گنجور

شمارهٔ ۵۵

 
ظهیر فاریابی
ظهیر فاریابی » قطعات
 

ای دیده روزگار ز دیوان جود تو

هر روزه وجه راتب روزی وحش و طیر

نا رفته بر زبان تو قولی برون ز حق

ناآمده ز دست تو فعلی برون ز خیر

دی اسبکی که حامل اوراد خادمست

گفت ای تو در تعهد من همچو من به سیر

گر تو ز حرص محمدت خواجه بی غذا

بنشستی این طمع نتوان داشتن ز غیر

صوفی برای لقمه کند قصد خانگاه

رهبان برای زله نماید بساط دیر

زان گفت و گوی بر دل و جانم مصیبتی ست

هایل تر از مصیبت صد طلحه و زبیر

هارون درگه توام آخر روا مدار

اسب مرا بر آخور غم چون خر عُزَیر



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: سیاوش جعفری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.