نوید خزایی در ۵ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۷ دی ۱۳۹۹، ساعت ۲۰:۰۴ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۷:
این شعر عالیه ولی حیف دوبیتی م ن کلاس 7 ام هستم واسه درس آزاد میخام شعر از حافظ یا فردوسی
اردشیر در ۵ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۷ دی ۱۳۹۹، ساعت ۱۵:۰۳ دربارهٔ ناصرخسرو » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۴۸:
با سلام به همه تلشگران که برای شفافیت این آثار گرانبها وقت گذاشتند و اما، بیت چون تیغ بدست آری.... تصورم درسته چون در طریق گفتن بیت خبری سوالی.... معنی آشکار میشه و به این صنعت هنری پی میبریم، چرا هرکس تیغ داره نمیتونه مردم بکشه... واضحح است چرخشت بمعنی له کردن انگور برای ریختن شرابه فقط در شکل بیانه تمام.
مردم. حامی دوست در ۵ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۷ دی ۱۳۹۹، ساعت ۱۳:۵۲ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » تکبیتهای برگزیده » تکبیت شمارهٔ ۴۴۲:
امروز صبح داشتم دنبال مطلب روانشناسی می گشتم .که در وبلاگ چشمم به جمله ای افتاد نوشته بود:
وقت یکی از دوستان شما کاری معرکه انجام می دهد،این کار او مانعی برسرراه شما برای انجام کارهای فوق العاده نبست.
ابن مرا بی مقدمه یاد شعر صائب تبریزی عزیز انداخت
یک عمر می توان سخن از زلف یار گفت
دربند آن مباش که مضمون نمانده است.
نگین در ۵ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۷ دی ۱۳۹۹، ساعت ۱۳:۰۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۷۷:
نسترنی قطعا واژه ی نبوده که حافظ بکار برده در این موارد نسخه بدل ارححیت دارد یاسمنی درست هست
بهزاد در ۵ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۷ دی ۱۳۹۹، ساعت ۱۲:۵۲ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۶۵:
با سلام. فکر می کنم با دیدگاه خیام تناسب بیشتری دارد. علاوه بر این که در معنای ظاهری کلام معنای واقعی هم نهفته است و آن اینکه نگفته" عمر بیهوده" یعنی اومانسیتی نیست همون چیزی که حافظ گفته " عجوز هزار داماد" یعنی از قدمت جهان سخن میگه. مصرع دوم بیت اول و مصرع اول بیت دوم یه معنی میده و داره از رنج بیهوده و خون دل بی فایده حرف می زنه و از ایام گذشته که سپری شده و لذا پیامش در مصرع دوم بیت دوم است که داره از غنیمت بودن دم و حال کنونی صحبت می کنه. اگه کمک بگیریم از حافظ میشه باین ابیات رو در توضیح اضافه نمود:
در اختیار بروی ما نگشادست و این عجوز عروس هزار داماد است یا دریاب دمی که با طرب می گذرد و ...
مصطفی در ۵ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۷ دی ۱۳۹۹، ساعت ۱۱:۴۷ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب دوم در اخلاق درویشان » حکایت شمارهٔ ۳۱:
درود من به این گونه شنیدم:
شنیدم گوسفندی را شبانـــی رهانید از دهان و چنگ گرگی
شبانگه کارد بر حلقش بمالید روان گوسفند از وی بنالیــــد
که از چنگال گرگم در ربودی ولیکن عاقبت گرگم تو بودی
بهزاد در ۵ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۷ دی ۱۳۹۹، ساعت ۱۱:۴۵ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۵۹:
درود بر شما
شععر مال هر کسی که هست. مهم معنی و محتواشه. شما زیرش بنویس مثلا گاندی
حمید در ۵ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۷ دی ۱۳۹۹، ساعت ۱۱:۴۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۳۷:
سلام بر دوستان و عاشقان سعدی بزرگ. من مدتهای زیادی با این غزل سعدی درگیر بودم و شاید ده ها بار آواز استاد شجریان را در نوا مرکب خوانی گوش کردم. واقعن بی نظیره و فکر نمی کنم کسی بتواند دوباره چنین شاهکاری را خلق کند. البته شعر سعدی هم بی نهایت زیبا و خارق العاده ست. من سالها پیش، دو بیت در همین وزن و قافیه برای دل خودم به این غزل شاهکار سعدی اضافه کردم وگرنه قصد اسائه ادب به مرتبه ی آن شیخ اجل نداشتم.آن دو بیت چنین اند :
یک دم خموش، محو سراپای چون گلت
یک دم خروش از گل رویت برآوریم
ما را تو ننگری و نبینی که هر قدم
زنجیروار در پی زلف تو اندریم
حق یارتان
محمدامین در ۵ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۷ دی ۱۳۹۹، ساعت ۱۱:۱۲ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی یزدگرد » بخش ۴:
سلام و درود
ز قطران و ز آتش و ز مهریر
ز فردوس وز حور وز جوی شیر
لطفا «زمهریر» را اصلاح بفرمایید. فاصله در کلمه زمهریر ایجاد شده و نیز ایجاد فاصله در «وز» در مصرع دوم.
ز قطران و ز آتش و زمهریر
ز فردوس و ز حور و ز جوی شیر
افسانه چراغی در ۵ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۷ دی ۱۳۹۹، ساعت ۱۰:۵۷ دربارهٔ فخرالدین اسعد گرگانی » ویس و رامین » بخش ۱ - بسم الله الرحمن الرحیم:
سلام و سپاس از گنجور عزیز. لطفا بیت 10 تصحیح شود:
به وصفش هم نشاید گفت کی بود
کجا هستیش را مدت نپیمود
عباس در ۵ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۷ دی ۱۳۹۹، ساعت ۱۰:۵۳ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب پنجم در عشق و جوانی » حکایت شمارهٔ ۷:
بیت دوم باید اینگونه باشد:
معشوقه که دیر دیر بینند/آخر به از آن که سیر بینند
در سایت نوشته شده: آخر کم از آن که سیر بینند
سیاوش در ۵ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۷ دی ۱۳۹۹، ساعت ۰۹:۴۱ دربارهٔ اقبال لاهوری » پیام مشرق » بخش ۱۷۲ - حیات جاوید:
گمانم مصراع آخر " چو خس مزی . . ." باشه.
باد و شعله آفت خساند. خش نمیفهمم یعنی چه.
Mahmoud P در ۵ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۷ دی ۱۳۹۹، ساعت ۰۴:۲۵ دربارهٔ حافظ » اشعار منتسب » شمارهٔ ۱:
به خوانش بانو پریسا: به سرت گر همه عالم به سرم جمع شوند.
همانند بیت استاد سخن تکرار کلمه سر به زیبایی تمام:
ما را سری است با تو که گر خلق روزگار
دشمن شوند و سر برود هم بر آن سریم
رضا در ۵ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۷ دی ۱۳۹۹، ساعت ۰۳:۲۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۳:
در عجبم چرا حال خوش یه انسان میتونه تحت تاثیر آدم دیگری تا این اندازه بد بشه
تمام لذت درک معنی را که عین آینه جلوی چشمان آدم وجود داره به آهی مثل دود در هوا پراکنده نکنید منم دین داشتم مسلمان بودم و شاید باشم معنای مردانه جنگیدن و میدونم و شجاعت را
قران خوندم نماز شب هم و توسل و زیارت هم از دین برگشتم اما دینم رو هم با دین صاف کردم
سنگینی بار تن را تحمل آسان نیست مگر نازموده و بی خرد باشی
ولله که نمیشود عاشق موجود نادیده بود
ولله که نمیشود می نخورده وصف مستی کرد
ولله که در صراط سالک نیستیم اگر که روزی فرسنگها راه نسپریم
بخدای قسم که اگرصورت نبینیم و صیرت برای خود در دل معنی نکنیم هیچ نمیدانیم
ولله که بدترین گناه دور کردن انسان سرگشته دست در گریبان پیر مغان به امید دمی آرامش و آسودگیست از مرادش
قسم بس است شهادت میدهم که عشق فرازمینی نیست اما ندیم کسی واصل بشه عاشق بمونه
دنیا رو سخت کردین سخترش نکنید که شک ندارم ذره ایی یقین ندارید و البته که آدم متقن وجود ندارد
که پوست کنده گفت هر چه را که باید گفت بگیر پوست پیاز و اشک سوزش چشم
با هر چه حال میکنید بکنید ما طالب آن عشق و صورتیم که نمیخواهیم وصالش را دلبسته مخدوم نیایشیم دم به انگور دهیم
انگور برای دمی سیر سلوک و سرخوشی کدام شرابی روحانی تر از همین شراب که بر انسان حلال و بر حیوان حرام است که هر کس در نمیابد خدایا عاشقش کن فارغش کن
مرجان در ۵ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۷ دی ۱۳۹۹، ساعت ۰۳:۱۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۵۱:
با سلام.با آقای شهرام موافقم شعر "ما در ره عشق تو..." در سبک اشعار مولانا نیست.
خطاب به آقای شهاب، آلبوم نرگس مست و تصنیف شعر فوق در این آلبوم با صدای آقای صدیق تعریف است نه آقای سراج.
جدلی در ۵ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۷ دی ۱۳۹۹، ساعت ۰۲:۴۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۲۷:
آیا مصرع دوم بیت یکی مانده به آخر نباید اینگونه باشد:
«بوی دهان بیان کند، تو به زبان نهان مکن»؟
امید در ۵ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۷ دی ۱۳۹۹، ساعت ۰۰:۵۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۹۷:
همچو روغن در میان جان شیر
بزرگواران در معنای این مصرع من را یاری کنند
بهرام نامدار علیآبادی در ۵ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۶ دی ۱۳۹۹، ساعت ۲۲:۵۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۲۵:
سلام ، در بیت 11 :
از آن میهای لعل او ز پرده غیب رو دادی
در اول مصرع اگر بجای " از " ، " ار " باشد ، مصرع و بیت معنی درستتری پیدا میکند ،
اگر به بیتهای قبلی از اولین بیت توجه کنیم ، بخوبی درمییابیم که در بیت 11 مصرع اول ، " ار " صحیح است و " از " نادرست میباشد . با این توضیح :
شاعر از بدو آغاز غزل یعنی مَطلع را با " اگر " شروع میکند و در بیت بعدی با " وگر " بیت را شروع میکند و همینطور بیت سوم با " ور " شروع میکند و بیت چهارم را با " وگر " و بیت پنجم را با " گر " و بیت هفتم را نیز با " گر " شروع میکند ، بیت هشتم را با " ور " و نهم را نیز با " ور " میآغازد ، ترتیب شعر خودبخود به ما میفهمانَد که " از " نه تنها در بیت 11 جایگاهی ندارد بلکه کل غزل را از شکل و قواره میاندازد .
و منظور شاعر این است :
اگر آن میهای لعل او از پردهی غیب ظاهر بشوند و رو نشان دهند
با تشکر
امیدوارم مسئولین گنجور توجه ویژه مبذول دارند
خیلی ناشناس در ۵ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۶ دی ۱۳۹۹، ساعت ۲۲:۴۴ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۸۰:
منظور از اینکه تو زر نیستی اینست که تو مانند طلا نیستی که صد ها سال در خاک می ماند و چیزش نمی شه! بلکه پوسیده خواهی شد
هاشمی در ۵ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۷ دی ۱۳۹۹، ساعت ۲۰:۴۷ دربارهٔ خیام » ترانههای خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » خیام شاعر: