خامه بیجا میکند، عرض شکست حال ما
هر شکنج نامه سطری باشد از احوال ما
گرچه پیشاییش ما را نیست دود مشعلی
نیست دود آه مظلومی هم از دنبال ما
پایه این دولت از تخت سلیمان برتراست
کز ضعیفی مور نتواند شدن پامال ما
از مرصع پوشی ارباب دولت نیست کم
بر طلای رنگ ما، یاقوت اشک آل ما
تا بود در کیسه ما سیم و زر، از دیگریست
نیست هیچ از مال، غیر از خرج کردن مال ما
حال دل خواناست واعظ، چون عقیق از چهره ام
مهر خاموشی نمیگیرد زبان حال ما
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بیان حال و احوال شاعر و وضعیت جامعهای که در آن زندگی میکند، پرداخته است. شاعر از خامهای سخن میگوید که نمیتواند احساس شکست و ضعف او را بیان کند و به این نکته اشاره میکند که رغم نداشتن قدرت و پیشرفتی در وضعیت حاضر، همچنان امید به موفقیت دارد. او به مقایسه وضعیت خود با دورانهای گذشته و قدرتهای بزرگ میپردازد و عدم اهمیت مسائل مادی را متذکر میشود. در نهایت، شاعر به وضوح احساسات خود را بیان میکند و میگوید که دلش پر از احساسات نادیدهگرفتهشده است، اما زبانش از گفتن این واقعیتها ناتوان است.
هوش مصنوعی: قلم به اشتباه حال نابههنگام ما را توصیف میکند، هر بار که نامهای نوشته میشود، سطری از وضعیت ما را بازگو میکند.
هوش مصنوعی: هرچند که در این مسیر ما را راهنما یا نشانهای نیست، اما غم و تاسف کسی که مظلوم است، همیشه در پی ماست.
هوش مصنوعی: این حکومت از قدرت و عظمت تخت سلیمان بالاتر است، زیرا که از ضعف و ناتوانی مورچه نمیتواند زیر پا برود.
هوش مصنوعی: این بیت اشاره به زیبایی و شکوه ظاهری دارد که با وجود زرق و برق و جواهرات، ارزشهای درونی و احساسی مانند اشک و احساسات عمیق نیز مهم هستند. در واقع، زیبایی ظاهری نمیتواند جایگزین احساسات و دردهایی شود که از دل برمیخیزد.
هوش مصنوعی: تا وقتی که در کیسهمان سکه و پول است، از مال دیگران چیزی نداریم، جز خرج کردن ثروت خودمان.
هوش مصنوعی: حال دل من به گونهای است که وقایع و احساساتم را به روشنی نشان میدهد، اما هرگز زبانی برای بیان این حالتی که در درونم دارم پیدا نمیکنم. در واقع، چهرهام مانند عقیق است که زیباییاش در سکوت نهفته، و زبانم نمیتواند از این حالت باخبر شود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
قرعه و تسبیح را محرم نداند حال ما
هست بر سی پاره دل ها مدار فال ما
پشت ما بر خاکساری، روی ما در بی کسی
وای بر آن کس که افتاده است در دنبال ما
گردبادی را که می بینی درین دامان دشت
[...]
چون عذار خویش دارد نامه اعمال ما
ساده پرکار فراوان شرم اندک سال ما
میل ما سوی وی و میلش به سوی چون خودی ست
آرد از خود رفتنش ناگه به استقبال ما
حال ما از غیر می پرسی و منت می بریم
[...]
غارت غارتگران شد مال بیت المال ما
با چنین غارتگرانی وای بر احوال ما
اذن غارت را به این غارتگران داده است سخت
سستی و خون سردی و نادانی و اهمال ما
زاهد ما بهر استبداد و آزادی به جنگ
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.