گنجور

شعرهای وحشی بافقی با وزن «فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)» - صفحهٔ ۱

 

وحشی بافقی » گزیدهٔ اشعار » غزلیات » غزل ۷۷

 

زهر در چشم و چین بر ابرو چیست

باز فرمان تندی خو چیست

غیر ازین کآمدیم و خوار شدیم

گنه ما درین سر کو چیست

چون به ما زین بتر شوی که شدی

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

وحشی بافقی
 

وحشی بافقی » گزیدهٔ اشعار » غزلیات » غزل ۸۴

 

وقت برقع ز رخ کشیدن نیست

رخ بپوشان که تاب دیدن نیست

بر من خسته بین و تند مران

که مرا قوت دویدن نیست

با که گویم غمت که در مجلس

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

وحشی بافقی
 

وحشی بافقی » گزیدهٔ اشعار » غزلیات » غزل ۱۲۱

 

چشم او قصد عقل و دین دارد

لشکر فتنه در کمین دارد

عالمی را کند مسخر خویش

هر که او لشکری چنین دارد

مست و خنجر به دست می‌آید

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

وحشی بافقی
 

وحشی بافقی » گزیدهٔ اشعار » غزلیات » غزل ۲۶۲

 

تو زمن پرس قدر روز وصال

تشنه داند که چیست آب زلال

ذوق آن جستن از قفس ناگاه

من شناسم نه مرغ فارغ بال

می‌توان مرد بهر آن هجران

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

وحشی بافقی
 

وحشی بافقی » گزیدهٔ اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۴ - در ستاش میرمیران

 

تفت رشک ریاض رضوان است

که در او جای میرمیران است

غیرت باغ جنت است آری

هر کجا فیض عام ایشان است

حبذا این رخ بهشت آرا

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

وحشی بافقی
 

وحشی بافقی » گزیدهٔ اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۹ - در ستایش شاه طهماسب

 

آنکه جان بخش و جان ستان باشد

لطف و قهر خدایگان باشد

آفتابی که سایهٔ چترش

بر سر شاه خاوران باشد

پادشاهی که ساحت بارش

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

وحشی بافقی
 

وحشی بافقی » گزیدهٔ اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱۳ - در ستایش میرمیران

 

باد فرخنده عید و فصل بهار

بر تو و شاهزاده‌های کبار

میر میران که روی خرم تست

عید احرار و قبلهٔ ابرار

بر یمین و یسار تو چو روند

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

وحشی بافقی
 

وحشی بافقی » گزیدهٔ اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱۹ - در ستایش میرمیران

 

لله الحمد کز حضیض خطر

شد به اوج آفتاب دین پرور

چشم خفاش کور گو می‌باش

کز فلک مهر بگذراند افسر

شکرلله که حفظ یزدانی

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

وحشی بافقی
 

وحشی بافقی » گزیدهٔ اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۲۳ - رد ستایش حضرت علی«ع»

 

تا به روی توشد برابر گل

غنچه بسیار خنده زد بر گل

در گلستان ز مستی شوقت

جامه را چاک زد سراسر گل

بر تنش گشته پیرهن خونین

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

وحشی بافقی
 

وحشی بافقی » گزیدهٔ اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۲۶ - در ستایش میرمیران

 

ای تماشاییان جاه و جلال

بشتابید بهر استقبال

که ز ره می‌رسد به سد اعزاز

از در شاه موکب آمال

موکبی با جهان جهان شوکت

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

وحشی بافقی
 

وحشی بافقی » گزیدهٔ اشعار » قطعات » شمارهٔ ۳ - حروف شراب

 

بر درخانه قدح نوشی

رفتم و کردم التماس شراب

شیشه‌ای لطف کرد، اما بود

چون حروف شراب ، نیمی آب


متن کامل شعر را ببینید ...

وحشی بافقی
 

وحشی بافقی » گزیدهٔ اشعار » قطعات » شمارهٔ ۷ - چیستان

 

مدعا زین سه چار بیتک سهل

داند آنکس که دانش اندیش است

آنچه دستم به دامنش نرسد

گر چه سعی طلب ز حد بیش است

طرفه صحرا دوی‌ست ، خاصه بهار

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

وحشی بافقی
 

وحشی بافقی » گزیدهٔ اشعار » قطعات » شمارهٔ ۱۰ - هجو هم خوب می‌توانم گفت

 

ای صبا خواجه را ز بنده بگو

که در مدح می‌توانم سفت

ور به زشتی و ناخوشی‌افتد

هجو هم خوب می‌توانم گفت


متن کامل شعر را ببینید ...

وحشی بافقی
 

وحشی بافقی » گزیدهٔ اشعار » قطعات » شمارهٔ ۱۲ - خر گدا

 

چند ای خر گدا توان گفتن

که مرا بخت هم عنان بوده‌ست

پسر آرق وزیرم من

پدر من وزیر خان بوده‌ست

چه کنم زن جلب که یک باری

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

وحشی بافقی
 

وحشی بافقی » گزیدهٔ اشعار » قطعات » شمارهٔ ۱۶ - وجه برات

 

خواجه وجه برات خود بدهد

تا مرا گفتگو نباید کرد

یا زرم را به کس حواله کند

تا مرا هجو او نباید کرد


متن کامل شعر را ببینید ...

وحشی بافقی
 

وحشی بافقی » گزیدهٔ اشعار » قطعات » شمارهٔ ۱۸ - سرتاس

 

ای که هر خلعتی که در بر توست

زینت دوش آسمان باشد

جسمش از جامه تو پوشیده‌ست

هر که در حیز مکان باشد

خلعت خاصه کز شرافت آن

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

وحشی بافقی
 

وحشی بافقی » گزیدهٔ اشعار » قطعات » شمارهٔ ۲۰ - نشان بخردی

 

صبر در کارها چه نیک و چه بد

از علامات بخردی باشد

چون به تدیبر کار ناید راست

هر چه تقدیر ایزدی باشد


متن کامل شعر را ببینید ...

وحشی بافقی
 

وحشی بافقی » گزیدهٔ اشعار » قطعات » شمارهٔ ۲۶ - یعنی کشک

 

نام جویا کنون که دیده ابر

هست چون چشم عاشقان پراشک

خانه‌ای دارم از عنایت شاه

که برد دیگ حجله بر وی رشک

آرد در خم ،برنج در انبان

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

وحشی بافقی
 

وحشی بافقی » گزیدهٔ اشعار » قطعات » شمارهٔ ۲۷ - بر تخت نشستن شاه اسماعیل

 

شاه تهماسب خسرو عادل

که ز شاهان کسش ندیده عدیل

داد انصاف و عدل داد الحق

تا قیامت گذاشت ذکر جمیل

به پسر داد نوبت شاهی

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

وحشی بافقی
 

وحشی بافقی » گزیدهٔ اشعار » قطعات » شمارهٔ ۳۳ - بزم تاریک

 

شرفا ساقی عنایت تو

گو دماغ مرا معطر کن

ز آنچه آتش بر آبگینه زند

بزم تاریک ما منور کن


متن کامل شعر را ببینید ...

وحشی بافقی
 

[۱] [۲]