گنجور

حاشیه‌ها

امیر مستلزم در ‫۵ سال قبل، چهارشنبه ۱۸ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۱۳:۵۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۵۵:

جناب مجید 28
ت بر می گردد به واژه ( سر ) که همان سر مگس تلقی می شود
دوستانی که می گویند واژه ی (شاید) به معنی شایسته و سزاوار ،نیست به بیراهه رفتید ، به زبان سعدی نزدیک نیست این سخنتان سعدی همیشه در برابر معشوق و خواسته هایش تواضع و رضا داشته نه اینکه چو مگسی باشد که از عشق و عاشقی غرضی داشته باشید (سماجت در رسیدن به شکر و معشوق) هر چه معشوق حکم دهد برای سعدی رواست و حکم او دوری بود که ان را پذیرفت!

امیر مستلزم در ‫۵ سال قبل، چهارشنبه ۱۸ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۱۳:۴۲ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۵۵:

درود خدمت دوستان .لازم دونستم معانی چند بیت از غزل را بنویسم تا قضیه روشن شود.
بیت 2_ اگر در اندوه عشق یارم ،بگریم و زاری کنم ، عقل من را به سخره می گیرد و می فرماید کار های مشکل (عشق و عاشقی) باید به کاردان و افراد باهوش سپرد.(تقابل عشق و عقل که من زیاد به این قضیه معتقد نیستم)
بیت 10_ شکر فروش مصری استعاره از معشوق شیرین سخن ، مگس استعاره از عاشق و اینکه در دنیای واقعی پشه و مگس مجذوب شکر می شوند که همان شیفتگی و دلدادگی عاشق است . استین فشاندن کنایه از دوری و رد کردن و بی اعتنایی کردن
معنی:شکر فروش مصری از حال و هوای مگس چیزی نمی داند
مگس شوق و اشتیاق دیدار با یارش را دارد و ان (شکر فروش) بی اعتنا است و از عاشق خود دوری می کند.
بیت11_ شاید به معنای شایسته است
آستین مجاز از دست است.
شکر دهانان استعاره از خوبرویان شیرین
معنی: ای سعدی که همچون مگسی شیفته معشوقان شکر دهنی شایسته است که آستین بر سرت زنند(با تکان دادن دست ،تو را از شکر دور کنند (معشوق)).
موفق باشید!

امیر مستلزم در ‫۵ سال قبل، چهارشنبه ۱۸ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۱۳:۱۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۵۱:

سرکار شقایق!
سعدی به علت عشق و عاشقی مورد ملامت و سرزنش قرار می گرفت زیرا عاشقی را در ان زمان کاری پوچ و بیهوده و سخت می دانستند.

سحر در ‫۵ سال قبل، چهارشنبه ۱۸ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۱۱:۵۹ دربارهٔ مولانا » مجالس سبعه » المجلس الاوّل » مناجات:

با سلام..
{قال ما را خلاصهٔ حال «یوفیهم اجورهم بغیرحساب » چوبک می‌زنند از اجرای گردانی.} اشتباه است و از چاپ نا معتبر؛
صحیح آن در ادامه است:
قال و قیل ما را و گفت‌و‌شنود ما را که چون پاسبانان بر بام سلطنت عشق، چوبک می‌زنند از اجرای «یُوَفّیهِم اُجُورَهُم بِغَیْرِ حِسابٍ» نصیب مدام بخشش فرما. قال ما را خلاصه‌ی حال گردان. حال ما را از شرفات قال درگذران،.....

مهرداد خلیلی در ‫۵ سال قبل، چهارشنبه ۱۸ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۱۱:۵۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۸۷:

فکر میکنم در مصرع آخر تنگ خانه درست باشه و از تنگی خانه به بام سما رفتن درست باشه و احتمالا استاد شجریان بدون تحقیق اقدام به خواندن شعر نکرده است

بهنام در ‫۵ سال قبل، چهارشنبه ۱۸ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۱۱:۴۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۵۰:

درود
همه ی عزیزان،دوستان،کارشناسان،صاحب نظران و اهل فن نقد،نظر و
حاشیه بر این غزل استاد سخن سعدی شیراز بیان داشته اند.به ویژه
در مورد این بیت که فرموده : سعدی به روزگاران مهری نشسته در دل ...
و به خصوص در کلمه ی الا و جایگزین آن حتی سنتهایی به میان آمده است .اما ندیدم کسی در مورد کلمه ی «مهری»نقدی داشته باشد.با توجه به ابیات گذشته ی این غزل و حال و هوای شاعر وآن اندوه و غمی که از وداع یار بر دل او نهاده شده، حاکی از داغ سنگینی است بر دل که براحتی از دل برون نمیرود . فلذا میتوان گفت و یا بهتر اینکه گفته شود :سعدی به روزگاران«داغی» نشسته بر دل بیرون نمیتوان کرد الا به روزگاران.معمولا وداع یار و دوری از او یک داغ بر دل می نشاند نه اینکه بخواهد مهری که از گذشته در دل او بوده از دل بیرون کند. بمرور زمان و گذشت روزگار است که میتوان این داغ جدایی رو قابل تحمل کرد واز دل بیرون برد. پس بنظر میرسد تعبیر اخیر بمعنی واقعی نزدیکتر باشد. دوم اینکه چه لزومی دارد مهری که در مدت زمان مدیدی بر دل نشسته است بخواهیم از دل بیرون کنیم!
چرا که گفته شده: مهرت برون نرود از سینه ام که هست این سینه خانه تو و این دل سرای تو. وجود مهر در دل آسیبی به انسان نمیزند حتی موجبات مسرت راهم فراهم میکند. بلکه این وجود غم و داغ جداییست که آسیب زننده و رنج آور است که باید از دل بیرون کرد. نظرات ارزشمند اساتید و سخندانان در مرقومه اخیر مزید امتنان خواهد بود.

پاییز در ‫۵ سال قبل، چهارشنبه ۱۸ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۱۰:۱۰ دربارهٔ مسعود سعد سلمان » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۲۱۴ - در حسب حال خویش و مدح سیف الدوله محمود:

گزارم صحیح است زیرا گزاردن معنی ادا کردن و انجام دادن می دهد.

تنها خراسانی در ‫۵ سال قبل، چهارشنبه ۱۸ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۰۸:۳۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۹۱:

زمام دل به کسی داده‌ام من درویش
که نیستش به کس از تاج و تخت پروایی!
با تشکر از رضا ساقی اما برداشت حقیر این است که مصرع دوم این بیت
اشاره به آن معشوقی است که به کسی بابت تاج و تخت(منویات دنیونی) التفات و توجه ای نمی کند. معشوق راستین دل در گرو یار دارد نه تاج و تخت!

سهراب در ‫۵ سال قبل، چهارشنبه ۱۸ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۰۶:۵۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۶۵:

با سلام خدمت همه دوستان عزیز
بیت های با همگان پلاس و کم......
و گنج دل زمین منم.......
فکر میکنم این دوبیت رو مولانا از زبان خدا گفته باشند
با توجه به معنای دو بیت میشود پذیرفت
با همه افراد مکر و کم فروشی(کم در اینجا به معنای کم فروشی یا کم کاری است)میکنی و با کسی مثل من هم فریبکاری؟
خاصبک( منظور همان خاصبکی هست که سرامد مکاران زمان خودش بوده با توجه به لغت نامه دهخدا) که نمی توان او را دید من هستم .آیا تو از کسی چون من راز پنهان میکنی؟( منظور مکرو و مکر الله.... هست)
و در بیت دوم می فرماید: من خود گنج دل زمین هستم (مفهوم این هست که زمین خودش بنده من است) پس تو از چه به زمین سجده میکنی؟( درحالی که زمین خود برای من سجده میکند)
قبله و مقصود سجده آسمان من هستم پس تو از چه رو به اسمان سجده میکنی؟( مفهوم این دو مصراع این هست که قبله حقیقی ما باید خداوند باشه و باید برای او خالص باشیم نه اینکه به نام او ولی بدون اخلاص به زمین سجده کنیم و از اسمان چشم یاری داشته باشیم)
نمیدونم چجوری باید توضیح بدم بیت دوم رو اما مفهومی واضح برای خود من داره

نادعلی در ‫۵ سال قبل، چهارشنبه ۱۸ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۰۴:۱۱ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۷:

به قرائن متعدد این غزل در وصف خاتم پیامبران، محمد مصطفی (ص)، است.

نادعلی در ‫۵ سال قبل، چهارشنبه ۱۸ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۰۴:۰۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۳:

در بیت ششم همان «شهر» صحیح است. مقصود این است که زیباتر از تو نیست که دیدنش مرا از نماز غافل کند. افزون بر اینکه در شرع صورتی نداریم که مبطل نماز باشد.

مصطفی نصیری در ‫۵ سال قبل، چهارشنبه ۱۸ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۰۰:۰۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۷:

وزن شعر بر اساس پایه واژگان فارسی به ای قرار است
زدم من نی زدم من نی زدم من نی زدم من نی
یا
ربابی زد ربابی زد ربابی زد ربابی زد
عنوان وزن
نغمه همایونی هشتایی درست

اصغری در ‫۵ سال قبل، سه‌شنبه ۱۷ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۲۲:۵۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۹:

با سلام به همه بزرگواران عاشق حافظ ، به نظر من در بیت دوم به جای باد بهاران ، ابر بهاران بهتر است ...ودر بیت پنجم.. شهر ، یاران را چه شد هم روان تر است وهم به معنی یاوران شهر است البته اون کاما را من به خاطر سکونی که باید بعد از.. شهر.. باشد گذاشتم ولی لازم نیست ..شهر یار ..به معنی یاور شهر..

امیر مستلزم در ‫۵ سال قبل، سه‌شنبه ۱۷ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۲۲:۱۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۵۰:

بیت های 6 و 8 (الا) به معنی (به جز) هست .
در بیت 7 هم به معنی حتا

امیر مستلزم در ‫۵ سال قبل، سه‌شنبه ۱۷ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۲۲:۰۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۴۷:

جناب مشتاق !
به پرده های اویخته شده جلوی ایوان (طاق و درگاه) بگو که کنار بروند و ایجاد مزاحمت نکنند .
مراد همان این است که که باید در بهار مشغول گوشه نشینی و خلوت نباشیم و پرده های موانع را بدریم و منظره تماشایی طبیعت در بهار را بنگریم!
موفق باشی!

سیاوش بیگی در ‫۵ سال قبل، سه‌شنبه ۱۷ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۲۱:۳۵ دربارهٔ شاه نعمت‌الله ولی » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۲:

این رباعی منسوب به شاه نعمت‌الله ولی پاسخی است به‌رباعی خیّام :
دارنده چو ترکیب طبایع آراست
از بهر چه او فکندش اندر کم و کاست
گر نیک آمد شکستن از بهر چه بود
ورنیک نیامد این صور عیب کراست

mosi در ‫۵ سال قبل، سه‌شنبه ۱۷ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۲۱:۳۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۸۵:

نه چو روسبی که هر شب کشد آن به یار دیگر
سلام و درود در این مصرع شما نوشتید بیار دیگر که درست هم هست چون در مثنوی همینگونه نگارش شده ولی به منظور احترام به خوانندگانی که دستی در شعر و تفسیر آن ندارند اصلاح کنید اگر ممکنه
با سپاس

اییار در ‫۵ سال قبل، سه‌شنبه ۱۷ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۲۱:۱۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹:

با درودی دیگر خدمت ترکمان عزیز
نخست اینکه نصیحتتان را آویزهٔ گوشم
وسعی وتلاش خواهم کرد که اشعار را بخوانم اما نه برای سر گرمی که برای یاد گیری و استفادهٔ معنوی البته به کمک اساتید حاشیه گذار ( لیس للانسان الا ما سعا)
وای کاش در این سایت عظیم و بینظیر قرآن را هم مینهادند تا
اهل دانش برآن حاشیه بگذارند تا طالبانی همچون حقیر مستفیض شده واز این دریای بی پایان نور و معرفت کامیاب گردم .البته . بنده همهٔ حواشی را میخوانم و لذت میبرم حتی از جدالها و انتقادها و مخالفت های دوستان که باعث یادگیری
و روشن شدن من میشوند و حقیر خود را درخور و اندازهٔ این
نمیبینم که بخواهم حاشیه بگذارم یا اظهار نظر کنم ویا از
البته نصیحت و راهنمائیهای دیگران را دوست داشته و استفاده میبرم
دوست دارد یار این آشفتگی
کوشش بیهوده به از خفتگی
زیادی مزاحم شدم . ببخش

آزادبخت در ‫۵ سال قبل، سه‌شنبه ۱۷ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۲۰:۵۳ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب پنجم در عشق و جوانی » حکایت شمارهٔ ۲۰:

سعدی در این حکایت رسایی و شیوایی و سخندانی و حکمت و جامعه شناسی و اخلاق و سیاست را به اوج رسانده

افسانه چراغی در ‫۵ سال قبل، سه‌شنبه ۱۷ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۲۰:۰۶ دربارهٔ نظامی » خمسه » هفت پیکر » بخش ۱ - به نام ایزد بخشاینده:

به نظر می‌رسد در مصرع اول بیت هشتم، «به حیات است جمله موجودات» درست باشد. آوردن دو واژه حیات و زنده در کنار هم، معنی درستی نمی‌تواند به دست دهد.

۱
۱۷۷۲
۱۷۷۳
۱۷۷۴
۱۷۷۵
۱۷۷۶
۵۷۲۶