چهره دلبر و من گلگون است
لیک آن ازمی و این از خون است
گرنه بر کشته فرهاد گذشت
اسب شیرین زچه رو گلگون است
خون بود قسمت چشم و لب ما
تالب و چشم بتان میگون است
این شفق نیست که هر شام و سحر
خون من در قدح گردون است
می کند از رخ لیلی منعم
واعظ شهر مگر مجنون است
ترسم از جور بتان پیشه کنم
بی وفائی که ندانم چون است
سان دل هاست شه حسن ترا
خط مگر درصدد شبخون است
سرو گفتم قد موزون تو را
آه از این طبع که ناموزون است
دانیم خرقه پرهیز چه شد
در خرابات به می مرهون است
می رود از پی ترکان یغما
چه کنم کار فلک وارون است
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به توصیف زیباییها و عشق خود میپردازد و از تضاد میان عشق و رنج صحبت میکند. او چهره محبوبش را دلبرانه ولی خونین میبیند و از تاثیر عشق بر وجودش میگوید. همچنین، به دستهای از حسرتها و دردهای ناشی از عشق و بیوفایی میپردازد. شاعر احساس میکند که زیباییها در دنیای واقعی با درد و خونریزی همراه هستند و میکوشد تا عواطف و تجربیات خود را در روابط عاشقانه توصیف کند. در پایان، به سرنوشت خود و ناپایداری وضعیت اشاره میکند و به نوعی از تناقضات زندگی و عشق سخن میگوید.
هوش مصنوعی: چهره معشوق زیبا و دلنشین است، اما یکی از آنها از شراب و دیگری از خون نشأت گرفته است.
هوش مصنوعی: اگرچه اسب شیرین بر بدن فرهاد که جانش را فدای عشق کرده، گذشت، اما چرا بدن او گلگون شده است؟
هوش مصنوعی: خون به عنوان قسمتی از زندگی و احساسات ماست و زیبایی و جذابیت چشمان معشوقان مانند میگون، در نظر ما جلوهگری میکند.
هوش مصنوعی: این نورهای سرخ در آسمان هر شب و صبح، ناشی از خونریزی و درد من است و نه تنها پدیده طبیعی شفق.
هوش مصنوعی: واعظ شهر میگوید که زیبایی لیلی از چهرهاش میکاهد و کسی که در این مورد صحبت میکند، باید مجنون باشد.
هوش مصنوعی: میترسم که در برابر ستمگری و بیوفایی معشوقان، بخواهم خیانتی را انجام دهم که خودم نمیدانم چطور است.
هوش مصنوعی: دلها مانند آینهای هستند که زیبایی تو را منعکس میکنند، اما آیا تنها در پی تعرض و حمله به آن زیبایی هستی؟
هوش مصنوعی: من به تو گفتن دارم که قد تو مانند سروها است، اما افسوس که طبیعت من هماهنگ و موزون نیست.
هوش مصنوعی: ما میدانیم که در دنیا و در محافل آلوده به گناه، ارزش پرهیزکاری و زهد به مینوشی بستگی دارد.
هوش مصنوعی: میرود تا دنبالهی ترکان یغما بروم، اما چه باید کرد که کار زمین و زمان به گونهای دیگر است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
محنت قرب ز بعد افزون است
جگر از هیبت قربم خون است
محنت قرب ز بعد افزون است
جگر از هیبت قربم خون است
محنت قرب ز بعد افزون است
جگر از محنت قربم خون است
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.