چو چشمت ترک مستی در کمینم
چه سود ار بگذرد اختر زکینم
نهان زین چشم طوفان زا به مردم
چه منت ها که دارد آستینم
یکم فولاد بازو پنجه بر تافت
دلی باید از این پس آهنینم
من و اندیشه لعلت که خوشتر
زصد ملک سلیمان این نگینم
نه طرف از کفر بستم نی زاسلام
هم از آن توبه باید هم ز اینم
در آن میدان که از هر سوست زنهار
کسی نشنیده غیر از آفرینم
شدم در رهگذر تو سنت خاک
نکوشد کآسمان زد بر زمینم
زهی دولت اگر هندوی زلفت
کشد داغ غلامی بر جبینم
گزاف از من نیاید کفر زلفش
اگر این است یغما وای دینم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر پیامدهای عشق و اشتیاق را بیان میکند. شاعر از احساساتی چون مستی و دلتنگی ناشی از جذابیت معشوق سخن میگوید. او تأکید میکند که وجود معشوق برایش مهمتر از هر چیز دیگری است و از دوگانگی میان کفر و اسلام، نوعی توبه را که از آنها متأثر میشود، مطرح میکند. شاعر همچنین به پایداری و استقامت در عشق اشاره میکند و میگوید که در مقابل چالشها و مشکلات، باید دلش را مانند آهن محکم کند. در نهایت، او به زیبایی و جذابیت معشوق اشاره کرده و ابراز میکند که عشقش او را در معرض خطر و شگفتی قرار داده است.
هوش مصنوعی: زمانی که نگاه تو به سمت دیگری برود و مستی من تمام شود، چه فایدهای دارد اگر ستاره تقدیر من از این موضوع غافل شود؟
هوش مصنوعی: در زیر ظاهری آرام و بیخیال، درون من غوغایی است. عواطف و احساسات عمیق و پنهانی دارم که ممکن است برای دیگران قابل مشاهده نباشد و این وضعیت مرا دچار چالش کرده است.
هوش مصنوعی: برای دستیابی به موفقیت و قویتر شدن، لازم است که عزم و ارادهای آهنین داشته باشی و از این پس با تمام قدرت و استواری به جلو پیش بروی.
هوش مصنوعی: من و فکر تو، که برایم ارزشمندتر از صد ملک سلیمان است، این نگین زیبا را داریم.
هوش مصنوعی: من نه به کفر وابستهام و نه به اسلام، از هر دو باید توبه کنم.
هوش مصنوعی: در آن میدانی که همه جا در اطرافش شلوغ و پر سر و صداست، هیچکس جز من نتوانسته است چیزی بگوید و فقط من توانستم همه چیز را ستایش کنم.
هوش مصنوعی: در مسیر تو، روشهای دنیوی و بیارزش دچار تغییر و تحول میشود، چون آسمان از زمین بر اینجا تأثیر میگذارد.
هوش مصنوعی: چه خوشبختی است اگر دختر هندی مویش داغی از عشق را بر پیشانی من به جا بگذارد.
هوش مصنوعی: اگر بر اثر زلف یغما، از من کفر و بیدینی بروز کند، چیزی نیست که بخواهم از آن بترسم یا متعجب شوم. وای بر حال من و دیانتم!
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
مباد از بخت فرّخ آفرینم
اگر گیتی نه بر روی تو بینم
سر کوه بلند چندان نشینم
که لاله سر بر آره مو بچینم
الاله بیوفا بی بیوفا بی
نگار بیوفا چون مو گزینم
کنون کآن چشمه را با گُل نبینم
چو خار آن به که بر آتش نشینم
که تامن نیز هر یک را ببینم
ز جمله آنک خواهم بر گزینم
من از عالم تو را تنها گزینم
روا داری که من غمگین نشینم؟!
دل من چون قلم اندر کف توست
ز توست ار شادمان و گر حزینم
به جز آنچه تو خواهی من چه باشم؟
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.