مهدی حبیبی در ۳ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۲۷ شهریور ۱۴۰۱، ساعت ۱۵:۳۵ در پاسخ به اشکان Adin دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۵:
سلام رفیق
این دوتا مصرع با هم معنی رو کامل میکنند
منظور شاعر اینه که چون روی تیغ تیز تر و آزار دهنده تر از پشتشه پس اون هرکه اگر از ما روی بگردونه ممنونیم ما
از دم تیغ است پشت تیغ بی آزارتر
هر که می گرداند از ما روی، ممنونیم ما
یعنی اگه روشو برگردونه طرف بی آزار ترش سمت ما میشه
نیما نجاری در ۳ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۲۷ شهریور ۱۴۰۱، ساعت ۱۳:۰۴ دربارهٔ نیر تبریزی » سایر اشعار » شمارهٔ ۴۱:
در فرهنگ لغات عمید یکی از معانی ایی که برای کلمه تُرک آورده شده دوشیزه و دختر زیبا روی و همچنین غارتگر است که در ادبیات ایران بسیار از بی وفایی و جفاکاری خوب رویان و زیبا رویان شعر سروده شده از جمله بیت معروف جناب هاتف اصفهانی که میفرمایند؛
همه جا به بی وفایی مَثلند خوب رویان
تو میان خوب رویان مثلی به بی وفایی
که جناب نیر تبریزی از کلمه تُرک ستمگر در این شعر استفاده کرده اند.
کوروش در ۳ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۲۷ شهریور ۱۴۰۱، ساعت ۰۹:۱۸ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۱۶ - حواله کردن مرغ گرفتاری خود را در دام به فعل و مکر و زرق زاهد و جواب زاهد مرغ را:
کار او دارد که حق را شد مرید
بهر کار او ز هر کاری برید
دکتر صحافیان در ۳ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۲۷ شهریور ۱۴۰۱، ساعت ۰۸:۳۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۱:
ای دل! دیدی غم عشق بار دیگر با ما چه گرد؟! دیدی چگونه معشوق، بی اعتنا از برمان رفت؟!
۲- وای از آن چشم جادویی و مست که با دل عاشقم چگونه بازی میکند و هوشیاران را به چالش مستی میکشد.
۳- در پی فراقش، اشکم ازین بیمهری چون شفق خونین شد.ببین که سرنوشت نامهربان چه میکند(جناس شفق و شفقت)
۴- هنگام سحر از خانه لیلی، برقی درخشید( از چهره یا جان) فریاد که با خرمن مجنون عاشق چه کرد!
۵- ساقیا!جام شرابم بده! زیرا نگارنده راز غیب، معلوم نیست در آن چه رقمی زده است!
۶- و آنکه این آسمان آبی را چنین پر نقش و زیبا آفرید، معلوم نیست که در چرخش پرگار چه نقشی زده و از آن نقش چه هدفی داشته است!(نامعلوم بودن سرنوشت، نقشهای جهان و هدف این دو ضرورت جام می- بیخودی-را دوچندان میکند)
۷- اندیشه عشق، آتش به دلم زد و سوختم، ببینید یار وفادار چگونه با عاشقش رفتار میکند!( خانلری: در دل حافظ میسوخت)
دکتر مهدی صحافیان
آرامش و پرواز روح
فاطمه زندی در ۳ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۲۶ شهریور ۱۴۰۱، ساعت ۲۲:۲۱ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۴:
غزل ۱۴۴
وزن :فاعلاتن فاعلاتن فاعلن
معنی بیت اول
۱ _ ای کسی که دلت بر من نمی سوزد ، درود بر جانت و رحمت و بخشایش بر تنت باد !
[ نوعی رد الصدر علی العجز : رحمت ]
معنی بیت دوم
۲ _ سراپای تو حُسن است . نمی دانم قامتت را به دلبندی و خوبی بستایم ، یا سخن گفتن و آمدن و رفتنت را ؟
[ دلبند : اسیر کننده ء دل ، عاشق و شیفته کنندهء دل ./ تضاد : آمدن ، رفتن ]
معنی بیت سوم
۳ _ آفتابی که هر بامداد از دریچه ء خانه ات به درون می تابد ، باید از چهره ء تابانت شرمسار باشد .
