گلی در ۶ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۱۵ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۱۱:۴۱ دربارهٔ عطار » منطقالطیر » عذر آوردن مرغان » حکایت محتسبی که مستی را میزد و گفتار آن مست:
غلط های زیادی تو حکایات هست.
مثلا همین حکایت بیت دوم اینطور هست:
زانکه گر مال حرام این جایگاه
مستی آوردی و افکندی به راه
alireza۰fa در ۶ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۱۵ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۱۱:۰۳ دربارهٔ ملکالشعرا بهار » قصاید » شمارهٔ ۸۸ - یک شب شوم!:
حاشیه بر حواشی!
یکی از دوستان دلیل سرایش این شعر را بیان کردند. بحقیقت. که یک ماجرای تاریخی بوده و نمودی از پستیهای یک شاه. یا یک دربار. ماجرای سوءقصد بجان بهار بزرگوار. و نمیگویم آیا اکنون هم شاهد چنین چیزهایی هستیم یا خیر. ولی در دور از انسانیت بودن این ماجرا نمیتوان کوچکترین شک و شبهه ای بخود راه داد.
یکی دیگر از دوستان بر شاعر عیب گرفتند. که جناب ملک الشعرا باشد. که ایشان پهلوی نمیدانست. عربی خوب نمیدانست. زبان خارجه نمیدانست.
سدیگر به هواداری از دوست دوم برخاستند که ایشان چنین و چنانند. تعریف کردن. از دانش و علم و ادب و هنرشان. بر منکرش لعنت. بنده نیز حاشیه های ایشان را میخوانم و لذت میبرم.
لا تنظر الی من قال انظر الی ما قال.
جالب اینکه بعضی گوینده را بر گفتارش ترجیح میدهند. چون فلانی اینطور گفته... چون فلانی مدارج عالیهء علمی و ادبی را طی کرده... . بالاخره توجیه کردن رفتار بد بدلیل اینکه از آدم دانشمندی صادر شده.
ملک الشعرای بهار جان بجان آفرین تسلیم کرده. و ما نیز در پی او میرویم. مدح و ذم ما تاثیری در او ندارد.
ولی چون طرفی از این یک بحث تاریخی است به دومورد اشاره میکنم. تحریف تاریخ عمل ننگینیست. و عزیزان خود قضاوت میکنند. والله اعلم.
1. استاد شفیعی کدکنی بعنوان یک ادیب و شاعر توانمند. کتاب رستاخیز کلمات. فصل "پویایی تاریخ و تکامل ادبی".
... و پس از فردوسی بزرگترین شاعر ملی ایران است. استواری شعر او دستمایهء استحکام هویت ملی ماست. ...
پر واضح است که شاعران ملی داشتیم و داریم. ولی بزرگترینشان، دانشمندترینشان است.و شاعرترینشان.
2. جناب ایرج میرزا. شکوهء دوستانه از بهار. که ماجرایش در دیوان ایرج میرزا با تفصیل موجود است.
...تو هنرمندی و من نیز ز اهل هنرم
در میانِ دو هنرمند مُعادا نشود
تو کسی هستی کاندر هنر و فصل و کمال
یک نفر چون تو در این دنیا پیدا نشود
شاهدِ علم و ادب چون به سرای تو رسید
گفت جایی به جهان خوشتر از اینجا نشود
هر که بیتی دو به هم کرد و کلامی دو نوشت
با تو در عرضِ ادب همسر و همّتا نشود
نه مَلِک گردد هر کس که به کف داشت قلم
با یکی جِقّۀ چو بینه کسی شا نشود...
الله الله. این چه شکوه ایست. به تعریف و تمجید میماند.
fatima در ۶ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۱۵ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۱۱:۰۰ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتیها » دوبیتی شمارهٔ ۳۳:
هرکس به اندازه وسعت قلبش معشوقی دارد...عشق حضرت باری تعالی در هر دلی نمی گنجد.اما عشق زمینی هم اگر عشق باشد در نهایت به سمت عشق حقیقی رهنمون می شود انشاالله...و باباطاهر....نسبت زمینی بودن به این عاشق عارف بی انصافی در حق ایشان است
خوشا آنان که الله یارشان بی / بحمد و قل هو الله کارشان بی
خوشا آنان که دایم در نمازند / بهشت جاودان بازارشان بی
سرِ زمین در ۶ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۱۵ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۱۰:۳۳ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۱۴۶ - نا آزموده:
بیت هفت مصرع اول
کس نمیاورد دیگر نامه اب
سرِ زمین در ۶ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۱۵ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۱۰:۰۱ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۹:
اصلاح بیت چهارم مصرع دوم:
ازمرگ نیست آن همه تشویش و باک ما
کیخسرو گره در ۶ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۱۵ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۰۹:۲۱ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » داستان رستم و اسفندیار » بخش ۳:
همان تاج و تخت از تو زیبا شده است
یعنی اینکه تاج و تخت شما را زیبا نکرده است بلکه وجود شما باعث زیبایی تاج و تخت گردیده است
مهدی ربیعی در ۶ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۱۵ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۰۸:۴۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۶:
درباب آنچه جناب سرخی آورده اند که این شعر مناسبت تاریخی خاص داشته، ضمن تشکر از ایشان بابت تتبع و درج این مهم، اما حفظ این معنی، منافاتی با تفسیر عام عارفانه غزل ندارد...گو اینکه حضرت خواجه اگر میخواست میتوانست طوری شعر بگوید که به جز معنای ظاهر و وابسته به زمان و رویداد مشخص، معنای دیگری بر شعر حمل نشود....نخواسته و تعمدا طوری سرایس فرموده که در هر عصری تناسب داشته باشد و بتوان غزل را در وصف هر ظفرمند حق طلبی و هر شاه شجاعی در هر زمانه خواند....اما جناب سرخی مفهوم عارفانه را از مبارزات اجتماعی و سیاسی جدا می بینند و حضرت مولوی و پدر را به فرار از دست مغولان به بهانه عرفان توصیف کردند که به نظر حقیر روا نیست و بلکه جناب مولوی گرچه در اشعار آسمانی خود متناسب با بلندای پروازش دم از اسامی متعین و زمانمند و محدود به برهه خاصی از تاریخ نزده اما آنچه در اشعار خود از فلسفه فکری و مشرب عرفانی اش به دنیا معرفی کرده، رسواکننده هر جبار طاغوت مستکیر مستبد و برهم زننده عیش هز خود پرست دیوسرشت است و شاید بتوان ادعا کرد برنده تر از شمشیر بیان خواجه حافظ کسی در طول تاریخ ردای زهد و ریا را بهتر ندریده و بهتر از حضرت مولانا کسی عمقی و کاری لطمه به ریشه ی جور و ظلم و استبداد نزده است. به هر کیفیت از مدیریت سایت ارزشمند گنجور و جناب سرخی و دیگر دوستان نظردهنده که خواندن آراء ایشان موجب شاگردی و کسب معرفت است صمیمانه سپاسگزارم.
سرایی در ۶ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۱۵ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۰۳:۰۹ دربارهٔ ملکالشعرا بهار » قصاید » شمارهٔ ۱۰۲ - پیام ایران:
نظر علی درست است. این مصرع چنین باید باشد
عظام بالیه کی رتبت عظام دهد.
یعنی استخوان کهنه هیچگاه انسان را به مرتبه عظمت نمی رساند.
عظام اول به کسر است و عظام دوم به ضم.
bohlol bohloli در ۶ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۱۵ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۰۱:۱۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۳۱:
به نام خدا
با سلام خدمت دوستان
درست این بیت به صورت زیر باید باشد:
ما به بغداد جهان جام انا الحق می زدیم
پیش از این کاین دار و گیر و نکتة منصور بود
بدین معنی که پیش از این که این هنگامة منصور و داستان آن در این جهان به وجود آید و بر سر زبان ها بیفتند،ما به بغداد جهان (= جهان ازلی) از شراب لایزالی وحدت با جق نوشیده ایم و قبلاَ اناالحق گفته ایم.
البته لاف اناالحق هم درست می نماید، چون به نوعی به شطحیات و لاف صوفیان نیز می تواند اشاره کند. اما به دلیل اینکه مولوی عقیده دارد که در جهان ازل جان ها همه با حق یکی بودند و هیچ امتیازی میان آنان نبود، جام انالحق بهتر می نماید. ضمن اینکه جام اناالحق در آثار مولوی سابقه دارد.
