گنجور

حاشیه‌ها

مهدی قناعت پیشه در ‫۷ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۱۸:۴۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۸۰:

قطعا انسان دارای قوا،توان یا نیرو و حس دیگری چون ششم وحتی بیشتر هم هست که با تقویت کلیه احساس و ایجاد تعادل و تمرکز بین حواس توسط آن حس یا همان روح ،آنها را مجددا بیشتر تنظیم و متمرکز بر نیاز روح خود مینماییم وشناخت حقیقت را ممکن میسازند که اکثر انسانها آنقدر درگیر نیازهای ساختگی و مادی جسم خود هستند که به روح توجه نمینمایند و بتدریج توانشان کاهش میابد و با توجه انسان به روح و نیازهایش وتقویت آن قدرتی شگرف در شناخت خود وجهانش می یابد

میثم سعدی در ‫۷ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۱۶:۱۶ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی یزدگرد » بخش ۱۷:

حضرات چنان از عرب بد می گویند که انگار فردوسی هم مثل امثال اینها نژادپرست و فاشیسم بوده! جمع کنید بابا!
کشمکش های میان عرب ها و ایرانی ها به پیش از پیدایش اسلام برمی‌گردد، چرا که تا پیش از جنگ های بزرگ عمر، جنگ های دیگری با خسروپرویز روی داد. سیاست های کثیف دو طرف مایه کشتار این همه مردم بیگناه شد.
آقای توانای دانا، شک دارم که شما دانا باشید، عجم یعنی غیرعرب، ایرانی ها هم به غیرایرانی گفتن انیرانی! این گنگ و نفهم از کجا اومد، خدا داند. بهتره برای اثبات سخن تون سند و منبع معتبری رو می کردید

مهدی قناعت پیشه در ‫۷ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۱۶:۰۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۷۹:

ای بنده بدانکه خواجهٔ شرق اینست
تو هرچه بگوئی از قیاسی گویی ودر ذهن خود مطالب ذهنی و غیر تجربی را که به هیچکدام یقین نداری باهم مقایسه میکنی ونتیجه غ میگیری درحالیکه ما درد و شادی ،خوب و بد و گناه و ثواب را تجربه کرده ایم و عشق یا خداوند و یا حد وسط این دو را که قیاس دو واقعیت قطعی ذهن یا سخن دل است، حقیقت باشد. ما چون تجربه بیشترین و بالاترین درد وغم و نیز بالاترین شادی که عشق اوست را داریم و چون حد و میزان بالا و پایین را درست بدانی میانه و تعادل و حق را براحتی تشخیص توانی داد و فرق این است دانش شرق وغرب را.

رضا در ‫۷ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۱۵:۲۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۸۵:

سلام دوستان چه اشکالی داره کسی قمار قمارباز به هر آنچه که خود دوست داره و نزدیکه تعبیر کنه...مگر مولانا خودش و کلامش هر زمانی و هر مکانی نیست؟؟ چرا نمی شود کسی مکان و زمانش را ه توحید و کسی دیگر به کربلا متصل کند..چه اصراری هست به اینکه فقط یک معنی درست وجود داره در حالی که مولانا هیچ حرف جزئی نداره همه کلیست ، کلی که همه مکانی و همه زمانی به کار می آید...هر انسانی در برداشت و تاویل و تفسیر و برداشت
مختار و آزاده.

مهدی قناعت پیشه در ‫۷ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۱۵:۲۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۵۴:

هرگز نزید به کام عاشق معشوق
معشوق که بر مراد عاشق زید اوست
از بزرگی وعظمت،حقیقت و یکتایی خداوند در پوست نگنجم و عاشق و معشوق چون بهم رسند عشق اگر افول نکند تا ابد وهمواره افزون نمیگردد جز عشق حق

محسن ، ۲ در ‫۷ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۱۴:۵۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۰:

غنی از بخیلی غنی مانده‌ست
فقیر از سخاوت فقیر از سخا.
ثروتمند از خِسَت ثروتمند است ولی از سخاوت و بخشش و جوانمردی تُهی ست.

ویتو در ‫۷ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۱۴:۴۳ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب سوم در فضیلت قناعت » حکایت شمارهٔ ۶:

حداقل یک بار از روی متن اگر میخواندید میفهمیدین یک بیت جا مانده

مهدی آریا در ‫۷ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۱۴:۴۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۴۰:

ناخلف باشم اگر من به جویی نفروشم
این درسته عزیز دل
بیاییم اصل سخن بزرگان و عارفان و عاشقان رو حفظ کنیم
هر چند اون متن شما از نظر معنی برابری میکنه ولی باز هم اصلش حفظ بشه بهتره
ممنون از سایت خوب شما

مهدی قناعت پیشه در ‫۷ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۱۴:۳۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۵۰:

ای انسان گمراه ودر خسران معاصر، یا بقول گنج حضوریها من ذهنی بشر امروز، چنان راه را اشتباه رفته ای وهنوز توانائیها و قوای خود را که نمونه یا مثال کوچک و تجربه شده همگان، قدرت عشق است که راهها وکارهای سخت و ناممکن را ممکن میسازد و چون جهان به همین ترتیب پیش رود عشق نیز کاملا محو خواهد شد ودر خیلی موارد اکنون و در حال نیز گردیده است و انسان به همان راه ادامه میدهد وجهانی را به هر نجو متحول کرده ولی در خود کمترین تغییر مسیر و توقف حرکت بسوی نابودی خود و زمین را حاضر نیست

حمید در ‫۷ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۱۳:۵۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۳۷:

سلام و درود.این بیت این گونه به دلم نشسته.بگذار تا از مقابل روی تو بگذریم دزدیده در شمایل نیک تو خوب بنگریم...برخی از ابیات این شعر با تلفیقی از ابیات دیگر سراینده ها رو محسن نامجو در ترانه ای کاش خوانده است

علی ج در ‫۷ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۱۳:۱۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۲۷:

بیت گفتم تو را نباید خود دفع کم نیاید
پنجه بهانه زاید از طبعت ای سخندان را خوب متوجه نمی شوم دوستان اگر یاری دهند سپاس گزار خواهم بود.
یا حق

محسن ، ۲ در ‫۷ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۰۸:۵۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۰:

جیم میم عزیز
یکی بیت دیگر بر این قافیه
بگویم بلی وام دارم تو را
که نگزارد این وام را جز فقیر
که فقرست دریای در وفا
غنی از بخیلی غنی مانده‌ست
فقیر از سخاوت فقیر از سخا.
میگوید : بیتی دیگر بگویم تا دِینم را ادا کرده باشم، واین دِین جز با فقیر که چون دریایی ست پُر مروارید از وفاداری، ادا نمی شود، ثروتمند از بُخل ثروتمند است و کسی که سخاوت ندارد از بخشندگی و کرم محروم است،

محسن ، ۲ در ‫۷ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۰۸:۳۱ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳ - زکات زندگی:

اسما جان
لطف بهار عارفان در تو نگاه کردنست
بهار عارفان لطیف و دوست داشتنی ست ، وقتی به تو نگاه می کنم همان لطافت احساس می شود ، نگاه کردن به ترا دوست دارم

محسن ، ۲ در ‫۷ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۰۸:۲۳ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۶۴ - دیده و دل:

قباد جان
وزن درست است
جای آتش را با سکون ”ی“ بخوان
اینطور: جایآتش

قباد در ‫۷ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۰۷:۲۳ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۶۴ - دیده و دل:

تو را گردید جای آتش،مرا آب!یه چیزیش افتاده که وزن نداره،میشه یکی به دادم برسه؟

افسرده در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۰۵:۳۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » ملحقات و مفردات » شمارهٔ ۱۶:

با سلام
ابتدا اینکه با توجه به رعایت دقیق وزن ، متاسفانه مصرع پایانی در مقایسه با دیگر مصاریع به قدر یک هجای کوتاه بلندتر میباشد .
نکته دوم اینکه با عنایت به واژه قافیه در بیت اول ، که واژه ماست و وفاست میباشد دو قافیه ی بیت سوم و چهارم که عینا قافیه مصراع اول تکرار شده است مخدوش میباشد.
واما نکته دیگر در خصوص قافیه بیت یکی به اخر مانده
واژه (وَراست) هنوز میباشد.
ابتدا اینکه بی شک این فاصله که بین واو و کلمه راست واقع شده اشتباه تایپی میباشد.
ودیگر اینکه اگر منظور شاعر همان واژه وراء باشد در اینجا نیز قافیه مخدوش میباشد ، زیرا همزه پایانی در هیچ یک از قوافی دیگر نبوده که به دلیل اتصال به ست حذف شده باشد پس در این قافیه نیز نباید باشد. و هر گونه حروف وعلائم الحاقی که در پایان واژه قافیه امده است باید در تمام قافیه ها عینا تکرار شود

با ارزوی موفقیت

مهرداد در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۰۲:۳۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۳۷:

اگرخودجناب سعدی حضور فیزیکی داشت درزمان حال تنها این غزل بی بدیل رو،فقط اززبان استادشجریان میشنید،شعری محکم و پراحساس از حضرت سعدی باخوانش استادشجریان بمثابه جسم وجانندکه بی هم ابتر میشوند.درودبرایشان

رضا س در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۰۲:۰۶ دربارهٔ انوری » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۶:

ممنون محسنِ عزیز

مهدی قناعت پیشه در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۲۳:۱۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۳۷:

یکی از عجایبش همین قدرت تشخیص حق و باطل در تمام امور و علوم و اینکه کسی بتواند چنین موزون و زیبا با استفاده از حقیقت اینهمه متفاوت و گوناگون ولی در یک مسیر و با کنایه و رمز و بدون تناقض ...مولانا خود وتوان متفاوتش نشانه رسیدن است و تا راهی به تفاوت میزان تفاوت مولانا با انسانی معمولی را آن هم در مسیر صحیح خود تجربه نکنیم همانطورکه او تجربه کرده، دنیا مکان بهتری برای بسیاری نیست

اسما در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۲۲:۴۵ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳ - زکات زندگی:

سلام میشه کسی مصرعِ "لطف بهار عارفان در تو نگاه کردن است" رو توضیح بده؟
من متوجه این بیت نمیشم

۱
۲۷۴۱
۲۷۴۲
۲۷۴۳
۲۷۴۴
۲۷۴۵
۵۸۲۲