گنجور

شمارهٔ ۳۶

 
وحدت کرمانشاهی
وحدت کرمانشاهی » غزلیات
 

هرکه آئین حقیقت نشناسد ز مجاز

در سراپرده رندان نشود محرم راز

یا که بیهوده مران نام محبت به زبان

یا چو پروانه بسوز از غم و با درد بساز

مگذارید قدم بیهده در وادی عشق

کاندر این مرحله بسیار نشیب است و فراز

آنقدر حلقه زنم بر در میخانه عشق

تا کند صاحب میخانه به رویم در باز

دم غنیمت بود ای دوست در این دم زیرا

آنچه از عمر ز کف رفت دگر ناید باز

هرکه شد معتکف اندر حرم کعبه دل

حاش لله که شود معتکف کوی مجاز

بهتر از جنت و حور است همانا وحدت

وصل دلدار و لب جوی و می و نغمه ساز

🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 حذف شماره‌ها | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.