مهدی در ۵ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۱۷ تیر ۱۴۰۰، ساعت ۲۰:۰۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۹۵:
همانطور که فاطمه فرمود «خجسته میرزاولی» و «مدینه حقنظروا» این شعر را خواندهاند:
https://www.youtube.com/watch?v=obCbgIFWlas
که بازخوانی بود و خوانندهی اصلی آن «خرما شیرین» است:
https://www.youtube.com/watch?v=8KStcwMfzck
آرش آریامنش در ۵ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۱۷ تیر ۱۴۰۰، ساعت ۱۷:۰۰ در پاسخ به nabavar دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۰۱:
درود به شما دوست ارجمند!
سیاهمشقهایی دارم و بسیار مشتاقم که در چنین فضایی منتشرشان کنم. ولی فکر نمیکنم در گنجور امکان ایجاد پروفایل و نشر شعر اعضا باشد. به هر روی صمیمانه از لطف و مهر شما سپاسگزارم. تندرست و پیروز باشید.
مهرداد در ۵ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۱۷ تیر ۱۴۰۰، ساعت ۱۶:۴۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۲۱:
تو دل می بری رواست؟
روا بود که چنین بی حساب دل ببری؟
همیرضا در ۵ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۱۷ تیر ۱۴۰۰، ساعت ۱۱:۴۹ در پاسخ به نصرت الله دربارهٔ قصاب کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۹:
با سپاس، تصحیح شد.
nabavar در ۵ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۱۷ تیر ۱۴۰۰، ساعت ۰۳:۲۶ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۰۱:
گرامی آرش، بسیار خوب و زیبا سروده ای، موفقیت در گرو از پای ننشستن است. منتظر و آرزومند شاهکار های شما هستم. درین روزگاران شاعر بسیار است ولی من انتظار سعدی دیگری را می کشم.پایدار و زنده باشی
آرش آریامنش در ۵ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۱۷ تیر ۱۴۰۰، ساعت ۰۱:۴۸ در پاسخ به احمـــدترکمانی دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۰۱:
درود و سپاس
احمـــدترکمانی در ۵ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۱۶ تیر ۱۴۰۰، ساعت ۱۷:۰۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۰۱:
سلام.مرحبا شعرت زیباست
آرش آریامنش در ۵ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۱۶ تیر ۱۴۰۰، ساعت ۱۴:۱۱ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۰۱:
تضمینِ این شاهغزلِ شیخِ شیراز، به قلمِ من
پیشکش به ادبدوستانِ گنجوری:
.
ای مظهرِ زیبایی! از عشقِ تو لبریزم
وز بادهی چشمانت جوشانم و سرریزم
بخت ار ندهد کامی تا با تو درآمیزم
((یکروز به شیدایی در زلفِ تو آویزم
زان دو لبِ شیرینت صد شور برانگیزم))
.
رندانه شبی خواهم تَنگَت بِکِشَم در بَر
بوسم لبِ نوشینت بویم رخِ چون عنبر
چندَم به عبث گویی: بگذار مرا بگذر
((گر قصدِ جفا داری اینک من و اینک سَر
ور راه وفا داری جان در قدمت ریزم))
.
دل در گِرُوِ عشقت از قافله غافل شد
جز جور و جفا آخر کِی عاید و واصل شد؟
بس رخنه به ایمانم کز چشمِ تو حاصل شد
((بس توبه و پرهیزم کز عشقِ تو باطل شد
منبعد بِدان شرطم کز توبه بپرهیزم))
.
افسوس! که صد وعده دادی و بَرَت گم شد
چون موعدِ وصل آمد دَم در نظرت گم شد
حتی شرفِ دیدن در رهگذرت گم شد
((سیمِ دلِ مسکینم در خاکِ درت گم شد
خاکِ درِ هر کویی بیفایده میبیزم))
.
از دیده شَرَر بارم، بر شرق چو مَه سر زد
نادیدنت امشب هم آمد بَرِ دل در زد
باید ز تعب زد مِی تا صبح و مکرّر زد
((در شهر به رسوایی دشمن به دَفَم بر زد
تا بر دَفِ عشق آمد تیرِ نظرِ تیزم))
.
ای صورت و بالایت در نادرگان نادر
عشقت کُشَدَم روزی در شوقِ لقا آخِر
رحمی، به خطا یکدَم بر من نگر ای جابر!
((مجنونِ رخِ لیلی چون قیسِ بنی عامر
فرهادِ لبِ شیرین چون خسروِ پرویزم))
.
گفتم: ز سَرِ جورَت ای جانِ جهان! برخیز!
گفتی: سَرِ خود گیر و زین خوابِ گران برخیز!
گفتم: بده کام آنگه بر گو: ز میان برخیز!
((گفتی: به غمم بنشین یا از سَرِ جان برخیز!
فرمان برمت جانا! بنشینم و برخیزم))
.
بیوقفه نظر کردن بر قامتِ تو دینم
وصلِ تو نمازِ من بوسیدنت آئینم
روشن شود از رویت تاریشبِ غمگینم
((گر بی تو بُوَد جنّت بر کنگره ننشینم
ور با تو بُوَد دوزخ در سلسله آویزم))
.
این پایه رُخ و جَعدی در شعر نمیگنجد
چون شیونِ دل رعدی در شعر نمیگنجد
آرش! به فَرَت بَعدی در شعر نمیگنجد
((با یادِ تو گر سعدی در شعر نمیگنجد
چون دوست یگانه شد، با غیر نیامیزم))
آرش آریامنش
آرش آریامنش در ۵ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۱۶ تیر ۱۴۰۰، ساعت ۱۳:۳۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۰۱:
درود به گنجور گرانارج و یاران
nabavar در ۵ سال و ۱ ماه قبل، سهشنبه ۱۵ تیر ۱۴۰۰، ساعت ۲۳:۲۰ دربارهٔ قصاب کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳۹:
بیت دوم:
جستن عیب در آیینه بود پی در پی
دیده بر آینه بگمار ادب باش ادب
آیینه عیب ها را می نماید
نصرت الله در ۵ سال و ۱ ماه قبل، سهشنبه ۱۵ تیر ۱۴۰۰، ساعت ۲۲:۱۱ دربارهٔ قصاب کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳۹:
در مصرع اول بیت دوم واژه «عیت» درج شده که اتفاقاً عیناً در نسخه چاپی موجود است. این واژه بیمعنی است و احتمالاًدر نخسه چاپی به اشتباه درج شده است. ممکن است «عیبت» بوده باشد، اما نمیدانم چطور میتوان اطمینان حاصل کرد. (تصحیح جواهری و جدی)
در مصرع دوم بیت سوم یک فاصله جا افتاده است. بهتر است به جای «نگه دارادب» نوشته شود «نگه دار ادب»
نصرت الله در ۵ سال و ۱ ماه قبل، سهشنبه ۱۵ تیر ۱۴۰۰، ساعت ۲۲:۰۱ دربارهٔ قصاب کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳۶:
در مصرع اول بیت دوم «فتند» میبایست به «فتد» تغییر کند.
در مصرع اول بیت پنجم «بر روی» میبایست به «به روی» تغییر کند.
(از تصحیح جواهری و جدی)
نصرت الله در ۵ سال و ۱ ماه قبل، سهشنبه ۱۵ تیر ۱۴۰۰، ساعت ۲۱:۱۱ دربارهٔ قصاب کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳۴:
مصرع اول بیت دوم میبایست «...ز رفتن بحر را...» باید درج شود. «را» جا افتاده است. (نسخه تصحیح جواهری و جدی)
رسا صفائی نمین (ر.ص.ن) در ۵ سال و ۱ ماه قبل، سهشنبه ۱۵ تیر ۱۴۰۰، ساعت ۲۱:۰۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۷۶:
نصرت الله در ۵ سال و ۱ ماه قبل، سهشنبه ۱۵ تیر ۱۴۰۰، ساعت ۲۱:۰۶ دربارهٔ قصاب کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳۳:
در مصرع اول بیت آخر واژه «خرعه» ذکر شده که بیمعنی است. اما ظاهراً در نسخه چاپی هم همین واژه درج شده که به نظر میرسد در چاپ اشکالی وجود داشته (نسخه جواهری و جدی). به هر روی، به نظر میرسد مصرع به این شکل درست باشد:«از بهرِ یکی جرعهٔ می باز چو قصاب»
مصرع دوم نیز «جاروبکش» صحیح است. (طبق نسخه جواهری و جدی)
منصور در ۵ سال و ۱ ماه قبل، سهشنبه ۱۵ تیر ۱۴۰۰، ساعت ۱۹:۴۲ در پاسخ به فلانی دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۶ - بردن پادشاه آن طبیب را بر بیمار تا حال او را ببیند:
بد نگوئیم به مهتاب اگر تب داریم ...
سایه در ۵ سال و ۱ ماه قبل، سهشنبه ۱۵ تیر ۱۴۰۰، ساعت ۱۹:۴۰ دربارهٔ عطار » مختارنامه » باب بیست و سوم: در خوف عاقبت و سیری نمودن از عمر » شمارهٔ ۴۵:
سلام دوستان.
سوده شدن یعنی فرسوده شدن و آس به معنی سنگ گرد رو یا زیر آسیاب است. خیام ستاره شناس و وقت شناس با علم به گردی زمین و پدید آمدن شب و روز و ماه و سال از گردش زمین در گردونه آسمان٬ زمین را به سنگ زیرین و سپهر سرنگون را به سنگ رویی آسیاب تشبیه کرده که از گردش آن ها گذر عمر و در نتیجه فرسایش انسان حاصل می شود.
شکایت خیام از سر افسردگی و شکست نیست بلکه بیانی واقعگرایانه از بیفایدگی ذاتی دنیا در مقیاس کلی است که هرچه پدید می آید دیری نمی پاید و به کام عدم فرو می رود. عشق و اشتیاق بزرگ خیام به زندگی موجب دلتنگی و افسوس بزرگ او در اشعارش نیز هست.
سایه در ۵ سال و ۱ ماه قبل، سهشنبه ۱۵ تیر ۱۴۰۰، ساعت ۱۹:۳۶ دربارهٔ خیام » ترانههای خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » درد زندگی [۲۵-۱۶] » رباعی ۱۹:
سلام دوستان.
«از آس سپهر سرنگون سوده شدیم» درست است. سوده شدن یعنی فرسوده شدن و آس به معنی سنگ گرد رو یا زیر آسیاب است.
خیام ستاره شناس و وقت شناس با علم به گردی زمین و پدید آمدن شب و روز و ماه و سال از گردش زمین در گردونه آسمان٬ زمین را به سنگ زیرین و سپهر سرنگون را به سنگ رویی آسیاب تشبیه کرده که از گردش آن ها گذر عمر و در نتیجه فرسایش انسان حاصل می شود.
چنین معانی و ظرافتی برایم شکی در انتصاب شعر یه خیام باقی نمی گذارد.
دیگر دوست دارم بگویم که شکایت خیام از سر افسردگی و شکست نیست بلکه بیانی واقعگرایانه از بیفایدگی ذاتی دنیا در مقیاس کلی است که هرچه پدید می آید دیری نمی پاید و به کام عدم فرو می رود. عشق و اشتیاق بزرگ خیام به زندگی موجب دلتنگی و افسوس بزرگ او در اشعارش نیز هست.
احمـــدترکمانی در ۵ سال و ۱ ماه قبل، سهشنبه ۱۵ تیر ۱۴۰۰، ساعت ۱۷:۱۷ دربارهٔ عارف قزوینی » تصنیفها » شمارهٔ ۲۰:
این تصنیف در سال 1298 برای دختر گیوار از ارامنه اصفهان درست شده
و روی سخن با پسر ضل السلطان میباشد
جُلفا یکی از محله های اصفهان است
MatinRGI در ۵ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۱۷ تیر ۱۴۰۰، ساعت ۲۱:۳۳ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۹۳: