احمد آذرکمان ۰۴۹۰۳۰۰۶۶۹.a@gmail.com در ۵ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۱۷ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۰۹:۳۲ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۴:
کتاب پیکرم یک موج می شیرازه می خواهد
نم آبی فراهم آورد خاک پریشان را
یک موجِ می، مسلماً برابر با «نمِ آبی» نیست، پس کتابِ پیکر
بیدل، پریشان تر از چیزیست که به ظاهر از دریچه ی بیت پیداست.
● احمد آذرکمان
احمد آذرکمان ۰۴۹۰۳۰۰۶۶۹.a@gmail.com در ۵ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۱۷ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۰۹:۳۰ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۴:
کتاب پیکرم یک موج می شیرازه می خواهد
نم آبی فراهم می کند خاک پربشان را
بیژن الهی، در ترجمه ی شعری از نرودا، «فراهم» را نه به معنای معمولِ «مهیا» یا «حاصل شدن» که به معنای «گردهم» آمدن و «مجتمع»(خلافِ پراکندگی) به کار برده. بعد فهمیدیم معنی تالیف هم می دهد.
● از صفحه اینستاگرام مانا روانبد
گیوه چی givhamid@gmail.com در ۵ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۱۷ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۰۷:۵۹ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۸۴ - قصهٔ بازرگان کی طوطی محبوس او، او را پیغام داد به طوطیان هندوستان هنگام رفتن به تجارت:
سلام به روح پاک مولانا و همه کسانیکه کلام این نمونه مرد خراسانی را در عمل و کلام ارج مینهند،
جناب دکتر سروح در درس گفتار مثوی جلسه یکم به فصه طوطی و بازرگان میپردازد. آنقدر زیبا به این مقوله پرداخته است که بنده در اونجا که مولوی میگوید : " ...چون تو با بد بد کنی پس فرق چیست ...) را در قنوت نمازم گنجانده ام و حضی از آن میبرم که مپرس. شوق این حضور مرا به وجد آورده . سروش عقبه این قسمت از شعر را تفاوت بینش معتزله و اشاعره بیان میکند
فاطمه دِل سَبُک (مهر۱۳۲۵ - تیر۱۴۰۲/یزد) در ۵ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۱۷ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۰۷:۳۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۵۲:
ساقی/رضا ساقی/سید علی ساقی گرامی
دست مریزاد!
دوباره مثل همیشه عالی بود.
سپاسگزارم
همایون در ۵ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۱۷ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۰۷:۲۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۶۴:
دوست دوست دوست، در عرفان جلال دین دوست نقش کلیدی دارد، شاید برای فیلسوف و شاعر و هنرمند و سیاستمدار و دانشمند، دوست نقش کلیدی ندارد هرچند نقش کمکی و مهمی دارد
در عرفان جلال دینی انسان با هستی یکی است و ملاقات دو دوست ملاقات جهان است با خود
همایون در ۵ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۱۷ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۰۶:۵۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۹۲:
انسان با دوست از خود بیرون می آید
دوست نقش مرکزی در راه و روش جلال دین دارد
عشق، ساقی، مستی، می و شادی همگی در وجود دوست است، گل نشانه انسان شاد و رها و آزاده و بخشنده و خندان است، نقشی که از روز نخست هستی به انسان داده است و نقشی است که به جان داده است و انسان جان جانفزا دارد و مستی را در هستی گسترش میدهد و هستی با مستی گسترش می یابد و جلال دین با دوست بالاترین مستی را تجربه کرده است
حفیظ احمدی در ۵ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۱۷ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۰۶:۳۶ دربارهٔ سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۷:
با سلام و خسته نباشید،
معنی این شعر شادروان سلمان ساوجی فهم تند میخواهد که متاسفانه بنده آن فهم را ندارم. دوستان ممکن است لطف کرده معنی این شعر را با من شریک کنند؟
سپاسگزارم
حفیظ از افغانستان
آینه در ۵ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۱۷ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۰۶:۰۵ دربارهٔ اوحدی مراغهای » جام جم » بخش ۱۹ - در صفت علم:
دراین بیت چون چراغ و دلیل و پرسیدن
هست، در شب چراست ترسید؟
ترسیدن درست است.
حسین در ۵ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۱۷ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۰۴:۴۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۴۷:
به نظر من معنی دل دیوانه ازان شد که نصیحت شنود مگر اینکه...
اینه:
دل دیوانه و عاشق وشیدای، این بود که نصیحتی بشنوداز صاحب نفوذ و تا در این نصیحت عامل و گره ایی اجباری باشد تا عشق تو را تصاحب کنم...یه جورایی هم به خدا برسه هم خرما...
rezasafari در ۵ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۱۷ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۰۳:۵۳ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۲۷:
اهل دل فارغ از اندیشهء باطل باشند
عمر جاهل به تمیز حق و باطل گذرد
صائب
محمد در ۵ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۱۷ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۰۳:۲۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۳:
سلام به همه عزیزان اینگونه که من از ابیات حافظ و شاعران بزرگ دریافتم در مصرع اول هربیت کلام از دهان شاعر بر می آید و مصرع دوم پاسخ حضرت حق است به اندازه ی وزن مصرع اول شاعر که در حالت خلسه بر زبان شاعر جاری میشود مثال
شاعر میگوید ارباب حاجتیم و زبان سوال نیست به نظر بنده در گفتگویی که با حضرت حق شروع کرده میگوید من من آدمیزاد ارباب و پادشاه حاجت خواستنم از تو و زبانی و اجازه ای اصلا برای اینکه این حاجت و یا آن حاجت را برآورده کنی یا نکنی ندارم و راضیم به رضای تو ولی حضرت حق به او درس بهتری میدهد و در پاسخ این عرفان شاعر از خود میگوید در پیشگاه حضرت کریم یعنی کریم مطلق اصلا حتی تمنا کردن یک حاجت هم درست نیست کریم همه چیز میدهد چه تو بخواهی چه نخواهی و اینگونه عرفان شاعر را پله ای بالاتر میبرد
nabavar در ۵ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۱۷ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۰۲:۳۱ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۸:
گرامی مهیار
حلقههای زلف سرگردانت را
رستهٔ دندانت در بازار حسن
اگر [ ن و ت ] را در هر دو مصرع ساکن بخوانید مشکل رفع می شود
همایون در ۵ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۱۷ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۰۱:۴۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۲۷:
مطرب با زبان راز آشناست زبان هستی را می داند و در گوش رازآشنایان قصه های جان فزا را بازگو میکند، این جان انسان است که هرلحظه بزرگتر میشود و هستی نیز پا به پای آن بزرگ میشود و جان های پاک و بزرگ را برمی گزیند و مصطفی میکند، همه فرهنگ جلال دین همان کاری است که هستی از روز نخست (الست) انجام میدهد و آن برگزیدن جان های پاک است
و انسان در بزرگی هستی و در صلاح جان نقش بزرگی در هستی بر عهده دارد، انجام این نقش آرزوی عاشقان است
نکته زیبای غزل آنجاست که جلال دین در برابر مطرب خود را به کری و گوش سنگینی میزند و میگوید بیا روبروی من و با من سخن بگو یعنی مخاطب تو منم و من در این کار با تو همکارم زیرا آن انسان بزرگ و آن خوش سیما و خوب چهره را ملاقات کرده ام و مصطفی را برگزیده ام و او هم مرا برگزید و من نوید میدهم که دعای عاشقان پاسخ داده شد شما فقط بدانید که آن چه دعایی بود که هستی به آن جواب مثبت داد
غزل کوتاه و پُرنکته که نشان از مطربی چیره دست دارد
امین در ۵ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۱۷ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۰۰:۰۶ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۹۷:
درود بر شما
به گمانم در بیت دهم "خود" به اشتباه "خرد" تایپ شده است. بررسی بفرمایید.
امین در ۵ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۱۷ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۰۰:۰۶ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۹۷:
درود بر شما
به گمانم در بیت دهم "خود" به اشتباه "خرد" تایپ شده است. بررسی بفرمایید.
حسن در ۵ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۱۶ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۲۳:۵۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۳:
لطفا این بیت را تصحیح بفرمایید
زاهد ار رندی حافظ نکند فهم چه شد
عقل بگریزد از آن قوم که قرآن خوانند
سیدمسعود در ۵ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۱۶ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۲۳:۰۵ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتیها » دوبیتی شمارهٔ ۱۱۸:
با احترام به همه سروران
به قول سعدی شیرازی
سعدی از آنجا که فهم اوست سخن گفت
بنده کمترین نیز فهم خود را بیان می نمایم
1- مو از قالوا بلی اندیش دیرم اشاره به آیه قرآن دارد که می فرماید خدا از بنی آدم در عالم ذر سوال کرد " اَلَستُ بربکم " یعنی آیا من پروردگار شما نیستم " قالوا بلی " یعنی گفتند بله هستی
شاعر می گوید من که در عالم ذر اعتراف به ربوبیت خداوند کرده ام ولی با این وجود در عمرم بارها نافرمانی خدا را نموده ام ( گناه از برگ و باران بیش دیرم) از این امر ترسان و اندیشناک هستم
2- از طرفی خداوند مهربان در آیه ای به همه بندگان گنهکار امید می دهد و با لحنی سرشار از محبت می فرماید ای بندگان که با نافرمانی من به خود ظلم و ستم روا داشته اید از رحمت خدا نا مید نشوید " لا تقنطوا من رحمه الله ان الله یغفرالذنوب جمیعا " که خداوند همه گناهان را می آمرزد
3- شاعر در مصراع چهارم می گوید اگر آن وعده عام خداوند که فرمود
لا تقنطوا ... شامل حال من نگردد و از من گناهکار دستگیری نکند وای به حالم " یا ویلنا "
رحیم غلامی در ۵ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۱۶ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۲۳:۰۳ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۸ - جرس کاروان:
آخر بمردم از غمت ای زندگانیم
دریاب اگر نه درد و دریغا جوانیم
هیچ از خدا نترسی و رحمت نمیکنی
بر عاجزی و بیکسی و ناتوانیم
هرگز نهایتی نکند سر گرانیت
هرگز به غایتی نرسد مهربانیم
سر برنگیرم از پسِ در گرز پیشِ خود
همچون سگ از مقابلِ مسجد برانیم
خوش خوش بسوختم چو سپند آر چه روز و شب
با آبِ دیده بر سرِ آتش نشانیم
میسوزیم بر آتشِ هجران روا مدار
یک ره به خویشتن برسان گر توانیم
ترسم که در فراقِ تو ناگه اجل رسد
بازآیی و زِ خلق نیابی نشانیم
یا سعی کن که پیشِ اجل بازیابمت
یا جهد کن کزین همه غم وا رهانیم
تا کی به جان رسم زِ تو آخر نزاریا
روزی بود مگر که به جانان رسانیم
سیدسجاد در ۵ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۱۶ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۲۲:۵۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶:
سلام
در مصرع اول بیت اول، واژه ی خوی به معنای عرق به صورت خَی باید خوانده شود (زیرا واو آن واو معدوله است)که متاسفانه اکثر افرادی که این شعر را خواندند این کلمه را خِی تلفظ کردند.
امیر در ۵ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۱۷ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۱۰:۰۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۳: