گنجور

 
یغمای جندقی

غوشه کردیم به جوهر می گلگون افزود

راست شد راست که کم نیست کهَر هم ز کبود

جز توکت کاست خط و مبلغی افزود به حسن

نشنیدیم زیانی که شود مایه سود

آخرش آن گره از طره گشادم با دست

که همی شانه به دندان نتوانست گشود

دیده بس اشک بر آن چاه زنخندان پرداخت

سینه بس آه بر آن زلف رسن گر پیمود

زان چه این را که همی باد به چنبر همه بست

زین چه آن را که همی آب به هاون همه سود

نه میان از کمر آگه نه دهان از گفتار

هر که این هر دو ندارد عدمش به ز وجود

نه همین سرو وصنوبر بر نه همین مشک و عبیر

خاک آن قامت و زلف آنچه فراز است و فرود

روز و شب دورم از آن طره و طلعت یغما

چیست دل کیست روان آن همه داد این همه دود

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
عراقی

به خرابات شدم دوش مرا بار نبود

می‌زدم نعره و فریاد ز من کس نشنود

یا نبد هیچ کس از باده‌فروشان بیدار

یا خود از هیچ کسی هیچ کسم در نگشود

چون که یک نیم ز شب یا کم یا بیش برفت

[...]

مولانا

واقف سرمد تا مدرسه عشق گشود

فرقیی مشکل چون عاشق و معشوق نبود

جز قیاس و دوران هست طرق لیک شدست

بر اولوالفقه و طبیب و متنجم مسدود

اندر این صورت و آن صورت بس فکرت تیز

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از مولانا
سعدی

شرف نفس به جود است و کرامت به سجود

هر که این هر دو ندارد عدمش به که وجود

ای که در نعمت و نازی به جهان غره مباش

که محال است در این مرحله امکان خلود

وی که در شدت فقری و پریشانی حال

[...]

مشاهدهٔ ۴ مورد هم آهنگ دیگر از سعدی
ابن یمین

آسمان قدر وزیرا چو تو بر روی زمین

تا زمان هست نبودست و بزرگی نبود

شاه ملک کرمی در بر خود فرزین وار

جای دادی و پسندد ز تو هرکس شنود

بنده بر رقعه اخلاص چو رخ راست رواست

[...]

مشاهدهٔ ۲ مورد هم آهنگ دیگر از ابن یمین
سیف فرغانی

هرکه همچون من و تو از عدم آمد بوجود

همه دانند که از بهر سجود آمد وجود

تا بسی محنت خدمت نکشد همچو ایاز

مرد همکاسه نعمت نشود با محمود

هرکه مانند خضر آب حیات دین یافت

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه