گنجور

حاشیه‌ها

محسن حسن وند در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، دوشنبه ۸ دی ۱۳۹۹، ساعت ۱۴:۳۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱:

در ادامه مطلب قبلی، مولانا با آن مقام اعلی علیینی اش در عرفان
می فرماید «ما ز بالاییم و بالا می رویم»،
به عبارتی دیگر، خود را همواره یک سالک می داند. پس در عین سالک بودن نیز می توان صاحب خبر بود.

امیر حنظلی در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، دوشنبه ۸ دی ۱۳۹۹، ساعت ۱۳:۲۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۳۷۵:

این شعر بسیار به شعر خیام نزدیک است؛
یک چند به کودکی باستاد شدیم
یک چند به استادی خود شاد شدیم
پایان سخن شنو که ما را چه رسید
از خاک در آمدیم و بر باد شدیم
و این شباهت شاید اتفاقی نباشد

مهدی قناعت پیشه در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، دوشنبه ۸ دی ۱۳۹۹، ساعت ۱۲:۵۰ دربارهٔ فخرالدین اسعد گرگانی » ویس و رامین » بخش ۴ - گفتار اندر ستایش خواجه ابو نصر منصور بن مهمد:

کجا بوده اند حاکمان،حداقل پیرو عرفان
به کجا رسیده جهان
کنون بی ایمان

محسن حسن وند در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، دوشنبه ۸ دی ۱۳۹۹، ساعت ۰۹:۱۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱:

در ارتباط با این بیت «که سالک بی‌خبر نبود ز راه و رسم منزل‌ها» که روی بی خبر بودن یا نبودن سالک در آن بحث زیاد شده است جدیداً این بیت را در مثنوی دیدم که می تواتد در تعریف کلمه سالک ودر بحث مذکور روشنگر
و مفید باشد، و آن این بیت است:
از ره تقلید کردی تو قبول سالکان این دیده پیدا، بی رسول
از این بیت در می یابیم که سالکان افراد صرفا پیروی نیستند و بسته به درجه سلوک شان، در مقامات بالایی قرار دارند، به طوری که خیلی از چیزها را، حتی بدون داشتن رسولی ظاهری، مستقیما به طور عیان و پیدا در می یابند و می بینند. یعنی یک سالک نیز می تواند از را و رسم منزل ها با خبر باشد.

مجتبی در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، دوشنبه ۸ دی ۱۳۹۹، ساعت ۰۷:۴۴ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » ابیات پراکندهٔ نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » تکه ۵۷:

در مورد اینکه شعر متعلق به کیست نظری ندارم ولی در مورد معنی شعر نظرم اینه که شاعر هم مانند بسیاری از دیگر شاعران خواسته عقیده اش در مورد بی حساب و کتاب بودن این جهان بیان کنه و شاه بیت اش همان بیت هفتم است و مخصوصاً مصراع دوم از بیت هفتم که می گوید : آ دمی را سنگ و شیشه چرخ چون دیوانه‌ای

سید مخسن جلالی موسوی در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، دوشنبه ۸ دی ۱۳۹۹، ساعت ۰۷:۰۳ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۹ - خطاب زمین‌بوس:

در مقدمه دیوان قصاید و غزلیات به تصحیح سعید نفیسی این بیت اینگونه آمده است:
من شب خیز کز نیکان راهم
جرس جنبان هاروتان شاهم

nabavar در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، دوشنبه ۸ دی ۱۳۹۹، ساعت ۰۳:۲۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۳۹:

گرامی مهدی
این دو باهم در یک تعبیر نمی گنجند. سخن از دلارام جفا پیشه است
چون دلارام می‌زند شمشیر
سر ببازیم و رخ نگردانیم
هر گلی نو که در جهان آید
ما به عشقش هزار دستانیم
دنبال گل های نوشکفته می گردد، تا عاشقانه چون بلبلان در وصف معشوق ترانه بسراید. از پروردگار غافل است

مهدی در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، دوشنبه ۸ دی ۱۳۹۹، ساعت ۰۲:۲۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۹۰:

سلام به دوستان عزیز
من در مورد بیت:
شرح این قصه مگر شمع برآرد به زبان / ورنه پروانه ندارد به سخن پروایی
افسیر دیگری دارم. بنظر من در اینجا بحث بر سر "حال عشق" و "قال عشق" است. شمع حال عشق دارد و از درون با عشق مواجه است (همزمان میسوزد) اما پروانه قال عشق دارد و از بیرون با آن مواجه است و فقط آتش عشق را می بیند و گاه لبی تر می کند و پری می سوزاند. لذا شرح قصه عشق را مگر از شمع بتوان شنید که حقیقت آن را برایمان فاش کند وگرنه پروانه را در گفتن از عشق ملالی نیست و در آن باب بسیار داد سهن می دهد.

مهدی در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، دوشنبه ۸ دی ۱۳۹۹، ساعت ۰۲:۰۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۳۹:

سلام دوستان عزیز
آیا می توان بیت:
هر گلی نو که در جهان آید ما به عشقش هزار دستانیم
را معادل:
به جهان خرم از آنم که جهان خرم از اوست عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست
دانست؟

نرجس نامجو در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، دوشنبه ۸ دی ۱۳۹۹، ساعت ۰۱:۵۰ دربارهٔ عراقی » دیوان اشعار » ترجیعات » شمارهٔ ۴ (در میکده می‌کشم سبویی - باشد که بیابم از تو بویی):

فکر میکنم اینجور باشه این بیت (ور از "غم من غمت درآید"، جان پیش کشم ز شادمانی)
اگر اینجوری هم نیست لطفا گنجور عزیز تصحیح کنن.

میلاد ملک پور در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، دوشنبه ۸ دی ۱۳۹۹، ساعت ۰۱:۱۰ دربارهٔ ملک‌الشعرا بهار » تصنیفها » مرغ سحر (در دستگاه ماهور):

عارضم خدمت بزرگان
آنجا که « از پی دزدی وطن و دین بهانه شد » ... در اصل « از پی دزدیِ وطن ، دین بهانه شد » می‌باشد
با سپاس از بزرگواران

محمد ق در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، دوشنبه ۸ دی ۱۳۹۹، ساعت ۰۱:۰۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲۶:

محسن نامجو هم یک احرای فوق العاده داره که توصیه میکنم بشنوید.

مجید در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۷ دی ۱۳۹۹، ساعت ۲۳:۵۴ دربارهٔ اقبال لاهوری » پیام مشرق » بخش ۱۲۲ - هزاران سال با فطرت نشستم:

بیت اول : هزاران سال در فترت نشستم. فترت به معنی فاصله و به معنی رخوت و سستی هم هست. مصرع دوم : زخود ببریده و با غیر بستم
ولیکن حاصل عمرم سه حرف است نه دو حرف.

وحید در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۷ دی ۱۳۹۹، ساعت ۲۳:۵۰ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ اشعار ترکی » بلالی باش:

من بعضی از بیتهای شعر رو جور دیگری حفظم مثلا،من بیر اوتوز یاشیندا قیز سنون گچیب الی یاشون/سویله گوروم نه نیسبتی اوتوز یاشین الی یاشا!

پرویز در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۷ دی ۱۳۹۹، ساعت ۲۳:۰۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۶:

الگا به حافظ تصحیح دکتر خانلر که به اعتقاد بنده کامل ترین و جامع ترین تصحیح از دیوان خواجه میباشد رجوع نمایید ملاحظه میشود از هشت کتاب مرجع ایشان برای این غزل در هیات کتاب ساعت نوشته شده و تنها در یک مرجع دامن ذکر گردیده

پرویز در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۷ دی ۱۳۹۹، ساعت ۲۲:۵۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۶:

ا

فرنوش پارسه در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۷ دی ۱۳۹۹، ساعت ۲۱:۴۵ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۱:

ای آنکه نتیجه‌ی چهار و هفتی
وز هفت و چهار دائماً در تفتی
می خور که هزار بار بیشت گفتم
باز آمدنت نیست چو رفتی رفتی.
(منسوب به خیام).

افسانه چراغی در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۷ دی ۱۳۹۹، ساعت ۲۱:۳۳ دربارهٔ ازرقی هروی » قصاید » شمارهٔ ۵:

بیت چهاردهم به این صورت درست است:
سخن به دانشِ گوینده پایگه گیرد...

افسانه چراغی در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۷ دی ۱۳۹۹، ساعت ۲۱:۱۹ دربارهٔ ازرقی هروی » قصاید » شمارهٔ ۳۱:

در بیت اول، «ز روی دریا این ابرِ آسمان آهنگ» درست به نظر می‌رسد.

افسانه چراغی در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۷ دی ۱۳۹۹، ساعت ۲۱:۱۱ دربارهٔ ازرقی هروی » قصاید » شمارهٔ ۹:

سلام و سپاس از گنجور عزیز.
این قصیده را ازرقی در وصف باغ بهشت و قصر نوساخته طغانشاه بن آلب ارسلان سروده است.

۱
۱۹۹۸
۱۹۹۹
۲۰۰۰
۲۰۰۱
۲۰۰۲
۵۸۱۲