واقف لاهوری » غزلیات » شمارهٔ ۴۱۹

پندگویان دو سه حرفی به من ارشاد کنید

ترسم افسرده شود آتش من یاد کنید

تلخ شد عیش من از حسرت خواب شیرین

همدمان پیش من افسانهٔ فرهاد کنید

چند در بند شما خون شودم دل خوبان

چون قبا را بگشایید مرا یاد کنید

کی بود صورت آن شوخ کشیدن آسان

قلم مژگان ز موی پریزاد کنید

تنگدل مرده‌ام از دست شما غنچه‌لبان

به گل فاتحه‌ای روح مرا شاد کنید

خوبرویان چه شود گر نفسی آیینه‌وار

خانهٔ واقف حیرت‌زده آباد کنید