[ تشبیه مضمر و تفضیلی : تشبیه چهره ء معشوق به آفتاب و برتری روی یار بر آن ]
معنی بیت چهارم
۴ _ ضرورتی ندارد که از زیبایی و تناسب اندام تو مشروح سخن بگویم ، زیرا پیراهن تو به خوبی این زیبایی را بیان می دارد .
[ حسن : جمال و زیبایی .]
معنی بیت پنجم
۵ _ ای زیبا رویی که سراپایت خرمنی از گل است ، بر این گدای خرمنت رحمتی آور و او را محروم مساز !
معنی بیت ششم
۶ _ ای معشوق ماه رو ، مهربانی پیش گیر زیرا باید رفتارت هم مثل صورتت نیکو باشد .
[ مستحسن : زیبا و نیکو ./تشبیه : ماهرو / ایهام تناسب : بین " مهر " در معنای غیر منظورش با " ماه " /تضاد : سیرت ، صورت ]
معنی بیت هفتم
ای زیبایی که چونان کعبه روی پوشانده ای ، پرده برافکن و چهره ای بنما تا در گردا گرد حرمت بگردم .
[ روی باز کردن : ظاهر گشتن و خود را آشکار نمودن ، پرده بر افکن و چهره ای بنما تا در گردا گرد حرمت بگردم .]
معنی بیت هشتم
۸ _ در این زندگانی پنج روزه ء کوتاه یاری ام کن تا در قیامت برای این بی توجهی دامنت نگیرم و داد خواهی و تظلم نکنم .
[ کنایه : پنج روز ( مدت اندک عمر ) ، دست گرفتن ( یاری کردن ) ،دامن گرفتن ( داد خواهی و تظلم کردن ) /جناس اشتقاق : گیر ،نگیرم ]
معنی بیت نهم
۹_ بر سر آنم که تو را از دل بیرون کنم و در میان جان جای دهم ، زیرا دل برای تو جایگاه مناسبی نیست .
[ آرایه ء تحویل ( زشت و زیبا یا استدراک ) : زشت نشان دادن در مصراع اول و زیبا خواستن در مصراع دوم.]
معنی بیت دهم
۱۰ _چه سودی دارد که عاشق ، غم دل با معشوق سنگدل در میان نهد ؟ آری ، دم سرد من در دل آهنینت اثری ندارد.
[کنایه : سنگدل ( جفا کار ،سخت دل ) ،باد سرد ( آه حسرت ) ، آه سرد در آهن دمیدن ( کار بی فایده و بیهوده کردن ) / استعاره ء مصرحه : آهن ( دل سخت ).]
معنی بیت یازدهم
به معشوق گفتم : از دست غمت خود را هلاک خواهم ساخت .گفت : در این صورت خونت به گردن خودت است.
معنی بیت دوازدهم
۱۲ _ به یار گفتم : همه ء جهان را به آتش می کشم ، گفت : ای سعدی ، با این حال ، آتش تو بر من موثر نخواهد بود
منبع : شرح غزلهای سعدی
دکتر محمدرضا برزگر خالقی
دکتر تورج عقدایی
سعدی : به چه کار آیدت ز گُل طبقی ؟
از گلستان ِ ما بِبَر طبقی
شاد و تندرست باشید .
نردشیر در ۳ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۲۶ شهریور ۱۴۰۱، ساعت ۲۱:۵۹ دربارهٔ انوری » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۴:
بنامیزد...
مسعود در ۳ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۲۶ شهریور ۱۴۰۱، ساعت ۲۱:۳۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۵۴:
وزن بیت دوم به نظر میاد مشکل داره
عباسی-فسا @abbasi۲۱۵۳ در ۳ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۲۶ شهریور ۱۴۰۱، ساعت ۱۹:۳۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۴:
فارغ از این که حافظ چه مذهبی داشته (که چندان امر مهمی هم نیست) قابل ذکر است که مهدی در دین اسلام مخصوصا شیعیان نیست بلکه اهل سنت نیز به آن اعتقاد دارند و در کتب احادیث شان وارد شده است
منتها آن چه باعث تفاوت است زنده بودن یا نبودن مهدی و متولد شدن یا نشدن اوست
اهل سنت هم اعتقاد دارند که مهدی از نسل امام حسین است ولی اعتقاد دارند که متولد نشده است و فرزند شخص معینی نیست
پس صرف آوردن نام مهدی دلالتی بر مذهب حافظ ندارد
سال ها قبل در کتب حدیث اهل سنت این موضوع را بررسی می کردم و 14 صفحه حدیث و تاریخ بیرون آوردم ولی بعدا کار نیمه تمام باقی ماند
النظم المتواترة فی الاحادیث المتواترة (کتاب اشراط الساعة)
(خروج المهدی ). خروج المهدی الموعود المنتظر الفاطمی
وأحادیث المهدی بعضها صحیح وبعضها حسن وبعضها ضعیف وأمره مشهور بین الکافة من أهل الإسلام علی ممر الأعصار وأنه لا بد فی آخر الزمان من ظهور رجل من أهل البیت النبوی یؤید الدین ویظهر العدل ویتبعه المسلمون ویستولی علی الممالک الإسلامیة ویسمی بالمهدی ....
منصور در ۳ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۲۶ شهریور ۱۴۰۱، ساعت ۱۳:۴۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۶:
درود بر همه دوستداران حافظ
تنوع در تفسیر اشعار حافظ همیشه بوده خواهد بود که بهرحال خود باعث رشد فکری میگردد
به نظر من با توجه به عقاید حافظ در رابطه به ریا کاری وادعاهای مدعیان دین که با شجاعت مبارزه
میکند خیلی نمیتواند در جهت موافقت با شاه نعمت الله گفته باشد گرچه خیلی هم نخواسته علیه او
موضع بگیرد . بیشتر هدف حافظ مبارزه با روی وریا است تا کوبیدن شخص شاه نعمت الله به همین
دلیل ما هم باید با توجه به تشابه زمانی الان در ایران با زمان حافظ به لحاظ دورویی وریا کاری به دنبال
بهره بردن از عقاید بالاو گرانبهای حافظ وجا انداختن ان باشیم واینکه این اشعار بر علیه ویا موافقت
شاه نعمت الله هست اهمیت کمتری دارد
احسان چراغی در ۳ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۲۶ شهریور ۱۴۰۱، ساعت ۱۳:۰۱ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۰۵:
مرغ وحشی که میرمید از قید
با همه زیرکی به دام افتاد
محسن جهان در ۳ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۲۶ شهریور ۱۴۰۱، ساعت ۱۲:۳۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۷:
تفسیر ابیات ۹ و ۱۰ فوق:
تمامی جهان هستی همانند بدنه یک کالبد بوده که تو ای پروردگار به مثابه سر و روح آن میباشی. و لذا اگر سر از بدن جدا شود نمیتوان برای این باشنده حیاتی فرض کرد.
در بیت بعدی مجددا" تاکید دارد، سرچشمه حیات همه موجودات تو هستی، و درخواست میکنیم به جهت هم هویت شدن با این جهان فانی و فراموش کردن قول ما در روز الست، با سیراب کردن روح و جان ما بندگان از آب حیات خود، بار دیگر ما را تطهیر و زنده بفرما. انشاالله
فاطمه زندی در ۳ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۲۶ شهریور ۱۴۰۱، ساعت ۱۲:۳۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۱:
وزن : مفاعلن فعلاتن مفاعلن فع لا ن
معنی بیت اول
۱ _ تو آن یار نیستی که بتوان از مصاحبت تو دل بر کند و یا چنانچه دلتنگ گردی ، بتوان به جای تو به همنشینی دیگر دل بست
[ صحبت : مصاحبت ، همنشینی / ملول : آزرده و دلتنگ / صاحب : ملازم و همراه ، انیس و دمساز /کنایه : دل از کسی یا چیزی بر گرفتن ( ترک و چشم پوشی از کسی یا چیزی کردن ) /جناس اشتقاق : صحبت ، صاحب /جناس زاید : گر ، دگر ]
معنی بیت دوم
۲_ و اگر با خشم ، عاشق را از خویش برانی ، راهی جز ماندن با تو ندارد ،به راستی راندگان تو به کجا روند که یاری بهتر و زیباتر از تو بیابند ؟
[ خوبتر : زیباتر /جناس زاید : گر ، گیر /جناس اشتقاق : رفتن ، روند ]
معنی بیت سوم
۳ _ اگر بی محابا با شمشیر بزنی و بر گردی ، به محض اینکه روی بگشایی ،عاشقانت دوباره عشق و دوستی از سر می گیرند .