توضیج جام انا الحق زدن با توجه به آرای عرفانی مولوی و هم مشربانش بسیار است و در این مقال چندان نمی توان توضیج داد و فقط به اختصار اشارتی شد.
با تقدیم احترام
سرِ زمین در ۶ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۱۵ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۰۰:۵۴ دربارهٔ عارف قزوینی » تصنیفها » شمارهٔ ۱۸:
عذر میخوام :افتاب از چه طرف سر زده امروز که سر...
سرِ زمین در ۶ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۱۵ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۰۰:۵۲ دربارهٔ عارف قزوینی » تصنیفها » شمارهٔ ۱۸:
سلام
بیت دوم اصلاح شود
آفتاب از چه طرف سر زده امروز که من...
۷ در ۶ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۱۵ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۰۰:۲۰ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » ضحاک » بخش ۷ - کاوهٔ آهنگر و درفش کاویانی و ساخته شدن گرز گاوسر:
که دشمن اگر چه بود خوار و خرد
نبایدت او را به پی بر سپرد
پی به معنی رد و نشان،اثر
پی بر;رد زن(برای شکار جانور یا انسان)
یعنی با اینکه دشمن کوچک و ناچیز مینماید ولی نباید برای تمام کردن کار او به رد زن و چند همراه او بسنده کرد و در دو بیت بعد:
زیرا از بد روزگار میترسم و برای شکار او باید لشکری از آدمی،دیو و پری گسیل کنم.
۷ در ۶ سال و ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۱۴ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۲۳:۵۴ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » ضحاک » بخش ۷ - کاوهٔ آهنگر و درفش کاویانی و ساخته شدن گرز گاوسر:
یعنی وقتی کاوه آن پوست نپرداخته ارزان را بر نیزه زد دوست و دشمن دانسته شد.
به زبان امروزی دوستان هورا کشیدند.
عباس در ۶ سال و ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۱۴ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۱۹:۴۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۹:
دست آقا رضا درد نکنه که هر غزلی از حافظ رو میخونم یک حاشیه پر بار زیرش نوشته . واقعا ممنونم
Fatêh.A در ۶ سال و ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۱۴ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۱۹:۱۰ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۰۰:
من شیشهریزهام، حذر از پایمالیام، بهلطف بویرایید
رهگذر در ۶ سال و ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۱۴ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۱۷:۱۸ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » ضحاک » بخش ۷ - کاوهٔ آهنگر و درفش کاویانی و ساخته شدن گرز گاوسر:
سلام .. بیت بدان بی بها ناسزاوار پوست ... پدید آمد آوای دشمن ز دوست یعنی چه ؟؟ ممنونم
دیگر مپرس از من نشان در ۶ سال و ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۱۴ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۱۶:۴۷ دربارهٔ انوری » دیوان اشعار » مقطعات » شمارهٔ ۸:
صحیح:
سمند فخر دین فاخر ز فخرت مفتخر بادا
کمند قهر هر قاهر ز قهرت مقتهر بادا
سینا الماسیه در ۶ سال و ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۱۴ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۱۴:۳۹ دربارهٔ منوچهری » دیوان اشعار » مسمطات » شمارهٔ ۷ - در وصف صبوحی:
سلام و درود بی کران
سه مصرع از این سروده اینگونه نیز آمده:
لشکر چین در بهار خیمه به هامون زدست
لاله سوی جویبار خرگه بیرون زدست
خیمه ی آن سبزگون خرگه این آتشین
پایدار و کامروا باشید.
فرشید برزگر در ۶ سال و ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۱۴ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۱۴:۱۲ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۰:
سلام بر ادیبان ارجمند
وزن این غزل عطار، در مصاریع اول و دوم با مصاریع زوج، یکسان نیست و وزن نوشته شده هم کلا اشتباه است.
برای رفع این اشکال و تناقض، واژهی "است" باید از پایان تمام مصاریع زوج و مصرع اول حذف شود تا وزن پیشنهادی جناب نادر عزیز، با وزن غزل منطبق شود.
عشق تو ز اختیار بیرون
وصل تو ز انتظار بیرون
مفعول مفاعلن فعولن
۷ در ۶ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۱۵ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۱۱:۵۶ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » ضحاک » بخش ۷ - کاوهٔ آهنگر و درفش کاویانی و ساخته شدن گرز گاوسر: