گنجور

حاشیه‌ها

کابِر در ‫۳ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۴ شهریور ۱۴۰۱، ساعت ۱۴:۴۹ در پاسخ به رضا دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۵:

شما فیلسوفی نه یک آدم عادی

Neyname در ‫۳ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۴ شهریور ۱۴۰۱، ساعت ۱۴:۲۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵:

درود و وقت بخیر دوستان و سروران ارجمند. این بیت:

می با جوانان خوردنم «باری» تمنا می‌کند

تا کودکان در پی فتند این پیر دُردآشام را

در دیوان عمادالدین نسیمی هم به این شکل موجود است:

می با جوانان خوردنم، «خاطر» تمنا می‌کند

تا کودکان در پی فتند این پیر دُردآشام را

نسیمی » دیوان اشعار فارسی » غزلیات » شمارهٔ ۲

 

دکتر محمدحسین بهاری در ‫۳ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۴ شهریور ۱۴۰۱، ساعت ۱۴:۲۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱:

درود و مهر هم‌میهنان و حافظ‌دوستان عزیز.

 

بد نیست یادآوری این نکته که این نه غزل نخست حضرت حافظ است و نه اگر قرار باشد غزل‌های حضرتش با ردیف و قافیه بر اساس حروف الفبا مرتب شود، در ابتدا قرار می‌گیرد.

 

این غزل را حضرت حافظ در سال‌های پایانی روزگار خویش سروده‌اند و در ترتیب الفبایی نیز غزل دوازدهم و پس از غزل

«ای فروغ ماه حسن از روی رخشان شما»

در جای آخرین غزل با حرف  آ قرار می‌گیرد.

 

بی‌گمان گردآورندگان غزلیات حضرت حافظ، از این فرهشت أگاه بوده‌اند، و آهنگ آن داشته‌اند که این غزل در آغاز جای بگیرد.

 

شاید از این روی که بسیاری از شاه‌کلیدها (یا شاه‌واژه‌ها) و پایه‌های فکری جهان‌بینی شاعری که رندی را از حضرت خیام، حضرت ابن‌سینا و حضرت فردوسی آموخته و اینک تحت عنوان مکتب رندی پایه‌گذاری کرده، در این هفت بیت بیان شده است.

 

توجه به منازل و مقامات عرفانی و آیین صوفی‌گری، به افزونه با شرح کلیدی آداب نخستینِ سیر و سلوک، همراه با هنرمندی حضرت در ردیف کردن «ها» و بازی با قافیه‌های دل، محمل، منزل، مشکل، محفل، ساحل و نیز نمایش توانمندی و چیرگی بر زبان‌های پارسی و عربی، و نمایش آگاهی از سروده‌های بزرگان پیشین چون حضرت عطار و حضرت سعدی، در پیچه‌ی ادب و اخلاق، اوج خردمندی پیر و تثبیت کننده مکتب رندی را نشان می‌دهد.

 

 

در سکوت در ‫۳ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۴ شهریور ۱۴۰۱، ساعت ۱۲:۳۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲۴:

این غزل را "در سکوت" بشنوید

مریم توانگر در ‫۳ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۴ شهریور ۱۴۰۱، ساعت ۰۹:۴۹ در پاسخ به بابک بامداد مهر دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۱:

با سلام

خیر دوست عزیز مشکل اشکال وزن نیست.در نسخه اصلی کتاب "سر به صحرا داده ی چشم  خوشت نخجیرها" آمده.که اگر با "ی" خوانش انجام بشه،وزن هم درست میشه.

رضا در ‫۳ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۴ شهریور ۱۴۰۱، ساعت ۰۹:۲۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۱:

اجرای غیر رسمی استاد شجریان به همراه محمد رضا لطفی رو گوش کنین

جهن یزداد در ‫۳ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۴ شهریور ۱۴۰۱، ساعت ۰۸:۲۳ در پاسخ به همیرضا دربارهٔ سعدی » مقدمهٔ علی بن احمد بن ابی بکر بیستون (گردآورندهٔ دیوان شیخ سعدی، ۷۳۴ هجری قمری):

در دیوانهای عربی هم تا کنون  بر روی نخستین مصرع شعر مینهند  و برای پ یدا کردم یک شعر باید همه دیوان را بخوانی

جهن یزداد در ‫۳ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۴ شهریور ۱۴۰۱، ساعت ۰۸:۰۸ در پاسخ به شیرین دربارهٔ سعدی » مواعظ » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۳۵ - در تنبیه و موعظه:

کی جز سعدی این همه  سخنش زیبا و نرم است

سفید در ‫۳ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۴ شهریور ۱۴۰۱، ساعت ۰۶:۵۷ دربارهٔ امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۹۹۲:

 

شعر زیباییست...

 

,,شاهرخ کاظمی در ‫۳ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۴ شهریور ۱۴۰۱، ساعت ۰۳:۵۸ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۵۳ - داستان مشغول شدن عاشقی به عشق‌نامه خواندن و مطالعه کردن عشق‌نامه در حضور معشوق خویش و معشوق آن را ناپسند داشتن کی طلب الدلیل عند حضور المدلول قبیح والاشتغال بالعلم بعد الوصول الی المعلوم مذموم:

سلام

منظور مولوی این است عاشق معشوق

بهم رسیدن گام بگیرن موقع نامه خواندن

نیست

انسان به خدا رسیده

معنوی ومادی کمک بخواهد

گله مند, نباشه

امینم در ‫۳ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۴ شهریور ۱۴۰۱، ساعت ۰۲:۴۸ دربارهٔ ایرانشان » کوش‌نامه » بخش ۹۰ - وصف شهر بسیلا:

به پنجم به شهر بسیلا رسید به ...

گفته می شود بسیلا در اینجا همان کشور شیلا در شبه جزیره کره است

شمس (ساقی) در ‫۳ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۴ شهریور ۱۴۰۱، ساعت ۰۱:۳۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۳:

درود بر بزرگواران

شکی نیست که طبق آموزه‌های ادبی (معاینه بینم) حشو است و اگر در شعر هر شاعری چنین ترکیبی رؤیت شود منتقدان به‌راحت از آن نمی‌گذرند اما چه اصراری هست که چون این مورد در شعر حضرت سعدی‌است توجیه کنیم این مورد واضح را زیرا مبرهن است که معاینه در لغت یعنی : (به چشم دیدن) و فعل بینم حشو است و مطمئنم از مقام استاد سخن نمی‌کاهد.

آن عزیزانی که معاینه را به عینه معنا می‌کنند نمی‌دانم بر چه اساسی اسم مصدر را نادیده می‌گیرند و به دلخواه خود معنا می‌کنند.

بنابراین در چنین صورتی (به عینه) بر (معاینه) رجحان دارد تا حشو نشود.

 

اگر به عینه ببینم که قصد جان دارد

 

 

 

سید علی مهرجو در ‫۳ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۴ شهریور ۱۴۰۱، ساعت ۰۱:۲۳ در پاسخ به حمید دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲:

درود بر شما. 

حسنی که پنهان شدنی نیست ، همان فراخوان روح شماست.  

محسن سینایی در ‫۳ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۴ شهریور ۱۴۰۱، ساعت ۰۱:۱۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۱۵:

مصرع دوم این بیت : اگر من جان دهم باشد تجارت ،اشکال وزنی دارد و باید به صورت زیر نوشته شود :که بدهی تو به هر جان صد جهانم

 

زیبا روز در ‫۳ سال و ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۳ شهریور ۱۴۰۱، ساعت ۲۳:۵۴ دربارهٔ طبیب اصفهانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۴۵ - نوایی:

طبیب از طلب در دو گیتی میاسا

کسی چون میان دو منزل نشیند؟این بیت شاهکار است .اولین پایه سلوک در راه عشق همان طلب

و خواستن چیزی ست که دردی دلخواه ولی جانکاه دارد .آنکه خود را دوست داشته باشد از چنین دردی فرار می کند اما آنکه واقعا عاشق است مجنون وار و حلاج گونه تا پای نیستی و دار هم برود باز از تلاش باز نمی ایستد .

