گنجور

حاشیه‌ها

فرهاد حبیبی در ‫۷ سال و ۲ ماه قبل، یکشنبه ۹ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۴:۰۸ دربارهٔ عطار » تذکرة الأولیاء » بخش ۱۴ - ذکر بایزید بسطامی رحمة الله علیه:

حافظ قرابه کش شد و مفتی پیاله نوش
عروس حضرت قرآن نقاب آنگاه برنـــدازد
که دارالملک ایمان را مجرد بیند از غوغا/سنایی
ز روی دوست دل دشمنان چه دریابد
چراغ مرده کجا و شمع آفتاب کجـــــا/ حافظ
جوینده ی راه حتماً گزاف گویی نمی کند/درود

شهرام زندی در ‫۷ سال و ۲ ماه قبل، یکشنبه ۹ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۱:۵۲ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۲ - هلال پنداشتن آن شخص خیال را در عهد عمر رضی الله عنه:

دست بر ابرو مالیدن =عینکها را برداشتن دید را تازه کردن
اجزات = موضوعات اندیشه ای
راستان = اولیا از منظر مولانا = مومنان به عشق
آستان = آستان حضرت حق
ترازو = نرم افزار درونی سنجش وحدتی یا غیر وحدتی بودن گفتار ها (گفتار بزرگان )
ناراستان = ضرورتا دزدان و دروغ گویان نیستند از منظر مولانا ، ناراستان کسانی هستند که ناخواسته در دام حجابها گیر افتاده و دست و پا میزنند
کفار = در مرام مولانا کافر عشق و کافرکششهای درونی الهی است
روباه بازی = در توجیه مسائل غوطه خوردن

حسین در ‫۷ سال و ۲ ماه قبل، یکشنبه ۹ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۱:۵۱ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۷:

فکر میکنم مصرع اینطور درست باشه: آن دم که با خیالت دل راز عشق گوید

برگ بی برگی در ‫۷ سال و ۲ ماه قبل، یکشنبه ۹ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۰:۵۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹:

گفتم که بنما نردبان ، تا بر روم بر آسمان
گفتا سر تو نردبان ، سر را در آور زیر پا
چون پای خود بر سر نهی ، پا بر سر اختر نهی
چون تو هوا را بشکنی ، پا بر هوا نه هین بیا
بچه که بودیم و برای مثال میخواستیم چیزی را از روی طاقچه برداریم و قد نمی رسید بزرگترا می گفتند سرت را بکن و بگذار زیر پات و به این ترتیب مزاح می کردند . اما از شوخی گذشته مولانا در مثنوی و دیوان شمس باز هم از نردبان و به همین مفهوم استفاده نموده است و در اینجا مفهوم واضح تر از آن است که نیازی به معنی و شرح داشته باشد و اگر به برنامه های گنج حضوری شهبازی نگاه کنیم در میآبیم که استاد ، سر را نمادی از من ذهنی انسان میدانند که تعبیری جامع است و به این لحاظ که هر آنچه از ذهن انسان بر میآید مربوط به چیزهای این جهان
و در سر انسان نهفته است پس برای وصل و رسیدن به ملکوت خدا باید این سر (من ذهنی) را زیر پا گذاشته ، قربانی کنیم تا بتوانیم پا بر سر اختر (نماد درخشش ) در فضای بی انتهای یکتایی بگذاریم.
موفق و در پناه حق باشید

برگ بی برگی در ‫۷ سال و ۲ ماه قبل، یکشنبه ۹ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۰:۱۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹:

بر آسمان و بر هوا ، صد ره پدید آید تو را
بر آسمان پران شوی هر صبحدم همچون دعا

عارف در ‫۷ سال و ۲ ماه قبل، یکشنبه ۹ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۰۸:۲۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲۳:

دم رضا جان عزیز گرم.

اعظم نجفقلی نژاد در ‫۷ سال و ۲ ماه قبل، یکشنبه ۹ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۰۷:۲۹ دربارهٔ انوری » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۲۷ - در مدح صاحب ناصرالدین و تهنیت منصب:

معنی “تا سه فرزند آخشیجان را
چار مادر چنانکه نه پدرست
ناگزیر زمانه باد بقات
تا ز چار و نه و سه ناگزرست”
در کتاب دی‍وان‌ ان‍وری‌/ ب‍ه‌ اه‍ت‍م‍ام‌ م‍ح‍م‍دت‍ق‍ی‌ م‍درس‌رض‍وی‌ جلد دوم کتاب ص 1062 دو بیت مورد نظر شما اینگونه شرح داده شده است:
ای ممدوح تا وقتی از سه فرزند و چهار مادر و نه پدر، جهان را گزیری نیست بقای ذات تو ناگزیر زمانه باد.
تا وقتی سه فرزند عناصر که عبارت است از حیوان و نبات و جماد است، چهار مادر و نه پدر دارند؛
ناگزیر: ناچار و ضروری؛
ناگزر: مختصر ناگزیر است

علی در ‫۷ سال و ۲ ماه قبل، یکشنبه ۹ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۰۷:۱۰ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۶:

با سلام خدمت دوستان
ستاد دقیقا در مصرع اول اشاره به شراب مادی از انگور و جام شراب یا پیاله کرده که از طریق از کار انداختن جنبه روانی انسان باعث نشاط و سرخوشی میشه
و در مصرع دوم با اشاره به جسم به عنوان جام و اشاره به روح به عنوان شراب ( عرفا بر این باور هستند که روح وسیله ارطباط دو طرفه با خالق هست پس خالق سر خوشی و سرمستی رو از این طریق به جسم ما همچون شراب جاری میکنه در حالی که باز هم جنبه روانی از فعالیت ایستاده دقیقا در بخش روانی شراب مادی از انگور و شراب معنوی از روح شباهت به هم دارند ) نمودند

علی احمدی در ‫۷ سال و ۲ ماه قبل، یکشنبه ۹ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۰۴:۰۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲:

راستش حافظ دفاع لازم نداره شعراش
اون ها که اهل شعر اند خوب می فهمند
در مصراع اول: صلا کار کجا و منِ خراب کجا
در مصراع دوم برای هم قافیه شدن بخونید:
ببین تفاوت ره کز کجاست تاب کجا(تاب بخوان)
ولی اینطور بنویسیم: ببین تفاوت ره کز کجاست تا به کجا
اونی که میخواد همه چی تموم بخونه باید بلد باش قافیه ی پنهان رو پیدا کنه و با سلیقه بخونه.
چنانچه بار ها توی نوشتارخود را خَد خوانده ایم یا مواردی شبیه به آن برای هم تراز شدن قافیه ها ولی در اصل حالت نوشتاری کلمه همان خود و معانی آن هم همان است که بود نه آنچه برای تناسب قافیه و زیبایی بیشتر می خوانیم.

مرتضی در ‫۷ سال و ۲ ماه قبل، یکشنبه ۹ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۰۴:۰۵ دربارهٔ خواجه عبدالله انصاری » مناجات نامه » مناجات شمارهٔ ۱:

مناجات روح بخشی هست
شیخ در جایی میفرمایند:
یا رب به محمد و علی و زهرا،یا رب به حسین و حسن آل عبا،از لطف برآر حاجتم در دو سرا،بی منت خلق یا علی اعلی

حمیدرضا قدیر در ‫۷ سال و ۲ ماه قبل، یکشنبه ۹ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۰۱:۱۲ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » ملحقات و مفردات » شمارهٔ ۷:

بی نهایت زیباست

کیا در ‫۷ سال و ۲ ماه قبل، یکشنبه ۹ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۰۰:۲۷ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۵۶۰:

ردیف بیت 6 « نگاه» نادرست تایپ شده است .

عظیمک در ‫۷ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۸ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۲۲:۲۷ دربارهٔ خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » حضریات » غزلیات » شمارهٔ ۲۸۵:

اینجا وقتی خواجو میگه " از خطه‌ی کرمان بروم" معنیش مردن و درگذشتن خواجو هست نه این که بخواد کرمون رو ترک کنه و بره یه شهر دیگه

حمید پرهام در ‫۷ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۸ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۲۱:۳۳ دربارهٔ مهستی گنجوی » رباعیات » رباعی شمارۀ ۹۲:

«معشوق تویی، گریستن کار تو نیست» شاید؟

نویا در ‫۷ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۸ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۲۱:۰۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۵:

سلام به همگی... اینئشعر زیبلای مولانا رو یاس هم به همراهی سارا نائینی خونده ...شنیدنش خالی از لطف نیست...

امین در ‫۷ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۸ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۲۰:۱۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۹:

سلام.میخواستم بگم من شنیدم آقای شفیعی کدکنی که بعضی از شعر های دیوان شمس رو تصحیح کرده ، این شعر هم جزوش بوده و اون بیت ای خوش کمر برقص آ رو کلا نیاورده و اون رو جزو "جعلیات" میدونه . الان کی درست میگه ؟؟

Parviz Jafari در ‫۷ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۸ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۷:۳۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۶۲:

سخن با عشق می‌گویم که او شیر و من آهویم
چه آهویم که شیران را نگهبانم به جان تو
شرحی مختصر بر این بیت بنا بر خواسته دوستان ☝️
مولانا ( عارف) چون آهویی است که در سرزمین عشق اسیر شیر(خداوند و تجلیات خداوند) است نه اینکه راه خلاصی ندارد بلکه عاشقانه اسیر این شیر است
* این آهوی عاشق اسیر، خود در سرزمین شیران (مریدان؛ جویندگان راه حق) سخن برای گفتن دارد و خود نگهبان شیران است و توانائی پایبند کردن و اسیر کردن شیران را دارد

حجت در ‫۷ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۸ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۶:۵۸ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۱۳۹ - لطف حق:

این شعر واقعاً از شاهکارهای ادبیات فارسی است. اگه ابتدا نام شاعر گفته نشود انسان احاس می کند که شعر از مولوی است. البته در سبک و سیاق مثنوی هم سروده شده است. مفاهیم عالی توحیدی با استناد به آیات قرآنی و در قالب شعری فوق العاده . خداوند این بانوی شاعره پروین اعتصامی را غریق رحمت بی کران خود بگرداند .

رفیع در ‫۷ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۸ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۳:۴۰ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۶۰ - زیافت تأویل رکیک مگس:

روفیای بزرگوار
دید بسیار زیبایی دارید و از پنجره زیبایی به مطالب می نگرید ، خداوند به وجودتان برکت دهاد.

اسماء جوان در ‫۷ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۸ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۳:۰۸ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱ - سرآغاز:

*بچشانید

۱
۲۶۹۴
۲۶۹۵
۲۶۹۶
۲۶۹۷
۲۶۹۸
۵۸۲۱