تیمور ناصری در ۵ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۹ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۲:۰۲ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۱:
خلق بروضعجنون محونظر(دوختن) است
آنقدر چاک مزن جامهٔ عریانی را
مریم در ۵ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۹ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۲:۰۱ دربارهٔ فایز » دوبیتیها » دوبیتی شمارهٔ ۱۱۰:
با سلام در بیت دوم مصرع اول کلمه بیدار صحیح است
تیمور ناصری در ۵ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۹ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۱:۵۳ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۹:
لاف (آزادگی) از اهل فنا نازیباست
دامن چیده چه لازم تن عریانی را
تیمور ناصری در ۵ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۹ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۱:۴۹ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۸:
بههستی انقطاعی نیست از سر (سرگرانی) را
نفس باشد رگ خواب پریشان زندگانی را
شررهای زمینگیرست هرسنگیکه میبینی
تن آسانی فسردن (میکند) آتش عنانی را
تیمور ناصری در ۵ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۹ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۱:۴۳ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۷:
پر پرواز آتشخانه سوز عافیت باشد
زخاکسترطلب کن (راحت) افسرده بالی را
تیمور ناصری در ۵ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۹ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۱:۴۱ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۷:
پر پرواز آتشخانه سوز عافیت باشد
زخاکسترطلب کن (راحت افسرده) بالی را
طهمورث کارگر در ۵ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۹ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۱:۱۰ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۱۷ - شرح انما المؤمنون اخوة والعلماء کنفس واحدة خاصه اتحاد داود و سلیمان و سایر انبیا علیهمالسلام کی اگر یکی ازیشان را منکر شوی ایمان به هیچ نبی درست نباشد و این علامت اتحادست کی یک خانه از هزاران خانه ویران کنی آن همه ویران شود و یک دیوار قایم نماند کی لانفرق بین احد منهم و العاقل یکفیه الاشارة این خود از اشارت گذشت:
مولانا سعی کرد که ساختار ماهیتی انسان را تشریح کند.ماهیت وجودی انسان سه بخش است و شامل روح اولیه و روح ثانویه و کالبد است.روح اولیه اتصال ماهیتی به منشا خودش یعنی خداوند دارد و تفکیک پذیر نیست و خالص است و بصورت قانون حاکم بر عالم ها عمل می کند و در انسان به اشکال مختلف بروز میکند.بخش دوم یعنی روح ثانویه ، یک ماهیت فراگیر در عالم ها دارد و تحت تاثیر تلاقی عالم ها قرار می گیرد و القاعات مثبت و منفی(مثبت به معنی منطبق بر ساختار عالم ماده است و منفی عدم انطباق را بیان می کند)در آن شکل می گیرد و بصورت تصمیمات و تمایلات بروز می کند.بخش سوم کالبد مادی است که بصورت ابزار و عامل اتصال بروز می کند.مولانا در این اشعار تفکیک مناسبی از روح اولیه بیان ننمود او نباید اتصال قدرتمند با روح اولیه را عامل تفکیک ماهیتی بیان میکرد.
پیشنهاد میکنم کتاب "ساختار عالم " - طهمورث کارگر را مطالعه بفرمائید.
برگ بی برگی در ۵ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۹ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۱:۰۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۴:
آقا بابک عزیز ، دوست گرامی
ار همراهی و راهنمایی شما خیلی سپاسگزارم . بقدری این ابیات تاثیر گذار هستند که به راحتی میشود ایرادهای کتابت از این دست را نادیده گرفت . موفق باشید .
عزت اله هداوند در ۵ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۹ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۰۹:۳۳ دربارهٔ ملکالشعرا بهار » تصنیفها » مرغ سحر (در دستگاه ماهور):
بر خلاف قانون طبیعت ،زمان بر آن تاثیری ندارد و هیچگاه کهنه نمی شود
شفیع زاده در ۵ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۹ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۰۷:۱۲ دربارهٔ فیض کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۱:
سلام و درود. گمان می کنم بیت پنجم مصراع دوم واژه «ننگ» به اشتباه «ننک» نگاشته گشته است. لطفاً اصلاح شود. با تشکر.
علی معصومی در ۵ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۹ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۰۶:۴۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۰۹:
سلام
در حلقه لنگانی میباید لنگیدن
این پند ننوشیدی از خواجه علیانه
فکر کنم علیلانه باشه
فاطمه دِل سَبُک (مهر۱۳۲۵ - تیر۱۴۰۲/یزد) در ۵ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۹ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۰۶:۰۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۰:
سلام آقا رضا
نبینم غمگین باشی, امیدوارم خدا به شما بردباری دهد.
محمد در ۵ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۹ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۰۵:۱۹ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۴۶۸:
مهدی حبیبی مناجات خوانی کرده ، چقدر نا. حتما گوش بدید
اردوان شادزیک در ۵ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۹ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۰۴:۵۶ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۸:
به دوستانی که باورهای باستانی ایران را خردمایه می دانند توصیه می کنم که گات های باستانی را مطالعه کنند و ببینند که در آن روزگار که ایران یک حکومت جهانی از همه اقوام داشت این آیین خردمایه!! چگونه به نابودی دیگرانی که به آیین آن ها ایمان نداشتند فرمان می دادند. خرد و تدبیر هخامنشیان سبب رکود و سکوت این آیین شد که متاسفانه در دوره ساسانیان به سبب رونق این باورها کشت و کشتار دیگر اندیشان رونق گرفت و بر سر ما همان آمد که همه می دانیم.
خامش در ۵ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۹ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۰۳:۱۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۵:
به نظر من تصحیح برادر گرامی رضا جوانروح درست میفرمایند. اگرچه در دقت و صداقت کار علمی بزرگوار مرحوم فروزانفر شکی ندارم ولی اینجا محتوای شعر ایجاب میکند که «جواجه خوشدامن» باشد.
حضرت مولانا معولا استفاده کلمه خواجه را برای ایراد از متظاهرین دین یعنی علماء سوء به کار میبرده. مثلا:
ای خواجه با دست و پا
پایت شکست از قضا
دلها شکستی تو بسی
بر پای تو آمد چرا؟!
و اینجا هم سرزنش میکند آن عالِم سوء را که به دنبال رتبه و مقام است. «هُم یُرائون». می گوید من هم قبلا مثل تو بودم و به دنبال احترام و مقام بودم ولی صورت یار (نور الهی) را که دیدم این کار بیهوده دنیوی را کنار گذاشتم، تویی که بوسیدن دامن مقامت به تو غرور میدهد، (ای خواجه خوش دامن) دیوانه عشق الهی شو و نگران نباش که بعضی گویند دیوانه شده ای (بگذار ملامت را). از اینرو «خوش دل» به نظر درست نمیآید. والله اعلم.
شمس تبریزی در ۵ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۹ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۰۱:۰۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۶۵:
این بیت
چشمهی چشم حس را بحر در عیان کنی
برام مبهمه، اساتید توضیح بدن،منت بردارم
فرید آزاده در ۵ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۸ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۲۳:۱۵ دربارهٔ ملکالشعرا بهار » قصاید » شمارهٔ ۷۹ - دماوندیۀ دوم:
بخشی از دماوند وقف شد!
دماوند
«ای دیو سپید پای دربند
ای گنبد گیتی ای دماوند»
خون شد دل ریش مام ایران
آن دم که تن تو وقف کردند
مام وطن این زمان تو گویی
بنشسته به سو و شونِ فرزند
پاسخ ندهد دگر قصیده
شعری طلبد ز آب دیده
«از سیم به سر یکی کله خود»
وَز سرب دهان خلق اندود
«تا چشم بشر نبیندت روی»
پوشاند به جبرِ ابر، آن موی
«تا وارهی از دم ستوران»
گنگانِ وطن، کران و کوران
«با شیر سپهر بسته پیمان»
کوهی همه از نژاد ایمان
«چون گشت زمین ز جور گردون»
لبریز ز غصه دشت پرخون
«بنواخت ز خشم بر فلک مشت»
بگرفت مصیبتِ وطن پشت
«تو مشت درشت روزگاری»
از رستم و زال یادگاری
«ای مشت زمین بر آسمان شو»
کوبنده ی برج غاصبان شو
«نی نی، نه تو مشت روزگاری»
آمال سپید این دیاری
«تو قلب فسرده ی زمینی»
این بودی وتا ابد همینی
«شو منفجر ای دل زمانه»
الماس بپاش دانه دانه
«خامش منشین سخن همی گوی»
داغِ سخنت بنه به هر کوی
«ای مادر سر سپید بشنو»
آن اوج صدا رسید بشنو
«بگرای چو اژدهای گرزه»
بر لعبتکانِ دونِ هرزه
«ترکیبی ساز بی مماثل»
از بهر فقیه و رند و جاهل
«از آتش آه خلق مظلوم»
سوزان دل زاهدان معلوم
«ابری بفرست بر سر ری»
زآتش و بسوز بهمن از پی
«بشکن در دوزخ و برون ریز»
دامن شده از فساد لبریز
«زان گونه که بر مدینه ی عاد»
دادار، بلای خود فرستاد
«بفکن ز پی این اساس تزویر»
از ریشه بنِ دروغ برگیر
«بر کن ز بن این بنا که باید»
معمار دگر به عرصه آید
«زین بی خردان سفله بستان»
یک عمر بهای خاک ایران!
پی نوشت:
این شعر در قالب نوین قصیده-مثنوی و به استقبال از قصیده ی زیبای دماوند اثر ماندگار استاد ملک الشعرای بهار سروده شده.
فرید آزاده
99/5/7
محمد حسنپور در ۵ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۸ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۲۱:۴۴ دربارهٔ ملکالشعرا بهار » قصاید » شمارهٔ ۷۹ - دماوندیۀ دوم:
پمپی شهری تو ایتالیاست که با فوران اتشفشان کوه وزو با همه ی شهروندانش مدفون شد و همه شهر و ساکنینش نابود شدند و در مصرعی که بهار میگه مانند وزو شراره افشان شو اشاره به این جریان داره
محمد حسنپور در ۵ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۸ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۲۱:۳۴ دربارهٔ ملکالشعرا بهار » قصاید » شمارهٔ ۷۹ - دماوندیۀ دوم:
سلام دوستان چرا دیو سپبد به کا رفته تو ابن قصیده دیو سپید که تو شاهنامه آدمها رو میکشته و فرمانده دیوان بوده که توسط رستم کشته میشه دیو سپید استعاره از دماوند هست که دیو نماد ناپاکی و آدم کشیست ولی در ابیات بعد کاملا مورد تمجید قرار گرفته
ارشک دادور در ۵ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۹ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۳:۳۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷۲: