گنجور

غزل ۲۹۰

 
سعدی
سعدی » دیوان اشعار » غزلیات
 

تو را سریست که با ما فرو نمی‌آید

مرا دلی که صبوری از او نمی‌آید

کدام دیده به روی تو باز شد همه عمر

که آب دیده به رویش فرو نمی‌آید

جز این قدر نتوان گفت بر جمال تو عیب

که مهربانی از آن طبع و خو نمی‌آید

چه جور کز خم چوگان زلف مشکینت

بر اوفتاده مسکین چو گو نمی‌آید

اگر هزار گزند آید از تو بر دل ریش

بد از منست که گویم نکو نمی‌آید

گر از حدیث تو کوته کنم زبان امید

که هیچ حاصل از این گفت و گو نمی‌آید

گمان برند که در عودسوز سینه من

بمرد آتش معنی که بو نمی‌آید

چه عاشقست که فریاد دردناکش نیست

چه مجلسست کز او های و هو نمی‌آید

به شیر بود مگر شور عشق سعدی را

که پیر گشت و تغیر در او نمی‌آید

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

محمدرضا شجریان » فریاد » هم آوازی در شوشتری

برای معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۲۵ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

حمید نوشته:

سلام
خسته نباشید.
فکر می کنم در بیت آخر “به شیر” صحیح تر باشد.

پاسخ: با تشکر، طبق پیشنهاد شما «بشیر» با «به شیر» جایگزین شد.

حسین نوشته:

استاد محمد رضا شجریان در کاست فریاد این شعر را خوانده است

ناشناس نوشته:

حرف حسین تکمیل کنم که استاد شجریان به همراه همایون میخونن.

محمد نوشته:

حرف دو دوست قبلی رو کامل کنم. اینکه این هم آوازی در شوشتری در دستگاه همایون می باشد.

بهزاد نوشته:

بشیر : ب ( حرف اضافه + شیر ) که صفت مرکب شده ، مانند بخرد …
معنی آن شیرخوار است ( رجوع به لغت نامه دهخدا شود )
در جامع نسخ به همین شکل آورده شده و به خرد کاملن اشتباست ..
لطفن تصجیج کنید ….

ارسلان نوشته:

به شیر بود: همراه با شیر بود. مگر: حتماً، لابد. پیر بود: پیر شد. در چاپ فروغی که هم‌آوازی شوشتری نیز به مانند آن خوانده شده «پیر گشت» آمده است. تغیر: تغییر. معنای بیت: حتماً شور عشق را همراه با شیر به سعدی نوشانده‌اند که اکنون که پیر شده است نیز هیچ تغییری در او پدید نیامده و همچنان عاشق است. (برای سعدی عشق چیزی است که با شیر اندرون شده و با جان به در رود).

سامان نوشته:

امکان دارد درباره اختلاف بین به شیر و بشیر توضیح بدهید ؟
تنها دلیلی که در حال حاضر می توانم حدس بزنم برای درست بودن به شیر ایجاد جناس ناقص اختلافی بین شیر و پیر است .
منتها معنایش را متوجه نمی شوم
ضمنا دوستان اشاره خوبی داشتند به آن آواز زیبا که در شوشتری شروع می شود منتها از شوشتری به اصفهان می رود

مصیب نوشته:

باسلام
همینطور که همه دوستان گفتند این غزل رو استاد شجریان همراه با همایون اجرا کردند که استاد مصرع آخر رواجرا میکنه و اونجابه جای تغییر، تغیر رو میگن که به نظر میاد با توجه به معنی مصرع اول تغییر صحیح تر می باشد همونطور که دوست عزیز آقا بهزاد معنی کردند فکر کنم تغییر معنی بهتری به این بیت میده.
ممنونم از صبر و حوصله تون

صادق نوشته:

مصیب:
استاد شجریان دقیقا” درست خوانده اند چون اگر “تغییر” را در مصرع بگذارید وزن شعر به هم میریزد. در نسخه اصلی همان “تغیر” آمده است.

شهاب نوشته:

با سلام به همه دوستان

بر خودم لازم دونستم از دوستانی که اشاره کردن که شعر مزبور رو استاد تو کاست فریاد خوندن و راهنمایی بیشتر کردن تشکر کنم. به علاوه برخوردای دیپلماتیک و محترمانه دوستان با نظرات همدیگه واقعا‍ قابل ستایشه……

سایه نوشته:

سلام دوستان … آیا استفاده از شیر و پیر در بیت آخر نمیتونه به این معنی باشه که : آیا شور عشق سعدی انچنان والا بود که حتی با پیر شدن هم هنوز آتشین باقی مونده؟ یعنی شیر را به معنی والا و آتشین… بکار بریم همونجور که میگیم شیر اگر یر است شیر است :))))))))))

شمس الحق نوشته:

سلام بر شما سایه جان
نفهمیدم شیر اگر چه است شیر است ؟
در هر حال فکر نمی کنم این شیر آن شیر باشد ، مقصود این است که شور عشق را با شیر به سعدی خورانده اند یا نوشانده اند .

ساناز نوشته:

سلام
فکر می کنم همون “بشیر” به معنای جوان درست باشه!
بعدم شما چه طور به راحتی و با نظر بک خواننده عام نوشتار یک غزل رو تغییر می دین؟

علیرضا نوشته:

ُسلام - من با نظر ساناز موافقم . به نظرم بشیر به معنای جوان به مفهوم بیت نزدیکتره . در مصرع بعد هم از کلمه پیر (در مقابل جوان) استفاده شده است.
ضمنا” درود به پدر آواز ایران استاد بزرگ شجریان و پسر بزرگواش که الحق این غزل رو جاودانه اجرا کردند .

ابوالفضل نوشته:

سلام به دوستان .
به شیر بودن یعنی شیرخواره بودن. در این غزل یعنی شور عشق هرگز از طراوت وشعف نخواهد ماند . شور عشق جوادانه است .

ابوالفضل نوشته:

سلام .( را ) در مصرع اول بیت آخر اضافه است .

7 نوشته:

چقدر جادویی
تو را سریست که با ما فرو نمی‌آید
مرا دلی که صبوری از او نمی‌آید
چه عاشقست که فریاد دردناکش نیست
چه مجلسست کز او های و هو نمی‌آید

جز این قدر نتوان گفت بر جمال تو عیب
که مهربانی از آن طبع و خو نمی‌آید
همتراز است با این بیت:

در سراپای وجودت هنری نیست که نیست
عیبت آن است که بر بنده نمی‌بخشایی

خلخالى نوشته:

” به شیر بود “و ” تغیّر ” صحیح است ، بدین معنى که : گویا شور عشق از نوزادى و با شیر مادر به سعدى منتقل شده است که با وجود پیرى و کهولت سن تغییرى در آن حاصل نشده است

خلخالى نوشته:

ابوالفضل جان ، “را ” در مصرع اول بیت آخر حرف اضافه به معنى ” براى “است

ایران نژاد نوشته:

…. را حرف نشانه است و اینجا رای فک اضافه خوانده میشود مثال دیگری از شیخ به یاد دارم:

همه را دندان به ترشی کند شود، مگر قاضیان را

که به شیرینی !!!

ابراهیم نوشته:

با درود خدمت دوستان. از اینکه عزیزی گفتن خواننده ی عام متوجه منظورش نشدم، استاد شجریان بدون تحقیق و بررسی شعری رو نمی خونن. این حرف عزیزان زننده است. از طرفی واضحه که به شیر درسته. اگر بشیر باشه که از نظر معنایی دچار مشکل میشه.

7 نوشته:

به شیر بود مگر شور عشق سعدی را
که پیر گشت و تغیر در او نمی‌آید

ای سخت جفای سست پیوند
رفتی و چنین برفت تقدیر
با جان من از جسد،برآید
خونی که فروشدست با شیر

مصطفی نوشته:

به تفکر بنده عبارت «به شیر» مفهوم تشابه و آرایه ی تشبیه دارد.
منظور مشرف الدین، «به سان شیر» بوده که در مصرع دوم وجه شبه آن را عیان میکند.

مصطفی نوشته:

به عبارت دیگر به این مثل اشاره دارد که «شیر پیر هم که بشود باز شیر است.»

سجاد شعبانی راد نوشته:

با سلام.
توضیحاتی که جناب خلخالی راجع به بیت آخر دادند، توضیحات درستی‌ست.
شاعر در مقام شگفتی از عاشقیِ مدام و همیشگی خود که از عنفوان جوانی تا روزهای پیری همراهش بوده، یاد می‌کند؛ و اینکه چطور با وجود پیری، همچنان عاشق است!
و می‌پرسد: مگر در زمان کودکی به همراه «شیر مادر»، عاشقی را هم به او خورانده‌اند که در پوست و استخوان او جاری و عجین شده و هیچ‌گونه «تغییری» در این حال عاشقی او ایجاد نشده و تا هنگام مرگ از او جدا نمی‌شود!

کانال رسمی گنجور در تلگرام