گنجور

 
فرخی یزدی

غارت غارتگران شد مال بیت المال ما

با چنین غارتگرانی وای بر احوال ما

اذن غارت را به این غارتگران داده است سخت

سستی و خون سردی و نادانی و اهمال ما

زاهد ما بهر استبداد و آزادی به جنگ

تا چه سازد بخت او تا چون کند اقبال ما

حال ما یک‌چند دیگر گر بدین سان بگذرد

بدتر از ماضی شود ایام استقبال ما

شیخ و شاب و شاه و شحنه و شبرو شدند

متفق بر محو آزادی و استقلال ما

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
شمارهٔ ۱۲ به خوانش خوشدل سریزدی
می‌خواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
فعال یا غیرفعال‌سازی قفل متن روی خوانش من بخوانم
صائب تبریزی

قرعه و تسبیح را محرم نداند حال ما

هست بر سی پاره دل ها مدار فال ما

پشت ما بر خاکساری، روی ما در بی کسی

وای بر آن کس که افتاده است در دنبال ما

گردبادی را که می بینی درین دامان دشت

[...]

واعظ قزوینی

خامه بیجا میکند، عرض شکست حال ما

هر شکنج نامه سطری باشد از احوال ما

گرچه پیشاییش ما را نیست دود مشعلی

نیست دود آه مظلومی هم از دنبال ما

پایه این دولت از تخت سلیمان برتراست

[...]

غالب دهلوی

چون عذار خویش دارد نامه اعمال ما

ساده پرکار فراوان شرم اندک سال ما

میل ما سوی وی و میلش به سوی چون خودی ست

آرد از خود رفتنش ناگه به استقبال ما

حال ما از غیر می پرسی و منت می بریم

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه