ما خراب غم و خمخانه ز می آباد است
ناصح از باده سخن کن که نصیحت باد است
خیز و از شعله می آتش نمرود افروز
خاصه اکنون که گلستان ارم شداد است
سیل کهسار خم از میکده در شهر افتاد
وای بر خانه پرهیز که بی بنیاد است
با زلال خضرم از می روشن چه نیاز
چشمه آب سیاهی چو در این بغداد است
به جز از تاک که شد محترم از حرمت می
زادگان را همه فخر از شرف اجداد است
گوش اگر گوش تو و ناله اگر ناله من
آنچه البته بجایی نرسد فریاد است
گفته ای نیست گرفتار مرا آزادی
نه که هر کس که گرفتار تو شد آزاد است
چشم زاهد به شناسائی سِرّ رخ و زلف
دیدن روز و شب و اعمی مادرزاد است
گفتمش خسرو شیرین که ای دل بنمود
کآنکه در عهد من این کوه کند فرهاد است
هر که یغما شنود ناله گرمم گوید
آهن سرد چه کوبی دلش از پولاد است



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به بررسی مفهوم شادی و غم میپردازد و به نفاق نصیحتگران اشاره میکند که در عالم غم، نصیحت آنها بیفایده است. او به شوق نوشیدن می و عشق دعوت میکند و از محنتهای زندگی میگوید که میتواند روح را همچون آتش نمرود روشن کند. همچنین، به ناکامی خانههایی که بر پرهیز و دوری از شراب بنا شدهاند، اشاره میکند و تأکید میکند که تنها عشق و تجربههای عمیق عاطفی میتوانند انسان را به آزادی واقعی برسانند. در نهایت، شاعر با مقایسه دیوانگی عاشقانه با قدرت و عظمت عشق، به زیبایی و لذت زندگی اهمیت میدهد.
ما مبتلا غم هستیم و میخانه از شرابخواری ما پررونق شده. ای ناصح، سخن از مستی بگو، زیرا نصیحتت بیفایده است.
هوش مصنوعی: بشین و از آتش نمرود که شعلهور است روشنایی بگیر، بهخصوص اکنون که گلستان ارم زیبا و شکوفا شده است.
هوش مصنوعی: سیل بیرحم و ویرانگر که از دشتهای کوهستانی به سمت شهر میریزد، باعث خرابیها و ویرانیهایی میشود. آه و افسوس بر خانههایی که بر پایههای ناپایداری ساخته شدهاند و در برابر این بلای طبیعی تاب نمیآورند.
هوش مصنوعی: در اینجا اشاره به این است که با وجود آب زلال و روشن، نیازی به چشمههای آب دیگر نیست، زیرا همین آب تازه و شفاف در این شهر بغداد وجود دارد. به عبارتی، وجود چیزهای خوب و دلپذیر در نزدیکی ما میتواند کافی باشد و از دیگر منابع غیرضروری بینیازمان کند.
هوش مصنوعی: تنها تاک، که به خاطر ارجمندیاش مورد احترام است، و تا وقتی که میوه میدهد، همه کسانی که از نسلهای شرافتمند هستند، به فخر و افتخار اجدادشان میبالند.
هوش مصنوعی: اگر گوش تو شنوا باشد و من هم ناله و فریاد کنم، اما در نهایت اگر به هیچ نتیجهای نرسد، این فقط یک سر و صداست.
هوش مصنوعی: میگویی که من گرفتار کسی نیستم و آزاد هستم، اما هر کسی که به تو علاقهمند شود، واقعاً آزاد خواهد بود.
هوش مصنوعی: چشم زاهد به شناختن زیباییهای چهره و مو سرگرم است و در تمام روز و شب به این کار مشغول است، در حالی که او از ابتدا نابینا بوده است.
هوش مصنوعی: به او گفتم که ای عزیز، نشان ده که کسی که در زمان من این کوه را میشکند، فرهاد است.
هوش مصنوعی: هر کس که صدای یغما را بشنود، باید بداند که من با صدای گرم و پر احساس خود، به او میگویم که آهن سرد را نزن، زیرا دل او مثل پولاد است و در برابر احساسات سرد و بیاحساسش مقاوم است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای دل! امروز تو را روز مبارک بادست
که جهان خرم و سلطان جهان، دلشاد است
خوش برآ، چون خط دلدار، که در دور قمر
همه اسباب خوشی، دست فراهم دادست
هر پریشانی و تشویش که جمع آمده بود
[...]
هر که شد بنده عشق تو ز خلق آزاد است
جانم آن لحظه که غمگین تو باشد شاد است
الم و درد تو سرمایه روح و راحت
ستم عشق تو پیرایه عدل و داد است
عشق تو شاه سراپرده ملک ازل است
[...]
سرو تا بندهٔ بالای تو شد آزاد است
هر نفس کآن نه به یادِ تو برآید باد است
لطف فرمای و بده دادِ اسیران امروز
که تو را لطف خدا منصب شاهی داد است
غمزه چشم ستم آموز تو را شاگرد است
[...]
لب فروبستن ناصح گرهی بر باد است
صد ره این بست و گشادم بر یاد است
گل حسن تو بود در همه جا فصل بهار
بلبل باغ نوا از همه غم آزاد است
آدمی را ز همه چیز نفس منتخب است
[...]
گر به ظاهر کسی از قید جهان آزاد است
نیست بی مصلحتی، این روش صیاد است
چه توان کرد، هنر قسمت ما شد ز جهان
برطرف کی شود آن عیب که مادرزاد است
گر نمیرم، همه شب شمع صفت می میرم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.