گنجور

حاشیه‌ها

nabavar در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۱۰ دی ۱۳۹۹، ساعت ۰۳:۰۴ دربارهٔ امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۸۲۵:

هرگز نیاید در نظر نقشی ز رویت خوبتر
حوری ندانم ای پسر فرزند آدم یا پری؟
گویا برای بسیاری از شاعران ما عشق به خانم ها عیب بوده که به پسران روی می آورده اند.
به جز بعضی چون فردوسی ،نظامی و ،،،که هرگز در اشعارشان نشانی از همجنس گرایی نیست

nabavar در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۱۰ دی ۱۳۹۹، ساعت ۰۲:۵۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵:

گرامی توحید
بر کاروان دل زده یک دم امان ده یا فتی
فتی را فتا می خوانند
مثل : کبری،کبرا، مصطفی. مصطفا

آزادبخت در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۱۰ دی ۱۳۹۹، ساعت ۰۲:۲۳ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » داستان رستم و اسفندیار » بخش ۲۴:

یکی چرخ را بر کشید از شگاه
تو گفتی که خورشید شد در سراه
سرا - اوردن ه پس از الف در اخر واژگان در پارسی رواج دارد -
اما شگاع پر پیداست که نمیتواند درست باشد چرا که در عربی گاف را قاف نویسند و البته در لهجه قریش که عربی کتابی باشد گاف وجود ندارد و پارسیان همه کلمات عربی را به کتابی مینوشتند و هرگز شگاع نمیتواند در کلام هیچ عربی امده باشد و و اصلا کلامی به عربی به این شکل نداریم و در پارسی نیز شگاع نباشد -
در عجبم که چگونه بی سوادان شاهنامه را خراب کرده اند و این از سهو نیست چرا که قافیه را نیز شعاع کرده اند

یسنا در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۱۰ دی ۱۳۹۹، ساعت ۰۰:۱۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۴:

چقدر این حافظ ما زیرک و زرنگ بوده واقعا! دو بیت که در ستایش و مدح شاه شجاع هست رو بعد از تخلصش آورده! دیگه قضاوت با خودتون ؛)

علی رضا ali۴۲۹۲۰۰۲@yahoo.com در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۱۰ دی ۱۳۹۹، ساعت ۰۰:۰۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۱۹:

مصرع آخر با توجه به قافیه باید "کشیدن "باشد نه کشیدم

توحید در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، سه‌شنبه ۹ دی ۱۳۹۹، ساعت ۲۲:۳۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵:

سلام دوستان در بیت سوم، قافیه مصرع دوم با بیت های دیگه همخوانی نداره چرا؟

صبا در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، سه‌شنبه ۹ دی ۱۳۹۹، ساعت ۱۸:۱۶ دربارهٔ امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۸۲۵:

در بیت اول به نظر من این گونه آمده است: رشک بتان آزری و تلمیحی است به داستان آزر بت تراش، ولی در اینجا به جای آزری، آذری نوشته شده است

هادی صاحبی در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، سه‌شنبه ۹ دی ۱۳۹۹، ساعت ۱۷:۵۷ دربارهٔ وحشی بافقی » دیوان اشعار » مثنویات » در هجو کیدی (یاری) شاعرنما:

ظاهرا در زمان وحشی بافقی شاعری با نام یاری بوده که تخلص کیدی نیز داشته و سر رقابت و حسادت با وحشی داشته و چند شعر در هجو وحشی بافقی سروده و این شعر و شعر بعدی دیوان وحشی در پاسخ به اوست. وحشی علاوه بر پاسخ به این شاعر نشان داده است که اگر بخواهد شعر هجو بگوید می تواند بهتر از هر شاعر هم عصر خود این کار را انجام دهد. همانطور که در بیت دوم و آخر میگوید:
بر حدت طبعم آفرین کن
گر هجو کسی کنی چنین کن

E.A در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، سه‌شنبه ۹ دی ۱۳۹۹، ساعت ۱۷:۳۷ دربارهٔ حافظ » ساقی‌نامه:

همچنین همه آن ها در این شعر بنظرم یه جور اسم اشارس.
پس بنابر این تمامی کلمات بیا بدرستی بکار رفته و نیاز به اصلاح ندارد که بگید باید بجای بیا بیار یا بده و این چیزا باشد.
به قول سهراب سپهری ... چشم ها را باید شست .. جور دیگر باید دید

E.A در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، سه‌شنبه ۹ دی ۱۳۹۹، ساعت ۱۷:۳۰ دربارهٔ حافظ » ساقی‌نامه:

با سلام. بنظرم این بیت بیا ساقی آن می که حال آورد.
"آن" اسم اشاره هستش... با این ریتم بخونیمش هم وزنش درست میشه هم معنیش..... بیا ساقی، آن مِی که حال آورد! ...یعنی حضرت حافظ دارد به ساقی میگه که بیا تا بهت نشان بدم آن شرابی را که تو را سر حال می آورد و کرامت و عزتت رو زیاد میکنه. معنی میده.
با تشکر از علمای حاضر نظر شخصیمو ارائه کردم. بدرود

Nazanin در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، سه‌شنبه ۹ دی ۱۳۹۹، ساعت ۱۷:۱۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴:

آقای عباس ممکنه بفرمائید این غزل :
پیر من و مراد من، شمس من و خدای من را در کدام دیوان پیدا کردید، من هر چه میگردم، پیدا نمیکنم.

فرهاد شیرازی در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، سه‌شنبه ۹ دی ۱۳۹۹، ساعت ۱۶:۳۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۸۳:

گویم سخن را بازگو مردی کرم ز آغاز گو
هین بی‌ملولی شرح کن من سخت کند و کودنم
بعد از این بیت، مصرع زیر است:
گوید که آن گوش گران بهتر ز هوش دیگران
گوش گران یا گران گوش به معنای گوش سنگین و ناشنوا است، درواقع حضرت مولانا در معنای ظاهری شعر گفته "مردی کر و ناشنوا هستم" و مخاطب شعر در پاسخ با اشاره به همین کر بودن گفته "همین گوش ناشنوا و کر، بهتر از هوش دیگران است" لذا قطعا مردی کر، معنای انسانی ناشنوا دارد!
یه خواهشی که از برخی دوستان دارم اینه که محل مباحثه درمورد اشعار مولانا(و سایر بزرگان ادب پارسی) را تبدیل به زمینه ی جدال مسائل کم ارزشی چون سیاست نکنند!! ملتمسانه استدعا دارم این مهم را رعایت فرموده و اندکی هم به دیگرانی که هیچ علاقه ای به مسائل ندارن، توجه کنند! باتشکر

منصور در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، سه‌شنبه ۹ دی ۱۳۹۹، ساعت ۱۶:۲۸ دربارهٔ عارف قزوینی » تصنیف‌ها » شمارهٔ ۲ - آمان:

فرزند خلف خسرو آواز ایران ، همایون خان شحریان در تلویزیون کردست به نحو احسن این تصنیف را احرا کردند درود و فراوان سپاس بر خسرو آواز ایران که با تربیت همایون خان ما را از موسیقی اصیل بی نصیب نگذاشتند.

Jespy در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، سه‌شنبه ۹ دی ۱۳۹۹، ساعت ۱۶:۲۱ دربارهٔ شمس مغربی » غزلیات » شمارهٔ ۱:

بسیار زیبا بود. به نظر میرسه شمس مغربی یکی از عرفای بسیار بزرگ بوده.
ولی متاسفانه کمتر بهش پرداخته شده و در سایه حضرت مولانا خیلی دیده نشده

احمد در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، سه‌شنبه ۹ دی ۱۳۹۹، ساعت ۱۴:۴۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۳:

ابتدا این شعر رو قمرالملوک وزیری خونده بد نیس که اگاهی دوستان رو
بالا ببریم

قاف کافه در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، سه‌شنبه ۹ دی ۱۳۹۹، ساعت ۱۳:۳۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۲۹:

سبل ببردن : سبیل قطع کردن

Helen در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، سه‌شنبه ۹ دی ۱۳۹۹، ساعت ۱۲:۳۳ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب اول در سیرت پادشاهان » حکایت شمارهٔ ۱۰:

این شعر هم اعضای یکدیگر درست هست و هم اعضای یک پیکرند چون بعضی ها میگن چون این شعر درباره اعضای بدن هست و اگر مثلاً کسی سر درد بگیرد تمام بدنش ناآرام هست ولی بعضی ها هم میگن اعضای یکدیگرند درسته.
از شما متشکرم که این متن رو خوندید❤

فرهاد شیرازی در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، سه‌شنبه ۹ دی ۱۳۹۹، ساعت ۱۰:۲۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۸۱:

حضرت مولانا در این شعر از دو نوع مستی صحبت کرده:
1-مستی که از جام ابتر نوشیده و به واسطه خرابی حال و قی کردن، خودش را خار و ذلیل کرده است.(مست بودن تن، کنایه از حال افرادیست که دلبستگی های دنیوی و هوا و هوس ها بر آنها چنان چیره شده که عقل از سرشان پریده!! و این نقطه ی مقابل کسیست که بر هوس های نفسانی فائق آمده و درعوض مدهوش عشق یار و محبوب حقیقی شده است!)
2-مستی که از حوض کوثر نوشیده است، در آسمان ها صاحب احترام است و روان روشنی دارد! اصطلاحا طی الارز می‌کند!!(کنایه از فردی که روان و وجود خود را از هرچیزی خالی کرده و از حضور حق تعالی پر شده است! تنها خاموشی است که می تواند این فضا را در وجود ما باز کند تا از به حضور برسیم)
بنابراین اولا در این غزل نه آن می و مستی متعالی(مستی جان یا روح) و نه آن می و مستی ملامت شده(مستی تن یا نفس) هیچکدام برابر با باده نوشی و می گساری عامیانه نیستند!
ثانیا تعقل با ذهن کثرت جو که همانا کبر و غرور را چنان تقویت می‌کند که هیچ فضایی برای وحدت و به حضور رسیدن باقی نمی‌گذارد، رسیدن به چنین حال عرفانی ممکن نیست!!

محمدحسن در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، سه‌شنبه ۹ دی ۱۳۹۹، ساعت ۱۰:۱۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » ملحقات و مفردات » شمارهٔ ۲۳:

برخی مجنون بجای گردون بکار برده اند" سرگشته چون مجنون شدم"

دکتر صحافیان در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، سه‌شنبه ۹ دی ۱۳۹۹، ساعت ۱۰:۱۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۵:

از لبان یاقوتی معشوق، شربتی( از حال خوش) نچشیدیم،حتی روی ماه نقشش را سیر ندیدیم و او تنهایمان گذاشت.
گویی از صحبت ما نیک به تنگ آمده بود
بار بربست و به گردش نرسیدیم و برفت
او که زیبایی مطلق و آزاد از هر تعلقی بود از هم نشینی ما بسیار تنگدل بود، آنچنان بر اثر احوالمان( تعلقات ویرانگر) به تنگ آمده و از ما دور شد، که به گردش هم نرسیدیم.
3- و ما( فرومانده در حسرت دیدار و در شوق بیش از حد وصال)پیوسته برای سلامتی اش حمد و حرز یمانی( دعایی که پیامبر به علی ع برای پیروزی بر دشمن داد) خواندیم و سوره اخلاص از جان دمیدیم، ولی از ما دور شد.
4- فریبمان(یا دلداری) دادند که از ما عبور می کنی، این وعده را به جان خریدیم اما باز هم از ما دورتر شد.(آرایه ادبی در نسخه قزوینی : التفات از غایب به حاضر- استفاده از ضمیر غایب نهایت دوری معشوق و شوق بیشتر را می رساند-)
خانلری: عشوه می داد که از کوی ملامت نرویم: با ناز می گفت که بدنامی عشق را به جان بخرید.
5- از جنس دیگری بود، به گلستان زیبایی و لطافت رفت، و ما حتی گردشی هم در این گلستان نکردیم، که از ما دور شد( هم سنخ او نبودیم= به حال خوش نرسیده بودیم)
6- همانند حافظ هر شب زاری و بی تابی کردیم، افسوس که فرصت خداحافظی با او را هم پیدا نکردیم( زاری های شبانه هنوز جانمان را هم سنخ لطافت او نکرده است)
دکتر مهدی صحافیان
آرامش و پرواز روح

 پیوند به وبگاه بیرونی

۱
۱۹۹۶
۱۹۹۷
۱۹۹۸
۱۹۹۹
۲۰۰۰
۵۸۱۲