گنجور

شعرهای قصاب کاشانی با وزن «فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)»

 

قصاب کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۴۳

 

دل من چون به هوای سفری برخیزد

مشت خاکی است که از رهگذری برخیزد

می‌شود دام هوا بهر گرفتاری او

زآشیانم اگر افتاده پری برخیزد

بر زمین چون گذری گوشه چشمی می‌دار

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

قصاب کاشانی
 

قصاب کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۹۰

 

می‌کند بی‌گنه‌ام هر نفس آن یار قصاص

شکر لله که دلم دید ز دیدار قصاص

خسته را نیست توانایی آزار کسی

می‌کند چشم توام تا شده بیمار قصاص

خوار اگر جور و جفا نیست، عجب حیرانم

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

قصاب کاشانی
 

قصاب کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۲۷۱

 

عالما علم ز دل‌ها نه تو داری و نه من

خبر از شورش دنیا نه تو داری و نه من

نشئه هست در این بزم نهان در هر دل

علم از این باده و مینا نه تو داری و نه من

در سری نیست در این دهر که سودایی نیست

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

قصاب کاشانی
 

قصاب کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۲۸۴

 

ای نگه با نظرت هم می و هم میخانه

گردش چشم تو هم ساقی و هم پیمانه

هم مسلمان ز تو حاجت طلبد هم کافر

طاق ابروی تو هم مسجد و هم بتخانه

نرگست با همه در آشتی و هم در جنگ

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

قصاب کاشانی
 

قصاب کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۲۹۸

 

جان من گر شدی از صحبت من سیر بگوی

گر شدی از من ماتم‌زده دلگیر بگوی

تو شکار افکن و من صید تو بی‌مهری چیست

گر نداری سرِ صیادی نخجیر بگوی

هرچه گفتم به تو از روی وفا نشنیدی

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

قصاب کاشانی
 

قصاب کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳۱۱

 

بشنوی گر ز من غمزده پندی مردی

دل به این دهر ستم‌پیشه نبندی مردی

خنده و شوخی بیجای گل از بی‌دردی‌ست

گر از این عشرت ده روزه نخندی مردی

بید بر خویشتن از بیم بریدن لرزد

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

قصاب کاشانی
 

قصاب کاشانی » دیوان اشعار » ترکیبات » شمارهٔ ۷ - دامان رقیب

 

باز چون سرو قد افراخته‌ای یعنی چه

ریشه بر هر جگر انداخته‌ای یعنی چه

چهره چون لاله ز می ساخته‌ای یعنی چه

ماه من پرده برانداخته‌ای یعنی چه

مست از خانه برون تاخته‌ای یعنی چه

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

قصاب کاشانی