جز دولعلت کز شبه گون خط همی زیور کند
کس ندیدم کز شبه پیرایه بر گوهر کند
خود خلاف روزگار ارنیستی چهر از چه آن
اختر آرد ز آسمان این آسمان ز اختر کند
ا زپس رخ دود خطم رخت در آذر فکند
آنچه با آذر نکرد اینک یه خاکستر کند
غیر آن هندوی خط کاین آذر از نو بر فروخت
خود زخاکستر ندیدم تا کسی آذر کند
بگذرم از چنبره زلفش چو باد از لاغری
با وجود آنکه زلفش باد در چنبر کند
جز تنم کت چهر رنگین زان لب نوشین بکاست
خود یکی بستان ندیدم تا نی از شکر کند
تاب باده لعلش نرم آورد سنگین دل بمهر
تابش خور سنگ نشگفت ار همی گوهر کند
روی چو افروزد به رامش چهر چو آراید به خوی
کوثر از جنت بر آرد جنت از کوثر کند
غفلت سردار اگر یک چامه بی ... راند
خامه در کش تا کی از ... گان دفتر کند
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این ابیات به زیبایی و لطافت خط و نقش و نگار آن اشاره میکند و آن را از گوهر و جواهرات برتر میداند. او میگوید که زیبایی خط و خوشنویسی باید با آتش و زحمت به وجود آید و هیچکس به اندازه این خط زیبا نمیتواند زیبایی را به تصویر بکشد. شاعر همچنین به زلف و چهره محبوبش اشاره میکند و میگوید که با وجود زیبایی او، هیچ چیز دیگر نمیتواند جایگزین او باشد. این ابیات در نهایت به این نتیجه میرسند که زیبایی واقعی و لطافت در هنر و عشق جلوهگر میشود و شاعر امیدوار است که نسلهای آینده نیز از این هنر بهرهمند شوند.
هوش مصنوعی: جز دُر و جواهر که از زیباییهای غیرعادی خط میسازند، کسی را ندیدم که بتواند با تزیینات کهنه، بر زیبایی گوهر بیفزاید.
هوش مصنوعی: اگر خودت به روزگار نرنجی، چرا از آن آسمان ستارهای به چهره میتابد که این آسمان را به خاطر ستاره میسازد؟
هوش مصنوعی: پس از اینکه چهرهی زیبا و روشن تو مانند دودی در آتش محو شد، آنچه که آتش با تو کرد، اکنون به خاکستر تبدیل میشود.
هوش مصنوعی: غیر از آن هندوی خط که آتش را از نو به جان خود میفروزد، تا به حال کسی را ندیدهام که از خاکستر خود دوباره شعلهور شود.
هوش مصنوعی: میگذرم از قید و بند زلف او مانند بادی که به راحتی از میان میگذرد، هرچند که زلف او مانند باد در محاصره قرار میگیرد.
هوش مصنوعی: به جز بدن من، هیچ چیز دیگری به زیبایی و رنگینی آن لب شیرین نیست که همچون بستانی بینظیر باشد، چرا که هیچ چیز نمیتواند اشتیاق و شیرینی آن را توصیف کند.
هوش مصنوعی: نوشیدن شراب قرمز او دل سنگین را نرم میکند، هر چند نور خورشید بر سنگ فرود آید، ولی به خاطر این درخشش او گوهری ارزشمند خلق میکند.
هوش مصنوعی: چهرهای که چون آتش درخشان است و زیباییاش همچون نهر کوثر از بهشت است، بهشتی که از کوثر بیرون میآید.
هوش مصنوعی: اگر سردار غافل باشد و به یک حرکت بیفکر دست بزند، باید انتظار داشته باشد که قلم در پایان، او را به دردسر خواهد انداخت و دفتر زندگیاش را دچار مشکل خواهد کرد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
بر مه از عنبر معشوق من چنبر کند
هیچ کس دیدی که بر مه چنبر از عنبر کند
گه ز مشک سوده نقش آرد همی بر آفتاب
گه عبیر بیخته بر لالهٔ احمر کند
گرد زنگارش پدید آمد ز روی برگ گل
[...]
لاغری کامید اهل شرک را لاغر کند
بهر او از شهپر خود نسر طایر پر کند
رهبر احداث شد زان کارها برهم زند
همره تقدیر شد زان حالها دیگر کند
هر کرا تیغی بود برکف حنا برکف کند
[...]
هر زمان خورشید او از مشرقی سر بر کند
ماه مهر افزاش هر دم جلوه دیگر کند
از برای آنکه تا نشناسد او را هر کسی
قامت زیباش هردم کسوتی دیگر کند
صورت او هر زمانی معنی دیگر دهد
[...]
باز نرگس را گلستان صاحب افسر کند
شاخ گل منبر نهد بلبل خطابت سر کند
غنچه گردد سبز مغفر سبزه زنگاری قبا
روز عرض آمد که هرکس برد خود دربر کند
از گل مستان بروید تاک می شوریده وار
[...]
زلف مشکینت دهان شانه پر عنبر کند
سرمه خاموش را چشمت زبان آور کند
آن که می گوید قیامت بر نمی خیزد، کجاست؟
تا در آن مژگان تماشای صف محشر کند
اشتیاق صفحه رخسار شبنم زیب او
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.