هرکه آیین حقیقت نشناسد ز مجاز
در سراپرده رندان نشود محرم راز
یا که بیهوده مران نام محبت به زبان
یا چو پروانه بسوز از غم و با درد بساز
مگذارید قدم بیهده در وادی عشق
کاندر این مرحله بسیار نشیب است و فراز
آنقدر حلقه زنم بر در میخانه عشق
تا کند صاحب میخانه به رویم در باز
دم غنیمت بود ای دوست در این دم زیرا
آنچه از عمر ز کف رفت دگر ناید باز
هرکه شد معتکف اندر حرم کعبه دل
حاش لله که شود معتکف کوی مجاز
بهتر از جنت و حور است همانا وحدت
وصل دلدار و لب جوی و می و نغمه ساز
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این بیتها از شاعر به بیان شناخت حقیقت و عشق میپردازد. شاعر میگوید اگر کسی به حقیقت عشق آشنا نیست، نمیتواند به معرفت و رازهای عمیق آن دست یابد. همچنین از بیهودهگویی در مورد محبت پرهیز میکند و تأکید میکند که عشق مسیر دشواری دارد که پر از نشیب و فراز است. شاعر بر این نکته تأکید میکند که باید از لحظهها بهرهبرداری کرد و عشق را جدی گرفت، زیرا زمان به سرعت میگذرد و آنچه از دست رفته دیگر بازنمیگردد. در نهایت، او همچنین بیان میکند که اتصال به حقیقت و وحدت عشق بالاتر از هر نعمتی است.
هوش مصنوعی: هر کسی که نتواند حقیقت را بشناسد، نمیتواند به جمع رندان و اهل راز راه یابد و به درون ایشان راه پیدا کند.
هوش مصنوعی: یا نام محبت را بیهوده به زبان نیاور، یا اگر این کار را میکنی، مانند پروانه بسوز و با غم و درد زندگی کن.
هوش مصنوعی: برای افرادی که وارد عرصه عشق میشوند، نباید بیهدف و بیمقدمه قدم بگذارند، زیرا این مسیر پر از دشواریها و چالشهاست.
هوش مصنوعی: به قدری به درب میخانه عشق میکوبم که دربان آن، بالاخره در را به رویم باز کند.
هوش مصنوعی: لحظه حاضر را غنیمت شمار، ای دوست، زیرا هر آنچه که از عمر ما سپری شده، دیگر بازنمیگردد.
هوش مصنوعی: هر کسی که در کعبه دل خود را در عبادت و انس با خدا قرار دهد، هرگز به دامان دنیای فانی و ظاهری نخواهد چسبید.
هوش مصنوعی: اتصال به محبوب و لذت بردن از جانان، با نوشیدن شراب و شنیدن نغمههای دلانگیز، از بهشت و زیباییهای آن بسیار بهتر است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
یاد باد آن شب کان شمسه خوبان طراز
بطرب داشت مرا تا بگه بانگ نماز
من و او هر دو بحجره در و می مونس ما
باز کرده در شادی و در حجره فراز
گه بصحبت بر من با بر او بستی عهد
[...]
ای کهن گشته تن و دیده بسی نعمت و ناز
روز ناز تو گذشتهاست بدو نیز مناز
ناز دنیا گذرنده است و تو را گر بهشی
سزد ار هیچ نباشد به چنین ناز نیاز
گر بدان ناز تو را باز نیاز است امروز
[...]
نوبهار آمد و آورد گل تازه فراز
می خوشبوی فزار آور و بربط بنواز
ای بلنداختر نامآور، تا چند به کاخ
سوی باغ آی که آمد گه نوروز فراز
بوستان عود همیسوزد، تیمار بسوز
[...]
از غم هجر طراز همه خوبان طراز
زرد و باریکم و لرزانم چون تار طراز
به امید خبر یار و به طمع نظرش
به شبان سیه دیر و به روزان دراز
اگرم گوش بخارد نبرم دست به گوش
[...]
کره ای را که کسی نرم نکردست متاز
بجوانی و بزور و هنر خویش مناز
نه همه کار تودانی نه همه زورتراست
لنج پر باد مکن بیش و کتف بر مفراز
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.