گنجور

حاشیه‌ها

Gholam Balouch در ‫۵ سال قبل، سه‌شنبه ۱۷ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۰۹:۴۹ دربارهٔ عطار » منطق‌الطیر » داستان کبک » داستان کبک:

درپاسخ آقای جوادی ،در زبان بلوچی "وش" به معنی خوش وخوب است .یعنی خوش پوش وزیبا ورنگارنگ

مریم در ‫۵ سال قبل، سه‌شنبه ۱۷ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۰۹:۰۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴:

آقا رضا از توضیحات کامل شما ممنونم

احمد آریانژاد در ‫۵ سال قبل، سه‌شنبه ۱۷ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۰۷:۵۴ دربارهٔ فرخی سیستانی » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۳:

چناب احمدترکمان معظم له. در جایی از شما خواندیم بوسه مگر چیست فشار دولب.اینکه گناه نیست چه در روز وشب
حالا فتوا را چرا به توبه کشاندید؟

اییار در ‫۵ سال قبل، سه‌شنبه ۱۷ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۰۷:۱۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹:

با درود بر همگی اساتید اهل معرفت
در این بخش از اظهار نظر جمعی از ادبا بهره مند گردیدم و خوشحال شدم از ورود و معرفی حاشیه گذار هندی بنام آقای ویجی که زبان پارسی را هم بخوبی میفهمند و گپ و گفتی که با مربیان این سایت داشتند مرا بر آن داشت تا شعری از شاعری هندی بنام تاگور که حافظ دوست هم هست و بر سر تربت حافظ هم آمده و من مت هاست به دنبال این شعر هستمو چنانکه کسی از این شهر سراغی داره تو همین سایت برام بفرسته.شعر در مورد مادر هست و این جوری شروع میشه
مادر. انگار که من ببازی گل چمپا شدم و تو بر شاخهٔ آن درخت رستی.
اگر بزرگواری کامل این شعر رو برام بفرسته منو بندهٔ خودش کرده
با سپاس از شما « ای یار»

مالک در ‫۵ سال قبل، سه‌شنبه ۱۷ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۰۶:۲۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۵۱:

معنی حلاج وش چیه تواین شعر؟

پیام در ‫۵ سال قبل، سه‌شنبه ۱۷ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۰۵:۵۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۹۷:

با سلام و عرض ادب بر ادیبان و لبیبان.
آنچه دوستان محشا کرده اند، خواندم. به رأی این حقیر، مگر نه تا بوده از درد، شکایت کرده اند و می کنند و نه حکایت؟!! لااقل و در حالتی خوش بینانه ابتدا شاکی اند و بعد حاکی. تا بوده، دردمند از درد خود نالان و شاکی بوده و شکایت برده. حالا یا از جور درد تن یا روان به طبیب، یا از درد ظلمی و یا تضییع حقی بر مستولیش، نه حکایت!! اینجا هم سعدی از درد دلش شکایت می برد بر طبیب. حتی اگر برای روشن شدن درد برای طبیب حکایت کنی، باز همان است که از درد بر او شکایت بردی! به عقیده بنده در اینجا جایگاه واژه شکایت، بجاتر و استوارتر می نماید تا حکایت.
امعان نظر در قیاس واژگان شعری را ارج می نهم.

میثم ططری در ‫۵ سال قبل، سه‌شنبه ۱۷ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۰۴:۴۶ دربارهٔ رودکی » ابیات پراکنده » شمارهٔ ۲۷:

فرسناف: شب نوروز را گویند (برهان قاطع، پوشینه 3، برگ 1461)
شب پیش از نوروز را فرسناف می گفتند. تاکنون در زبان اوستایی ریشه ای برای آن نیافته ام، جز «فر» که می توانسته است از پَرَ (= پیش از) بنیاد داشته باشد. واژۀ پْرَستاوَ प्रस्ताव در زبان سَنسکریت به معنی «مقدمه/ورود» می باشد که می توانسته است مقدمه ای بر ورود به روز جشن نوروز درک شود.

zhr.hdr در ‫۵ سال قبل، دوشنبه ۱۶ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۲۳:۱۷ دربارهٔ شیخ بهایی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵:

استبن این ژنده میکند گریبانی...کنایه از ادعای گزاف داشتن و حد خود رانشناختن است.

مجید majidrazzazi@gmail.com در ‫۵ سال قبل، دوشنبه ۱۶ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۲۲:۳۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۳:

هر کسی چیزی همی گوید ز تیره رای خویش
تا گمان آیدت کو قسطای بن لوقاستی
یعنی اگه پیشنهاداتی رو که دوستان به گنجور دادن، روی غزل استاد سخن پیاده کنن، شعر تبدیل میشه به پسوند یک کلمه بی ادبی!

اله ویردی قلیزاده در ‫۵ سال قبل، دوشنبه ۱۶ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۲۲:۱۹ دربارهٔ خیام » ترانه‌های خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » راز آفرینش [ ۱۵-۱] » رباعی ۱:

منظور اینکه خدابه بندگانش تذکرمیده که باتوجه به آینکه من تورا زیبا وبی نقص آفریدم کنیم کس از آینده خود خبر ندارد بس فکر کن وجستجوکن هدف از آفرینش و تحقیق درباره خالق یکتا

امیر غفاری چراتی در ‫۵ سال قبل، دوشنبه ۱۶ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۲۱:۴۲ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۳۷:

یکی از بهترین آوازهای تاریخ موسیقی کشورمان روی این شعر خوانده شده با صدای شجریان و ساز موسوی
تک تک گوشه ها، نغمه ها و حتی لحن صدای خواننده و تحریرهاش براساس معنی شعر با هوشمندی خاصی انتخاب شده که برای مثال در جایی رومانتیک و درجای دیگر حتی عصبانی و کلافه و در جایی مغرور و حماسی میباشد. آنچه مسلم است بخش اعظم این اثر بمانند آهنگسازی یک اپرا از پیش طراحی شده و بخشی هم مشخصا بداهه و در لحظه اجرا شده.
تنهای نکته سوال برانگیز برای بنده تلفظ کلمه "چون" است که میدانیم در مواردی که معنی "بمانند" میدهد باید با ضمّه تلفظ شود ولی خواننده با صدای "او" تلفظ کرده که معنی "چگونه" میدهد و ظاهرا در بستر معنایی شعر نمیگنجد یا برای حقیر قابل درک نمیباشد.
از اساتید محترم استدعا دارم این نکته را بررسی کنند و به شناخت بهتر بنده کمک بفرمایند.

ن. ر. در ‫۵ سال قبل، دوشنبه ۱۶ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۲۱:۲۸ دربارهٔ ناصرخسرو » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۶۱:

باید باشد سوی عمرو عوار آید. عمرو اسم است. سوی عمر و عوار بیاید مطلقاً بی‌معناست. همچنین گر بد آمدت گهی درست است. کر معنی ندارد اینجا.

محسن مردانی مقدم در ‫۵ سال قبل، دوشنبه ۱۶ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۲۰:۴۹ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۱۳۹ - لطف حق:

اصلا فکر نمیکردم چنین اندیشه ای رو از پروین کیف کردم

مصیب در ‫۵ سال قبل، دوشنبه ۱۶ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۱۷:۲۰ دربارهٔ خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » بدایع الجمال » شوقیات » شمارهٔ ۲۲۶:

کیف کردم این شعر رو خوندم

f در ‫۵ سال قبل، دوشنبه ۱۶ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۱۵:۲۴ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۱۴ - آغاز داستان خسرو و شیرین:

در پاسخ آقای کهربایی درباره معنی که بودی دایم از هرکس پر آویز:
این فرزند را از آن جهت نام پرویز نهادند که هر لحظه در آغوش این و آن قرار می گرفت (مثل پَر در آغوش همه قرار می گرفت)چون همه او را دوست داشتند.

سئنا در ‫۵ سال قبل، دوشنبه ۱۶ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۱۵:۲۲ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتی‌ها » دوبیتی شمارهٔ ۵۹:

درود بر مهدی جان! باباطاهر در مصراع اول یارش را به «آلاله‌ی کوهساران» تشبیه کرده است اما در مصراع سوم او را بر الاله برتری داده است؛ با این استدلال که: آلاله فقط یک هفته هست در حالی که یار باباطاهر در تمام دوران زندگیش ، بوده و مایه‌ی امید و دلخوشی‌اش است. یعنی شاعر ابتدا او را به الاله شباهت داده اما در بیت بعدی او را از آن هم برتر خوانده است. این، «تشبیه تفضیلی»ست که دو بیتی را غیرمنطقی نکرده و اتفاقاً بسیار زیبا و خیال انگیز شده است

حامد کهندل در ‫۵ سال قبل، دوشنبه ۱۶ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۱۲:۵۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۷۸:

بنظر میرسه حافظ در غزل با مطلع:
مرا عهدی است با جانان که تا جان در بدن دارم
هواداران کویش را چو جان خویشتن دانم
به استقبال این غزل مولوی رفته باشد.

علی سوران در ‫۵ سال قبل، دوشنبه ۱۶ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۱۲:۴۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱:

به به چه می گوید خواجه ی شیراز شبی تاریک و بیم موج گردابی چنین هایل کجا دانند حال ما سبکساران ساحل ها ..یعنی ای برادر اگر می خواهی ببینی حال حافظ ر و با دیده بصیرت نگرش کنی باید از ساحل به دریا ایی و احال عارفان ببینی حفظ عارفی بود نیک و سبکسارن ساحل ها کسانی اند که در ساحل دنیا نشسته اند و از طوفان دل عارفان بی خبرند که چه می گذرد در دل ایشان خدا روزی کند که از اهل دل باشیم وو از اهل محبت با شیم دلی دیرم خریدار محبت
کز او گرم است بازار محبت
لباسی دوختم بر قامت دل
زپود محنت و تار محبت

حسین در ‫۵ سال قبل، دوشنبه ۱۶ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۱۲:۳۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۲۱:

واقعا چه کسی میتونه عشق خودش به معشوقه اش رو بهتر از سعدی توصیف کنه؟
من آدمی به جمالت نه دیدم و نه شنیدم
اگر گِلی به حقیقت عجین آب حیاتی
نه پنج روزه عمر است عشق روی تو مارا
وجدت رائحه الود ان شممت رفات
با این غزل میشه زندگی کرد

دکتر صوفیانی در ‫۵ سال قبل، دوشنبه ۱۶ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۱۲:۲۴ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۶۱۰:

جناب علیمردانی مفسران از خود تفسیر میکنن نه کپی پیست
ولیکن الکی چیزی نوشتن هیچ معنی در بر ندارد چون چیزی بر دیگری افزوده نمیشود.چندین بار در این سایت دیگران تذکر دادند که الکی چیزی ننویسید و وقت دیگران هم نگیرید ما نیز قبول کردیم که فقط تفصیر باشد نه چیزی غیر از او.پایدار

۱
۱۷۷۴
۱۷۷۵
۱۷۷۶
۱۷۷۷
۱۷۷۸
۵۷۲۶