گنجور

غزل شمارهٔ ۴

 
حافظ
حافظ » غزلیات
 

صبا به لطف بگو آن غزال رعنا را

که سر به کوه و بیابان تو داده‌ای ما را

شکرفروش که عمرش دراز باد چرا

تفقدی نکند طوطی شکرخا را

غرور حسنت اجازت مگر نداد ای گل

که پرسشی نکنی عندلیب شیدا را

به خلق و لطف توان کرد صید اهل نظر

به بند و دام نگیرند مرغ دانا را

ندانم از چه سبب رنگ آشنایی نیست

سهی قدان سیه چشم ماه سیما را

چو با حبیب نشینی و باده پیمایی

به یاد دار محبان بادپیما را

جز این قدر نتوان گفت در جمال تو عیب

که وضع مهر و وفا نیست روی زیبا را

در آسمان نه عجب گر به گفته حافظ

سرود زهره به رقص آورد مسیحا را

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

حاشیه‌ها

تا به حال ۱۹ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

حمیدرضا نوشته:

مصرع اول بیت هفتم از آن سعدی است:
«جز این قدر نتوان گفت بر جمال تو عیب
که مهربانی از آن طبع و خو نمی‌آید»
غزل ۲۹۰

علیرضا موسوی نوشته:

کار آشنایان همه لطف است و به لطف حتی هنگامی که از محنت محبت می نالند کلام آنها به لطف واگویه می شود صبا به لطف بگو… این شبیه همان تعبیری است که قرآن کریم از قول زکریا نقل می کند: اذ نادی ربه نداء خفیا

مهدی نوشته:

در بیت سوم طبق انطباق با نسخه حافظ به سعی سایه و همچنین از لحاظ وزنی حرف «ت» در کلمه «حسنت» اضافه میباشد و به صورت زیر صحیح است:
غرور حسن اجازت مگر نداد ای گل
که پرسشی نکنی عندلیب شیدا را

ملیحه رجائی نوشته:

غزال رعنا = استعاره از محبوب زیبا
شکر فروش = استعاره از یار شیرین لب
طوطی شکرخا = استعاره از شاعر شیرین سخن
مگر = همانا
شیدا = شیفته
عندلیب = بلبل
عندلیب شیدا = استعاره از عاشق سرگشته
رنگ آشنایی = شیوه دوستی و مهر
سهی قدان = راست قامتان
باده پیمایی = باده خوری
وضع = قانون
معنی بیت ۱: ای صبا با مهر و محبت به آن محبوب زیبا بگو که ما را آواره و سریه کوه و بیابان از عشق خود کرده ای.
معنی بیت ۲ : دلبر نوشین لب و شکردهان که زندگی او دراز باد چرا از طوطی گویای خود، این شاعر شیرین سخن دلجویی نمی کند و با مهر و محبت از حال او نمی پرسد.

شادان کیوان نوشته:

یکی از زیبایی های غزلیات خواجه بکار بردن واژه ها و کلمات مشابه و همسان در گویش یا نگارش اما با معانی مختلف و گاه متضاد است.
بکار بردن “باده پیما” در مصراع اول و “باد پیما” در مصراع دوم بیت ششم که با هم فقط یک حرف ناقابل “ه” فرق دارنداز این کونه صنایع است که باده پیما کسی است متمکن که میتواند باده را به فراوانی و وفور بیاشامد و باد پیما بی چیزی است که جز باد که مفت است و بی مقدار به کف ندارد.

رضا ببری نوشته:

در بیت چهارم اگر یک علامت ساکن روی حرف آخر واژه «صید» بگذارید، از اشتباه خوانده شدنش جلوگیری کرده‌اید.

حمید نوشته:

جز این قدر نتوان گفت در جمال تو عیب
که “خال “مهر و وفا نیست روی زیبا را

علیرضا نوشته:

در بیت اول این غزل خواجه شیدایی و غم و بیقراری و حیرانی را به نحو احسن به منصه ظهور میرساند

علیرضا نوشته:

آه در بیت دوم نیز به کنایه معشوق را مدیون عشق خود میداند و کاملا رندانه معشوق را تهدید میکند که معشوقی تو با عاشقی من معنی پیدا کرده..

محمد امیر سیاوش حقیقی نوشته:

بیت چهارم به زیرکی و نابی بی نظیری ، بیان اخلاق مداری را در حافظ می نمایاند. و اینکه با روش اخلاقی و لطافت روحی می توانی از اندیشه های عارفان وارسته بهره برد.

محمد امیر سیاوش حقیقی نوشته:

پرسش در مصراع : که پرسشی نکنی عندلیب شیدا را ، به معنای احوال پرسی و سراغ گرفتن است

رضا ببری نوشته:

در بسیاری از نسخ خطی، بیت چهارم اینطور ثبت شده است:
به حُسنِ خلق توان کرد صیدْ اهل نظر
به دام و دانه نگیرند مرغ دانا را
که وزن روانتری هم دارد.
همچنین در نسخه‌های قدیمی‌تر در بیت آخر بجای «سرود» واژه «سماع» به کار رفته و تعداد نسخه هایی که از این واژه استفاده کرده اند بیشتر است. لذا می‌توان گفت که در متن اصلی شعر حافظ واژه «سماع» به کار رفته است. کلمه «سرود» بعدها توسط نسخه برداران وارد شده است.

شادان کیوان نوشته:

درمورد حاشیه جناب آقای رضا ببری باید عرض کنم “حسنٍ خلق” یک واژه مرکب است که به همان خُلقٍ نیکو اشاره دارد و بس. اما در ترکیب “خلق و لطف” همانگونه که در متن غزل آمده، علاوه بر خلق ( که افاده به حسن خلق دارد)، واژه لطف هم آورده شده که به شمول بیشتر مفهومی بیت کمک میکند

امین کیخا نوشته:

به به شادان جان خوش باز امدی ! کناره نویسی های زیباست را خوانده ام . درود

امین کیخا نوشته:

بس که ذوق زدم اشتباه نوشتم ببین چقدر خوش امدی ؟

مرتضی نوشته:

وزن مفاعلن فعلاتن مفاعلن فع لن است

چنگیز گهرویی نوشته:

اقای شادان .باده پیما معنی متمکن نمیدهد .پیما به معنی .پیمودن و طی کردن میباشد و به صورت پسوند با اسم میاید بدان معنی متفاوت میدهد باده پیما یعنی کسی که باده میپیماید یا باده میکشد یا باده میریزد یا باده پیمانه میکند باد پیما کنایه از کسی که از چیزی محروم است و به قول شما باد که مفت وموجود است میخورد ./. صوفی( پیاله پیما )حافظ قرابه پرهیز ./. ای کوته استینان تا کی دراز دستی .واز این نمونه هواپیما و…

بیداد نوشته:

به حسن خلق توان کرد صید اهل نظر
به دام و دانه نگیرند مرغ دانا را
چو با حبیب نشینی و باده پیمایی
به یاد آر حریفان بادپیما را

بیداد نوشته:

در بیت سوم ((ت)) در حسنت اضافه بوده و بیت ۴ و ۵ طبق تصحیح دکتر قمشه ای به صورت زیر میباشد
به حسن خلق توان کرد صید اهل نظر
به دام و دانه نگیرند مرغ دانا را
چو با حبیب نشینی و باده پیمایی
بیاد آر رفیقان بادپیما را

ساغر ۲٫۵ منتشر شد!