لغتنامهابجدقرآن🔍گوگلوزنغیرفعال شود

گنجور

 
وطواط

شها ، دست و تیغت در ایوان و میدان

یکی زر فشاند، یکی سرفشاند

شمال سحرگاه الطاف برت

گل باغ آمال را بشکافند

سرشک سحاب کف در فشان

ز خارا مه دی ریاحین دماند

که گیرد بکف کعتبین خلافت

که در ششدر چرخ جافی نماند؟

دهان سیادت رکاب تو بوسد

زبان سعادت ثنای تو خواند

نه جودست هر چان کف تو نبخشد

نه علمست هر جان دل تو نداند

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
امیر شاهی

به زنجیر زلفت دل ماست در بند

ز سر رشته عقل بگسسته پیوند

رقیبا، مران از در دوست ما را

که بینند سگ را بروی خداوند

به توبه مکن دعوت ای شیخ ما را

[...]

شاهدی

ز زلف تو جان چون شود فارغ آیند

که هر رشته‌ای بر رشته‌ای هست پیوند

به تیری ز مژگان نواز این دلم را

از آن چشم سحار این جور تا چند

شکر گر مکرر کند نام خود را

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه