گنجور

شمارهٔ ۹

 
وحدت کرمانشاهی
وحدت کرمانشاهی » غزلیات
 

گردون چو زد لوای ولایت به بام ما

سامان گرفت شرع پیمبر به نام ما

در نعت این بس است که روح‌الامین پاک

آرد سلام بارو رساند پیام ما

ای خواجه بندگی به مقامی رسانده‌ایم

کافسر رباید از سر شاهان غلام ما

ما را دوام عمر نه از دور انجم است

باشد دوام دور فلک از دوام ما

دردا که بی حضور می و دور جام رفت

سی سال روزگار همه صبح و شام ما

ساقی چو یک اشاره شد از پیر می‌فروش

لبریز ساخت از می توحید، جام ما

ما را که لعل یار به کام است و می به دور

دور سپهر گو که نگردد به کام ما

در آستان میکده ما را کنید خاک

شاید که بوی باده رسد بر مشام ما

وحدت رموز مستی و اسرار عاشقی

یکسر توان شناخت ز طرز کلام ما



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

به دلیل تغییرات سایت موقتا امکان ارسال حاشیه وجود ندارد.

دریای سخن