۸ در ۶ سال قبل، شنبه ۲۴ اسفند ۱۳۹۸، ساعت ۰۵:۱۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۰:
آب و آتش خلاف یکدگرند
نشنیدیم عشق و صبر انباز
و
نکنم گر خلاف توست نماز
و ....
کاظم ایاصوفی در ۶ سال قبل، شنبه ۲۴ اسفند ۱۳۹۸، ساعت ۰۴:۳۶ دربارهٔ اوحدی مراغهای » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۳۴:
مصراع اول باید به این صورت اصلاح شود
آن دل که مرا بود و تو دیدی سلبوه
الهه در ۶ سال قبل، شنبه ۲۴ اسفند ۱۳۹۸، ساعت ۰۳:۴۹ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۶۶:
چرا این شعر انقدر با نسخه تصحیح غنی و فروغی تفاوت دارد ؟
سعادت در ۶ سال قبل، شنبه ۲۴ اسفند ۱۳۹۸، ساعت ۰۳:۳۷ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۵۶ - در تفسیر این حدیث مصطفی علیهالسلام کی ان الله تعالی خلق الملائکة و رکب فیهم العقل و خلق البهائم و رکب فیها الشهوة و خلق بنی آدم و رکب فیهم العقل و الشهوة فمن غلب عقله شهوته فهو اعلی من الملائکة و من غلب شهوته عقله فهو ادنی من البهائم:
در موافق بودن حضرت مولانا با علم و دانش همین بس که
چون که ماهیت جان مخبرست
هرکه او آگاه تر ، با جان تر است
علم واقعی و اصلی و برتر همان بصیرت است که حق و باطل را با آن تشخیص میدهند و برای همه واضح است برتری این علم به سایر علوم که علم بنای آخور هستند
باران بیدختی در ۶ سال قبل، شنبه ۲۴ اسفند ۱۳۹۸، ساعت ۰۲:۱۹ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب اول در سیرت پادشاهان » حکایت شمارهٔ ۴:
به نظر بنده سر چشمه بتوان گرفتن به بیل ....چو پر شد نشاید گرفتن به پیل درست باشه
نگار متین در ۶ سال قبل، شنبه ۲۴ اسفند ۱۳۹۸، ساعت ۰۱:۰۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۲۷:
باسلام،این غزل خیلی زیباست
حسین در ۶ سال قبل، شنبه ۲۴ اسفند ۱۳۹۸، ساعت ۰۰:۵۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۴:
گاهی اوقات کسانی ناخواسته در مسیر زندگیِ تو نقشی جاودانه میگذارند. در حالی که خودشان هم نمیدانند که چه کردند. هفت-هشت ساله بودم که برادر بزرگترم از من و برادر کوچکترم خواست که این غزل را حفظ کنیم و قول جایزه ی 50 تومانی داد. من و برادر کوچکم به سرعت مشغول شدیم و یکی دو روزه تحویل دادیم و 50 تومانیِ سال 66 را که رقم قابل توجهی بود گرفتیم. ما به عشق جایزه شروع کردیم ولی عاشق حافظ شدیم و این عشق را مدیون قدم مثبت برادر بزرگترم هستم.
احسان در ۶ سال قبل، جمعه ۲۳ اسفند ۱۳۹۸، ساعت ۲۳:۵۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۷:
سلام. حافظ را با نقل و عقل و وحی با اطمینان تفسیر کنید اما دو بیت اول اشاره به حدیثی است که از عایشه نقل شده و پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم را در حال عبادت و ناله و اشک و تضرع زیاد میبیند و میپرسد شما که به نهایت وصل رسیدی و آمرزیده ای یه اشاره اول سوره فتح چرا اینقدر ناله و فغان و حضرت پاسخی میدهد که حافظ عیله الرحمه میفرماید ما را..... کار داشت. سخنی با مدیر سایت که لطا موارد نامربوط را حذف کنید تا مربوطها بهتر نمایان شود
عزیزی در ۶ سال قبل، جمعه ۲۳ اسفند ۱۳۹۸، ساعت ۲۲:۴۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۲:
کلمه طهارت در لغت عرب وفقه اسلامی دو معنی دارد.عام وخاص.طهارت به معنی عام یعنی پاکیرگی ونظافت.طهارت به معنی خاص یعنی وضو ویکی از مقدمات نماز است.پس معنی بیت اول اینست:عارفی صبحگاه با اب روشن می وضو گرفت وسپس به زیارت میخانه رفت.
nabavar در ۶ سال قبل، جمعه ۲۳ اسفند ۱۳۹۸، ساعت ۲۱:۳۷ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۱۲:
گرامی الهه
پندش ده گو که نرم نرمک میبیز
مغز سر کیقباد و چشم پرویز
می گوید : نصیحت ش کن و بگو که این خاک که می ریزی را آرام تر بریز که سرِ کیقباد است و چشم خسرو پرویز
منظورش اینست که درین خاک هزاران راز نهفته است ، و آنرا سرسری مگیر و اندیشه کن
الهه در ۶ سال قبل، جمعه ۲۳ اسفند ۱۳۹۸، ساعت ۲۱:۳۰ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۱۹:
در تصحیح غنی و فروغی ، مصرع اول gel نبشته شده نه gol و بنظرم مورد اول درسته !
