افسانه چراغی در ۵ سال قبل، سهشنبه ۱۷ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۱۹:۴۷ دربارهٔ نظامی » خمسه » لیلی و مجنون » بخش ۱ - به نام ایزد بخشاینده:
در بیت نهم، رمیده و آرمیده درست است.
علیرضا اردلان در ۵ سال قبل، سهشنبه ۱۷ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۱۷:۲۸ دربارهٔ ملکالشعرا بهار » مثنویات » شمارهٔ ۷۴ - رنج و گنج:
چرا خوانش نداره؟
پدرام در ۵ سال قبل، سهشنبه ۱۷ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۱۶:۵۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۳:
سلام چرا روخوانی اشعار مولانا رو ندارید؟
محمدرضا خادم در ۵ سال قبل، سهشنبه ۱۷ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۱۶:۵۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۱:
روحت شاد جناب سعدی کیف کردم
پدرام در ۵ سال قبل، سهشنبه ۱۷ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۱۶:۴۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۳:
سلام ممنونم از سایت خوبتون
ولی چرا مولانا رو خوانی اشعار مولانا رو ندارید؟!
اییار در ۵ سال قبل، سهشنبه ۱۷ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۱۶:۲۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱:
عزیزی میگفت مرگ حقیقت است . ولی چگونه مردن واقعیت
مرگ قابل انکار نیست و اینکه همه بر این امر واقفند امری اجتناب نا پذیر پس این حقیقتی است که بر همه کشف شده و همه به این حقیقت رسیده اند ولی آیا شخصی در تصادف. زلزله . ویروس ویا انواع دیگر ویا شلیک تیر میمیرد اینها واقعیت مثلن جنگ واقعیت هست ومیتواند اتفاق نیفتد ولی کسانی که کشته میشوند غیر انکار
با پوزش
امیر مستلزم در ۵ سال قبل، سهشنبه ۱۷ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۱۵:۴۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۳۳:
سرکار گلچهره
غزل شیوایی است که بنده چند بیتی از ان را معنی می کنم ، امیدوارم راضی باشید.
1_با وجود زیبایی چهره یار از بوستان و باغ بی نیازیم که اگر بهار بیاید یا خزان به ان توجه و اعتنایی نداریم.
4_ای معشوق اگر از در مهر و کرامت و مهربانی با ما رفتار کنی دیگر ما عاشقان از هر چه اسایش و ارامش است در هر دو جهان (این دنیا و ان دنیا)، بی نیازیم.
7_ سیاست کردن کنایه از عقوبت و ومجازات کردن است.
اگر سلطان و داور و حکم دهنده من را عقوبت کنند و اگر مردم من را به دلیل عشق و عاشقی سرزنش کنند اسوده ام و اهمیتی نمی دهم (عاشق فقط یار را در ذهن و اندیشه هایش می بیند و دیگران برایش اهمیت ندارند.)
8_موج اگر کشتی وجودمان را به بلندای افتاب ببرد (به جایگاه والا برساند که احتمال زیاد همان مرتبه والا در ثروت و مقام است) یا به گود دریا بکشاند (بی ارزش و حقیر کند) چون من در ملک قناعت زیست می کنم(درویش الی الله هستم) از هر دو فارغ و اسوده ام.
9_برای رسیدن به ارامش بسیار تلاش کرده ایم (اسایش از عشق)اما ارامشی در جهان نیافتیم ولی از زمانی که ترک اسایش گفتیم(به اسایش بی اعتنا شدیم ) و خود را به بلای عشق سپردیم!، اسوده ایم.(تناقض زیبایی است عاشق در عین حال که گرفتار بلای عشق و سختی عشق است اما ارامش دارد و اسوده خاطر است.بسیاری از تناقض ها در زبان است ولی اگر به باطن بنگریم و نگاه فلسفانه ای داشته باشیم تناقض به حساب نمی ایند.
10_ سعدی صاحبان سرمایه و ثروت از تباه و نقصان شدن زر و اندوخته اشان می ترسند ولی ما اگر در کاروان رهسپار جایی باشیم و فریاد برارند از حضور دزد ، چون درویش و تهی دستیم ، نگرانی و هراسی بابت ان نخواهیم داشت.
موفق باشی!
حمید رضا۴ در ۵ سال قبل، سهشنبه ۱۷ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۱۵:۳۶ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۷۳:
در این رباعی، زهره و مه همان سیاره و ماه هستند که در آسمان می بینیم، می ناب شراب خالص است، و میفروشان کسانی که به مشتریان شراب می فروشند. به همین سادگی.
تشبیه و تمثیل در ادبیات زیباست اگر بجا باشند، قابل درک برای مردم، و هنرمندانه. و تفاوت دارد با تغییر دادن و پیچاندن معنای واژه ها تا آن حد که معنای اثر با باورها و خیالبافی های فردی هماهنگ شود، که در حاشیه های رباعیات خیام فراوان می بینیم.
گفتگو قویترین راه ارتباط انسانیست. جامعه ای که متخصصین و طرفداران ادبیاتش این را ترویج میکنند که “آنچه می خوانید و می شنوید، همان نیست و منظور چیز دیگریست”، در واقع ارتباط انسانی در آن فلج می شود. براستی ترویجِ مبهم گویی و دوپهلو سخن راندن و تظاهر و دو رویی، رفتارِ مردم را به چه سویی می برد؟
به هر سوی… زمزمه این رباعی، لذتِ یک جشن خودمانی در یک شب خنک تابستانی، زیر نور ماه و زهره و دیگر ستارگان را صد چندان میکند!
شاد باشید
امیر در ۵ سال قبل، سهشنبه ۱۷ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۱۵:۳۳ دربارهٔ رهی معیری » غزلها - جلد چهارم » حصار عافیت:
استاد همایون شجریان با صدایش زیبایی این غزل را دوچندان کرده است
Polestar در ۵ سال قبل، سهشنبه ۱۷ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۱۵:۰۹ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲۶۶:
معنای بیت سوم چی میشه؟
امیر مستلزم در ۵ سال قبل، سهشنبه ۱۷ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۱۵:۰۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲۶:
جناب دکتر ترابی و سعادت
سعدی به احتمال زیاد دچار یأس و ناامیدی شده که عشق و عاشقی چه بلاهایی سر او نازل کرده است !
من نمی دانم با چه منطقی می فرمایید غزل منتسب به سعدی نیست!
هر شاعری معمولا در دوره های زندگی خود دچار انحطاط فکری و عقیدتی شده ... .
امیر مستلزم در ۵ سال قبل، سهشنبه ۱۷ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۱۴:۵۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲۳:
در بیت 1 مصرع دوم سعدی از اختیارات وزنی در واژه ی روی استفاده کرده که وزن هم صحیح نوشته شده .
امیر مستلزم در ۵ سال قبل، سهشنبه ۱۷ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۱۴:۴۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲۱:
جناب محمد طهماسبی دهنو(هانا قبادی پور)
دچار اشتباه شده اید و به قولی اسمان را به ریسمان بافته اید!
منظور از تامل دیدار ، اندیشه دیدار نیست بلکه منظور (عمیق نگریستن) است .شاعر بدنبال دیدن کسی یا ... نیست فقط حال و هوای عاشقانه اش را به تصویر می کشد.
معنی صحیح بیت 4
اگر معشوق به قصد کشتن من شمشیر خویش را از نیام بکشد من مانع ان نمی شوم و همچنان به او خیره وار می نگرم که تا چه حد زیبا و ... است ، انگار که من راضی به مردن در پیش پای او هستم .
بنظر لازم نیست از این بیت برداشت عرفانی کرد ، معنی بیت بسیار ملموس هست و جهان بینی سعدی در ملک عشق را بیان می کند و باید متذکر شد که معشوق هم ملکوتی می تواند باشد هم زمینی !
موفق باشی.
اییار در ۵ سال قبل، سهشنبه ۱۷ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۱۴:۴۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹:
با عرض پوزش از حضورتان بخاطر اشتباهی که در مورد نام نیکوی شما از حقیر خاطی صادرشد
چشم منتظر میمانم چون این آقای ویجی( هندی) محتمل متن هندی آنرا دارد و به گمانم که دکتر ناتل خانلری ترجمه اش کرده باشد امید است دیگر ادیبان متوجه حواشی حقیر در این باب شده شاید گشایسی گردد
پایدار باشی
جواد موسوی در ۵ سال قبل، سهشنبه ۱۷ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۱۲:۳۲ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۳:
فقط با صدای بانو قمر شنیدنی است
. دکتر شکوهی در ۵ سال قبل، سهشنبه ۱۷ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۱۲:۱۸ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۹۱۹:
درود. لَخت بیت پایانی را درست کنید.
سپاس
شکوهی
صائب چه اعتماد به اخوان کند، کسی؟
(به جای کُنند بنویسید: کُند)
اییار در ۵ سال قبل، سهشنبه ۱۷ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۱۲:۰۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹:
با سلام و عرض ادب محضر استاد ارجمند جناب احمد آذر کمان
و باسپاس از پاسخ حضرت عالی شادمان شدم از تکریم شما
و اما نام شاعر . رابیندرانات تاگور
واحتمالن ترجمهٔ خانلری شاید باشد
فراموش نمیکنم لطف و زحمت شما را.
الهه حسن زاده در ۵ سال قبل، سهشنبه ۱۷ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۱۲:۰۲ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۹:
قشنگه
اییار در ۵ سال قبل، سهشنبه ۱۷ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۱۰:۵۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹:
باغبان گر پنجروزی صحبت گل بایدس
بر جفای خار هجران صبر بلبل بایدش
خار ار چه جان بکاهد گل عذر آن بخواهد
سهل است تلخی می در جنب ذوق مستی
افسانه چراغی در ۵ سال قبل، سهشنبه ۱۷ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۱۹:۴۹ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۱ - سرآغاز: