تماشاگه راز در ۵ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۱۳ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۱۲:۲۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۸۶:
سپاس جناب رضا ساقی
شرحهای شما بر تمام غزلیات حافظ در سایت گنجور چونان شرابی گوارا تشنگان را سیراب کرده ، سرمستی و نشاط می بخشد
سپاس از مهر بیکران شما که از شراب شعر حافظ مست شده اید و ما را شریک الاذواق خویش می نمایید
جعفر مصباح در ۵ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۱۳ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۱۱:۰۲ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » جمشید » بخش ۱ - پادشاهی جمشید هفتصد سال بود:
بیت نهم. جو شنا :جوشنا
محمد سالمی در ۵ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۱۳ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۰۹:۱۶ دربارهٔ عطار » مختارنامه » باب هشتم: در تحریض نمودن به فنا و گم بودن در بقا » شمارهٔ ۴۰:
حضرت مولانای جان (علیهالرّحمة) نیز می فرمایند:
بمیرید بمیرید در این عشق بمیرید
در این عشق چو مردید همه روح پذیرید
بمیرید بمیرید و زین مرگ مترسید
کز این خاک برآیید سماوات بگیرید
بمیرید بمیرید و زین نفس ببرید
که این نفس چو بندست و شما همچو اسیرید
یکی تیشه بگیرید پی حفره زندان
چو زندان بشکستید همه شاه و امیرید
بمیرید بمیرید به پیش شه زیبا
بر شاه چو مردید همه شاه و شهیرید
بمیرید بمیرید و زین ابر برآیید
چو زین ابر برآیید همه بدر منیرید
خموشید خموشید خموشی دم مرگست
هم از زندگیست اینک ز خاموش نفیرید
محمد سالمی در ۵ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۱۳ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۰۹:۱۵ دربارهٔ عطار » مختارنامه » باب هشتم: در تحریض نمودن به فنا و گم بودن در بقا » شمارهٔ ۴۰:
چه زیبا مقام فنا شدن و از خودپرستی و خودبینی رهایی یافتن را در قالب کلمات اعجابانگیز خود به تصویر کشیدهای.
تو زندهای...... تا ابد
کاوه در ۵ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۱۳ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۰۹:۰۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۴۰:
در دیوانهای حافظ قدیمی، مصرع دوم این بیت معروف و به روضه رصوان به این شکل بود.
پدرم روضه رضوان به دو گندم بفروخت/ناخلف باشم اگر من به جوی نفروشم.
اما در بسیاری از نسخه های چاپ جدید نه تنها این مصرع بلکه در خیلی موارد دیگر یا واژه ها تغییر کرده یا مصرع را دستکاری کردند و یا بکلی یک بیت را حذف یا با بیت دیگری جایگزین کردند.
alireza در ۵ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۱۳ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۰۹:۰۱ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی اشکانیان » بخش ۱۳:
@helen
سپاهی ز اصطخر بیمر ببرد
بشد ساخته تا کند رزم کُرد
به نیکی ز یزدان همی جست مزد
که ریزد بر آن بوم و بر خون دزد
در این جا کرد به معنی قوم کرد نیست بلکه در مفهوم عشایر و رمه گردان بکار رفته
خلاصه ی معنیش این هست که سپاهشو از اصتخر برداشته تا بره و با عشایر راهزن درگیر بشه
قضیه استعمال از این واژه به دوران خیلی قدیم برمگیرده و وجود "کرتی" ها این کرتی ها سبک زندگیشون مبتنی بر عشایر بودن و رمه گردانی و همینطور گاهی اوقات راهزنی و غارت بوده(!) که این اصطلاح روایرانیان باستان (و به تبع اون باقی تاریخ نویسان )برداشتن و این بار برای هر جامعه ی که همچین ویژگی هایی داشت استفاده میکردن برای مثال کردان فارس کردان عرب کردان دیلمی کردانِ لر کردبلوچ کرد شولی کردان شبانکاره اکراد اندخوی(در افغانستان) و....
وجه تسمیه قومی به نام کرد که امروزه هم داریم همین هست
دکتر صحافیان در ۵ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۱۳ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۰۸:۵۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۹:
پروردگارم یار را به سلامت به من بازگردان و مرا از تنگنای سرزنش رهایی ده(ایهام در یار و سرزنش:
- معشوق و رقیبان
- پیر و مراد-بیرونی یا درونی- یا حال خوش و نفس سرزنشگر
- هم نوایی با گناه نخستین که سبب شد کروبیان زبان ملامت بر پروردگار بکشند
2- از خاک قدمش بیاورید تا در چشم همیشه بینایم ( مشاهده گر همیشگی)جای دهم.
3- جلوه های زیبایی اش، از شش سو راهم را سد کرده است.
4- امروز که در اختیار توام( جسم یا جان یا پیر و مراد) وصال را فراهم نما، فردا که فرصتها خاک شدند پشیمانی بی فایده است.
5-( این حقیقت عشق بود) اما ای مدعی با تو سخنی ندارم مرا به خیر و تو را به سلامت.
6- درویش پاک سیرت، در برابر شمشیرش ناله نکن، که معشوق بهای کشتنت را هم طلب خواهد کرد( پیش از حافظ: نفی قصاص و خونبها)
7- بر این خرقه ریایی( یا خودخواهی) آتش زن، که ابروی یار محراب عبادتت را ویران می کند(پیش ازین: ابرو، یاد آور محراب است)
8- از بیداد عشق، ناله نمی کنم، ستم از سوی تو مهربانی و بزرگواری است.
9- از گیسوی بلندت سخن کوتاه نخواهم کرد، این سخن( این حال خوش) تا قیامت ادامه دارد.
دکتر مهدی صحافیان
آرامش و پرواز روح
محمد سالمی در ۵ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۱۳ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۰۸:۴۸ دربارهٔ عطار » مختارنامه » باب هشتم: در تحریض نمودن به فنا و گم بودن در بقا » شمارهٔ ۴۰:
درود و رحمت بیکران خدا بر تو باد ای مرد حق. روح والا و بلندمرتبهات غرق در شور و شعف و شادی باد. تو نمردهای... تو زندهای ای مرد حق. تا دنیا پابرجاست انسانها از سخنان گهربار تو می نوشند. چه خوش و گواراست سخنانی که از عمق جانی پاک و منزه برمی آیند. چه وجود پربرکتی داشتی... نعمت از این بالاتر هم مگر داریم که تا ابد جاودانه باشی و سخنان ات راهنما و چراغ راه زندگی و تسکین آلام انسانها و روشنگر راه خوب زیستن آدمها در دنیا باشد!؟ در دنیایی که کسی به یاری کسی امید ندارد و افراد در قید حیات اثری از مروّت و جوانمردی در بسیاری از آنها نیست و کسی برای کسی سودمند و گرهگشا نیست چه خوش است انسانهایی مثل تو که چنان مقامشان شامخ و بلند است که پس از مرگ نیز برای انسانهای دیگر سودمند و گرهگشا هستند. بهشت حقیقی تویی و امثال تو مانند حضرت مولانا و جامی و حافظ و سعدی و خاقانی و رودکی و سنایی و فیض و پروین اعتصامی و ... چه خوش است آن زمان که در آغوش تو قرار گیرم که البته بعید است زیرا که تو پاکی را در نهایت اعلا داری و من ناپاکی را و چگونه ناپاک در آغوش پاک قرار گیرد؟ افسوس و صد افسوس که کبوتر با کبوتر باز با باز ... کند همجنس با همجنس پرواز....
عشق من هستی بهشت من هستی ....
نهایت آرزویم این است که در بهشت تو وارد شوم ای مرد خدا
امین طبایی در ۵ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۱۳ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۰۷:۴۳ دربارهٔ جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۳۶۳:
بیت ماقبل پایانی، مصرع دوم:
جغد ازان نیست که در منزل آباد رود
لطفا اصلاح شود
سیّد عباس قمربنی هاشمی در ۵ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۱۳ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۰۳:۰۰ دربارهٔ فیض کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۳۰:
بسم الله الرحمن الرحیم
ألسلام علیک یاعین الحیوة
هرشعری سیر خودش را دارد این می درمی عالیترین مستی می حقیقت است سلام برجسم وروح پاک مرحوم فیض کاشانی چند روزی است که دلم برای بوئیدن آن میکده بی تابی می کند إن شاءالله تفضل فرمایند وحقیررابا اذن تشرف وزیارت خرسند نمایند تعهد می کنم صاحب دیوان کرشمه ساقی که از نوادگان محترمشان هستند رانیز زیارت کنم یعنی جناب استادحسن قصابی یزدلی شاعری که جناب آسید جواد ذاکر رضوان الله تعالی علیه انصافا بخوبی از اشعارش سودبرد وخیل عاشقان حسینی را بهره مند کرد. والسلام علیکم ورحمةالله وبرکاته
مریم در ۵ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۱۳ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۰۲:۴۱ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب سوم در فضیلت قناعت » حکایت شمارهٔ ۲۱:
عجب اهل ادبیات باحالی داریم. این همه حرف بیربط و باربط زدید این زیر، اما یکیتون جواب اون بندهی خدا فریدون رو نداد که برد بمانی چیست؟ و چگونه خوانده میشود؟ سوال منم هست.
اما در مورد اختلاف علمای تجارت و اهل ادب باید عارض شم خدمتتون که اگه حکایت رو با دقت بخونید میبینید که بازرگان از ایران میره چین، از چین میره روم، از روم شیش هفت هزار کیلومتر راهو برمیگرده میاد هند، از هند سه چهار هزار تا برمیگرده میره حلب که میانهی راه رومه، از حلب میره یمن یعنی برای بار چندم از ایران رد میشه. اونم برای یه بارِ برد یمانی. یعنی بازرگان در حرکاتی زیگزاگی شرق و غرب رو بارها به هم میدوزه. تصور کنید تو دورانی که جت نبوده و شتر سلانه سلانه طی طریق میکرده از چین به روم رسیدن لابد خودش 25 سال طول میکشیده. این سفر اگر هم شدنی باشه که خب فقط ضرره! بعد تصور کنید برا سعدی "شیرازی" که با کلی زحمت و مشقت یه تا کیش رفته بعد اسم خودشو گذاشته جهانگرد، چقدر این سخنان، پریشان گفتن است. بعد به این هم فکر کنید که حضرت سعدی در این شب استثنایی در جزیره کیش احتمالا یک و نیم کتابشو نوشته بوده و کلی حرف و سخن و طنز و هجو و مغز و نغز و سجع و شعر و نثر داشته که برای بازرگان بگه. اما اینقدر دندون رو جیگر گذاشته تا بازرگان کل شب رو یه بند مهمل بافته و مهلت به شیخ اجل نداده، تا اینکه خودش نفسش از پرحرفی خودش بریده و گفته بابا تو هم یه چیزی بگو. خب معلومه که در اینجا سعدی با دو بیت شیلنگ میگیره به سرتاپای یارو. حتی دبیر ادبیات ما هم بود همین کارو با دبیر اقتصادمون میکرد. چه برسه به سعدی.
لطفا جواب مزخرفاتم رو ندید. جواب سوالم رو بدید. این برد یمانی چی بوده که بازرگان باید اینقدر دنیا رو میچرخیده که برداره بیاره ایران؟
نوروز فولادی در ۵ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۱۳ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۰۲:۲۶ دربارهٔ عطار » منطقالطیر » آغازکتاب » مجمع مرغان:
در بیت تنگ باز تنگ چشم
به نظر کلمه مناسب در این شعر تند باز است.
چون تند باز نام یک پرنده درنده ای مانند عقاب است. و چون این داستان هم داستان پرندگان است.
عباس در ۵ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۱۳ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۰۲:۲۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۷۸:
به به. عالی فوقالعاده. با تشکر از دست اندر کاران محترم سایت ارزشمند ganioor.
سیّد عباس قمربنی هاشمی در ۵ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۱۳ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۰۱:۵۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱:
باسلام وتحیات خدمت عاشقان لسان الغیب شیرازی اعلی الله مقامه الشریف روح لطیف این عارف نامدار وشهریار شعر ایران در هرجا ومکانی یاد شود حضور دارد حقیر شرم دارم بخواهم بااین بضاعت درمورد این شخصیت ادبی ممتاز سخن بگویم ولی به این کلام یقین دارم استمداد از محضرخودش بهترین راه برای حل اختلاف درنسخ است غبطه زمانی را میخورم که دائم باجناب حافظ محشور بودم افسوس که مشغله های زیاد حقیر را از این دائم الحضور بودن سلب کرد ولی احساس می کنم امشب روح پاک ومطهرش به یاری ام آمده که الان محضر شریفش را باتمام وجود احساس می کنم هرگز تصور نمی کردم گنجور چنین قابلیت ها وظرفیتی داشته باشد از صمیم قلب از زحمات وتلاش ارزنده شما سپاسگزاری می کنم درخوانش مصرع آخر حضوری گر همی خواهی از اوغایب نشو حافظ متی ماتلقی مَنْ تَهْوِی دَعِ الدنیا واهملها
لطفا رعایت شود ادبیان عزیز این جسارت حقیر را به کمالات خود ببخشنند والسَّلام علیکم ورحمة الله وبرکاته
قم المقدسة العبد الفانی سید عباس قمربنی هاشمی
13بهمن 1399هجری شمسی
کمیل در ۵ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۱۳ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۰۰:۰۴ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۱۵۶:
عااالی و رسا
کمیل در ۵ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۱۳ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۰۰:۰۳ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۱۵۶:
بینظیر بود
محمد در ۵ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۱۳ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۰۰:۰۲ دربارهٔ محتشم کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۵۴۴:
سلام
در بیت پنجم مصرع دوم ((گرگ بیدار )) اشتباه تایپی دارد.
در بیت ششم مصرع اول برای خوانش صحیح به دو صورت ((دم نزع است ز شوق کلمات تو مرا)) ((دم نزع است و ز شوق کلمات تو مرا)) قابل اصلاح می باشد. باتشکر از گنجور
کمیل در ۵ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۱۳ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۰۰:۰۲ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۱۵۶:
بینظیر
پارسا در ۵ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۱۲ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۲۳:۵۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۳۹:
استادان بزرگوار ممکن است شعر را معنی بفرمایید؟بی نهایت متشکرم.
اهورا در ۵ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۱۳ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۱۳:۵۲ دربارهٔ هاتف اصفهانی » دیوان اشعار » ترجیع بند - که یکی هست و هیچ نیست جز او: