گنجور

 
وطواط

جانا ، همه خطاب تو با من جفا بود

وز من جفات را همه پاسخ وفا بود

هرگز مباد با تو جفاکار روزگار

ورچه همیشه کار تو با من جفا بود

ای نزد من ز جان و دل من عزیز تر

قصدت همه بجان و دل من چرا بود؟

با روی تست عشق روا و بدین سبب

هرچ آن ز تو به‌روی من آید روا بود

گویند : دل به‌مهر نگاری دگر سپار

هرگز نکوتر از تو نگاری کجا بود ؟

خورشید پیش نقش رخ تو هدر شود

یاقوت پیش رنگ لب تو هبا بود

جان مرا همیشه سعادت زیاد تست

حاشا! اگر زیاد تو جانم جدا بود

بربود عشق تو دل و دیده ز من و لیک

با عشق تو غم دل و دیده کرا بود؟

تا کی تنم ز عشق تو بار بلا کشد ؟

تا کی دلم ز جور تو یار عنا بود؟

در کش ز جور دامن و می دان:که رسم جور

در روزگار خسرو عادل خطا بود

 
sunny dark_mode