الهه در ۶ سال قبل، جمعه ۲۳ اسفند ۱۳۹۸، ساعت ۲۰:۲۴ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۱۵:
به زیباترین شکل ممکن خدا رو تو دو بیت برد زیر سوال بعد دوستان میگن از خدا تمجید کرده و نماز هم میخوانده ووو !!!
در خدا باور یا نبودن حکیم در مانده ایم چ رسد به مسلمانی او !
از جماعتی که اینیشتن را شیعه میدانند توقع داشته باشید خیام را نیز مسلمان دانند !
الهه در ۶ سال قبل، جمعه ۲۳ اسفند ۱۳۹۸، ساعت ۱۹:۴۸ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۱۲:
بیت دوم رو کسی توضیح بده سپاس مندم
برگ بی برگی در ۶ سال قبل، جمعه ۲۳ اسفند ۱۳۹۸، ساعت ۱۹:۳۰ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۶۲ - هم در بیان مکر خرگوش:
صورت از بیصورتی آمد برون
باز شد که انا الیه راجعون
پس ترا هر لحظه مرگ و رجعتیست
مصطفی فرمود دنیا ساعتیست
صورت شامل تمامی این جهان فرم و ماده میباشد و انسان که اشرف همه آنها ست و همگی از بی صورتی یا عدم که مرکز هستی و زندگی یا خدا ست پدید آمده اند و باز دوباره ندایی شنیده میشود که به من باز گردید یعنی به اصل خود ، و این کار یعنی رجعت تنها با خالی نمودن مرکز خود از چیزهای این جهان میسور میباشد . در بیت دوم جناب مولانا میفرمایند به این ترتیب ای انسان بر تو فرض است تا هر لحظه (همواره)به چیزهای این جهان ماده که در مرکز خود قرار داده ای و همینطور دردها اعم از کینه ، رنجش ،خشم ، حس انتقام جویی بمیری تا به عدم و اصل خود بازگردی و البته که این مردن به تعلقات دنیوی به معنای مفلس نمودن خود به مادیات مورد نیاز برای یک زندگی سعادتمند مادی نیست بلکه باید دلبستگی و غصه های دم به دم در رابطه با آنها را رها نمود .
مولانا در مصرع آخر با استناد به حدیثی از حضرت پیامبر تاکید میکند که انسان مدتی کوتاه در این جهان خواهد زیست پس زمان را از دست مده و در این امر زنده شدن به اصل خود شتاب کن .
موفق و پایدار باشید
امید ربیعی در ۶ سال قبل، جمعه ۲۳ اسفند ۱۳۹۸، ساعت ۱۸:۳۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۹:
درمصرع« تا بر آتش ننهی بوی نیاید زعبیر»
بنظرم باید میشد
«تابراتش ننهی نایدبویی زعبیر»
یا در بیت
من از این هر دو کمانخانه ابروی تو چشم
برنگیرم وگرم چشم بدوزند به تیر
بجای وگرم چشم بدوزند بایذ نوشته شود مگرم چشم بدوزند به تیر وکل بیت ای گونه شود
«من از این هر دو کمانخانه ابروی تو
چشم برنگیرم مگرم چشم بدوزند به تیر»
امید ربیعی در ۶ سال قبل، جمعه ۲۳ اسفند ۱۳۹۸، ساعت ۱۸:۳۲ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۹:
عدرمصرع تا بر آتش ننهی بوی نیاید زعبیر بنظرم باید میشد «تابراتش ننهی نایدبویی زعبیر» یا در بیت
من از این هر دو کمانخانه ابروی تو چشم
برنگیرم وگرم چشم بدوزند به تیر
بجای وگرم چشم بدوزند بایذ نوشته شود مگرم چشم بدوزند به تیر وکل بیت ایبشود
«من از این هر دو کمانخانه ابروی تو
چشم برنگیرم مگرم چشم بدوزند به تیر»
پرهام صالحی در ۶ سال قبل، جمعه ۲۳ اسفند ۱۳۹۸، ساعت ۱۸:۰۱ دربارهٔ ملکالشعرا بهار » اشعار محلی » شمارهٔ ۳ - غزل:
بیت آخر: شاعر خود را با بهار مقایسه کرده که از نظر اعتدال ربیعی جفت و مساوی است و از نظر بی نظیر بودن در طبیعت ظاق و تک و منحصر به فرد است و می گوید من هم طاقتم از هجر تو طاق است (یک اصطلاح) و از سوی دیگر با غم تو قرین و جفت هستم.
الهه در ۶ سال قبل، جمعه ۲۳ اسفند ۱۳۹۸، ساعت ۱۷:۵۰ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۶۴:
خواهشا این شعر رو یکی بیشتر توضیح بده ، مخصوصا بیت اول!
منظور حکیم از سنگ و کاشی و سبو چیست ؟
حمید وکیل در ۶ سال قبل، جمعه ۲۳ اسفند ۱۳۹۸، ساعت ۱۴:۵۸ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتیها » دوبیتی شمارهٔ ۷۵:
حسن سمندری این ترانه را با اضافه کردن بیت زیر و تغییری در کلمات، با ساز دوتار خراسان خوانده است.
شب تار است و گرگان میدرند میش
دو زلفانت حمایل کن بیا پیش
بزن چرخ و بیا تو در بر من
بدر کن پیرهن غم از بر من
از آن کنج قلبت[؟] دادی به من دل
بگو راه خدا دادم به درویش
۸ در ۶ سال قبل، شنبه ۲۴ اسفند ۱۳۹۸، ساعت ۰۵:۱۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۱: