amin در ۵ سال قبل، دوشنبه ۱۶ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۱۲:۰۰ دربارهٔ حافظ » اشعار منتسب » شمارهٔ ۲۴ - ساقینامهٔ ۹:
فقط صدای تکرار نشدنی استاد عالی نژاد
کامیار هو در ۵ سال قبل، دوشنبه ۱۶ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۱۱:۲۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۴:
گزیدههایی از معانی باد صبا:
- در اصطلاح سالکان باد صبا، اشارتست از نفحات رحمانیه که ازطرف مشرق روحانیات میآید
- بعضی باد شرقی را گفتهاند و بعضی بر آنند که بدان گل بشکفد
- در تذکرةالاولیاء مذکور است، صبا بادی است که از زیر عرش برمیخیزد
- باد فروردین
---
برای کسی که تجربه عرفانی داشته باشد، بُعد روحانی و بُعد طبیعی این شعر در تقابل با هم قرار ندارد و نمیتواند بهانه دعواهای کوچه بازاری باشد. وجه بیرونی این باد آن است در فروردین و یا دمصبح میوزد و مایه گشایش طبیعی است و وجه درونی آن بادی است که ممکن است هر آن از عرش رحمانی بر دل هر کسی بنشیند و این عارف است که توجهاش به دریچه دل باعث میشود غافل نباشد و گشایشی بهارگونه را درون خود تجربه کند. گونهای از تجربه که اگر چه در این عالم فقط لحظهای باشد، درون خود عالمی و ابدیتی را همراه دارد و باقی شعر بسط آن است.
اگرچه مانند هر شعر عرفانی دیگری میتوان هزار و یک تفسیر از آن داشت، که هر کدام آیینهایست از جهانبینی مفسر... آنچه در بازار مکاره ستیزهگری این تفاسیر با یکدگر گم میشود، درکِ تجربیِ حقیقتی تجربی است که از دل آن این واژهها زاده شدهاند.
علی علیمردانی در ۵ سال قبل، دوشنبه ۱۶ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۱۱:۰۶ دربارهٔ جامی » هفت اورنگ » تحفةالاحرار » بخش ۵۷ - حکایت عاشقی که در حضور معشوق به قصد دیگری دیده گشاد و بدان کج نظری از نظر معشوق افتاد:
به نام ایزد یکتا
این حکایت زیبا و معروف ، مصداق کامل بوالهوسی بشر که با وجود زیبایی حاضر در پیش روی خویش ، باز در اندیشه ی یافتن زیبایی بیشتر هر چند موهوم و دست نیافتنی ست .
«جامی» می خواهد بگوید کمال جویی در پریدن از این شاخ به آن شاخ نیست بلکه همان زیبایی در دسترس را دریافتن و نکاهداری نمودن است.
نتیجه زیبای جامی در اواخر شعر این است که گرچه چارده ماه داستان بالا خود مظهر زیبایی و البته کمال در گفتار و کردار است ، اما فروتنانه خویش را در برابر زیبای مطلق ازلی و ابدی ، هرزه ای بیش نمیداند : « به که بگرانی از این هرزه روی »
زیرا : « قبله ی مقصود یکی بیش نیست »
اقبال در ۵ سال قبل، دوشنبه ۱۶ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۰۸:۴۴ دربارهٔ رضیالدین آرتیمانی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸:
خیلی عجیبه که تو همچین سایتی همگی رو اونطوری نوشته
عباس در ۵ سال قبل، دوشنبه ۱۶ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۰۴:۳۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۸۴:
با تشکر از دست اندر کاران محترم سایت ارزشمند گنجور. با سلام به خانم بهاره . گولی یعنی چلی؛ خلی؛ احمقی؛ غفلت؛ نادانی؛ و ابلهی. گهر مخفف گوهر است ولی در معنای شعر فرق میکنه. یکی گولی میخواهم که همه نگاهش و حواسش به دلبر باشه. نمیخوام کسی را که توانایی ها و استعدادهای خودش را جدی گرفته و توجه اش به هنرش است و به دلبر آنطور که گولی با تمام وجود توجه دارد توجه ندارد. دلی میخوام مثل صدف که انعطاف داشته باشه و باز باشه که در جانش آن گوهر که همان دلبر است را جای دهد. دلی سنگین نمیخواهم که نه انعطاف داره و نه سبکه و فقط افکار ارزشمند داره و بر خلاف آن دلی که در جانش دلبر را جا داده دل سنگین فقط در جانش افکار ارزشمند خودش را جا داده و دل را سنگین کرده در حقیقت در جان فقط جای برای گوهر (دلبر) است و جای برای گهر (افکار یا هر چیز ارزشمنده دیگری) نیست. ز خود بینی جدا گشته یعنی توانایی ها؛ داراییها و هرچه که داره را از خود نمیدونه و همه اینها را از خدا میدونه و بخاطر درک این آگاهی ارزشمند عاشق حقیقی خدا شده و به فراوانی ؛ عشق خدا؛ در او ایجاد شده. از مالش های غم غافل یعنی اتفاقات ناخوشایند را جدی نمیگیره و نسبت به آنها غفلت میکنه و به آنها اهمیت نمیده و آگاه به این مسئله است که بوجود آورنده این اتفاقات مالنده (خدا) است که باید از آنها عبرت و اندرز گرفت و عبور کرد. به مالنده (خدا) توجه داره که آنها برای عبرت و اندرز اوست.
م در ۵ سال قبل، دوشنبه ۱۶ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۰۲:۰۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۵:
بعید نیست مقصود از ثلاثه غساله، سه غسالهی میت باشد و مراد از بیت نخست، «دم غنیمت شمردن»
علی باقلانی در ۵ سال قبل، دوشنبه ۱۶ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۰۰:۳۱ دربارهٔ عراقی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۳۰:
واقعا این شدت از کپی جناب عراقی عجیبه
nabavar در ۵ سال قبل، یکشنبه ۱۵ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۲۲:۴۷ دربارهٔ نظامی » خمسه » لیلی و مجنون » بخش ۱ - به نام ایزد بخشاینده:
گرامی بهنام
پاسخ به شما در بازبینی قرنطینه شده است
nabavar در ۵ سال قبل، یکشنبه ۱۵ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۲۲:۴۵ دربارهٔ نظامی » خمسه » لیلی و مجنون » بخش ۱ - به نام ایزد بخشاینده:
گرامیان رضا و بهنام
بر هر ورقی که حرف راندی
نقش همه در دو حرف خواندی
بیکوه کَنی ز کاف و نونی
کردی تو سپهر بیستونی
منظور از دو حردف ” کُن ” هست به مانای باش
کن فیکون { باش پس شد}
می گوید: هر نقشی اراده کردی با گفتن دو حرف ” ک “ و ” ن “ {کُن } در همه جا بدون زحمت {بی کوه کَنی} تصویر کردی { ایجاد کردی }
با این دو حرف، سپهر بیستون را آفریدی
کرتیر در ۵ سال قبل، یکشنبه ۱۵ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۲۲:۳۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » ترجیعات » اول:
"از دسا ما یا میبرد یا رخت در لاشی برد"، باید به صورت "از دستِ ما یا مَی بَرَد، یا رَخت در لا شَی برد" نوشته شود. همچنین در مصراع "یک عقل نگذارم بمی در والد و در والده"، "به مَی" باید نوشته شود.
بهنام در ۵ سال قبل، یکشنبه ۱۵ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۲۱:۰۸ دربارهٔ نظامی » خمسه » لیلی و مجنون » بخش ۱ - به نام ایزد بخشاینده:
درود.
پرسش آقای رضا بلدی پرسش من نیز هست . اگر اساتید پاسخگو باشند سپاسگزارم
مژگان در ۵ سال قبل، یکشنبه ۱۵ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۱۹:۴۷ دربارهٔ شهریار » منظومهٔ حیدر بابا:
عالی بود ولی و تو متن ترجمه اصلا درست نبود و تو پات27 قسمت ترجمه اون سقز تو زبان آذری یعنی آدامس چون خودم آذری هستم می دونم و اینکه مترجمتون خیلی کار نابلد و ناشی بوده چون شعر با عنی زمین تا آسمان فقداشت.
علیرضا مهری در ۵ سال قبل، یکشنبه ۱۵ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۱۹:۰۳ دربارهٔ رضیالدین آرتیمانی » رباعیات » رباعی شماره ۸۲:
در مصرع آخر "با آنکه" درست است
کاوه در ۵ سال قبل، یکشنبه ۱۵ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۱۸:۵۴ دربارهٔ سنایی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۹۱:
با حمید موافقم. سعدی استاد مسلم سخن پارسی است و بالا تر از او نبوده و نخواهد بود.
علیرضا مهری در ۵ سال قبل، یکشنبه ۱۵ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۱۸:۱۸ دربارهٔ رضیالدین آرتیمانی » رباعیات » رباعی شماره ۳۳:
دیّار درست است. به معنی دیر نشین و صاحب دیر
فرید نیک پی در ۵ سال قبل، یکشنبه ۱۵ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۱۸:۰۳ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب اول در سیرت پادشاهان » حکایت شمارهٔ ۱۰:
اگر فقط بیت اول را داشتیم قطعا یک دیگر درست بود چون مصرع دوم علت را گفته، بناب این کسانیکه معتقدند یک دیگر درست است علتش اینست که بیت اول را به تنهایی تحلیل می کنند، ولی وقتی بیت دوم را می خوانیم، درصورتی که بیت اول یک دیگر باشد، این بیت نمی تواند بدان ارجاع شود، یعنی در صورتی میتوانیم چو عضوی به درد اورد روزگار دگر عضو ها را نماند قرار را توضیح بیت اول بدانیم که آنرا با یک پیکر بخوانبم، در غیر اینصورت هر بیتی ساز جداگانه ای می زند، نتیجه انکه چون بیت دوم اگر مستقل باشد بی معناست، قطعا باید رفرنسی در بیت قبلی داشته باشد که انهم با بودن «یک پیکر» تکوین می یابد
رضا در ۵ سال قبل، یکشنبه ۱۵ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۱۷:۳۵ دربارهٔ عطار » مختارنامه » باب هشدهم: در همّت بلند داشتن و در كار تمام بودن » شمارهٔ ۲۵:
امروز، پانزدهم فروردین ماه سده چهاردهم، عهدی رو شکستم که مدت ها نگه داشته بودم، شرمسار و بی رمق و سراپا سرد، به این دو بیت از پیر نشابور رسیدم.
خود راه بگویدت که چون باید رفت...
حمیدرضا در ۵ سال قبل، یکشنبه ۱۵ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۱۶:۴۷ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی گشتاسپ صد و بیست سال بود » بخش ۲ - سخن دقیقی:
به گفته بیرونی، زیارتگاههای بودائی را بهار میگفته اند و معروفترین و مهمترین این معابد بودایی ،بهارها همان نوبهار بلخ بوده است.
نوبهار بلخ را که بعضی از تاریخ نویسان مسلمان به اشتباه از آتشکده های زرتشتی دانسته اند؛ به روایت مسعودی در مروج الذهب، در قبل از اسلام، تولیت آن با اجداد برمکیان وزراء مشهور خلفاء عباسی بوده است.
حمیدرضا در ۵ سال قبل، یکشنبه ۱۵ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۱۶:۴۲ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی گشتاسپ صد و بیست سال بود » بخش ۲ - سخن دقیقی:
فرهنگ ایرانی و آیین زرتشتی تا هرات و مرو که سرحد نظام ساسانیان در شرق کشور بوده است، گسترش داشته است.
اما بالضروره فرهنگ غالب و آیین حاکم نبوده است.
چنان که به اتفاق زبان شناسان و تاریخ دانان از جمله گزارش جوینی درتاریخ جهانگشا، کلمه بخارا مأخوذ از "بهارا" (یعنی "وهارا "در زبان سانسکریت) به معنی معبد و زیارتگاه بوداییان است.
همین کلمه " بهارا" (یا ویهار) است که بعدها به "بهار" تخفیف یافته است و نوبهار بلخ به گزارش یاقوت حموی در معجم البلدان و مجسمه سنگی بزرگ بودا در بامیان به گزارش سمعانی حتی بعد از ساسانیان یعنی در عصر اسلامی نیز معروف بوده است.
علی علیمردانی در ۵ سال قبل، دوشنبه ۱۶ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۱۲:۱۳ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۶۱۰: