مجید مدبرنیا در ۴ سال و ۷ ماه قبل، سهشنبه ۲۱ دی ۱۴۰۰، ساعت ۲۲:۴۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۶:
از جناس خطی کلمات بساط و نشاط که شیخ اجل در بیت چهارم با فصاحت و بلاغت هر چه تمامتر آورده است ، نباید غافل ماند
مجید مدبرنیا در ۴ سال و ۷ ماه قبل، سهشنبه ۲۱ دی ۱۴۰۰، ساعت ۲۲:۲۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۱۷:
سلام
بله این شعر مثنویست و ظاهرا اشتباهی وارد
دیوان کبیر شده است.
صرف نظر از این اشتباه ، مثنوی فوق دارای ابیات زیبا و فاخر میباشد
محسن قاف در ۴ سال و ۷ ماه قبل، سهشنبه ۲۱ دی ۱۴۰۰، ساعت ۲۱:۴۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱:
ما در پیاله عکس رخ یار دیده ایم......چه ادب و حیایی داره....محشره.سر پایین.توجه فقط به پیاله ولی حواسش به ساقی... که حیا داره ساقی رو نگاه کنه اما عکس ساقی رو رو پیاله رندانه نظر میکنه.
سعدی جان در ۴ سال و ۷ ماه قبل، سهشنبه ۲۱ دی ۱۴۰۰، ساعت ۲۰:۲۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۵۲:
ای جااااانم❤
اونجاش که میگه
بگفت تو زچه سیری بگفتم از جز تو😍
عرفان عرفانی در ۴ سال و ۷ ماه قبل، سهشنبه ۲۱ دی ۱۴۰۰، ساعت ۱۹:۰۴ دربارهٔ ایرج میرزا » قطعهها » شمارهٔ ۵۵ - جهاد اکبر:
الحق که باید ایرج میرزا رو سعدی نو خواند
در خمین قطعه ای که مضمونی مبتذل داره، چنان در بکاربستن آرایه ها حسن سلیقه بخرج داده که آدم انگشت بدهن میمونه
محمد حق پرست در ۴ سال و ۷ ماه قبل، سهشنبه ۲۱ دی ۱۴۰۰، ساعت ۱۵:۳۰ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۳۷ - حکایت مارگیر کی اژدهای فسرده را مرده پنداشت در ریسمانهاش پیچید و آورد به بغداد:
سلام خدمت همه عزیزان
بنده از نظرات همه استفاده بردم خیلی برام جالب بود یه تشکر ویژه از خانم نجمه برناس بخاطر متنی که گذاشتند تونستم بیشتر از حقایق معنوی مستتر در متن مطلع شوم خیلی ممنون
جهن یزداد در ۴ سال و ۷ ماه قبل، سهشنبه ۲۱ دی ۱۴۰۰، ساعت ۱۴:۲۳ دربارهٔ رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۸۹ - مادر می:
ور بنبرد ایدش ستاره بهرام
توشه شمشیر او شود به گروگان
رستم دستان را نام گرچه سخت بزرگ است
زنده بدوی است نام رستم دستان
جهن یزداد در ۴ سال و ۷ ماه قبل، سهشنبه ۲۱ دی ۱۴۰۰، ساعت ۱۴:۲۳ در پاسخ به زهراوطن خواه دربارهٔ رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۸۹ - مادر می:
شاعرکان دست دهم هم اینگونه که گفتی نمی گویند و به هیچ گونه محتمل نیست - بلکه کسی که هیچ زبان فارسی را نشناسد چنین چیز نمی گوید - گر باورم نداری از چند نفر بپرس -
حوب چون اسب چو او نبیند پیداست که میدان هم نخواهد او را دید -
اسب به اوردگاه چو او نخواهد دید و این سخن تمام است و اگر انگونه که گفتید مضخک می ضد و معنی زشتی میداد و اصلا نمی شود انگونه وزن شعر و سیاق سخن و همچیز به هم می خورد
و همچنین انگونه که گفتید از نگاه دستور زبان هم عیب دارد و در شعر هم ضعف تالیف داشت
در پارسی برای گفتن چنین سیاقی حتما باید پیش از نه و بیاید البته برای مضمون این شعر مضحک می شد و از نگاه معنا ضعف داشت -
غلامرضا پیوندی pyvandi@yahoo.com در ۴ سال و ۷ ماه قبل، سهشنبه ۲۱ دی ۱۴۰۰، ساعت ۱۴:۰۲ دربارهٔ عطار » مصیبت نامه » بخش بیستم » بخش ۹ - الحكایة و التمثیل:
هست قسامی مرام بیدلی
بیدل عالم بود بود حیدر علی
نبودش در عدل کردن خاص و عام
خلق را چون خویش می خواهد مدام
گر که هفت اقلیم بخشندش به زور
کی ستاند پوست جو از کام مور
عدل را از جان طلب نز از ادعا
ادعا رسوا کند آخر تور را
دکتر امین لو در ۴ سال و ۷ ماه قبل، سهشنبه ۲۱ دی ۱۴۰۰، ساعت ۱۳:۵۲ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۶۲ - در ستایش منوچهر بن فریدون شروان شاه:
در مصرع دوم «گوارش» صحیح نیست و «جوارش» صحیح است.
جوارش ؛ ترکیبی است که به جهت هضم طعام خورند. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا)
شرح بیت ۹:
شاهدان یعنی زیبابان، و این کلمه در شعر عاشقانه فارسی همیشه به معنی پسران ساده روی نیست، و در موارد بی شماری، شاهد زن زیباست. نقل دل و جان، یعنی آرامش و لذت دل و جان. جُوارش معجون مقوی است که گوارش غذا را هم آسان می کند. در این بیت خط بناگوش زیبایان به عود، و لب آنها به شکر تشبیه شده، و خاقانی از این عود و شکر، معجونی برای دل و جان خود ساخته است.
مهدی یگانه در ۴ سال و ۷ ماه قبل، سهشنبه ۲۱ دی ۱۴۰۰، ساعت ۱۱:۰۰ دربارهٔ نظامی » خمسه » اسکندرنامه - بخش اول: شرفنامه » بخش ۴۶ - بازگشتن اسکندر از چین:
جمالزاده در کتاب تاریخ روابط ایران و روس بیان داشته که این شعر ظاهرا در باب چهارمین هجوم روسهاست که در سال 332 هجری رخ داده و شهر بردعه به دست آنان تصرف و غارت شده که ابن اثیر در شرح وقایع سال 332 در کتاب الکامل فی التاریخ به آن پرداخته است.
ملیکا رضایی در ۴ سال و ۷ ماه قبل، سهشنبه ۲۱ دی ۱۴۰۰، ساعت ۱۰:۱۰ در پاسخ به کوروش دربارهٔ مولانا » فیه ما فیه » فصل هفتم - سؤال کرد که « از نماز فاضلتر چه باشد » یک جواب آنک گفتیم:
سود میرساند خدا ما را و رنگ شما رنگ خون است و باد هست باد مشک ...
قطره در ۴ سال و ۷ ماه قبل، سهشنبه ۲۱ دی ۱۴۰۰، ساعت ۰۷:۵۱ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳:
منظور از زیبا نگار. معشوق است. یعنی ما معشوق را طلب می کنیم ولی ادیان در پی بهشت و مواهب دیگرند.
علیرضا سعیدیان در ۴ سال و ۷ ماه قبل، سهشنبه ۲۱ دی ۱۴۰۰، ساعت ۰۰:۵۸ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۸۲:
با آواز زنده یاد استاد شجریان بسی دلنشینه_ از دستش ندید👌
سید محسن در ۴ سال و ۷ ماه قبل، دوشنبه ۲۰ دی ۱۴۰۰، ساعت ۲۱:۲۶ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۹۵:
داشتن غلام بخصوص غلام بچه در زمان عطار عمل ناپسندی نبوده و از طرفی اظهار عشق به پسران جوان رسم بوده است
Dariush Afchangi در ۴ سال و ۷ ماه قبل، دوشنبه ۲۰ دی ۱۴۰۰، ساعت ۲۰:۰۲ دربارهٔ حکیم نزاری » غزلیات » شمارهٔ ۱۳۶۷:
درود بیت دو مصرع دو :(به امید تو در ببستیم و در نمی گشایی ) به این شکل آیا صحیح نمی باشد؟
بیدل بی نشان در ۴ سال و ۷ ماه قبل، دوشنبه ۲۰ دی ۱۴۰۰، ساعت ۱۹:۳۲ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۷:
سعدی جان من
سعدی سعدی سعدی با دل من چه کردی
چه سحر کلامی چه اعجاز بیانی
هر کس به زمان خویشتن بود
من سعدی آخرالزمانم
بیدل بی نشان در ۴ سال و ۷ ماه قبل، دوشنبه ۲۰ دی ۱۴۰۰، ساعت ۱۸:۴۶ در پاسخ به Dr.Mazluminejad دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۶۳:
دوست عزیز ؛ هر چه فکر می کنم دلیلی برای حسادت ِ استاد سخن شیخ اجل حضرت عشق سعدی شیراز به مولانا پیدا نمی کنم ...
سعدی آنقدر بزرگ و بیان و کلام و نظم و نثر و غزلش وزین و غنی است ، که یقینا اگر قرار بر حسادت باشد ، دیگران به سحر کلام و بیان سعدی غبطه خواهند خورد و نه سعدی به آن ها ...
ضمنا سعدی و مولانا هم عصر بوده اند و بعید میدانم آثار یکدیگر را مطالعه کرده باشند
ضمن اینکه این غزل سعدی در پاسخ به مولانا نیست
دو بیت ابتدایی آن غزل معروف مولانا هم برای شیخ بو سعید ابوالخیر هستند
عزت زیاد
جهن یزداد در ۴ سال و ۷ ماه قبل، دوشنبه ۲۰ دی ۱۴۰۰، ساعت ۱۵:۱۷ در پاسخ به ابراهیم سربندی دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » سهراب » بخش ۲۱:
برادرم چاپ مسکو تنها از روی نسخه هایی بوده که در روسیه بوده و بسیار کاستی و ناراستی دارد در ایران بیش از همه پخش شد چرا که همراه با هزاره فردوسی برای نخستین بار پخش شد کار ژول مول با اینکه ۱۰۰ صد و اندی سال پیش از انان بود و خود دست تنها بوده بسیار بهتر از کار گروهی مسکو بود - نه که سنجیدن ان دو بهم درست نیست افتادگیهای بسیار کار مسکو و ناراستی و کاستیهای بسیار ان خزانیست که با بهار ژول مول سنجیدنی نیست - باری شوربختانه با این همه بسیار جای اندوه است که چنین شاهکار گرانبها هنوز نوشته ای درخور از ان در دست نیست و هنوز هم بهترین کار را همان کار دویست سال پیش ژول مول باشد و کارهای اکنون نیز با همه شور و بانکی که بر گرد ان بود پیدا شد که ان نیز با همه رنجی که در ره ان برده اند پر از کاستی است - دریغ که این قران پارسی چنین دور افتاده و پاسش ندارند اگر از شاهنامه سخنوری و دانش سخنوری و سخن پارسی بخواهی باز فردوسی در ساده ترین سخنش شاهکاری پنهانست که بزرگترینها از گفتن ان ناتوانند
سپیده دمان گاه بانگ خروس
ببستند بر کوهه پیل کوس
همه نیزه و تیر بار هیون
همه جنگ را دست شسته به خون
----
ابا آزمون برنهادم دو چشم
گهی شور و شادی گهی آب چشم
مجید مدبرنیا در ۴ سال و ۷ ماه قبل، سهشنبه ۲۱ دی ۱۴۰۰، ساعت ۲۳:۰۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۴: