گنجور

حاشیه‌ها

جهن یزداد در ‫۴ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۲۳ دی ۱۴۰۰، ساعت ۱۸:۳۵ در پاسخ به عباسی دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی بهرام گور » بخش ۱۵:

گمانم از دهخدا میگویید و این نتواند بود چرا که  بالاتر میگوید
کجا نام ان مرد بهرام بود سواری دلیر و دلارام بود و انجا  نمیتوان بهروز جایش نهاد  پس بهرام هو است و نه بهروز

علیرضا علمداری در ‫۴ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۲۳ دی ۱۴۰۰، ساعت ۱۵:۵۳ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱۱ - حکایت بقال و طوطی و روغن ریختن طوطی در دکان:

واقعا یکی از بهترین اشعاری بود که در زندگیم خوانده ام و چقدر حضرت مولانا توصیف های زیبا و به جایی دارند.

قطره در ‫۴ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۲۳ دی ۱۴۰۰، ساعت ۱۱:۴۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴:

مفهوم بیت دوم: گذر عمر را نشان می دهد. یعنی به قدر لحظه ای گذشت و ما همچنان زبان بسته و ناکام مانده ایم. و به آرزوهای دور و دراز خود نرسیده ایم. شاید به گونه ای فرا رسیدن مرگ را بیان می کند و بی ارزشی دنیا را. 

العبد در ‫۴ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۲۳ دی ۱۴۰۰، ساعت ۰۹:۰۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۳:

منظور بیت الغزل یعنی بیت آخر نهی حقیقی نیست یعنی منظور این نیست که دل به خوبان ندهیم بلکه در حقیقت تعریض و کنایه‌‌ای هست به مدعیان دروغین و عافیت طلبان و گرنه در بیت قبل درمان درد را منحصر به رفتن در پی خوبان دانستن خطاست!

شروین پاداش‌پور در ‫۴ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۲۳ دی ۱۴۰۰، ساعت ۰۴:۵۹ دربارهٔ اقبال لاهوری » اسرار خودی » بخش ۶ - در بیان اینکه خودی از سؤال ضعیف می‌گردد:

سلام

من در اشعار«وحشی بافقی» در«گنجور» این بیت که نوشتید را پیدا نکردم. اگر نشانی صفحه‌ی مورد نظر را بفرمائید، سپاسگزار می‌شوم.

 

مهدی شکیبی در ‫۴ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۲۳ دی ۱۴۰۰، ساعت ۰۱:۴۸ دربارهٔ جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۴۴۳:

صح: زد سحر طائر قدسم

یگانه یگانی در ‫۴ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۲۲ دی ۱۴۰۰، ساعت ۲۲:۴۵ در پاسخ به روفیا دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۲ - ستایشِ خرد:

شما معنی رو بچسب، داره میگه حواست باشه چی می‌خوری چی میگی چی می‌شنوی چی می‌بینی... 

یگانه یگانی در ‫۴ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۲۲ دی ۱۴۰۰، ساعت ۲۲:۴۱ در پاسخ به دکتر ترابی دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۲ - ستایشِ خرد:

تا جایی که من خبر دارم جوری که خود حکیم تلفظ می‌کرده و در اون زمان می‌گفتند، ‌‌" وَ " نبوده و ‌‌"وُ" بوده، حتی اول بیت هم وُ می‌خوندند، امروزه میگن وَ. تقریباً هیچ جای شاهنامه وَ خوندن قشنگ در نمیاد و این تلفظ عربیه. در گفتار محاوره مردم هم خیلی کم میگن وَ، مگه اینکه بخوان قلمبه سلمبه حرف بزنن

شیرینکام در ‫۴ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۲۲ دی ۱۴۰۰، ساعت ۲۰:۲۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزلِ شمارهٔ ۱۱۸:

با سلام 

استاد غزل، در بیت آغازین و بیت انتهایی به نام دو کتابش بوستان و گلستان اشاره کرده است

سحر در ‫۴ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۲۲ دی ۱۴۰۰، ساعت ۱۷:۲۹ در پاسخ به سعدی جان دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۵۲:

😊👌🏻

دکتر امین لو در ‫۴ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۲۲ دی ۱۴۰۰، ساعت ۱۶:۵۵ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۲۱ - مطلع سوم:

در مصرع دوم بیت ۵ «برف» صحیح نیست و صحیح آن «برق» است.

نکهت و جوشش ز عشق مشک فشان از فُقاع    /  شیبت مویش به صبح برق نمای از سُداب

سداب گیاهی خودرو با برگ‌های ضخیم، بدبو، آبدار و تلخ، گل‌های زرد‌رنگ و دانه‌های قهوه‌ای‌رنگ مثلثی که برگ و دانۀ آن در پزشکی به کار می‌رود. فقاع؛ آب جو در اینجا به معنی شراب است.

سخن از بوی خوش و جوش و شادی خضر است که با عشق همراه است و بوی خوش عشق می پراکند چنانکه گویی باده را به مشک آمیخته اند. سپیدی موی او مثل برقی است که در تابش آفتاب از سبزه و گیاه برمی‌خیزد.

 

 

مهریار mohsen.۲۹۸@gmail.com در ‫۴ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۲۲ دی ۱۴۰۰، ساعت ۱۴:۵۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۵۲:

عشق و دوام عافیت مختلفند سعدیا ، هر که سفر نمیکند دل ندهد به لشگری

= به دیا رفته می داند مصیبت های طوفان را

= شبی تاریک و بیم موج و گردابی چنین حایل، کجا دانند حال ما سبکباران ساحلها

= جگر شیر نداری سفر عشق مرو

= چو عاشق میشدم گفتم که بردم گوهر مقصود ، ندانستم که این دریا چه موج خون فشان دارد 

= ....

mk.mehryar

ابراهیم رحمتی در ‫۴ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۲۲ دی ۱۴۰۰، ساعت ۱۳:۵۷ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب سوم در فضیلت قناعت » حکایت شمارهٔ ۲۷:

این حکایت سعدی خیلی محافظه کارانه است و جستجو و خطرکردن را نهی می کند. به پذیرش وضع موجود و تسلیم پند می دهد...

علی a.finance۲۰۲۰@gmail.com در ‫۴ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۲۲ دی ۱۴۰۰، ساعت ۱۳:۱۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲۶:

با سلام

سخن از عشق شد ... به به چه واژه بزرگ و مقدس و قابل احترامی ... همه اساتید واقفند که عشق مجازی مشق شمشیری است برای رسیدن به عشق حقیقی . غم و خسران در این عالم زایده این واژه مقدس است حتی اگر مجازی باشد چون ابزاری است برای درک بهتر عشق حقیق . هرگز غم به سراغ عاشق نمیرود ، آنچه دیگران از عاشق می بینند چیزی غیر از آنست که عاشق می چشد ... مسیر عاشقی مملو از سرخوشی است و هر لحظه تشنه تر از قبل برای رسیدن به معشوق حقیقی ... و تمام اینها به نظر بنده شیرین و بدور از غم خواهد بود اگر به آنچه و یا آنکه عاشقش شده ایم ایمان داشته باشیم ... وقتی عاشق شدی همه می شود او و اوست بجای همه و عاشق غنی ترین است .

اوست نشسته در نظر من به کجا نظر کنم / اوست گرفته شهر دل من به کجار سفر برم . 

التماس دعا

ابراهیم رحمتی در ‫۴ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۲۲ دی ۱۴۰۰، ساعت ۱۰:۳۳ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب هفتم در عالم تربیت » بخش ۲ - گفتار اندر فضیلت خاموشی:

 این شعر به شدت ارتجاعی است و سکوت را به فضیلتی اجتماعی بدل می کند با انواع توجیهات....در فن سخنوری سعدی یک چهره بارز، ولی در حوزه سیاست و جامعه و روابط پیچیده اجتماعی سخت ارتجاعی و سرکوبگر است.

 

ابراهیم رحمتی در ‫۴ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۲۲ دی ۱۴۰۰، ساعت ۱۰:۱۲ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » کیومرث » بخش ۱ - پادشاهی کیومرث سی سال بود:

سلام دوستان... لطفا نظرتان را بگویید: جذابیت شاهنامه فردوسی از "روایت" و داستان می آید یا خود شعر؟ سپاس از شما

 

جادوگر در ‫۴ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۲۲ دی ۱۴۰۰، ساعت ۱۰:۰۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۳:

گر به نزهتگه ارواح برد بوی تو باد            دل و جان گوهر هستی به نثار افشانند

زاهد ار رندی حافظ نکند فهم چه شد           عقل بگریزد از آن قوم که قرآن خوانند

یگانه یگانی در ‫۴ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۲۲ دی ۱۴۰۰، ساعت ۰۱:۰۵ در پاسخ به ثریا موسوی دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۸۶:

دزدیده یعنی یواشکی

مرتضی در ‫۴ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۲۲ دی ۱۴۰۰، ساعت ۰۰:۲۸ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۱ - سرآغاز:

درود، 

چنانچه جناب فخری زاده اشاره کرده اند در بیت آخر‌: "بیار اِی کانِ معنی، تا چه داری" صحیح می باشد، به این مضمون کلی که حالا ای منشا معنا خود را نمایان کن تا درخشش ات را نظاره گر باشیم. 

بیارای پیش از هرچیز اشکال وزنی را سبب ساز می گردد.

با مهر

بی نشان در ‫۴ سال و ۷ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۱ دی ۱۴۰۰، ساعت ۲۳:۲۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۶:

باغبان گر پنج روزی صحبت گل بایدش

بر جفای خار هجران صبر بلبل بایدش

۱
۱۶۱۲
۱۶۱۳
۱۶۱۴
۱۶۱۵
۱۶۱۶
۵۸۱۱