[ برگشتن : گردیدن ، گردا گرد گشتن /روی باز کردن : نقاب بر داشتن و چهره نشان دادن .]
معنی بیت چهارم
۴ _ اگر چه هلاک کردن خود کاری است بزرگ ، اما مراد جویان و طالبان یار ، این جان سپاری در راه دوست را حقیر می شمارند
[نفس : خود و خویش / طالبان مراد : خواهندگان و جویندگان کام و آرزو .]
معنی بیت پنجم
۵ _ شایسته است که تمام زیبا رویان عالم در برابر همنشین ما سر تسلیم فرودآورند.
[ روا بودن : شایسته و سزاوار بودن / خوبان آفرینش : زیبا رویان عالم / صاحب : معشوق و همدم / کنایه : دست بر کمر گرفتن ( اظهار عجز کردن ، تسلیم شدن )]
معنی بیت ششم
۶ _ ماه قادر نیست که در برابر چهره ء او دعوی زیبایی و درخشندگی نماید و چنانچه چنین ادعایی داشته باشد ، مردم در می یابند که ماه نیست و بر او عیب می نهند .
[ مقابله : رویارویی و در برابر هم قرار گرفتن / یارستن : توانستن / تشبیه تفضیلی : بر تری چهره زیبا و درخشان معشوق از ماه /ایهام تناسب : بین " مقابله " در معنای غیر منظورش در اینجا با "قمر " ]
معنی بیت هفتم
۷_ سر زمینی را که شاهان ملاحت با یک نگاه تسخیر می کنند ، در چند سال هم نمی توان تصاحب کرد .
[ نشاید : از مصدر شایستن ، نتواند / ملاحت : نمکین بودن ، زیبا و دلربا بودن /نظر : نگاه /استعاره مکنیه : خسروان ملاحت .]
معنی بیت هشتم
۸ _ کرشمه های زیبا رویان به سان تیری است که به خطا نمی رود ، اگر چه برخی از مردم در پناه پرهیز گاری خود ، که چونان سپری است ، پناه گیرند .
[ خدنگ : بیت دوم در غزل ۳۸ /غمزه : ناز و عشوه ، اشاره به چشم و ابرو /طایفه ء زهد : گروه و جماعتی که اهل زهد و پارسایی اند ، در اینجا مصدر در معنی اسم فاعل به کار رفته است ، یعنی زهد در معنی زاهد می باشد.]
معنی بیت نهم
۹ _ ای کاش اکنون که باغبان نمی گذارد از بوستان زیبای سلطان ملاحت میوه ای بر گیرند ، دست کم اجازه دهد تا نگاهی بر آن بیفکنند !
[ کم از : لا اقل ، اقلا / مطالعه : نگریستن ، نظر کردن / ثمر : میوه / تناسب : بوستان ، باغبان ،ثمر ]
معنی بیت دهم
۱۰ _ ای سعدی رسیدن به کعبه میسر نخواهد شد ،مگر آنکه خطر راه بیابان را به جان بخرند .
منبع : شرح غزلهای سعدی
دکتر محمدرضا برزگر خالقی
دکتر تورج عقدایی
سعدی : به چه کار آیدت ز گُل طبقی ؟
از گلستان ِ ما بِبَر طبقی
شاد و تندرست باشید .
حنّان در ۳ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۲۶ شهریور ۱۴۰۱، ساعت ۰۷:۵۴ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۶ - حکایت مشورت کردن خدای تعالی در ایجاد خلق:
سلام
به گمانم مولانا در اینجا از موضوعی صحبت میکند که کمتر راجع به آن گفته شده و آن پیرانِ نزد خداوند است. یعنی کسانی که عقل و ایمان و عشقشان معادل جمیع آدمیان است. اینها نه شرکای خدا بلکه بندگان خدا هستند و چه بندگانی! اینها میتوانند بگویند ما خدا را اندکی میشناسیم. زیرا قیامتها را دیدهاند و پیش از خلقت جهانِ جدید نزد خدا روزی میخوردند. در کتاب مکاشفه یوحنا به موضوع پیران نیز اشاره رفته است.
حنّان در ۳ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۲۶ شهریور ۱۴۰۱، ساعت ۰۷:۴۱ در پاسخ به ... دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۶ - حکایت مشورت کردن خدای تعالی در ایجاد خلق:
سلام، فکر میکنم درسته چون عربی هست میشه: نورَهو (خوانده میشه نورَهو: نورِ او را، نورش را)
عسل عشیراوی در ۳ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۲۶ شهریور ۱۴۰۱، ساعت ۰۲:۲۷ دربارهٔ هاتف اصفهانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۷:
تحلیل و تفسیرِ این شعر رو میخوام ._.
علیاکبر مصورفر در ۳ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۲۶ شهریور ۱۴۰۱، ساعت ۰۲:۲۰ دربارهٔ شیخ محمود شبستری » گلشن راز » بخش ۱۵ - جواب:
جدا از های و هوی و نظرات مودبانه و بیادبانه، من هم یک تذکر فنی بدهم. این مثنوی چندین غلط شعری دارد. چند غلط قافیه و وزن در قسمتهای دیگر و یک غلط وزنی در این قسمت. در
منِ تو چون نماند در میانه
چه کعبه، چه کنشت، چه دیرخانه
در این بیت هجای "نِشت" در کنشت هجای کشیده است که به غلط به جای هجای بلند نشسته و وزن را خراب کرده است.
دَرَوَئوش در ۳ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۲۶ شهریور ۱۴۰۱، ساعت ۰۲:۱۱ در پاسخ به ملیحه رجایی دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷:
درود بر شما دوست گرامی و ارجمند.
به نظرم حرف «و» در مصراع دوم بیت نخست از نوع عطف نیست چراکه بین دو جمله قرار گرفته؛ بنابراین از نوع پیوند (ربط، وصل، موصول) است.
مست از می [بود] و میخواران از نرگس مستش مست [بودند/ شدند].
با سپاس بسیار
Ali Raha در ۳ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۲۶ شهریور ۱۴۰۱، ساعت ۰۱:۲۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۴:
چرا هیچکس ندید که حافظ داره از خلقت انسان پرده برداری می کنه و میگه خداوند و ملائکه بهش گفتن که انسان رو با خاک و شراب خلق کرد. شراب برای این که انسان بتونه عشق رو درک کنه. و داره میگه تمام داستانها رو بریزید دور که من دارم حقیقت خلقت رو فاش می کنم. چون ندیدنت حقیقت ره افسانه زدند
محسن، مهدی عراقی در ۳ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۲۶ شهریور ۱۴۰۱، ساعت ۰۰:۰۱ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۱۵ - روان شدن خواجه به سوی ده:
ده یجورایی منظور روستا نیست. همه ما دهاتی هستیم و همه شهرها به نسبت شهرهای بزرگتر دهات حساب میشن. تهران هم در مقایسه با شهرهای کشورهای پیشترفته تر از ایران دهاتحساب میشه. منظور مولانا از دهات جاییه که بهتر از اون وجود داره و میشه انسان در اونجا و برای رسیدن به اونجا تلاش کنه.
دختر پرسپولیسی در ۳ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۲۷ شهریور ۱۴۰۱، ساعت ۱۶:۴۹ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۵ - ارباب زمستان: