از قد و رخسار و لب طوبی و خلد و کوثر است
یا رب این بستان مینو یا بهشت دیگر است
دور ساقی متفق از دور گردون خوشتر است
کآفتاب و ماه چرخ او شراب و ساغر است
نام خشت خم مبر زاهد که بر نارم گرفت
سر از این بالین اگر دانم که خاکم بستر است
گر گدائی جام می دارد به کف در کیش من
هست سلطانی که هم جمشید و هم اسکندر است
بر کنار عارضش در زیر زلف آن خال نیست
هندوئی با سلسله در آفتاب محشر است
چشم و مژگان و نگاهت چیست می دانی بهم
ترک سر مستی به دستی جام و دستی خنجر است
بیضه دولت به زیر بال بینم تا مرا
سایه پر همای مهر آقا بر سر است
فخر اشراف بشر سید فلان کز روی مجد
آستانش را فلک با آن علو خاک در است
آنکه در انگشت حکم خاتم توقیع او
حلقه نه آسمان چون حلقه انگشتر است
او سپهسالار و اصناف افاضل لشکرند
اوست شاهنشاه و اقطاع شریعت کشور است
فربه آهوئی که در عرف لغت ملک است و مال
در به چشم شیر استغناش صیدی لاغر است
بندگان پرور خداوندا بپرس از عمرو و زید
ور نمی پرسی بگویم از منت گر باور است
تاکنون کم سی گذشت از روزگار شاعری
کافرم یک حرف اگر مدح کسم در دفتر است
شعرها دارم به گوهر رشک لولوی خوشاب
لیک وصف باده لعلی و لعل دلبر است
هر که بندد بر میان تیغی نگویم کآن علی است
هر که پوشد خرقه ای نسرایم این پیغمبر است
چون توئی را محمدت زیبد که از روی نسب
هم حسب از این دو دریای سعادت گوهر است
حق مدحت زآن نمی گویم که ترسم مسلمین
بر سر بازارها گویند یغما کافر است
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف زیباییها و لذتهای دنیوی پرداخته و به نوعی مهر و علاقه به باده و عشق را به تصویر میکشد. شاعر به زیباییهای جهان و میخانه اشاره میکند و آن را بهشت مینامد. او به توهمات و قوانین سنتی زاهدان انتقاد میکند و نشان میدهد که در نظر او، متعالیترین چیزها میتواند در زیبایی، عشق و لذت یافت شود. همچنین، شاعر به شخصیتهایی چون جمشید و اسکندر اشاره دارد و آنها را با عظمت و شوکتشان میسنجد. در نهایت، شاعری که خود را کافر میداند، در تلاش است تا حقیقت عشق و باده را در آثارش به تصویر بکشد، بدون آنکه بخواهد به تعصبهای دینی رونق بخشد.
هوش مصنوعی: این تصویر زیبایی از یک باغ بهشتی را به نمایش میگذارد که پر از جذابیت و زیبایی است. در این باغ، ویژگیهایی مانند قد و صورت زیبا، لبهای خوش رنگ و طعم، و نعمتهایی چون باغها و چشمههای شیرین وجود دارد. پرسش شاعر این است که آیا این مکان بهشتی واقعی است یا شباهتی به آن دارد.
هوش مصنوعی: مجلس ساقی از همه چیز در جهان زیباتر و دلنشینتر است، زیرا در آنجا جای خورشید و ماه به شراب و جام بدل شده است.
هوش مصنوعی: ای زاهد، نام خشت و مکان خود را از یاد نبر، چرا که من بر این بستر خاکی قرار دارم و اگر بدانم که برای راحتی است، سرم را از آن برنمیدارم.
هوش مصنوعی: اگر کسی در حال گدایی، جام می را در دست داشته باشد، در مکتب من، سلطانی وجود دارد که هم جمشید و هم اسکندر است.
هوش مصنوعی: در کنار صورت او، در زیر زلفهایش، هیچ لکهای وجود ندارد. یک هندو با جواهراتش در روز قیامت درخشان است.
هوش مصنوعی: چشم و مژگان و نگاه تو چیست؟ آیا میدانی که اینها چه تفنگی از مستی به دست دارند؟ یکی جامی پر از شراب و دیگری خنجری تیز.
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که در اینجا شاعر به تصویرسازی از موقعیت خود و حمایتهای الهی اشاره کرده است. او به نوعی احساس قدرت و امنیت میکند که تحت سایه حمایت یک نیکوکار یا فرد بزرگ هست. واژههایی مانند "بال" و "همای مهر" نشاندهندهی وجود یک منبع امید و پشتیبانی در زندگیاش است که او را در برابر مشکلات محافظت میکند.
هوش مصنوعی: شخصی از خانوادههای برجسته بشری وجود دارد به نام سید فلان، که به خاطر عظمت و مقامش، بالا و زیر آسمان به او افتخار میکند.
هوش مصنوعی: کسی که فرمانش بر دنیا حکمرانی میکند، همچون حلقهای است که دور انگشتش قرار دارد و آسمان نیز به مانند حلقهای در دستان اوست.
هوش مصنوعی: او فرمانده و رئیس گروههای نیکوکار در سپاه است و او خود شاهی بزرگ و حاکم بر سرزمینهای مذهبی این کشور میباشد.
هوش مصنوعی: آهو که در زبان به معنای ملک و ثروت است، وقتی در چشم شیر دیده میشود، به شکل صید و شکارش، مانند یک آهو لاغر و ناتوان به نظر میرسد.
هوش مصنوعی: ای خدای پرورندهٔ بندگان، اگر از عمرو و زید سوال میکنی، اگر نمیکنی بگو تا از نعمت تو بگویم، اگر به آن ایمان داری.
هوش مصنوعی: تا به حال زمان کمی از دوران شاعری من نگذشته است، اما یک جمله هم که در ستایش کسی باشد در نوشتههای من نیست.
هوش مصنوعی: من شعرهایی دارم که به زیبایی و ارزشی مانند گوهرهای گرانبها میباشند، اما توصیف شراب سرخ و دلربایی معشوق است که بیشتر از همه جذابیت دارد.
هوش مصنوعی: هر کس که بر خود شمشیر ببندد، نمیگویم که او علی است و هر کس که لباسی روحانی به تن کند، نمیگویم که او پیامبر است.
هوش مصنوعی: چون تو محمدی، شایستهات است که از طریق نسل و نسب هم، از این دو دریا، که نماد سعادتاند، بهرهمند شوی.
هوش مصنوعی: من به خاطر اینکه نگرانم مسلمانان در بازارها بگویند که این مدح و ستایش کفر است، از گفتن حقیقت خودداری میکنم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
عنبر است آن حلقه گشته زلف او یا چنبر است
چنبر است آری ولیکن چنبر اندر عنبر است
اصل او از زنگ و بر یک اصل او سیصد شکن
هر شکنجی را که بینی ز اصل او سیصد سر است
هر سری را باز سیصد بند گوناگون چنانک
[...]
شهریارا خرمی کن کاول شهریور است
با دلارامی که با هر شادئی اندر خور است
جان و دل را مونس است و با گل و با نرگس است
نوبهار مجلس است و آفتاب لشگر است
این جهان همچون صدف گشت و تو او را گوهری
[...]
ای جوانبختی که تخت بختت از کیوان براست
در فلک فرمانبر رأی تو سعد اکبر است
بر بداندیشان تو بهرام کینه گستر است
مجلس بزم ترا خورشید رخشان ساغر است
چون قدح گیری بمجلس زهره چون رامشگر است
[...]
ذرهای اندوه تو از هر دو عالم خوشتر است
هر که گوید نیست دانی کیست آن کس کافر است
کافری شادی است و آن شادی نه از اندوه تو
نی که کار او ز اندوه و ز شادی برتر است
آن کزو غافل بود دیوانهای نامحرم است
[...]
کوس شه خالی و بانک غلغلش درد سر است
هر که قانع شد به خشک و تر شه بحر و بر است
تا ز هر بادی به جنبی ، پا به دامن کش چو کوه
کادمی مشتی غبار و عمر باد صرصر است
شکرگو ، ار فقر نفست را کشد ، زیرا خلیل
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.