گنجور

 
وطواط

شهاب الدین، سپهر فضل ، صابر

فضایل هست ذاتت را به فرمان

خرد با جان تو جُسته‌ست وصلت

هنر با طبع تو بسته‌ست پیمان

شعار تست عزّ اهل دانش

دثار تست حرز اهل ایمان

ترا در نظم لعبت‌های آزر

ترا در نثر حکمت‌های لقمان

تن مطروح را جاه تو قوت

دل مجروح را لطف تو درمان

سخن فرمانبرِ طبع تو چونانک

پری فرمانبر امر سلیمان

زهی! در فطرت تو علم حیدر

زهی! در طینت تو شرم عثمان

شدم دور از تو و زین رأی باطل

پشیمانم، پشیمانم، پشیمان!

به دیدار تو دارم حرص و هستند

به هم در یک طویله حرص و حرمان

فرستادن به نزدیک تو اشعار

فرستادن بود زیره به کرمان

همیشه تا چو موسی نیست فرعون

همیشه تا چو هارون نیست هامان

همه اوقات تو بادا به راحت

همه احوال تو بادا به سامان

نکو خواه تو در اقبال خرم

بداندیش تو در ادبار پژمان

یکی در قبضهٔ محنت گرفتار

یکی در روضهٔ نعمت خرامان

 
 
نسکبان اندروید
سلیمی جرونی

تو آن شاهی که از دریای عمان

برای دسته تیغت به فرمان

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه