گنجور

حاشیه‌ها

مهدی در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۷ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۰۱:۱۷ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتی‌ها » دوبیتی شمارهٔ ۵۹:

به نظرم منطقی نیست که تو مصرع اول بگه آلاله کوهسارانم تویی یار و در مصرع سوم بگه آلاله کوهساران هفته ای بی

محسن در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۶ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۲۱:۲۴ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۹۰:

در این شعر بسیار پر مغز، شاعر صحبت خود را با گله و شکایت از فراق معشوق شروع کرده و آنها را به ترتیب به زبان می آورد. 
در قسمت دوم شعر به نظر تریبون به دست معشوق است و شعر از زبان معشوق ادامه پیدا می کند و برخی موارد را به عاشق یادآوری می کند.
شاه بیت قسمت دوم این بیت است که به نظر از زبان معشوق بیان شده است:
گفتی به امیدت بارت بکشم از جان
پس بار کش ار مردی این بانگ و فغان تا کی
معشوق در این بیت قول عاشق را به عاشق یادآوری می کند که تو زمانی به من قول داده ای که برای رسیدن به من بار رنج‌ها را بر دوش بکشی و با وجود این قول، پس این بانگ و فغان تو برای چیست؟
شاید مصراع اول اشاره ای دارد به این آیه قرآن: “الست بربکم، قالو بلی”
معمولا عرفا اهل شکوه و شکایت نبودند چون مقام آنها مقام تسلیم و رضا است. عطار نیز با وجود اینکه با شکوه و شکایت شعر را شروع می کند، پس از آن بسیار ماهرانه تریبون را به دست معشوق داده و از زبان معشوق به خودش یادآوری می نماید که در راه فنای الی الله، دست از گله و شکایت بردار و به هر چیز که در این مسیر برخورد می کنی، غیر از زیبایی نبین!
ما رایت الا جمیلا!
عطار همی بیند کز بار غم عشقش
عمر ابدی یابد عمر گذران تا کی

نوید در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۶ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۲۰:۲۲ دربارهٔ رهی معیری » چند تغزل » وعدهٔ خلاف:

درود بر شما و سایت دوست‌داشتنی گنجور.
شایسته است که دو اشتباه تایپی را ویرایش کنید: بیت اول مصرع دوم، "وعده‌ای" درست است. و نیز بیت سوم مصرع دوم "باقی‌ست"

محمد موسوی در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۶ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۸:۱۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۹:

سلام علیکم
مصرع اول از بیت آخر این غزل به لحاظ ساختاری نادرست و مختل است. بنده دسترسی به نسخه بدلها ندارم اما حدس می زنم شکل صحیح آن چنین است
سعدی این منزل ویران چه کنی جای نشست؟

ادیب در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۶ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۷:۴۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۸۳:

معذرت برای اشتباهات نوشتاری.

ادیب در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۶ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۷:۴۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۸۳:

دوستان عزیز!
عقل و خرد فقیر تو پرورشش ز شیر تو
چون نشود ز تیر تو آنکه بدو کمان دهی.
عقل و خرد فقیر(نیازمند) تو هستند چونکه در همان ابتدای کار (از شیری که تو آفریده ای در وجود مادر) پرورده شدن اند. شیر در طفولیت همان شیر مادر هست که عقل هرگز مثلش را نیاورده، و در جوانی مفهوم هر نعمتی را که استفاده میکنیم را هم افاده میکند. شاید سوال باشد که شیر مادر چرا به خدا نسبت داده شد. طور مثال اگر کسی مالک یکدانه نان باشد میگوئیم نان او در صورتیکه نان از آرد و گندم یا غیره اشیا میباشد. و خداوند مالک هر چیزی است چون خودش آفریده پس کامِلاً بر جاست که بگوئیم شیر خداوند(مالک اصلی و آفریننده اش خدا است).
حال موضوع کمان و تیر:
کسی که کمان(چیزیکه به واسطه آن تیر به هدف میرسد(هم قدرت و هم جهت میدهد). در حقیقت همان عقل وخرد که به واسطه آن انسان به مقصد میرسد)بدهی او زتیر تو(یکی از آن تیر های که تو میخواهی با کمان خودت به مقصد بزنی( به واسطه قدرت خودت او را به هدف که همان رستگاری و بهشت است برسانی)) چگونه نشود.
یعنی آنکه به او عقل وخرد بدهی تا خودش را به مقصد رساند چگونه تیر خودت نشود و به واسطه کمانت به مقصد نرسد. در حقیقت خودت او را به مقصد میرسانی با عقلی که به او میدهی و به هدایاتی که به او داده ای.
رابطه تیر و عقل اینست که عقل ما را و تیر کمان را جهت میدهد.
کمانی که خدا دارد همان هدایاتی است که برای ما داده که جهت میدهد به زندگی ما و تیر که ما هستیم را به واسطه ی هدایاتش به رستگاری میرساند.
کمانی که به ما میدهد خرد است که در منزل دنیا ما را به کامیابی میرساند. کمانی که خودش دارد همان هدایات که در آخرت به کامیابی میرساند ما را.
با سپاس

متین در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۶ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۷:۳۵ دربارهٔ کمال خجندی » قصاید » شمارهٔ ۴:

نزدیک سحر، که کوس سلطان
نه نزدیک سحرگاه
پیوند معنایی با بیت بعد داره

سمیه موسوی نهند در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۶ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۷:۳۲ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱۶۴ - خدو انداختن خصم در روی امیر المؤمنین علی کرم الله وجهه و انداختن امیرالمؤمنین علی شمشیر از دست:

منظور از سو القضا همان فتنه های قبل از خلافت حضرت علی بوده که در زمان خلافت عثمان رض اتفاق افتاده

ادیب در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۶ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۷:۱۳ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۰۴:

زنگ باشد بر دل شمشیر جوهردار تلخ*

حامد در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۶ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۶:۱۰ دربارهٔ انوری » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۳:

اگر ترک در اینجا به معنی زیبا رو باشد پس در مقابل سگ هندو چه مفهومی دارد ؟ زشت بودن هندیان ؟
فکر نکنم در اینجا منظور شاعر از کلمه ترک زیبا رویی باشد چون مولانا هم در چند شعر ترک را در مقابل هندو قرار داده
.... اصلم ترک است اگر چه هندی گویم
....من آن ترکم که هندو را نمی دانم نمی دانم
یا مثلا نظامی میگه (دولت ترکان چو بلندی گرفت
مملکت از داد پسندی گرفت
چون که تو بیدادگری پروری
ترک نه ای هندوی غارتگری
و چندین و چند شعر از شاعران مختلف که ترک به معنی زیبا رو نمی باشد
موفق باشید

محسن در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۶ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۵:۵۴ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۶ - مکتب طبیعت:

ببخشید در مورد پیام بالا منظور مصراع دوم از بیت دوم بود

محسن در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۶ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۵:۵۳ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۶ - مکتب طبیعت:

مصرع مورد بحث فرداد احتمالا اینگونه بوده:
ولی سپیده دمان میرسد به پرده دری

محسن در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۶ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۵:۵۰ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۵ - دیوانه و پری:

با سلام در بیت آخر مفهونی بیان شده در ارتباط با "پری و دیوانه" که من در این قطعه سعدی هم مشاهده کردم:
سعدی » دیوان اشعار » قطعات » قطعه شمارهٔ ۱۲/
اگر کسی از دوستان در مورد این مفهوم اطلاعی داره لطفا بگه ممنون.

امین در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۶ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۵:۴۴ دربارهٔ سنایی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۳۵:

حافظ هم غزلی درباره ابلیس دارد
من ملک بودم و فردوس برین جایم بود
آدم آورد در این دیر خراب آبادم

امیر در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۶ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۴:۳۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۹۳:

سلام بر ادب دوستان
جناب اقای رضا ساقی
کاری به این ندارم که اساس شعر وشاعری و غزلسرایی بزرگترین غزلسرای تاریخ ایران را بر عشق و عاشقی چندین و چند ساله وی با یک شاهزاده بنا نهاده اند، که این خود بزرگترین اهانت و جسارت به ساحت حافظ است،
و کاری به این ندارم که بر این اساس و فهم و تفسیر عرفانی از اشعار حافظ را که با گزارشهای تاریخی از او کاملا همخوان و همسو است را به آسمان و ریسمان بافی عرفانی نامیده اید،
اما جالب است که چطور برای به کرسی نشاندن فرضیات بی دلیل خود، «رخساره به کس ننمودن» را کنایه از «روگرداندن و تحویل نگرفتن» و هرجایی بودن شاهد را «حضور معنوی یاد و نام وی» تفسیر و تاویل نموده اید، و لابد این کار هم اصلا اسمان و ریسمان بافی شاهدبازانه نیست!!!
جالا گرفتیم شاه شجاع زیبارو که همه عالم (کنایه از شیراز) پر شده از ذکر و نامش (همان هر جایی!) هیچ کس را تحویل نمی گیرد و به خلوت خود راه نمی دهد (واقعا رخساره ننمودن چه ربطی به این معنا دارد، نمی دانم)، اما مصرع اول را چه کنیم که این مساله پیش پا افتاده و بدیهی را حافظ آنقدر غامض و پیچیده تلقی کرده که محرمی برای گفتن آن پیدا نمی شود!!!

رهنما در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۶ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۳:۵۶ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب چهارم در فواید خاموشی » حکایت شمارهٔ ۲:

واقعا که سعدی 700 سال پیش چقدر درست گفته.

امین در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۶ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۳:۰۸ دربارهٔ جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۴۶:

با عرض سلام و خسته نباشید.
کلمه «خُرد» به معنای کوچک، در زبان پارسی به شکل «خرد» نوشته می‌شود نه «خورد». لذا در بیت چهارم «خردسال» صحیح است نه «خوردسال».

مجید صالحی در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۶ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۲:۱۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۶:

بسیار دلنشین بود

منصور در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۶ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۱:۰۹ دربارهٔ کمال خجندی » غزلیات » شمارهٔ ۲۹۳:

بیت سوم فکر کنم "بزد" به جای "زد" بهتر باشه
بیت پنجم فکر کنم "مشنو" به جای "مشنود" صحیح‌تر باشه
ربطی به این شعر نداره ولی در ترتیب‌بندی الفبایی غزلیات کمال خجندی حرف "ی" اشتباهی نوشته شده

علی در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۶ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۰:۰۸ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۳۶۵:

سلام، وصد البته در لهجه یزدی هم از لفظ خَش به جای خوش استفاده میشود.

۱
۱۹۴۹
۱۹۵۰
۱۹۵۱
۱۹۵۲
۱۹۵۳
۵۷۲۵