فرزاد فخریزاده در ۷ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۱۰ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۰:۵۶ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۱ - سرآغاز:
در بیت آخر «بیارای» به معنای آرایشکن اشتباه است. باید بیار اِی کانِ معنی، تا چه داری؟ باشد.
فرزاد فخریزاده در ۷ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۱۰ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۰:۵۴ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۱ - سرآغاز:
خَلُّخ شهری است که از آن مشک خطایی میآورند.
این چه بوییست که از ساحت خلخ بدمید؟
وین چه بادیست که از جانب یغما برخاست؟
سعدی
ایمان سهیلی در ۷ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۱۰ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۰۹:۱۹ دربارهٔ وحشی بافقی » دیوان اشعار » ترکیبات » گلهٔ یار دلآزار:
با سلام.
یکی از دوستان، به دکلمهٔ اشتباه ِ یکی از ابیات این ترکیببند توسط آقای داریوش اقبالی اشاره فرمودند. باید اضافه کرد که جناب داریوش اقبالی، حداقل دو بیت دیگر از این شعر را کاملاً نادرست و غلط خواندهاند.
یک :
واژهٔ «زٙهره» به فتح زاء ، که ایشان با خطایی آشکار، به ضمّ ِ زاء اجرا نمودهاند؛ به طوری که مشخصاً تبدیل به نام دخترانه ٔ «زهره» شده است!
دو :
بیت آخر، که ایشان ترکیب «خاطر وحشی» را، «خاطره ، وحشی» ادا کردهاند؛ که بالکل نادرست است و مفهوم بیت را تخریب کرده است.
با سپاس از سایت یگانه و ارزشمند گنجور.
کیان در ۷ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۱۰ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۰۵:۳۴ دربارهٔ اوحدی مراغهای » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۶:
بسیار زیبا. به نظر از غزل 400 خاقانی الهام گرفته
خاقانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۰۰/
فربد در ۷ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۱۰ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۰۲:۴۹ دربارهٔ ملکالشعرا بهار » قصاید » شمارهٔ ۱۷۶ - سرود مدرسه:
من اگر وزیر اموزش و پرورش بودم این شعر را کامل در کتاب ادبیات پارسی چاپ می کردم
عباسی-فسا @abbasi۲۱۵۳ در ۷ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۱۰ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۰۰:۳۵ دربارهٔ نظامی » خمسه » لیلی و مجنون » بخش ۱۶ - بردن پدر مجنون را به خانهٔ کعبه:
سلام و درود
گوهر به میان زر برآمیخت
چون ریگ بر اهل ریگ میریخت
ریگ اول به همان معنی است که ما استفاده می کنیم و کنایه از بذل و بخشش زیاد است
اما ریگ دوم در واقع ترجمه کلمه بَطحاء است
دشت مکه را بطحاء می گویند اهل ریگ = اهل بطحاء= اهل دشت مکه
در قصیده فرزدق که مدح امام سجاد (ع) است این واژه را می بینید:
هٰذَا الذَّی تَعْرِفُ البْطَحْاءُ وَطْأْتَهُ
وَ الْبَیتُ یَعْرِفُهُ وَ الْحِلُّ وَ الْحَرَمُ
این کسی است که ریگزارهای مکه گام هایش را می شناسند
و خانه خدا و بیرون و درون حرم او را می شناسند
ایام عزت مستدام
دکتر محمد ادیب نیا در ۷ سال و ۲ ماه قبل، یکشنبه ۹ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۲۳:۴۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۷۵:
گفتند خلایق که تویی یوسف ثانی
چون نیک بدیدم به حقیقت بِه از آنی
اصطلاحات و ترکیبات این غزل؛ یوسف ثانی، خسرو خوبان، شیرین زمان، غنچه تنگ دهان، سوسن آزاده، کام ده ی جان ستان، بیمار سخت کمان، حافظ غمدیده، عشق رخت (رخ تو)، و.... حاکی از آنست که این غزل نوعی معاشقه آسمانی و مطایبه دلدادگی و مناجات عرفانی با یک وجود کامل و متعالی است، که در عرفان اسلامی از آن به انسان الهی و کامل تعبیر می شود. و البته در عرفان شیعی این وجود کامل همان وجود کامل و مکملی است که جهان موجود به وجود مقدس او برپاست و آن همان وجود مبارک و نورانی حضرت مهدی (صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف) می باشد. .... والحمد لله رب العالمین علی کل حال
امیرعباس در ۷ سال و ۲ ماه قبل، یکشنبه ۹ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۲۲:۰۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۴:
حافظ استادش سید شریف الدین جرجانی بوده که شیعه هس و بهتره روی سنگ قبر حافظ درست دقت کنید که نوشته "قبر امام هشتم سلطان دین رضا از جان ببوس و بر در ان بارگاه باش" همینطور بیت های دیگش و اشعار دیگه ای که از روی خصومت در بسیاری از تصحیح ها نیومده به تصحیح استاد محمد قدسی مراجعه کنید پاتوقای کتاب دارن تماشاگه راز فک کنم اسمشه
فر_۱ در ۷ سال و ۲ ماه قبل، یکشنبه ۹ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۲۱:۵۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۴:
آقا حیف که این زیبایی مطلق رو به کسی نسبت میدن. شعر که این و اون، این واقعه اون واقعه نمیفهمه. اونم شعر حضرت حافظ. چرا نسبتش میدید به این جریان اون جریان. زمان حافظ اصلا این داستان ها مطرح نبوده. بابا نگید والا به ادبیات بینظیر ایران ظلمه. شان شعر حافظ رو نگه دارید. تمام دنیارو بگردی یدونه حافظ اومده. تمام شعرای بزرگ دنیا ارادت دارن بهش. شعر حافظ رو معنی نمیشه کرد بابا. به کسی نسبتش نمیدن که.
امیرعباس در ۷ سال و ۲ ماه قبل، یکشنبه ۹ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۲۱:۴۸ دربارهٔ کمالالدین اسماعیل » غزلیات » شمارهٔ ۲:
سنگین دل تو سبوی دلها
.. در ۷ سال و ۲ ماه قبل، یکشنبه ۹ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۲۰:۲۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۱۱:
این دانش من گشته بر دانش تو پرده..
دکتر محمد ادیب نیا در ۷ سال و ۲ ماه قبل، یکشنبه ۹ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۹:۰۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۷۵:
آری؛ شمس دین هم به معنای حضرت صاحب الزمان(عج) است و هم به بمعنای حضرت رسول (ص) و لذا از نظرگاه شهودی اولیایی چون مولانا تنها عشق به اینها از شنیده ها باعث زندگی و حیات بخشیدن به قالب بی جان ما می شود و با عشق بدانها می توانیم یکی پس از دیگری حجاب ها را کنار بزنیم تا آنجا که مانند بدر منیر نور افشانی می کنیم که ناگهان وجود مقدس آفتاب تابان (امام عصر والزمان عجل الله تعالی فرجه ) بر ما آشکار می شود و بر نور ماه ما غالب می گردد و بعد از آن است که ما می توانیم از اسارت های مادی و معنوی طبیعت (جهان هستی بمعنای جهان خیال و کاذب) بکلی رهایی یابیم و انقطاع الی الله حاصل شود. لذا مولوی آرزو می کند که برای درک این مرحله موفق به دیدار صورت ایمان نیز بشود؛
بنمای رخ که باغ و گلستانم آرزوست
بگشای لب که قند فراوانم آرزوست
ای آفتاب حسن برون آ دمی ز ابر
کآن چهره مشعشع تابانم آرزوست
....
گوشم شنید قصه ایمان و مست شد
کو قسم چشم صورت ایمانم آرزوست
(مولوی، دیوان شمس، غزل 441)
داروگ در ۷ سال و ۲ ماه قبل، یکشنبه ۹ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۷:۴۴ دربارهٔ کمال خجندی » غزلیات » شمارهٔ ۳۳۸:
با سلام
متن این غزل مملو از غلطهای املایی ست. متاسفانه در باقی غزلهای کمال خجندی نیز وضع بر همین منوال است. خواهشمند است نسبت به بازبینی کلی و اصلاح این موارد در همه غزلها اقدامی مناسب مبذول فرمایید.
سپاس از مجموعه پرباری که فراهم آورده اید.
شهرام زندی در ۷ سال و ۲ ماه قبل، یکشنبه ۹ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۷:۱۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۲۳:
تعابیر عرفانی :
باده = مستی دهنده ی عرفانی ، شهود و دسترسی به غیب
دلبر ما = شمس تبریز
یارآتشروی = یاری که نشان خاکی ندارد از بنی بشر نیست
عالم سوز = سوزنده و برهم زننده ی عوالمی که بشر برای خود از روی نا آگاهی و پندار دانایی و صواب بر میچیند
خرمن = اینجا بساط شیطان مثل کینه ، حسد ، غرور ، دانایی
کشت کوهستان = محصولات عشق
شربت = باده = آگاهی های مستی دهنده و پاک کننده
عشق پا برجا = امواجی که دائما در هر زمان و هر مکانی برای صید بشر جاریست
بی جا = لا مکان = اینجا اشاره به نداشتن هیچ گونه جایگاه و مکان فیزیکی هست
به زیر گلبن نشستن = در کنار عرفان در نزدیکی بوی عشق نشستن
مغمور = غرقه ، فرو رفته
بگزیده صهبا = می سرخ نشان شده
مستان ناموسی = مست نیک نامی
اوباش = بی سر و سامان (عشق)
قلاش = بیکاره ، دست از هرچیز شسته ی(عشق)
حریفان = هم پیشگان
گلخن = نوعی از آتشدان است که در آن به ریگ گرم غله بریان کنند
نخوردن باده از گلخن ، استعاره از
عدم تمسک به راه های ریاضتی و شریعتی است
سقف معلا = استعاره از پایگاه بلند مستی دهنده که عارفان متوجه آنجا هستند
شهرام زندی در ۷ سال و ۲ ماه قبل، یکشنبه ۹ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۶:۵۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۰۶:
سره = برگزیده، نیکو
سعید = خوش اقبال
شهید = کشته شده بی قصاص و دیت
قدید = گوشت خشک شده و نمک سوده
مهران در ۷ سال و ۲ ماه قبل، یکشنبه ۹ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۶:۳۲ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱ - سرآغاز:
ار= از شارگرد=شاگرد بفرمایید این هم شوخی کیبرد با منی که دقت مینمایم ...
چرخ بازیگر از این بازیچه ها بسیار دارد
خواستم بگویم سه یار اشتباهی تایپ نمودید که خود نیز دچار گشتم.
اگر انسانی، انسانی را به خاطر گناهی سرزنش کند، نمیرد تا خود به آن گناه مرتکب شود.امام صادق(ع).
مهران در ۷ سال و ۲ ماه قبل، یکشنبه ۹ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۶:۲۷ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱ - سرآغاز:
سلام علیکم
موردی نیست پیش می اید.
همین موارد هم که ار این و آن یاد گرفته اید بسیار زیبا و بجا میباشند...مگر دیگران از کجا می آموزند؟
همگی در این دنیا مسافریم و درآخر با احتساب سخنان شما من نهایتا میتوانم همسفر خوش مشرب جنابعالی باشم و نه بیش...در مورد مسئله شارگرد استادی چیزی نمیگویم زیرا آنرا منباب شکسته نفسی و اغراق در نظر میگیرم.
حدیثی و سخنی بود با زبان عامیانه مطرح نمایید در حد توان سعی بر پاسخگو بودن ، خواهیم داشت.
انما المومنون اخوة فاصلحوا بین اخویکم
در خدمتیم.فی امان الله
ابراهین نیک نام در ۷ سال و ۲ ماه قبل، یکشنبه ۹ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۵:۵۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۸:
به نگاه من از غزلهای ناب حافظ بزرگ میباشد من با اکثر غزلهای حافظ به لذتی ناگفتنی میرسم و گاهی در این اندیشه ام اگر در انزمان خون و جنگ و استبداد حافظ بجای یک بانوی با لباس انزمان مه پیکری را با لباس ازاد این دوران ما والبته بشکل و شمایل اروپا میدید چه غزلی می سرود باز بگویم که از دید من حافظ یک موجود چند بعدی بوده و بسیار زیبا پسند بوده است
.. در ۷ سال و ۲ ماه قبل، یکشنبه ۹ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۵:۵۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۰۴:
به ویران کردنش آباد کردم..
Jahad۱۰۰z در ۷ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۱۰ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۲:۵۶ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲: