار سروده خیام باشد یا اکبر شاطر یا امثالهم. نفس شعر مهم است که هست و زیبا هم هست... خاصه این شعر که با زیباترین وجه ممکن بی اعتباری و غداری و به قول خودمان نامردی روزگار و دنیای دون را به نمایش می‌گذارد. زیباست و باید ازین زیبایی لذت برد نه نقدی نه فلسفه باقی و نه تحقیقی...

شیرزاد معتمد در ‫۷ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۰۲:۵۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳:

شیرزاد معتمد در جوواب شعرا:
اگر آن زیبا روی کُرد به دست آرد دل ما را
به لحظه وصالش دهم تمام خدای خود را
سمرقند و بخارا را، تمام روح معنا، سر و دست و تن و پا را
به دنیای فانی بخشند نه آن یار گران قدرم که برده روح و معنا را
نخواستم من کفر گویم در حضور چنین دوستان
نمیدانند که گیسویش پریشان کرده افکار را
اگر ندادم پاسخ به دوستان در چنین روزی
نخواستم فغانشان بینم که گیرد آخر دامن ما را
اگر بر آن مه رخ کُرد سراییدم چنین اوصاف
نمیدانی که یاد او هنوزم برده هستی ما را
اگر گویم دهم بر او خدا و اصل خود را
هم اکنون باز میگویم دهم بر او قبله و آخرت خود را

Mohsen در ‫۷ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۲۳:۳۸ دربارهٔ رهی معیری » غزلها - جلد چهارم » جلوه نخستین:

سلام
در صفحه قبل یعنی "غزلها - جلد چهارم" نام این غزل به اشتباه " حاصل عمر" نوشته شده.

احمد لماس در ‫۷ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۲۱:۰۵ دربارهٔ ملک‌الشعرا بهار » قصاید » شمارهٔ ۲۵۱ - کل‌ الصیدفی جوف‌الفرا:

در هنگام خواندن شعر واژه های اینت و آنت به غلط به فتح نون خوانده شده در حالی که به ضرورت وزن بایستی آن حروف بصورت ساکن تلفظ شوند. ممنون از شما

.. در ‫۷ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۲۰:۱۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۸۰:

شمس تبریز روز نقد است
عالم ز چه در حدیث دوش است؟!..

۱
۲۷۴۰
۲۷۴۱
۲۷۴۲
۲۷۴۳
۲۷۴۴
۵۸۲۲