غوشه کردیم به جوهر می گلگون افزود
راست شد راست که کم نیست کهَر هم ز کبود
جز توکت کاست خط و مبلغی افزود به حسن
نشنیدیم زیانی که شود مایه سود
آخرش آن گره از طره گشادم با دست
که همی شانه به دندان نتوانست گشود
دیده بس اشک بر آن چاه زنخندان پرداخت
سینه بس آه بر آن زلف رسن گر پیمود
زان چه این را که همی باد به چنبر همه بست
زین چه آن را که همی آب به هاون همه سود
نه میان از کمر آگه نه دهان از گفتار
هر که این هر دو ندارد عدمش به ز وجود
نه همین سرو وصنوبر بر نه همین مشک و عبیر
خاک آن قامت و زلف آنچه فراز است و فرود
روز و شب دورم از آن طره و طلعت یغما
چیست دل کیست روان آن همه داد این همه دود
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این اشعار، عاشق به توصیف زیبایی محبوبش میپردازد و فراق و درد جدایی را به تصویر میکشد. او از تلاشهایش برای گشودن گره موهای محبوب میگوید و اشک و آههایش را ناشی از عشق و دلتنگیاش میداند. با اشاره به ویژگیهای جذاب محبوب، او تأکید میکند که زیبایی واقعی در عشق و احساسات عمیق نهفته است و هر کسی که این دو را نداشته باشد، وجودش بیمعناست. شاعر به دوری از محبوب و عذابهای ناشی از آن اشاره میکند و به این نکته میرسد که عشقش باعث ایجاد درد و اندوهی عمیق در دلش شده است.
هوش مصنوعی: ما به زیبایی و شوری عشق رنگ و لباسی تازه بخشیدیم و این واقعیت را پذیرفتیم که هیچ چیز از زیبایی و شکوه کم ندارد، حتی اگر از رنگ آبی باشد.
هوش مصنوعی: به جز تو، هیچ چیز دیگری نتوانسته زندگی را زیبا کند و در این دنیا چیزی را نشنیدیم که باعث ضرر باشد، بلکه همواره چیزی به زیبایی اضافه کرده است.
هوش مصنوعی: در نهایت، من با دستان خود آن گره را از موهای او باز کردم که هیچ شانهای نتوانست آن را با دندانش باز کند.
هوش مصنوعی: چشمهایم به خاطر چهرهی خندان او پر از اشک شده و سینهام به خاطر موهایش پر از آه و ناله است.
هوش مصنوعی: این بیت به توصیف دو نیرو یا عنصر طبیعی میپردازد که یکی از آنها باد است که چیزی را در خود محصور کرده و دیگری آب است که به گونهای مفید در عمل استفاده میشود. این بیان به نوعی نشاندهنده تعاملات و کارکردهای مختلف عناصر طبیعی در زندگی است.
هوش مصنوعی: کس هیچگاه از خود آگاه نیست، نه در موضوع افکار و نه در صحبت. اگر کسی هر دو این آگاهی را داشته باشد، وجودش بر عدمش ارجح است.
هوش مصنوعی: این جمله به زیبایی و ویژگیهای ظاهری معشوق اشاره دارد و میگوید که نه تنها زیباییهای طبیعی مانند درختان سرو و صنوبر و عطرهای خوشبو، بلکه قامت و موهای او نیز با تمام تناقضاتش، یعنی آنچه بالا و پایین است، جلوهگری میکند. به عبارت دیگر، شگفتیهای ظاهری معشوق فراتر از زیباییهای عادی و طبیعی است.
هوش مصنوعی: روز و شب از زیبایی و موهای آن محبوب دورم. این دل که به خاطر عشق و حسرت میتپد، چرا اینقدر ناراحت است و از این درد میسوزد؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
به خرابات شدم دوش مرا بار نبود
میزدم نعره و فریاد ز من کس نشنود
یا نبد هیچ کس از بادهفروشان بیدار
یا خود از هیچ کسی هیچ کسم در نگشود
چون که یک نیم ز شب یا کم یا بیش برفت
[...]
واقف سرمد تا مدرسه عشق گشود
فرقیی مشکل چون عاشق و معشوق نبود
جز قیاس و دوران هست طرق لیک شدست
بر اولوالفقه و طبیب و متنجم مسدود
اندر این صورت و آن صورت بس فکرت تیز
[...]
شرف نفس به جود است و کرامت به سجود
هر که این هر دو ندارد عدمش به که وجود
ای که در نعمت و نازی به جهان غره مباش
که محال است در این مرحله امکان خلود
وی که در شدت فقری و پریشانی حال
[...]
آسمان قدر وزیرا چو تو بر روی زمین
تا زمان هست نبودست و بزرگی نبود
شاه ملک کرمی در بر خود فرزین وار
جای دادی و پسندد ز تو هرکس شنود
بنده بر رقعه اخلاص چو رخ راست رواست
[...]
هرکه همچون من و تو از عدم آمد بوجود
همه دانند که از بهر سجود آمد وجود
تا بسی محنت خدمت نکشد همچو ایاز
مرد همکاسه نعمت نشود با محمود
هرکه مانند خضر آب حیات دین یافت
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.