فاطمه زندی در ‫۳ سال و ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۳ شهریور ۱۴۰۱، ساعت ۲۳:۴۶ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۱:

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

١. پارادوکس:کشته او، زنده ابد است.

معنی :سفر برای پای کسی که دوست را خواستار است، طولانی نیست، زیرا انسانی که

در راه او کشته شود، زنده جاوید است. 

٢.معنی:حقیقت، معرفت /سماع:نغمه و آواز ٧١/٣

کنایه :پوست بر خود دریدن(رنج فراوان بردن) 

معنی :آن کس که شراب حقیقت و معرفت نوشیده باشد، وقتی که به پای کوبی بر خیزد، از شوق، جامه نه، بلکه پوست بر تن خویش خواهد درید. 

٣.منظور:مقصود ومراد/نظر داشتن: توجه داشتن/عربده جو:ستیزه جو. 

جناس اشتقاق :منظور، نظر/مجاز :منظور (معشوق). 

معنی :هر کس به چهره محبوب مورد نظر ما توجهی داشته باشد، باید خویش را فدا

سازد، زیرا او چونان دشمنی ستیزه کار و تندخوست. 

٤.تا: زنهار و آگاه باش/ با هم آمدن: جمعِ شدن. 

جناس لاحق: حقیر، فقیر/ تلمیح: اشاره است به ضرب المثل ((قطره قطره جمع گردد

وانگهی دریا شود)) 

معنی: مبادا به اشک چشم درویش بی توجّه بمانی و آن را به چیزی نشماری، از آن روی

که قطرات اشک او وقتی به هم پیوست جوی می شود. 

 ٥.مشتاق: شیفته و عاشق / که: بلکه.

معنی : مشتاق دوست، خود نمی رود، بلکه کمند عشق او را می برد و دیگر جایی برای

اندرزهای نصیحت کنندگان یاوه سرای باقی نمی ماند. 

٦. چوگان و گوی: ١٧/١.

کنایه: بر خاک افتاده(عاشقِ زار و ناتوان).

معنی : وقتی در میان راه افتاده ای را دیدی، از معشوق که مثل چوگان ضربه زده است 

بپرس که این افتاده کیست، نه از افتاده که همانند گوی ضربه خورده و حیران است. 

٧. چرا و چون: بحث و گفتگو، مناقشه و چگونگی / مخلص: خالص و بی ریا. 

تضاد: بد، نیکو/ جناس اشتقاق : بکن، می کنی. 

معنی : چون و چرا کردن و دلیل خواستن، حق بندگان مخلص نیست، اگر تو یکسره با ما

بد رفتاری کنی نیکوست، همان کن که خواهی. 

٨. سرو سهی: ١٣/١٤ / قدر: ارزش واعتبار / غالیه: ٨٩/٦.

تشبیه تفضیلی : برتری قامت و خاک پای معشوق بر سرو و غالیه / ایهام تبادر: راست

(مرکب از ((را+است)) راست در معنی مستقیم را به ذهن متبادر می کند. 

معنی: کدام سرو راست قامت با بودن راستی قامت تو قدر و منزلتی دارد؟ و کدام غالیه در برابر خاک خوشبوی کوی تو می‌تواند ادّعای خوشبویی کند؟ 

٩.خداوند عقل: صاحب عقل، دانا /غمزه: ناز و عشوه، اشاره به چشم و ابرو/ خوبان: جمعِ

خوب، زیبارویان. 

کنایه: دل دادن(عاشق و شیفته شدن)، سنگ و سبو: (تعبیر از آنکه دو مخالف برابر

یکدیگر قرار گیرند، پایداری و فنا پذیری) / تشبیه مرکّب:دل به غمزه خوبان دادن به سنگ و سبو مانند شده است / تضادّ معنوی: سنگ و سبو. 

معنی : آن که خرد و عقلی داشت، مرا بسیار نصیحت کرد که دل به کرشمه و ناز خوبان دادن، همانند قرار دادن کوزه است در برابر سنگ. (اما دریغا که به نصایح او گوش فرا ندادم!) 

١٠- به دوستی: قسم به دوستی/ دوست:معشوق و محبوب. 

تضاد: دشمن، دوست/ جناس زاید:دوستی، دوست/ ایهام :بر سر ١-افزون و بیشتر ٢-بر

سر و روی. 

معنی : اگر بیش از هزار دشمن بر سر سعدی گرد آیند، به دوستی سوگند که او جز حدیث

دوست چیزی نخواهد گفت. 

١١- تو بر تو: لا به لا، به دنبال هم، فراوان و بسیار. 

تناسب: نوشتن، صفحه. 

معنی: داستان عشق با اشک خونین نوشته شده است. فقط به صفحه ی اوّل و آغاز عاشقی منگر، همه ی آن را مطالعه کن تا دریایی که حکایت عشق لایه به لایه است و زیر هر لایه سوز و گدازی دیگر وجود دارد. 

منبع : شرح غزلهای سعدی 

دکتر محمدرضا برزگر خالقی 

دکتر تورج عقدایی 

سعدی : به چه کار آیدت ز گُل طبقی ؟

از گلستان ِ ما بِبَر طبقی 

شاد و تندرست باشید .

احمد نیکو در ‫۳ سال و ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۳ شهریور ۱۴۰۱، ساعت ۲۳:۲۴ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۸:

متن صحیح بیت اول رباعی:

چون نیست حقیقت و یقین اندر دست

نتوان به گمان و شک همه عمر نشست

احمد نیکو در ‫۳ سال و ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۳ شهریور ۱۴۰۱، ساعت ۲۳:۲۳ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۵۱:

هر سبزه که بر کنار جویی بوده است

گویی که خط فرشته خویی بوده است

پا بر سر سبزه تا به خواری ننهی

کان سبزه ز خاک ماهرویی بوده است

 

احمد نیکو در ‫۳ سال و ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۳ شهریور ۱۴۰۱، ساعت ۲۳:۱۹ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۶۹:

بیت دوم رباعی بدین متن هم صحیح است:

بسیار همی روند و بسیار آیند

بربای نصیب خویش کِت بربایند

 

فاطمه زندی در ‫۳ سال و ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۳ شهریور ۱۴۰۱، ساعت ۲۱:۳۶ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۲:

غزل ۶۲ سعدی 

وزن : مفعول مفاعیل مفاعیل مفاعیل 

معنی بیت اول 

۱_ ای معشوق زیبا روی من ، چه کسی لبان سرخت را مکیده است ؟ وای یار لطیف ، چه کسی چهرهء همانند به ِ تو را به دندان گرفته است ؟

[لعبت : در لغت به معنی عروسک و پیکر نگاشته / لعل : سنگ قیمتی سرخ رنگ / مزیدن : مکیدن ، مزه کردن و چشیدن / گزیدن : به دندان گرفتن ، گاز گرفتن / تشبیه : لب به لعل ، لطافت به باغ ، روی به "بِه" ( اضافهء تشبیهی ) ] 

معنی بیت دوم 

۲_ کسی که لب لعلت را مکیده و به رویت را به دندان گرفته ، در تمام عمر خود صیدی زیباتر از این به دست نیاورده و هرگز خر بزه ای به این شیرینی نبریده است .

[ تشبیه : معشوق به صیدی زیبا و خر بزه ای شیرین مانند شده است .]

معنی بیت سوم 

۳_ ای خضر بهره مندی از چشمهء آب حیات حلالت مباد .آیا میدانی که اسکندر برای رسیدن بدان چه محنت و مرارتی را متحمل شده است ؟ 

[خضر ---> بیت سوم غزل ۵۳ / 

چشمهء حیوان ---> بیت سون غزل ۵۳ /سکندر : اسکندر (برای اطلاعات بیشتر به لغت نامه مراجعه گردد) /تناسب: خضر ،چشمهء حیوان / تلمیح : به داستان خضر و چشمهء حیوان و نیز سکندر و طلب چشمهء حیوان /... شاید مراد سعدی این باشد که ای کسی که بی مرارت و سختی به معشوق دست یافتی ، آیا می دانی که من در طلب او چه محنتی کشیدم ؟ 

معنی بیت چهارم 

۴_ آیا آنچه بر جامه ات ریخته ، خون کسی است که کشتهء عشق توست یا شراب سرخ یا آب توت سیاه است ؟ 

[تجاهل العارف : سعدی میان خونی که بر لباس او چکیده ، با توت سیاه و می سرخ فرقی ندیده است.]

معنی بیت پنجم 

۵_ با همگان معاشرت و اختلاط می کنی ، ولی از ما می گریزی ، این گریختن گناه تو نیست ، بلکه بد اقبالی من است که بخت از من رمیده است .

[جمله : همه / بخت رمیده : سعادت و اقبال گریزان و نافرمان ]

معنی بیت ششم

۶_چه نیکو شد که حصار باغ دوشیزگی تو یکباره فرو ریخت !تا دیگر نتوانی مدعی شوی که هیچ کس باغ عصمت و دوشیزگی مرا ندیده است .

معنی بیت هفتم 

۷_ اگر عوام بدانند که میوهء روی درخت رسیده و شیرین است ، نمی گذارند آن میوه خیلی روی درخت بماند 

[ بر بار : بر درخت و شاخه /عام : مردم /جناس زاید : بر ،بار /ایهام ترادف : بین "بر" در معنی 

" میوه " که در اینجا مراد نیست با " بار و میوه " / استعارهء مرکب : بیت با توجه به ابیات دیگر غزل در معنای دیگری به کار رفته است : اگر مردم از رسیدگی و بلوغ تو آگاه شوند ، به سراغت خواهند آمد ]

معنی بیت هشتم 

۸_ با توجه به مضمون بیت قبل ، گل نمی خواست شکو فایی اش یک هفته دوام داشته باشد ،اما چه می توان کرد که امروز نسیم سحر گاهی پردهء گل را درید، همچنانکه تو به دست اغیار افتادی و دوشیزگی ات از بین رفت .

[ استعارهء مرکب : بیت در معنای غیر حقیقی به کار رفته است .

معنی بیت نهم : 

۹_ در دجله که پیشتر مرغابی کوچک هم از ورود بدآن هراس داشت ، اینک به دلیل اینکه تاتار ویرانگر پل آن را درهم دریده است ، کشتی بزرگ بدآن وارد می شود .

[ اندیشه : ترس و بیم / تتر : تا تار --> بیت سوم غزل ۵۹ / جسر : پل /تناسب : دجله ، مرغابی ،کشتی ، جسر ،/ ایهام تبادر : با توجه به دجله و کشتی ، رَوَد ،رود را به ذهن متبادر می سازد .]

معنی بیت دهم 

۱۰ _ گذشت آن روزگاری که به خود می بالیدی و می شد از دست تو باده گرفت .ما را به کوزه ای که بیگانه از آن نوشیده باشد ، نیازی نیست .

[ فقاع : شرابی که از جو و مویز و جز آن گیرند ، آب جو (لغت نامه ) /کنایه : فقاع گشودن ( تفاخر کردن ، بالیدن ، نازیدن ) استعارهء مرکب : بیت دارای معنای مجازی است ]

معنی بیت یازدهم 

۱۱_ معنی بیت یازدهم 

۱۱_ ای سعدی درِ باغ سعدی و عشق دیگری را بکوب و این مزرعه را که در آن گله ای چریده است ،رها کن . به دنبال کسی باش که دست خوردهء دیگری نباشد .

[ تشبیه : هوا به بستان / کنایه : درِ چیزی را زدن ( چیزی را طلب کردن ) /تناسب : گله ،چریدن /استعارهء مرکب : این بیت هم علاوه بر معنای حقیقی ، با توجه به فضای غزل ، معنایی مجازی دارد .]

منبع : شرح غزلهای سعدی 

دکتر محمدرضا برزگر خالقی 

دکتر تورج عقدایی 

سعدی : به چه کار آیدت ز گُل طبقی ؟

از گلستان ِ ما بِبَر طبقی 

شاد و تندرست باشید .

۱
۱۴۰۱
۱۴۰۲
۱۴۰۳
۱۴۰۴
۱۴۰۵
۵۸۰۸