گنجور

آمار شعرها

 

فردوسی » شاهنامه » پادشاهی خسرو پرویز » بخش ۴۸

 

چو بشنید خاقان که بهرام را

چه آمد بروی از پی نام را

چوآن نامه نزدیک خاقان رسید

شد از درد گریان هران کان شنید

از آن آگهی شد دلش پر ز درد

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

ابوالقاسم فردوسی
 

فردوسی » شاهنامه » پادشاهی خسرو پرویز » بخش ۴۹

 

چوخراد بر زین به خسرو رسید

بگفت آن کجا کرد و دید و شنید

دل شاه پرویز ازان شاد شد

کزان بد گهر دشمن آزاد شد

به درویش بخشید چندی درم

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

ابوالقاسم فردوسی
 

فردوسی » شاهنامه » پادشاهی خسرو پرویز » بخش ۵۰

 

ازآن پس چو خاقان به پردخت دل

ز خون شد همه کشور چین چوگل

چنین گفت یک روز کز مرد سست

نیاید مرگ کار نا تندرست

بدان نامداری که بهرام بود

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

ابوالقاسم فردوسی
 

فردوسی » شاهنامه » پادشاهی خسرو پرویز » بخش ۵۱

 

وزان پس جوان و خردمند زن

به آرام بنشست با رای زن

چنین گفت کامد یکی نو سخن

که جاوید بر دل نگردد کهن

جهاندار خاقان بیاراستست

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

ابوالقاسم فردوسی
 

فردوسی » شاهنامه » پادشاهی خسرو پرویز » بخش ۵۲

 

ز لشکر بسی زینهاری شدند

به نزدیک خاقان به زاری شدند

برادر بیامد به نزدیک اوی

که ای نامور مهتر جنگ جوی

سپاه دلاور به ایران کشید

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

ابوالقاسم فردوسی
 

فردوسی » شاهنامه » پادشاهی خسرو پرویز » بخش ۵۳

 

چو پیروز شد سوی ایران کشید

بر شهریار دلیران کشید

به روز چهارم به آموی شد

ندیدی زنی کو جهانجوی شد

به آموی یک چند بنشست و بود

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

ابوالقاسم فردوسی
 

فردوسی » شاهنامه » پادشاهی خسرو پرویز » بخش ۵۴

 

ازآن پس به آرام بنشست شاه

چو برخاست بهرام جنگی ز راه

ندید از بزرگان کسی کینه جوی

که با او بروی اندر آورد روی

به دستور پاکیزه یک روز گفت

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

ابوالقاسم فردوسی
 

فردوسی » شاهنامه » پادشاهی خسرو پرویز » بخش ۵۵

 

وزان پس بسوی خراسان کسی

گسی کرد و اندرز دادش بسی

بدو گفت با کس مجنبان زبان

از ایدر برو تا در مرزبان

به گستهم گو ایچ گونه مپا

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

ابوالقاسم فردوسی
 

فردوسی » شاهنامه » پادشاهی خسرو پرویز » بخش ۵۶

 

چنین تا برآمد برین چندگاه

ز گستهم پر درد شد جان شاه

برآشفت روزی به گردوی گفت

که گستهم با گردیه گشت جفت

سوی او شدند آن بزرگ انجمن

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

ابوالقاسم فردوسی
 

فردوسی » شاهنامه » پادشاهی خسرو پرویز » بخش ۵۷

 

دوان و قلم خواست ناباک زن

ز هرگونه انداخت با رای زن

یکی نامه بنوشت نزدیک شاه

ز بدخواه وز مردم نیک خواه

سر نامه کرد آفرین از نخست

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

ابوالقاسم فردوسی
 

فردوسی » شاهنامه » پادشاهی خسرو پرویز » بخش ۵۸

 

دو هفته برآمد بدو گفت شاه

به خورشید و ماه و به تخت و کلاه

که برگویی آن جنگ خاقانیان

ببندی کمر همچنان بر میان

بدو گفت شاها انوشه بدی

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

ابوالقاسم فردوسی
 

فردوسی » شاهنامه » پادشاهی خسرو پرویز » بخش ۵۹

 

برآمد برین روزگاری دراز

نبد گردیه را به چیزی نیاز

چنین می همی‌خورد با بخردان

بزرگان و رزم آزموده ردان

بدان مجلس اندر یکی جام بود

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

ابوالقاسم فردوسی
 

فردوسی » شاهنامه » پادشاهی خسرو پرویز » بخش ۶۰

 

چنین تا بیامد مه فوردین

بیاراست گلبرگ روی زمین

جهان از نم ابر پر ژاله شد

همه کوه وهامون پراز لاله شد

بزرگان به بازی به باغ آمدند

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

ابوالقاسم فردوسی
 

فردوسی » شاهنامه » پادشاهی خسرو پرویز » بخش ۶۱

 

ازان پس چو گسترده شد دست شاه

سراسر جهان شد ورا نیک خواه

همه تاجدارانش کهتر شدند

همه کهتران زو توانگر شدند

گزین کرد از ایران چل و هشت هزار

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

ابوالقاسم فردوسی
 

فردوسی » شاهنامه » پادشاهی خسرو پرویز » بخش ۶۲

 

چو بر پادشاهیش شد پنج‌سال

به گیتی نبودش سراسر همال

ششم سال زان دخت قیصر چو ماه

یکی پورش آمد همانند شاه

نبود آن زمان رسم بانگ نماز

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

ابوالقاسم فردوسی
 

فردوسی » شاهنامه » پادشاهی خسرو پرویز » بخش ۶۳

 

به قیصر یکی نامه فرمود شاه

که برنه سزاوار شاهی کلاه

که مریم پسر زاد زیبا یکی

که هرگز ندیدی چنو کودکی

نشاید مگر دانش و تخت را

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

ابوالقاسم فردوسی
 

فردوسی » شاهنامه » پادشاهی خسرو پرویز » بخش ۶۴

 

چویک ماه شد نامه پاسخ نوشت

سخنهای با مغز و فرخ نوشت

سرنامه گفت آفرین مهان

بران باد کو باد دارد جهان

بد و نیک بیند ز یزدان پاک

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

ابوالقاسم فردوسی
 

فردوسی » شاهنامه » پادشاهی خسرو پرویز » بخش ۶۵ - گفتار اندر داستان خسرو و شیرین

 

کهن گشته این نامهٔ باستان

ز گفتار و کردار آن راستان

همی نوکنم گفته‌ها زین سخن

ز گفتار بیدار مرد کهن

بود بیست شش بار بیور هزار

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

ابوالقاسم فردوسی
 

فردوسی » شاهنامه » پادشاهی خسرو پرویز » بخش ۶۶

 

چنان بد که یک روز پرویز شاه

همی آرزو کرد نخچیرگاه

بیاراست برسان شاهنشهان

که بوند ازو پیشتر در جهان

چو بالای سیصد به زرین ستام

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

ابوالقاسم فردوسی
 

فردوسی » شاهنامه » پادشاهی خسرو پرویز » بخش ۶۷

 

چو آگاهی آمد ز خسرو به راه

به نزد بزرگان و نزد سپاه

که شیرین به مشکوی خسرو شدست

کهن بود کار جهان نوشدست

همه شهر زان کار غمگین شدند

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

ابوالقاسم فردوسی
 

[صفحهٔ اول] … [۳۵] [۳۶] [۳۷] [۳۸] [۳۹]